محمد هجرتی
پیروزی جنبش حماس همانطور که مقام معظم رهبری اشاره فرمودند یک غافلگیری شیرین الهی است اما برای دموکراسی دروغین غرب این غافلگیری بسیار تلخ و آزاردهنده است.
آمریکا، اروپا و اسرائیل اگر میتوانستند این انتخابات را باطل میکردند و رای مردم را به هیچ میانگاشتند همانطور که پیش از این در الجزایر رای اکثریت اسلامگرایان را با شبه کودتا بیاثر کردند.
پیروزی حماس برای مردم کشورهای اسلامی روزنه امیدی را باز کرد. از یک طرف مردم دانستند که حتی زیر سرنیزه سربازان آمریکایی میتوان به ظلم «نه» گفت و سازشکاران را نیز ناکام کرد. و از جانب دیگر دولتهای اسلامی فهمیدند که نمیتوان اراده مردم را برای همیشه نادیده انگاشت.
چرا از پیروزی حماس خرسندیم؟ پاسخ به این سؤال کاملا روشن است جمهوری اسلامی از کشورهایی است که در خط اول جبهه مبارزه با صهیونیسم قرار دارد و طبعا هر پیروزی هر چند کوچک، ایران را به اهداف خود نزدیکتر میسازد طبیعی است که موفقیت حماس بسترساز گسترش مبارزه علیه رژیم صهیونیستی است. در جهانی که همه زورمداران از اسرائیل حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی میکنند و متاسفانه برخی دولتهای اسلامی هم آب به آسیاب آنها میریزند. اتخاذ تاکتیکهای سیاسی از راهحلهای باقیمانده است با این حال برخی گروههای سیاسی و مطبوعات وابسته به آنها تلاش فراوانی را به کار بردند که نقاط افتراق میان جمهوری اسلامی و جنبش حماس را به زغم خود برجسته نمایند از آبی که خود گلآلود میکنند ماهی بگیرند.
در برخی از موضعگیریها میبینیم که گفته میشد حماس با پذیرش مقابله با پارلمانتاریستی با دولت اسرائیل عملا موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخته و به دنبال این تحلیل، در لفافه چنین رهنمود میدهند که جمهوری اسلامی نیز برای آنکه در مجامع جهانی در برابر تجاوزات اسرائیل حرفی برای زدن داشته باشد باید رسمیت این رژیم مرا بپذیرد!
به نظر میرسد صغری و کبری و نتیجه چنین است ولی کاملا غلط است از یک طرف جنبش حماس همانگونه که صراحتا اعلام میکند رژیم صهیونیستی هیچگونه مشروعیتی قائل از طرف دیگر مبارزه پارلمانتاریستی آنها یک تاکتیک است که در شرایط کنونی در سرزمینهای تحت اختیار حماس قابل اجراست اگر واقعا حماس، اسرائیل را به رسمیت شناخته بود (هر چند به صورت تلویحی) موج مخالفت شدید آمریکا و اروپا کاملا بیمعنی مینمود.
وانگهی، هرگونه باج دادن به اسرائیل و حامیان آن، نه تنها فضا را برای منطقیتر کردن صهیونیستها فراهم نمیآورد، بلکه آنها را جریتر مینماید. برخورد غرب با پرونده هستهای ایران و تلاش سه ساله ما برای اعتمادسازی و خوشبینی بیش از حد به آنها نتیجهاش چه شد؟ آیا آنها را برای ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت مصمم تر نکرد؟
کوتاه سخن آنکه جنبش حماس بخشی از نهضت ضدصهیونیستی جهان اسلام است و رفتار سیاسی اخیرش تاکتیکی که در راستای دستیابی به استراتژی محو اسرائیل به شمار میآید.