عوامل و انگیزههای قیام نوزدهم دی
1- شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی:
در آبان ماه 1356، واقعه شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی، فرزند ارشد و مبارز امام، رخ داد که امام آن را از "الطاف خفیه الهی" نام نهادند. این حادثه موجی از انزجار در میان مردم برانگیخت و آنان به پاس احترام به رهبر تبعیدی خود، در سراسر ایران به ویژه در تهران و قم مجالس عزاداری برپا کردند. اکثر قریب به اتفاق این مجالس به صحنه حمایت از امام خمینی(ره) و مخالفت با رژیم تبدیل شد. در جریان همین مجالس، مردم به پاس مجاهدتها و قدرت ویژه آیتاللهالعظمی خمینی، به او لقب "امام" دادند که به عنوان یک استراتژی دائمی در طول تاریخ تشیع جزو فرهنگ شیعیان قرار گرفته بود.
رژیم شاه که از اقبال مردم به امام خمینی حیرت زده شده بود دست به حرکت نسنجیدهای زد تا به گمان خود، امام را بیاعتبار سازد و در ضمن از قدرت روحانیت ارزیابی مجددی به عمل آورد؛ از این رو در روز هفدهم دی ماه 1356، یعنی در سالروز کشف حجاب، در روزنامه اطلاعات به چاپ مقالهای توهینآمیز دست زد که هتاکی و بیاحترامی نسبت به امام و روحانیت را به اوج خود رسانده بود.
2- درج مقاله توهینآمیز در روزنامه اطلاعات
مطبوعات و رسانههای رژیم، هر سال در هفدهم دی ماه در ستایش از انقلاب سفید مقالاتی درج میکردند. ماه دی آن سال با دیهای قبل متفاوت بود. رژیم این بار نیز همچون دفعات قبل، ترور شخصیت و اهانت به مقدسات را هدف قرار گرفته بود، اما شرایط سیاسی و اجتماعی این سال نیز با سالهای پیش تفاوت داشت؛ چرا که شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی، موجی از نفرت و عصبانیت را در میان مردم به وجود آورده بود. بدین ترتیب، رژیم تلاش میکرد نام امام خمینی در مقالات درج نشود و از رادیو و تلویزیون حتی برای حمله و انتقاد هم نامی از وی برده نمیشد. تجلیل مردم از امام خمینی در جریان مجالس ختم آیتالله سید مصطفی خمینی، رژیم را بر آن داشت که نوک پیکان حملات خود را به سوی امام نشانه گیرد. در هفدهم دی ماه 1356، رژیم پهلوی در روزنامه کثیرالانتشار اطلاعات، مقاله توهینآمیز "ایران و استعمار سرخ و سیاه" را به قلم فردی مجهولالهویه با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" چاپ و منتشر کرد. این مقاله، حول چند محور دور میزد که در زیر به آنها اشاره خواهد رفت.
الف-تعریف و تمجید از "انقلاب سفید" یا "انقلاب شاه و ملت"
ب-تلاش برای نشان دادن پیوند میان استعمار سرخ وسیاه توسط قسمتی از این مقاله که قیام پانزدهم خرداد1342 و حوادث پیرامون آن را تبلور همکاری و اتحاد صمیمانه این دو نوع استعمار قلمداد میکند.
ج-تلاش برای ایجاد اختلاف بین روحانیون چرا که در این مقاله روحانیون به دو دسته متمایز تقسیم شده و درصدد القای این مطلب بود که روحانیون طرفدار انقلاب سفید بسیارند و در مقابل، روضهخوانان در خدمت مالکان، معدودی بیش نیستند.
د-اهانت به امام خمینی و تلاش برای نشان دادن پیوند وی با استعمار سرخ و سیاه و رهبری او در قیام پانزدهم خرداد
به دنبال این واقعه، بسیاری از طلاب راه منازل مراجع را در پیش گرفتند. مراجع ضمن تاکید بر حفظ وحدت کلمه، خواستار ادامه تجمع و تظاهرات اعتراضآمیز شدند. در این مدت، مردم متدین و همسایگان بیوت مراجع نیز به جمع طلاب پیوستند. تعداد معترضان تا ظهر به چندین هزار نفر رسید. آنان محل تجمع خود را منزل آیتاللهالعظمی سید شهابالدین مرعشی نجفی تعیین کردند. پس از سخنرانی آیتالله مرعشی، جمعیت عازم منازل سایر مراجع شدند. ازدحام جمعیت در خیابانها، باعث شد که رژیم ناگزیر از اتخاذ تدابیر شدید امنیتی شود. خیابانها و میادین اصلی، شاهد حضور صدها پلیس مجهز به لباس و سلاحهای ضد شورش بود. بار دیگر، نوبت نمایش قدرت اسلام بود. معترضان خود را به صفهای به هم فشرده نماز در مسجد اعظم رساندند. رژیم تا این لحظه علی رغم آمادگی نظامی برای سرکوب حرکت مردم، تماشاگر تظاهرات بود، اما به تدریج از افزایش جمعیت و گسترش آن بیمناک شد. رژیم نیروهای نظامی خود را در اطراف مسجد مستقر کرده بود. روز هیجدهم دی با جوش و خروش دلهای مجروح از اهانت به حضرت امام(ره) سپری شد. صبح روز نوزدهم دی، اعلامیههایی مبنی بر تعطیلی بازار و ابراز همدردی با مرجعیت بر دیوار مغازهها و منازل نصب شده بود. با تجمع بازاریان، حرکت آنان به سوی حوزه آغاز شد. مراجع نیز تعطیلی کلاسهای خود را اعلام کردند.
جمعیت در روز نوزدهم دی در مقایسه با روز گذشته، افزایش چشمگیری پیدا کرد. رژیم که از گسترش تظاهرات و عدم کنترل آن هراسناک شده بود. قسمتهای مهم شهر و خیابانهای اصلی و راههای منتهی به بیوت مراجع و مدرسه فیضیه را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار داد. سخنان صبحگاهی فرماندهان، نیروهای ضد شورش را به این باور رساند که معترضان درصدد اخلال در امنیت شهر هستند. مردم نیز نیروهای امنیتی را کارگزاران و حافظان استعمار و استبداد میدانستند و آنان را به دلیل تن دادن به خفت و ظلم، ملامت میکردند. تظاهرات مردم آرام بود ولی ناگهان صدای تیراندازی شروع شد. ناگهان گاز اشکآور، فضای خیابانها را دودآلود کرد. مردم به حمله متقابل پرداختند و شیشههای بانکها و دفتر حزب رستاخیز قم شکسته شد. نیروهای امنیتی با گلوله و باتوم وگاز اشکآور به مردم حمله کردند و جمع کثیری از طلاب و روحانیون و سایر اقشار شهر، هدف گلوله مهاجمین قرار گرفتند که به صورت کشته و زخمی در گوشه و کنار خیابانها میافتادند. سرانجام شامگاه فرا رسید و درگیریهای خیابانی و تیراندازیهای پراکنده پایان یافت، آثار درگیری در کوچه و خیابان باقی بود و سکوت مرگباری بر شهر حاکم بود. صفیر گلوله و فریاد جوانان، جای خود را به ناله و زاری مادران و پدران داغدیده و به ماتم نشسته داده بود.
قیام نوزدهم دی نشان داد که قلب مردم ایران و مخالفان رژیم برای رهبر نهضت، با وجود این که ایشان فرسنگها دور از وطن در تبعید به سر میبرد، همچنان بیش از پیش میتپد و هیچگونه توهینی را به ایشان بر نمیتابند. این قیام در عین حال ثابت کرد که در ورای قدرت پوشالی رژیم و آن سوی این چهره تا دندان مسلح، هیچ پشتوانهای وجود ندارد و رژیم به ستونی تکیه زده که با یک تلنگر از جا کنده میشود. قیام مردم قم به ملت مسلمان ایران و جهان فهماند که این همه هیاهو از سوی یک حکومت مستبد برای آن است که از یک طرف در دل مردم هراس افکند و از طرف دیگر ترس خود را فرو ریزد. ولی همه معادلات رژیم، نتیجه معکوس داد و ملت مسلمان ایران دریافتند که اکنون زمان آن رسیده که بیش از پیش آماده شوند و ضربات نهایی را بر پیکره حکومت استبدادی شاه وارد کنند. بنابراین قیام نوزدهم دی و برگزاری مراسم بزرگداشت برای شهدای این قیام، که منجر به درگیریهای خونین در سایر شهرهای ایران شد، موجب گردید یک سال بعد رژیم پایان عمر پنجاه و سه ساله خود را به سوگ بنشیند و سپیده انقلاب اسلامی در افق ایران طلوع نماید.