دکتر "صادق زیباکلام" گفت: بحث عدالت اجتماعی، امید و آرزوی کسانی بود که به مجلس هفتم و احمدینژاد رأی دادند، آنها میخواستند بحث اقتصادی و معیشتیشان قدر بهبود پیدا کند، بحث آزادی مطبوعات و آزادیهای سیاسی دغدغه آنان نبود. این استاد دانشگاه در همایش "ایران، عدالت و آزادی" با عنوان انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهی مدیریت و با همکاری دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) برگزار شده است، اظهار داشت: اگر در حوزههای سیاسی در آینده چندان بهبود و پیشرفتی حاصل نشود و حتی آزادی سیاسی و آزادی مطبوعات کمتر از آنچه امروز است شود قطعا بخش عمدهای از کسانی که به آقای احمدینژاد رأی دادند چندان نگران نخواهند شد، آنها به احمدینژاد رأی دادهاند.
وی با بیان این پرسش که "چشمانداز دولت احمدینژاد و به طور کلی اصولگرایان را چگونه میشود پیشبینی کرد؟"، گفت: آیا آنان میتوانند در اقتصاد و عدالت اجتماعی گامهای اساسی بردارند؟ دوگونه میشود به این مسأله نگاه کرد یا میتوان به تئوریهای توطئه پناه ببریم و از اکنون اصولگرایان را ناموفق بدانیم و بگوییم "امروز دیگر خودشان متوجه شدند که نمیتوانند کاری کنند و موضعگیریهایی که احمدینژاد میکند مثلا در مورد اسرائیل و هولوکاست فرافکنی است و میخواهند حواس مردم را به مسائل خارجی جلب کنند و در نتیجه کسی به فکر مسائل داخلی نباشد"؛ من این اعتقاد را ندارم. این استاد دانشگاه تهران افزود: موضعگیریهایی که اصولگرایان ظرف چند ماه گذشته بر مبنای اعتقاداتشان است و قصدشان این نیست که حواس جامعه را به سمت مسائل خارجی جلب کنند. آنها نهایتا چند ماه میخواهند ملت را بر سر مسائل خارجی سرگرم کنند؟ نمیشود، نهایتا حوصله مردم سر میرود. وی ادامه داد: گذرگاه اصلی اصولگرایان در بحث اقتصاد و به طور دقیق مسأله عدالت اجتماعی است، باید دید چرا علیرغم اینکه مسئولان طراز اول نظام از روزی که انقلاب پیروز شد و از فردای 22 بهمن 1357 به این طرف دغدغهشان بهبود وضع عدالت اجتماعی بوده است؟ واقعا رهبران و مسئولان کشور ظرف 27 سال گذشته با تمام وجود میخواستند که فقر و نابرابری و فساد ریشهکن شود. کم مبارزه صورت نگرفته و کم آدمها به زندان نیفتادهاند اما چرا علیرغم اینکه هم اراده و خواست وجود داشته در این زمینهها تغییرات موردنظر اتفاق نیفتاده است.
وی با اشاره به وجود فاصله طبقاتی در جامعه، گفت: آیا فاصلهی طبقاتی در این سالها در ایران زیاد شده است؟ مسئولان از این سئوال شانه خالی میکنند، باید گفت حداقل این است نمیشود گفت فاصلهی طبقاتی در ایران در این سالهای گذشته کمتر شده، شکاف طبقاتی و فاصله درآمدی در ایران بهبودی پیدا نکرده است؛ البته اگر نگوییم بیشتر شده است، علیرغم اینکه مسئولان واقعا میخواستند وضع عدالت اجتماعی بهتر شود. دکتر صادقزیبا کلام ادامه داد: باید گفت متأسفانه فساد اقتصادی رشد چشمگیری پیدا کرده، واقعا فساد و رانتخواری بسیار زیاد شده است. وی پرسید: باید دید مشکل کجاست؟ آیا ما ایرانیان به ذات مشکل داریم؟ چرا در سایر کشورها قوه قضاییه و به طور کلی رؤسای سه قوه مدام در فکر مبارزه با مفسدین نیستند. واقعا در کشورهای دیگر مثل ایران مسئولان طراز اول به فکر مبارزه با رانتخواری و فساد نیستند. این دو سئوال اصلی است که فراروی اصولگرایان قرار گرفته است. اگر اصولگرایان در ورای شعارهایی که میدهند نیتشان این باشد که در راستای شعارهایشان گام بردارند باید به این دو سئوال جواب دهند.
زیباکلام خاطرنشان کرد: سئوال اول را که معمولا اصلا مطرح نمیکنند، در مورد سئوال دیگر هم معمولا به سراغ قوای دیگر میروند و از آنها سئوال میکنند اما باید گفت اگر آنها بخواهند به سمت تحقق عدالت اجتماعی بروند دیر یا زود متوجه میشوند که با سه معضل اساسی روبرو هستند تا این سه معضل باشد علیرغم نیت خیر مسئولان شکاف اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد. زیباکلام گفت: عدهای معتقدند نفت علت اصلی این مسأله است ولی من آن را تبرئه میکنم. خیلی از کشورها نفت دارند و با این معضلات روبرو نیستند. درست است امروز نفت سه چهارم درآمدهای کشور را تشکیل میدهد ولی همواره اینگونه نبوده است. ما قبلا استفاده کمتری از نفت میکردیم اما با این مسائل روبرو بودیم. زیباکلام وجود یارانههای گسترده، ضعف نهاد قانون در جامعه ایران و ساختار دولتی اقتصاد ایران را از معضلات پیشروی اصولگرایان دانست و گفت: چرا عدالت اجتماعی روز به روز در جامعه ما ضعیفتر میشود، سال گذشته (سال 1383) حدود پنج هزار میلیارد تومان دولت بابت یارانهی بنزین پرداخت که این مقدار منظم بالا میرود. ما سال گذشته به اندازه کل بودجه کشور برای یارانه بنزین پول پرداخت کردیم. چه اصولگرایان و چه هر گروه دیگری که میخواهد در جریان عدالت اجتماعی گام بردارد چارهای ندارد جز اینکه اینها را حل کند.
زیباکلام ادامه داد: مشکل بنیادی اصولگرایان این خواهد بود که اگر خواسته باشند حتی کوچکترین اصلاحاتی در هر یک از این مواضع اصلی به عمل آورند متوجه خواهند شد که دور 180 درجهای باید در بسیاری از شعارها و ژستهای سیاسی خود بردارند. من زیاد آرزو نمیکنم که جای اصولگرایان باشم، سیاستهایی که امروز باید به کار بگیرند سیاستهای بسیار سفت و سختی خواهد بود اگر نه، بخواهند سنتی که تا امروز بوده در نظر بگیرند به گمان من در این سه حوزه گام چندانی برنخواهند داشت.
دین با عدالت مطرح میشود
"حبیبالله پیمان" با تاکید بر اینکه "دین با عدالت مطرح میشود"، گفت: آزادی مفهوم انضمانی عدالت است. این فعال سیاسی در همایش "ایران، عدالت و آزادی" که با عنوان انجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهی مدیریت و با همکاری دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) برگزار شده است، با موضوع "تلازم عدالت و آزادی" سخنرانی کرد. وی با اشاره به برخی نظریات مطرح در حوزه عدالت و آزادی گفت: از یک سو لیبرالهای طرفدار نظام سرمایهداری تلازمی میان دموکراسی و آزادی نمیدانند و جریانهای راست هم اعتقادی به همپایی میان این دو ندارند، میگویند وقتی صحبت از عدالت میشود دولت باید حضور پیدا کند و در حوزهی اقتصادی با حمایت از محرومان برابری را ایجاد کنند. اما در این میان مردم به جای تلاش به انتظار کمک دولت خواهند نشست و در نتیجه این دولتها دولتهای اقتدارگرا خواهند شد و باعث از بین رفتن آزادیهای اجتماعی خواهند شد، در نتیجه آنها آزادی در اقتصاد را نتیجهی آزادیهای اجتماعی تعریف میکنند تا آن را به نوعی با بیبندوباری پیوند میزنند و بقیه تعاریف را کمرنگ میکنند. پیمان تاکید کرد: عدالتی که در مفاهیم دینی به آن اشاره شده بسیار گستردهتر از اینهاست. اگر درست تعریف شود خواهید دید که آزادی مفهوم انضمانی عدالت است. نیروهای مسلط عرف سیاسی و اجتماعی را تعریف میکنند و این عرف همیشه در طول تاریخ ثابت نبوده است. متغیر بودن آن نشان میدهد زاییده روابط اجتماعی است. این فعال سیاسی ادامه داد: عدالتی که خداوند آن را به عنوان صفت خود تعریف کرده این است که انسانها موجوداتی هستند که در اصل خلق خود برابر و به عنوان انسان ارزشمند هستند؛ هیچ شرطی را در ارزشمندی فردی انسان دخالت نمیدهد، حتی مذهب. در اصل انسان چون انسان است کرامت و ارزش دارد. انسان ارزشمند زاده میشود و کرامتش ذاتی است. این قابلیتها و ویژگیهای انسانی در عرصهی زیست، حقوقی را برایش مسلم میکند. پیمان افزود: دین با عدالت مطرح میشود. اگر کسی بر کس دیگر ستم روا ندارد، مفهوم عدالت مطرح نمیشود. اندیشهی عدالت زاییدهی آن نوع روابطی است که در آن حقوق انسانی به طور برابر رعایت نشده است. باید دید آنها که دم از عدالت میزنند از چه نوع عدالتی سخن میگویند؛ آیا معنی آن متعادل کردن درآمدهاست؟ گرچه این شاخص مهمی است؛ چرا که درآمد بیانگر نابرابری افراد است اما مساله به همین سادگی نیست. بحث عدالت دشوارتر و پیچیدهتر از این است. آقایان باید بیایند و نگرش خود و جهانبینی خود را کاملا شفاف کنند و اصل عدم تساوی حقوق انسانی را اثبات کنند و بعد بگویند عدالت چیست. آیا عدالت فقط توزیع درآمد است؟ این فعال سیاسی ادامه داد: اختیار انسان محدود به مسایل جزئی نیست و شاخص درآمد به تنهایی تعیینکننده نیست. باید دید فردی که چه کم و یا زیاد دارد آیا میتواند قابلیتهای خود را رشد دهد. اگر نان را سر سفره مردم بگذاریم اما خود آن فرد نتواند کار کند آیا این معنای عدالت است؟ ما باید به افراد توانمندی تولید و کار بدهیم. عدالت یعنی این که جامعه تا چه حد توانسته به همه قابلیتهای خود دست یابد. آیا همهی افراد فرصت برابری برای زندگی دارند؟ جامعهای که افرادش توانمند نشوند نمونه جامعه عادلانه نیست. اگر قدرت انتخاب و آزادی را از افراد بگیرید زندگی دشوار میشود. گوهر حیات انسان قدرت انتخاب، آزادی و اندیشیدن اوست. اگر این گوهر را از او بگیرید بزرگترین ظلم است. وی ادامه داد: بدون آزادی و دموکراسی نه فقط عدالتی به وجود نیامده بلکه متاسفانه قابلیتهای افراد هم از بین میرود. نابرابریهای اقتصادی زاییدهی نابرابری سیاسی است. وی با بیان این که "افرادی که در خارج از حیطه مشارکت در امور جامعه گذاشته میشوند به نوعی غربتی هستند"، گفت: افراد غربتی که به آنها برچسبهای ضدانقلاب، لیبرال، کافر و... را میزنند از نگاه آنان حق نظارت و تصمیمگیری ندارند. چه قدر از افراد جامعه با این برچسبها رانده شدند؟ جامعهای که مطرود داشته باشد چگونه میتواند عدالت را تحقق بخشد؟ به هر دلیلی به دیگران نباید برچسب غیرخودی زد؛ معتقدم این مغایر با عدالتی است که در متن دین و قرآن تعریف شده است.