مهرداد بهمنی
از کلیه سینماگرانی که آثارشان به هر دلیل توقیف شده معذرت میخواهیم!
نخست؛ روز گذشته خانه سینما طی بیانیهای از انصراف سینماگران ایرانی از حضور در جشنواره فیلم دانمارک قدردانی کرد. اقدام اخیر سینماگران ایرانی و خانه سینما از آنجا که در راستای بیان اعتراض شدید جامعه هنری ایران به اقدامات غیر انسانی و اخلاقی دولت دانمارک صورت گرفته است، به نوبه خود قابل ستایش است.
دوم؛ سینمای ایران هفته گذشته با شش فیلم در جشنواره فیلم برلین حضور یافت و در نهایت با کسب جایزه «خرس نقرهای» این جشنواره برای فیلم «آفساید» افتخار جدیدی را برای سینمای ایران به ارمغان آورد!! وزیر ارشاد طی سخنانی، حضور سینماگران ایرانی در جشنواره برلین را امری قابل قبول و در راستای گسترش سینمای ایران ارزیابی کرد. تفاوت حضور سینماگران ایرانی در جشنوارههای امسال با سال گذشته در آن است که برای نخستین بار دولت ایران با حمایت گسترده خود زمینه حضور شرکتهای خصوصی تولید و پخش فیلم را در بازار فیلم اروپایی فراهم کرده است.
به گفته محمد اطبایی هدف وزارت ارشاد در حال حاضر بال و پر دادن به شرکتهای فعال در بخش خصوصی ایران و حضور قدرتمندانه آنها در عرصه پخش فیلمهای ایرانی در جشنوارهها و بازارهای بینالمللی است.
سوم؛ تا همین سال گذشته فریاد وامصیبتهای برخی از مسئولین کنونی ارشاد که از حلقوم روزنامههای ارزشی خارج میشد، گوش فلک را میخراشید. البته حق هم کاملا با آنان بود چرا که یک انسان غیرتمند و غیور که خواستار حفظ دستاوردهای ملی و مذهبی خود بوده و به کشور خود عشق میورزد، هرگز حاضر نمیشود که دستمایههای فرهنگی، ملی و بومیاش را در بازارهای مکارهای با عنوان جشنوارههای «کن»، «ونیز» و دهها عنوان دهان پرکن دیگر توسط آثاری چون «تخته سیاه»، «دایره»، «ده»، «نیمه پنهان»، «زمانی برای مستی اسبها» و... چوب حراج بزند.
چهارم؛ «آفساید»، «زمستان است» و «به آهستگی» عنوان بخشی از آثاری است که در جشنواره برلین حضور یافتند. اگر بخواهیم قضاوتی عادلانه داشته باشیم صریحا باید اعتراف کنیم «دایره» جعفر پناهی که چندین سال بنابر ادعای مسئولان ارزشیابی سینما مبنی بر سیاه بودن فیلم در محاق توقیف بوده است، در مقایسه با فیلم «آفساید» فیلمی بسیار ارزشی و در راستای دفاع و حمایت همه جانبه از نظام محسوب میشود!! اگر بخواهیم «تخته سیاه» را با فیلم «زمستان است» مقایسه کنیم باید اعتراف کنیم که تصویرسازی خانم مخملباف از ایران یک بهشت تمامعیار میباشد که ارشاد باید طی مراسمی ویژه از ایشان به خاطر حمایتهایشان از ایران و ایرانی قدردانی به عمل آورد و همینطور الی آخر!!
پنجم؛ بیچاره مسجد جامعی و به خصوص حیدریان که در دوران صدارتشان توسط برخی از همین مسئولان کنونی متحمل هزار تهمت و افترا میشدند که مسبب تولید و پخش چنین آثاری در جشنوارههای اجنبی هستند.
ششم؛ از شما چه پنهان در کار خود ماندهایم که آخر سر تکلیف مردم و فرهنگ ایران چیست؟ اگر عملکرد وزارت ارشاد دولت پیشین بد بود چرا دولت کنونی کوچکترین تغییری در آن ایجاد نکرده است، افزون بر آنکه در موارد متعددی نیز بسیار بدتر و ضعیفتر عمل کرده است؟ اما اگر عملکرد دولت پیشین خوب و در راستای محقق کردن اهداف نظام بوده که نگارنده شخصا نسبت به آن کوچکترین ایمانی ندارم پس چرا همین مسئولان کنونی گاه آنان را تا سر حد ارتداد نیز پیش برده بودند؟
هفتم؛ مسئولان محترم ارشاد برای اثبات این موضوع که رئیسجمهور محترم ما با فرهنگ و هنر مخالفت ندارد، نیازی به دادن مجوز پخش برای آثاری که صریحا انسانیت و ملیت مردم را به سخره میگیرند، نیست. شما بهتر میدانید که برخی آثار حضور یافته در برلین فقط و فقط در راستای تخریب چهره ملی و میهنی مردم به تولید رسیده است. نکند خدایی ناکرده برای رسیدن به هدف، وسیله را توجیه کنیم.
هشتم؛ گوش اگر گوش تو و، ناله اگر ناله من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.