کامبیز توانا
جورج واکر بوش که به عقاید دینی و تقید به انجیل و کلیسا معروف است در نخستین گفتوگوی خود پس از سکونت دوباره در کاخ سفید به مدت چهار سال و پیروزی در دور دوم انتخابات گفت: «من از خداوند بزرگ سپاسگزارم.» بسیاری عقیده دارند که عقیده مذهبی نباید در کار رئیسجمهور تاثیر داشته باشد. این حملات بیشتر از سوی دموکراتها روانه بوش است ولی او در گفتوگویی که با شبکه ایبیسی داشت گفت: «من نمیدانم علت چنین اظهارنظرهایی چیست. همه ما به خدا اعتقاد داریم و سعی میکنیم او را در زندگی همیشه به یاد داشته و به گونهای عمل کنیم که او همواره ما را نگاه میکند و زیر نظر دارد. برخی دیگر از در عقاید مذهبی وارد شده و سعی کردند جنگ آمریکا در افغانستان و عراق را جنگ عقیدتی و جنگ با اسلام معرفی کنند. زمانی که جنگ او از سوی عدهای جنگ صلیبی هزاره سوم یاد شد، وی به شدت مخالفت خود را اعلام کرد و گفت: «به نظر من ما مسیحیان و مسلمانها هر دو یک خدا را میپرستیم.» بوش با تاکید بر محوریت خدا در زندگی گفت: «واقعاً عقیده دارم که ما مسیحیان و مسلمانان یک خدا را میپرستیم و فقط راههای رسیدن به خدا از نظر ما متفاوت است. به شدت مخالفم که جنگ سیاسی، امنیتی ما را جنگ عقیدتی معرفی کنید.»
مجری برنامه به سرعت از بوش پرسید: «اما شما خود را «رئیسجمهور جنگ» مینامید!» و بوش در پاسخ گفت: «بله. رئیسجمهور جنگ هستم ولی با دین در جنگ نیستم.» او در ادامه و در حالی که با حرارت سخن میگفت، ادامه داد: «بگذارید یک چیز را همین جا روشن کنم. شما، شنوندگان و بینندگان این گفتوگو بدانید که من به هیچ وجه در جایگاه این نیستم که بگویم چه کسی به بهشت میرود و چه کسی به جهنم. هیچ کس در این جایگاه نیست. ما به عنوان افراد معتقد به خدا باید فقط او را همیشه در کنار خود حس کنیم. آینده اعتقادات افراد به ما مربوط نیست.» این گونه است که رئیسجمهور جنگی و جمهوریخواه وصله جنگ عقیدتی را از خود برمیدارد ولی گویا اینگونه اتهامات و بازی با کلمات پایان ندارد. او را مورد پرسش قرار دادند که اسامه بن لادن و ابومصعب الزرقاوی هر دو ادعا میکنند که مسلمان و معتقد به خدا بوده و در راه خدا جنگ میکنند. هنوز هم فکر میکنید که نباید با عقاید آنها جنگید؟ بوش نیز در پاسخ میگوید: «من به عقیده آنها کار ندارم. به نظرم آنها راه را اشتباه رفتهاند. در غیر این صورت دست به کشتار و ترور نمیزدند.» بوش جنگ خود را جنگ با تروریسم میداند و نه با یک مسلک دینی. همواره تاکید میکند که جنگ او در برابر افرادی است که به نام عقاید دینی دست به کشتار مرم بیگناه میزنند و نباید او را همینطور نگاه کرد که او نیز طبق اعتقاد مذهبی با مسلک آنها مبارزه میکند. «من باز هم تاکید میکنم ما با ادیان در جنگ نیستیم.
جنگ ما با مردمی است که پلید و دیو سیرت هستند و به کشتار مردم در مقیاس بزرگ میاندیشند، حتی مقیاس بزرگتر از آنچه در حادثه یازدهم سپتامبر رخ داد.» جورج بوش با همین اعتقادات مذهبی دوره اول را طی کرد و در دوره دوم و همانگونه که در اخبار آمده بود، نیازی نبود به اینکه در نظرسنجیها پرسشهای مختلفی از افراد مطرح شود تا اینکه فهمید چه کسی رای میآورد. کافی بود بدانید که شخص داوطلب اهل رفتن به کلیسا هست یا نه و اگر جواب مثبت بود، مطمئن میشدید که او به بوش رای میدهد. جورج بوش معتقد، مخالف با ازدواج همجنس است. هر قدر خبرنگاران او را تحت فشار بگذارند، حاضر است درباره هر موضوعی سخن بگوید اما صحبت به اینجا که میرسد، قصد میکند که به سرعت به گفتوگو پایان دهد و از آن جا میگریزد. همیشه هم بهانه او این است که این بحث سرسری نیست و باید به صورت عمیق و مفصل به آن پرداخته شود. اما آخرین باری که او در موقعیتی قرار گرفت که مجبور شود به این پرسش پاسخ دهد، چنین گفت که معتقد نیست خداوند برخی را طوری آفریده که به همجنس خود علاقهمند باشند و در ادامه تاکید کرد ازدواج از نظر او همان بحث حقوقی است که در قانون اساسی آمریکا آمده و او باید به عنوان رئیسجمهور از آن حمایت کند. «من قانون را آنطور نمیبینم که قصد داشته باشد مردم را از حقوق خود محروم کند. با جدیت تاکید میکنم که تعریف ازدواج را نمیتوان تغییر داد و ازدواج یک پیمان زناشویی بین مرد و زن است. این ایالتها هستند که باید درباره این تعریف بنشینند و قانون بگذارنند ولی این عقیده من است که با قدرت از آن دفاع میکنم.» و این تعریف بسیار خوشایند جامعه مذهبی آمریکا است.
هر چه باشد آنها پس از چند دهه دوری از اصول اخلاقی حالا شاهد یک رئیسجمهور هستند که آمده تا از ارزشهای اخلاقی دفاع کند و بنیان خانواده را مورد تأیید و حمایت قرار دهد. کلیسای ویسکانسن در بیانیهای اعلام کرد: «ما حضور رئیسجمهور معتقد در کاخ سفید را به فال نیک میگیریم و معتقدیم پس از مدتها یک نفر آمده تا به جامعه پریشان اخلاقی آمریکا معنا دهد و از آن محافظت کند.» اما بوش در قضیه ازدواج همجنس یک مانع اصلی بر سر راه داشت: دادگاه. بسیاری از دادگاهها تاکنون رای به ازدواج همجنس دادهاند و حتی در پرسروصداترین رای، حق پذیرش فرزند را برای آنها محفوظ نگاه داشتهاند. بوش با اخطار به سیستم قضایی آمریکا گفت: «اگر همانطور که اشاره کردم، مقصود از ازدواج همان باشد که خداوند گفته، میتوان این مسئله را بالاتر از هر قانونی پذیرفت اما بدانید که اگر دادگاهی بخواهد خارج از این قاعده عمل کند باید بداند که رای او در برابر خواست مردم و آمریکا است و آن دادگاه باید به ملت پاسخگو باشد.» و این چنین است که رئیسجمهور معتقد، رای دادگاه را با خواست مردم مواجه میکند و با حرکت مردمی دادگاهها را موظف میکند که بیش از پیش به ارزشهای حاکم و عمومی و مقبول در جامعه احترام بگذارند و از این قاعده عدول نکنند. آنچه در انتخابات اخیر آمریکا رخ داد، پیروزی ارزشها بود. جامعه سرگردان در ارزشهای اخلاقی آمریکا مایل است بیش از پیش به گذشته بازگردد.
نه به آن دوره سخت و طاقتفرسای پیوریتنها بلکه به نقطهای از درک که مردم بدانند ارزشها را باید در جامعه حفظ کرد و البته این نکتهای است که جمهوریخواهان در آمریکا به رعایت آن مشهور هستند. «باب ادگار» عضو شورای عالی کلیساهای ایالتی میگوید: «ما همگی از جنگ سیاستمداران برای جلب اراده مردم در امور حساس و مهمی چون ازدواج و سقط جنین خسته شدهایم. ما یک سیاستمدار احتیاج داریم که بتواند مردم را به این درک برساند که ارزشهای اخلاقی و اجتماعی نیاز به حفاظت دارند و نمیتوان با استناد به آزادیهای فردی و عمومی این خطوط را از بین برد یا به خطر انداخت.» حتی در زمان انتخابات عدهای سعی کردند به سراغ لورا بوش رفته و نظر او را اندکی تغییر داده و در برابر سخنان همسرش قرار دهند ولی لورا، مسیحی فداکار که خدمات او در حفظ خانواده و حمایت از حقوق اجتماعی در آمریکا زبانزد است، به نرمی گفت: «مسائلی که شما مطرح میکنید را نمیتوان با یک اظهارنظر ساده کنار گذاشت. به نظر من باید در میان عقاید و افکار مردمی مناظره برپا کرد تا مردم خود از خواستههای خود بگویند.» آسوشیتدپرس در زمان انتخابات در خبری کوتاه از نامهای خبر داد که رهبران مذهبی به بوش نوشته و حمایت خود را اعلام کردهاند و هیچیک از مقامات مذهبی و آمریکایی پس از آن حاضر نشد در این زمینه اظهارنظر کند. درست پیش از انتخابات بوش مورد سئوال قرار گرفت و با کمی زرنگی از بار جواب در رفت و گفت: «خوشحالم اگر توانسته باشم به عنوان یک مسیحی کمک کنم.»