مجید کرمی
آوریل سال 2000 میلادی، شارون با ورود خود به مسجدالاقصی قبله اول مسلمانان خشم مرم مسلمان فلسطین را برانگیخت. از همان تاریخ انتقاضه دوم مردم فلسطین که به انتفاضه مسجدالاقصی مشهور شد، آغاز گردید. این بار حماس با همراهی گروههای مختلف فلسطینی رهبری مقاومت را به عهده گرفت و مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگران صبغهای کاملا مذهبی و ملی یافت. آریل شارون با در دست گرفتن نخستوزیری رژیم صهیونیستی وعده داد که اجرای سیاست مشت آهنین در کمتر از صد روز این انتفاضه را خاموش خواهد ساخت.
به رغم غالب کارشناسان سیاسی، سال 2000 میلادی تلخترین سال صهیونیستها در خاورمیانه بود. در این سال اسرائیل برای اولین بار پس از گذشت بیش از نیم قرن حضور نامشروع خود از سال 1948 میلادی در خاورمیانه شکست خورده بود و حزبالله لبنان ارتش رژیم صهیونیستی و شبهنظامیان وابسته به آن رژیم را از جنوب لبنان رانده بودند. آریل شارون که نزد مسلمانان به قصاب صبرا و شتیلا شهرت دارد سیاست مشت آهنین خود را با شدت و سبوعیت تمام آغاز کرد. حمایت همه جانبه نومحافظهکاران و راست مسیحی از او که با پیروزی جورج دبلیو بوش قدرت را در ایالات متحده به دست گرفتند او را مصممتر ساخت. تروریسم دولتی ارمغان تازهای بود که شارون و همراهان او برای مردم جهان به ارمغان آورده بودند.
ترور شخصیتهای فلسطینی علاوه بر کشتار مردم مسلمان آن به ویژه رهبران حماس نشانگر شدت خصومت اسرائیلیها با انتفاضه است. شهادت رهبران مقاومت به ویژه شهادت شیخ احمد یاسین رهبر کاریزماتیک حماس و مردم فلسطین و پس از او شهادت دکتر رنتیسی یکی دیگر از رهبران این جنبش گواه این مدعاست. حماس در حالی که رهبران خود را یکی از دیگری از دست میداد همچنان وصیت رهبر فقید خود را سرلوحه فعالیت خویش قرار داده بود.
مقاومت تنها و بهترین راهی بود که مردم فلسطین میتوانستند از طریق آن حق خویش را طلب کنند. چرا که نتیجهای که مقاومت برای شهادتطلبان حزبالله و مردم لبنان در جنوب به همراه داشت نصیب هیچ یک از سران کشورهای عربی با آن همه ارتشهای پر طمطراقشان نشده بود.
اکنون پس از گذشت 5 سال و شکست سیاست مشت آهنین آریل شارون و صهیونیستها در حالی حماس و مردم فلسطین پیروزی قاطع این جنبش را در انتخابات پارلمانی فلسطین جشن میگیرند که آریل شارون کسی که وعده داده بود مقاومت آنان را در کمتر از صد روز خاموش خواهد کرد در ناکجاآبادی تنها به لطف و عنایت دستگاه پزشکی زنده است.
پیروزی حماس نشانگر این واقعیت است که جنبش علاوه بر توان توفیق در صحنه مبارزه میتواند اهداف خود را از طرق سیاسی و دیپلماتیک نیز پیگیری کند. یکی از دغدغههای اساسی سران صهیونیست شکست در عرصه جمعیت برابر فلسطینیهاست. صهیونیستها بر این باورند که از نظر معیارهای جمعیتشناسانه بازی را از دست دادهاند.
رشد جمعیتی مردم فلسطین بسیاری از کارشناسان اسرائیلی را به این باور رسانیده که اگر در سال 2010 میلادی انتخابات شوراهای شهر به صورت آزاد در سراسر فلسطین برگزار شود، تمام اعضای شورای شهر شهرهای مختلف فلسطین چه آن دسته که تحت اختیار حکومت خودگردان و چه آن دست که تحت اشغال صهیونیستهاست فلسطینی خواهد بود و پیروزی حماس نشان میدهد که غالب این گروه انبوه جمعیتی ساکن فلسطین مقاومت را که حماس به عنوان راهکار پیشنهاد کرده است ترجیح میدهند.
از این رو اگر بشنوید که سران آمریکایی از این پیروزی ناخشنودند و هیات وزرای رژیم صهیونیستی این پیروزی را زلزله سیاسی خوانده باشند چندان تعجبآور نیست.
از این رو سران صهیونیست بر آن شدند تا با جلب توجه سران کشورهای منطقه از حمایت آنان از این جنبش جلوگیری کنند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسبق رژیم صهیونیستی راهی اردن شد. از سوی دیگر وزیر امور خارجه این رژیم نیز به زودی سراغ حسنی مبارک را خواهد گرفت. صهیونیستها بر این باورند که میتوان با جلب نظر سران کشورهای عربی از گسترش فرهنگ مقاومت و محبوبیت حماس جلوگیری کنند. اما به نظر میرسد که این سیر قهقرایی اسرائیل همچنان ادامه خواهد داشت و در آینده شاهد سنگرهای بیشتری خواهیم بود که صهیونیستها یکی پس از دیگری عقب مینشینند.