علی تتماج
آمریکاییها که طی سالهای اخیر، در لوای نام اصلاحات خاورمیانه، برای ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی و اجتماعی این منطقه تلاش میکنند، در چارچوب حقوق بشر، آزادی و دموکراسی در بسیاری از کشورها بویژه ممالک عربی تغییراتی هر چند جزئی را ایجاد کردهاند. لبنان از جمله کشورهایی است که به دلیل موفقیت منطقهای (همسایگی با سوریه و سرزمینهای اشغالی) و نیز حضور نیروهای مقاومت، در زمزه اصلاحاتی قرار گرفته که تغییر در ساختار سیاسی آن را برای غرب لازمالاجرا ساخته است. پس از ترور رفیق حریری و در حالی که این کشور خود را برای برگزاری انتخابات پارلمانی آماده میساخت، شرایط برای غرب و رژیم صهیونیستی فراهم شد تا در لوای سازمان ملل و کمیته تحقیق، دامنه مداخله در امور داخلی لبنان و همسو نمودن آن با اهدافشان را گسترش دهند. پس از گذشت یک سال از ترور حریری و در حالی که ارکان دولت لبنان با حضور شیعیان و حزبالله فعالیت خود را آغاز کردهاند، بار دیگر فشارها بر امیل لحود برای کنارهگیری از پست ریاست جمهوری افزایش یافته است. در این چارچوب طی هفتههای اخیر از یک سو در عرصه گروهای سیاسی معارض با دولت از جمله مارونیها (ولید جنبلاط) و از سوی دیگر در عرصه جهانی از طرف سران غرب، بارها بر کنارهگیری لحود از قدرت تاکید شده است. (چنانکه ژاک شیراک و بوش در چندین مصاحبه خبری صراحتا خواستار برکناری لحود شدهاند).
این تحرکات علیه دولت لحود در حالی صورت میگیرد که:
1 ـ از مهمترین اهداف غرب و رژیم صهیونیستی، اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت مبنی بر خلع سلاح حزبالله است، با توجه به عملکرد مثبت حزبالله در تحقق صلح و امنیت در لبنان این توطئه غرب تاکنون محقق نگردیده است. بر این اساس در مقطع کنونی از اهداف آنها از اعمال فشار بر امیل لحود را میتوان وادار ساختن وی به پایان دادن به حمایتها از حزبالله و در نهایت اجرای نهایی قطعنامه 1559 دانست.
2 ـ یکی از چارچوبهای سیاستهای غرب در خاورمیانه را حفظ امنیت رژیم صهیونیستی تشکیل میدهد. در مقطع کنونی که اولا گروهای مقاومت به رهبری حماس در انتخابات پارلمانی پیروز و دولت آینده فلسطین را هدایت میکنند ثانیا رژیم صهیونیستی در بعد داخلی با مشکلات بسیاری مواجه است و هر لحظه امکان فروپاشی درونی آن وجود دارد، ایجاد ثبات و امنیت در لبنان که متحدی سنتی برای مقاومت فلسطین است میتواند، فشارها را بر رژیم صهیونیستی تشدید نماید. در چنین شرایطی ایجاد بحران در دولت بیروت میتواند تا حدودی شرایط را برای دوری آن، بویژه حزبالله از تحولات فلسطین فراهم آورد.
3 ـ آنچه در سیر تحولات خاورمیانه مشهود است، رشد اسلامگرایی و روی کار آمدن دولتها و گروهای مذهبی در راس قدرت میباشد. این تحولات در حالی روی میدهد که آمریکاییها، سالها برای اجرای اصلاحات موردنظر خود، در خاورمیانه برنامهریزی کردهاند. امروز دولتمردان کاخ سفید با دو چالش عمده در خاورمیانه مواجه میباشند: اولا گسترش تشکیل دولتهای اسلامی که به صورت زنجیرهای از ایران، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین به یکدیگر مرتبط گردیدهاند ثانیا اصلاحات و آزادیهای سیاسی مدنظر غرب، نتیجهای معکوس به دنبال داشت و گروهای جهادی قدرت را در دست گرفتند بر این اساس و در شرایطی که آمریکا دیگر توانایی دگرگونسازی روند سیاسی کشورهای منطقه را ندارد، تنها یک سناریو را برای برهم زدن روند کنونی در پیش دارد و آن لبنان میباشد که همچنان بدون ثبات سیاسی میباشد. البته باید به این نکته توجه داشت که از اهداف آمریکاییها، تاکید بر استمرار روند اجرای طرح اصلاحات خاورمیانه برای حفظ وجهه خود در افکار عمومی میباشد.
4 ـ نکتهای که در قبال افزایش فشارها برای برکناری امیل لحود نباید فراموش کرد، نقش و تاثیرات احزاب و گروههای داخلی است. هر چند بسیاری از این گروهها با هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی کشورشان مخالف هستند اما خواسته و ناخواسته در راهی قدم نهادهاند که تحققبخش اهداف غرب میباشد، در این میان برخی احزاب از جمله مارونیها و اپوزیسیون ضددولت، حضور حزبالله در دولت و پارلمان جدید از یک سو و پیروزیهای مکرر اسلامگرایان در کشورهای منطقه این ترس را برای احزاب دیگر ایجاد کرده که در آیندهای نه چندان دور جایگاه آنها در دولت متزلزل و از سوی دیگر افکار عمومی دیگر پذیرای آنها نگردد. لذا این گروهها برای حفظ موقعیت کنونی خود، تلاش دارند تا همچنان بر نقش و تاثیر خود در تحولات لبنان تاکید و به نوعی شرایط را برای همسو شدن بیشتر دولت با اهدافشان که همانا کاهش نفوذ حزبالله و حفظ توازن در قدرت گروههای اسلامی و غیراسلامی است، فراهم آورند (در حالی که خروج نمایندگان شیعه از پارلمان میتوانست جایگاه سایر گروهها را ارتقاء بخشد، حمایت لحود و بازگشت شیعیان مانع تحقق این مهم گردید که نتیجه آن صفآرایی مخالفان دولت در برابر آینده سیاسی امیل لحود بود).
در نهایت و براساس آنچه امروز در لبنان میگذرد و سیاستهای غرب و رژیم صهیونیستی در قبال این کشور میتوان گفت: اظهارات و مواضع اتخاذ شده از سوی بازیگران داخلی و خارجی لبنان در قبال امیل لحود، تحرکی دیگر برای بیثبات کردن خاورمیانه پس از ایجاد ثبات در عراق، سوریه و فلسطین و توطئهای علیه حزبالله و مقاومت میباشد در حالی که دگرگونی در ساختار سیاسی لبنان آخرین برگ از طرح اصلاحات خاورمیانه آمریکا است که در صورت مقاومت لحود و ملت لبنان در برابر این دگرگونی، برقراری امنیت و ثبات در لبنان را باید شکست کامل این اصلاحات دانست.