احمد بورقانی فراهانی / روزنامهنگار و معاون اسبق مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
هنوز مدت چندانی از پایان انتخابات نهم ریاست جمهوری نگذشته بود که از طرف آقای کروبی به جلسهای مشورتی دعوت شدم. با توجه به اینکه مدتهاست این بنده پای ثابت برخی جلسات مشورتی برای انتشار نشریات مختلف اصلاحطلبان هستم، حدس زدم قول آقای کروبی برای انتشار روزنامه به سامانی رسیده است. ظهر سهشنبهای بود که اولین جلسه برپا شد. آقایان عباسعلی بهاری نماینده ساری در مجلس اول، رسول منتجبنیا نماینده شیراز در مجالس اول تا سوم، ابوالفضل شکوری نماینده زنجان در مجلس ششم، غفور گرشاسبی نماینده بندر لنگه در مجلس اول، سیدابراهیم امینی نماینده ممسنی در مجلس ششم، الیاس حضرتی نماینده رشت و تهران در مجالس سوم تا ششم، محمدجواد اطاعت نماینده داراب در مجلس ششم و محمدجواد حقشناس معاون پارلمانی و حقوقی سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جملگی از اعضای ارشد حزب نوپای اعتماد ملی و آقایان محمد قوچانی سردبیر روزنامه شرق، سیدمحمدعلی ابطحی معاون پارلمانی و حقوقی سابق رئیسجمهوری و این بنده عاصی از بیرون از حزب اعتماد ملی، اعضای جلسه بودند.
آقای کروبی اطلاع داد که پروانه انتشار روزنامه اعتماد ملی را هیات نظارت بر مطبوعات صادر کرده و اکنون گوی و میدان دست آقایان است تا برای انتشار روزنامه اندیشه کنند و طراحی. از آن روز تا امروز که سهشنبهها به یکشنبهها تبدیل شده و آقای محمدصادق جوادی حصار مدیر مسئول روزنامه توس و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز به جمع مشورتی پیوسته، تقریبا هر هفته این افراد با کم و زیاد دور هم جمع شدهاند و هم از زمین و زمان گفتهاند و هم درباره مسائل روزنامه اعتماد ملی گفتوگو کرده و نظرات و ایدههای خود را برای اجرای احتمالی در اختیار آقای دکتر حقشناس قرار دادهاند که از همان ابتدا مقرر شد مدیر مسئولی روزنامه را عهدهدار شود که شده است.
در این جمع مشورتی که چهار پنج جلسه آن را بنده به علت بیماری قلبی توفیق شرکت نیافتم، دوستان نکات درخور توجهی را مطرح کردند که بد ندیدم برخی را که به یادم مانده همچنان از موضع مشورت قلمی کنم شاید به کار آید، البته بدون تاکید بر اقتدار. در ویژهنامه مجله بخارا که علی دهباشی دنیای تازهای از رابیندرانات تا گور پیش چشم ما گشوده از قول شاعر بزرگ هند آمده است: «برخی درباره هر موضوعی چنان با اقتدار حرف میزنند که گاهی فکر میکنی مشاور خصوص خدا هستند.» بنابراین آنچه خواهد آمد تاب صد اما و اگر را دارد و با اقتدار بینسبت است.
الف. حرفهای باشید. روزنامه اعتماد ملی گرچه به حزب اعتماد ملی تکیه دارد اما به کارکردهای روزنامه که همانا اطلاعرسانی صحیح و سریع، نظارت عمومی بر عملکردها، آموزش عمومی، پر کردن اوقات فراغت مردم و... وفادار باشد و حزبی صرف عمل نکند.
ب. جوانمرد باشید. صاحب امتیاز روزنامه مرد خداست. مردان خدا برای مردم حق و حقوق قائلاند. زمانی که پای منافع پیش آمد حقوق دیگران را لگدمال نکنید. استاد محترم مهدی چهلتنی در مقاله «اسلام محمدی و مسلمانی ما» آورده است: «حرمت آبروها باید عظیم باشد... زیرا پیامبر(ص) فرمود هر کس از آبروی برادرش دفاع کند خداوند در روز جزا آتش دوزخ را بر او حرام میگرداند... و نیز فرمود مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند. پیامبر آن چنان در حفظ حرمت انسانها کوشا بود که روزی کسی را به حضورش آوردند و شاهدی شهادت داد که من این مرد را دیدم که این چیزها را میدزدید. فرمود: چرا نگفتی او را دیدم در حالیکه آن را میبرداشت!»
پ. غلط ننویسید. به زبان فارسی در روزنامه بیاعتنایی نشود که هر کس چنین کند به فتوای علامه محمد قزوینی در شریعت معنوی وطن، خونش مباح میشود و مالش حلال. مرحوم علامه محمد قزوینی بعد از غوغای عوام در تهران بر سر انتشار کتاب «یکی بود یکی نبود» و اطلاع از تصمیم مرحوم سیدمحمدعلی جمالزاده به بریدن رشته سخن، فریادش به آسمان بلند شد و طی نامهای به آن مرحوم نوشت؛ «زبان فارسی به سرعت برق قاطع رو به انحلال است. هر کس در هر گوشه دنیا به هر اندازه هنری در این خصوص دارد، دقیقهای - بل آنی - غفلت بورزد یا مسامحه کند، یا حجب و شکسته نفسی بورزد، یا یاس و ناامیدی به خود راه دهد، مستوجب لعنت خداوند و انبیا و اولیا و جمیع مردم خواهد بود و در شریعت معنوی وطن، خونش مباح و مالش حلال و خانهاش خراب کردنی و جسدش مثله ساختی است.» اکنون که به همت بلند برخی همکاران محترم به ویژه وبلاگنویسهای مکرم، دل زبان فارسی ریش ریش گردیده و فصاحت و حلاوت و سلاست و بلاغت به کناری رانده شده است بر همه ماست که علاوه بر صیانت از زبان فارسی، بکوشیم روزنامه به جایگاهی برای پرورش توانایی و استعداد جوانان خوش ذوق مبدل شود که بعد از چندی به قول انوری بیدغدغه «بردارند کلک و کاغذ و فرفر بنویسند» میدانید که طبع خداداد هیچگاه کفایت نکرده، رنج و کوشش نیز باید.
ت. تحلیل کنید. تا آنجا که در توان دارید با رخدادها و حوادث مهم، تحلیل برخورد کنید. به همین سبب صفحات روزنامه را بر روی اهل فکر و قلم بیتبعیض بگشایید و روزنامه را به قلمروی تبدیل کنید برای گفت و شنود نخبگان و اصحاب رای و اندیشه. تنها حزبیها ستوندار نباشند. البته تردیدی نیست که ضروری است حزبیها برای روزنامه عرق فکری بریزند تا هم مردم با نظرات ایشان آشنا شوند و هم ایشان برای پیشبرد اهداف حزبشان بکوشند.
ث. بمانید. ماندن را دست کم نگیرید و آن را به دست فراموشی نسپارید. جمعی شما را خوش ندارند. خیرالامور اوسطها. نه حیدری باشید و نه نعمتی. همه ما از توقیف و تعطیل و توقف نشریات خستهایم. ظاهرا قصدی برای بستن احساس نمیشود اما شرط عقل را به طاق نسیان وامگذارید و ظرایف را از لحاظ دور مدارید. البته این به معنای بیتوجهی به حقوق مردم، شرافت حرفهای، آزادی عدالت و دین نباید تلقی شود.
ج. عدالت بورزید. چه بخواهید و چه نخواهید صفحاتی از تاریخ این سرزمین را به نام شما و حزب شما خواهند نگاشت. بنابراین تصور نکنید «هر چه آن خسرو کند، شیرین بود». بگذارید برای شما بنگارند که ظالمی را به باطل یاری ندادهاید تا حقی را پایمال کند.
به انصاف و عدالت داوری کنید که رسول خدا(ص) فرمود: «در روز قیامت ساعتی بر قاضی عادل میگذرد که آرزو میکند ایکاش درباره خرمایی میان دو کس حکم نمیکرد».
چ. بردباری و بردباری. تحمل، حلم و بردباری را در جامعه افزونی بخشید. مناظرههای قلمی، قلمروی است که از بیتابیها میکاهد و بردباری را تقویت میکند بویژه آنجا که مسئولان صاحب نفوذ، مراجع صاحب نظر و اهل رای و اندیشه بر روی هم قلم میکشند.
ابواب آزادی بیان، شجاعت و جسارت و... را دیدم در طی چند روز اخیر دوستان دیگر نگاشتهاند و جای تکرار نیست. اطمینان دارم که میتوانید بمانید و موفق شوید و مخاطب پایدار به دست آورید. دو مقوله را نیز جدی بگیرید؛ اول طنز را و دوم شبهای جمعه را که همه توقع دارند روزنامه را پنجشنبهها پر ملاطتر دست بگیرند.
سربلند باشید