تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۸۸۴۶۶

رنگ نارنجیِ انقلاب‌هاى مخملى

سهیلا قاسمى اشاره: بیش از یک سال پیش «انقلاب گل‌هاى سرخ» در گرجستان، مردم را به خیابان‌ها کشانده بود. ده‌ها هزار گرجى گل سرخ به دست، علیه رئیس‌جمهورشان ادوارد شواردنادزه آخرین وزیر خارجه شوروى سابق، به خیابان‌ها ریختند. آنها توانستند با شاخه‌هاى گل سرخ وارد مجلس شوند و شواردنادزه و محافظانش را از آنجا بیرون کنند. اواخر دسامبر یعنى نزدیک به یک سال پس از این ماجرا، خیابان‌هاى کى‌یف شاهد مردمى بود که گل‌هاى نارنجى رنگ را روى سپرهاى پلیس ضدشورش مى‌گذاشتند تا نشان دهند انقلاب‌هاى مخملین بدون خونریزى در اروپاى شرقى همچنان ادامه خواهند داشت. مردم اوکراین با نمادهاى نارنجى رنگ خود حدود یک ماه در سرماى زیر صفر ایستادند تا تقلب در انتخابات را محکوم کرده و خواسته‌هایشان را محقق کنند.

مردم اروپاى شرقى نام‌هاى جالب توجهى روى انقلاب‌ها و اعتراضات دسته‌جمعى خود مى‌گذارند. پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و یوگسلاوى، انقلاب‌هاى بدون خونریزى در منطقه متداول شده است. سال 1989 مردم چکسلواکى با «انقلاب مخملین» خود بدون خونریزى توانستند به حکومت کمونیست‌ها پایان دهند و بعد این انقلاب‌ها و نامشان را در اروپاى شرقى جاودانه کردند: «انقلاب آهنگین» مردم استونى با سرودهاى ملى دوران قبل از کمونیسم همراه بود. «انقلاب گل مروارید» در مجارستان، «انقلاب میخک» در پرتغال و... نیز هر کدام خاص و در نوع خود به یادماندنى و منحصر به فرد بودند. اما آیا واقعاً این جنبش‌هایى را که خیلى خودجوش و در جهت رسیدن به دموکراسى مى‌دانند برخاسته از خود مردم است؟ کشورهاى بلوک شرق سابق، پس از فروپاشى شوروى به نوبت شعار آزادى سر مى‌دهند و با پشت کردن به دولت‌هاى وابسته به روسیه غرب را برمى‌گزینند و اینچنین تغییرات سیاسى _ جغرافیایى را دامن مى‌زنند.
ماجراى انقلاب نارنجى یا شاه بلوطى اوکراین هم مثل انقلاب گرجستان از مدت‌ها قبل آغاز شد. اما جرقه اصلى آن روز 31 اکتبر سال گذشته با اعلام نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهورى زده شد. در فضاى پرالتهاب این انتخابات، ویکتور یوشچنکو نامزد غرب‌گرا در رقابتى تنگاتنگ با ویکتور یانوکوویچ نخست‌وزیر اوکراین و نامزد تحت حمایت روسیه توانست 5/0 درصد راى بیشتر به دست آورد. چون هیچ یک نتوانسته بودند بیش از 50 درصد آرا را به دست آورند انتخابات به دور دوم کشیده شد. 600 ناظر بین‌المللى از سازمان امنیت و همکارى اروپا، ناتو و پارلمان اروپا از ابتدا در چهارمین انتخابات ریاست جمهورى اوکراین پس از استقلال آن حضور داشتند و از نقض قانون، ناعادلانه بودن انتخابات و تقلب گسترده خبر دادند.
حمایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا و همچنین سوءقصد به جان یوشچنکو، نامزد مخالفان باعث شد که آتش انقلاب نارنجى روشن شود. مردم بى‌اعتماد به دولت لئونید کوچما و آزرده از دخالت‌هاى پوتین که به شکلى بى‌سابقه، درست در زمان انتخابات به اوکراین سفر کرده بود با شال‌ها و گل‌هاى نارنجى رنگ به خیابان‌ها ریختند تا از یوشچنکویى که گفته مى‌شد بر اثر توطئه مسئولان امنیتى وابسته به دولت مسموم و آبله‌رو شده تا از چشم مردم بیفتد، حمایت کنند. دور دوم انتخابات روز 21 نوامبر برگزار شد و آنچنان که از حمایت دولت طرفدار شرق و رسانه‌هاى داخلى مى‌شد حدس زد، ویکتور یانوکوویچ برنده اعلام شد. بلافاصله تمام پایتخت و غرب اوکراین از رنگ نارنجى معترضین لبریز شد.
این انقلاب حتى به شرق و جنوب روس زبان اوکراین هم کشیده شد، جایى که لنین، با آن قامت باشکوهش هنوز در میدانى که نام او را دارد در شهر دنیپروپرووسک جا خوش کرده است. بیشتر مردم این مناطق صنعتى ریشه، زبان و فرهنگ روس دارند و البته 80 درصد اقتصاد کشور به دست آنها تامین مى‌شود. از سال 1991 و زمان استقلال، ظاهراً هیچ تغییرى در شرق اوکراین که بزرگترین کارخانه تولید موشک‌هاى بالستیک را در خود جاى داده به وجود نیامده است و آنها که یک سوم از جمعیت 48 میلیونى اوکراین را تشکیل مى‌دهند پیش‌بینى مى‌شد که به یانوکوویچ راى دهند.
پس از اعلام نتایج دور دوم، اوکراین به صورت جبهه رویارویى شرق و غرب درآمد. تظاهرات چند صدهزار نفرى مردم کى‌یف و بازتاب آن در رسانه‌هاى بین‌المللى، همچنین تلاش‌هاى غرب و مذاکرات هیات‌هاى مختلف به ثمر رسید و مجلس ناچار قوانین را دستکارى کرد تا انتخابات مجدداً برگزار شود. روز 26 دسامبر یعنى درست در آخرین روزهاى سال 2004، کى‌یفى که تا مدت‌ها پایگاه تزارهاى روس به حساب مى‌آمد، غرق در شادى «دور سوم» انتخاباتى شد که به عنوان هدیه سال نو، ویکتور یوشچنکوى آبله‌رو اما محبوب را رئیس‌جمهورشان کرد. این بار بى‌اعتمادى به عملکردهاى حکومت فاسد باعث شد که مردم شرق و جنوب دیگر در دور سوم براى دفاع از یانوکوویچ بسیج نشوند و خلاصه همه چیز دست به دست هم داد تا ملت دیگرى از شرق به دام غرب بیفتد.
اوکراینى‌ها پس از فروپاشى شوروى و رسیدن به استقلال هیچ بهبودى در وضعیت اقتصادى و اجتماعى خود نداشته‌اند و عملاً به خاطر نفت و گاز و پیوندهاى فرهنگى با روسیه به استقلال واقعى دست نیافتند. هر چند اهمیت اوکراین بیشتر به قرن‌هاى دهم و یازدهم برمى‌گردد که بزرگ‌ترین و قوى‌ترین کشور شرق اروپا بود، اما وسعت، جمعیت و موقعیت استراتژیک آن براى اروپا و آسیا عاملى است که شرق و غرب را براى تصاحب آن برانگیخته است. در این سال‌هاى بحران و فساد گسترده، اوکراینى‌ها بیشتر به پایان کمونیسم واقعى مى‌اندیشیدند. لئونید کوچما که از سال 1994 رئیس‌جمهور بود در انتخابات دوره گذشته عملاً با حمایت آمریکا توانست 58 درصد آرا را به دست آورده و از سیموننکو نامزد حزب کمونیست که دومین قدرت پارلمانى و نخستین قدرت نظامى کشور بود پیشى بگیرد. اما کوچما فکر مى‌کرد فقط کافى است که سربازان اوکراینى را به عراق بفرستد و به بهاى جان آنها ایالات متحده را دوست خود نگه دارد. این مسئله باعث شد که یوشچنکو جاى او را در قلب آمریکا بگیرد.
یوشچنکو هرچه کمتر از رقیب خود در سیستم فاسد کشور به دنبال ثروت‌اندوزى بوده است، اما اطرافیانش از جمله خانم یولیا تیموشنکو که «شاهزاده خانم گاز» لقب دارد، در پرداخت رشوه و سوءاستفاده‌هاى کلان اقتصادى شهره هستند. یوشچنکو خودش نیز زمانى در همین رژیمى که از آن انتقاد مى کند به دنبال پست و موقعیت بود. سیموننکو رهبر حزب کمونیست در اقلیت، اما هنوز با نفوذ، حاضر نشد با هیچ کدام از کاندیداها ائتلاف تشکیل دهد چرا که او هم همانند بسیارى از افراد طبقه کارگر، رهبران هر دو جناح را افرادى مى‌دانست که از نفوذ خود استفاده کرده و از طریق خصوصى‌سازى شرکت‌هاى ملى به طرز شرم‌آورى ثروت‌اندوزى کرده‌اند.
اما پیروزى یوشچنکو بدون کنار آمدن با مسکو کامل نخواهد شد. مسئله گاز، قرض‌هاى نفتى اوکراین، انرژى هسته‌اى و مهمتر از همه مردم روس زبان شرق و جنوب اوکراین که عمده‌ترین تامین‌کننده ثروت کشور هستند و همچنین مرکز دریایى روسیه در سباستوپول باعث شده که ولادیمیر پوتین زخم خورده هنوز خود را شکست خورده نداند. اتحادیه اروپا هم نمى‌خواهد شعله‌هاى انقلاب نارنجى، منابع گاز طبیعى مورد نیازش را بسوزاند. اما این بار ایالات متحده و ناتو فرصت خوبى پیدا کرده‌اند که در آشفته بازار فقر، فساد و جنایات اوکراین از بى‌ثباتى موجود بهره برده و عرصه نفوذ در صحنه سیاسى اروپا و آسیا را بر خود هموارتر کنند.‌ انقلاب نارنجى از مدت‌ها پیش تدارک دیده شده و دولت بوش براى حمایت از یوشچنکو 65 میلیون دلار هزینه کرده بود. اظهارات مادلین آلبرایت وزیر خارجه سابق آمریکا در فوریه 2002 در کى‌یف نیز تاییدى بر این تلاش طولانى‌مدت است. وى نمایندگان 280 سازمان غیردولتى را به اوکراین دعوت کرد تا به حکومت وقت اعتراض کرده و بر روند انتخابات ماه مارس نظارت کنند. روش آمریکا در انقلاب گل‌هاى سرخ گرجستان کاملاً موثر واقع شد و به همین دلیل در ژانویه 2004 و در اجلاس داووس، رئیس انستیتوى دموکراتیک ملى آمریکا اعلام کرد که اوکراین، کلمبیا، نیجریه و اندونزى، چهار دموکراسى کلیدى در آینده نزدیک خواهند بود.
آمریکا از طریق شبکه‌ها و سازمان‌هاى غیردولتى که تعدادشان به راحتى قابل شمارش نیست برنامه‌ریزى بلندمدتى را براى سال 2004 تدارک دیده بود. «پورا» به معناى «وقتش است» یکى از این سازمان‌ها است که تاثیر زیادى در نتیجه انتخابات داشت. این تشکیلات دانشجویى برپایى تظاهرات و کنسرت‌هاى متعددى را در طرفدارى از یوشچنکو برعهده داشت. این سازمان از سال 99 آغاز به کار کرده است. «آزادى انتخاب» نیز سازمان دیگرى است که از سفارت‌هاى آمریکا، کانادا و انگلیس به طور علنى کمک‌هاى مالى دریافت مى‌کند. اکثر این چنین گروه‌هایى از نولیبرالیسم مى‌گویند و در شعارهاى خودخواهان همکارى با شرکت‌هاى غربى و همکارى‌هاى اروپا _ آتلانتیکى هستند. اما روسیه نیز به طور همزمان براى استقرار قدرت خود و مقابله با نفوذ آمریکا در حیطه شوروى سابق، ابتکارات صنعتى، نفتى، نظامى و تجارى خود را شدت بخشیده است. پوتین در چارچوب طرح‌هاى اروپایى _ آسیایى‌اش برنامه سلاح‌هاى هسته‌اى را از سر گرفته، برخى شخصیت‌هاى بانفوذ در عرصه صنعت نفت را از میدان به در کرده و در خصوصى‌سازى‌هاى غیرقانونى سال‌هاى 1990 تجدیدنظر به عمل آورده است. اینها همه نشانه‌هاى قدرت نوین روسیه‌اى هستند که ایالات متحده را متهم مى‌کند بعد از 11 سپتامبر اراده تکروانه و دیکتاتورمآبانه‌اش را به دنیا تحمیل مى‌کند.
اما این کشمکش‌ها و انقلاب‌هاى رنگارنگ تا کجا ادامه خواهند داشت؟ به نظر مى‌رسد اهداف بعدى روسیه سفید، مولداوى، قرقیزستان یا حتى قزاقستان باشد. در قرقیزستان سال آینده انتخابات عمومى برگزار مى‌شود. مولداوى جمهورى کوچکى که بین اوکراین و رومانى واقع است از سال 2001 توسط کمونیست‌ها اداره مى‌شود و انتخابات آتى آن مى‌تواند صحنه‌اى از حوادث مشابه گرجستان و اوکراین به وجود آورد. ناظران محلى نیز «انقلاب خوشه‌هاى انگور» را پیش‌بینى کرده‌اند. اگر همین‌طور پیش برود بعید نیست هر سال شاهد یکى از همین انقلاب‌ها باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات