الف . رحیمی
ارتداد و توهین به مقدسات از جمله عناوینیاند که در فقه اسلامی جرم انگاری شده است. این عناوین مجرمانه در ساختار دین اسلام مطرح است که آموزههای آن در چارچوب اخلاقی فردی و برخی عبارات منحصر نمیشود، بلکه دامنه آن وسیع بوده و حوزههای حقوقی و اخلاقی، سیاسی و مدنی، فردی و اجتماعی را در برمیگیرد. علاوه بر این از آنجا که مبنای مشروعیت احکام اراده شارع حکیم است، دین انسانها را به اندیشه و تفکر و خردورزی تحریک و ترغیب کرده و بر ترویج دانشها و بها دادن به دانشمندان اصرار میوزرد. از این رو پذیرش دین و ارکان اساسی آن عامل مهم و تعیینکننده در نظم حقوقی و سیاسی اخلاقی و معنوی قلمداد میشود که در عین اصرار بر تعقل بر ثبات نیز تاکید میکند.
لکن در بسیاری از نظامهای حقوقی، دین به عنوان عامل مهم نظم اجتماعی از زندگی بشر حذف شده و ساخت آن محدود به برخی آداب و رسوم و عبادات فردی شده است. با توجه به این دو رویکرد نمیتوان آنرا به یک صورت در دو نظام حقوقی بررسی کرد بلکه آنچه شایسته است این که ارتداد در ساختار نظام حقوقی اسلام به صورت مجزا و با توجه به مبانی و منابع و روششناسی آن مورد بررسی قرار گیرد تا حوزه دقیق آن روشن شده و ضوابط آن مبرهن گردد.
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پس از انتشار کتاب ارزشمند «عقل و وحی» نوشته آقایان حسن یوسفیان و احمد حسین شریفی، کتاب دیگری را با عنوان «ارتداد و آزادی» منتشر کردهاند که آقای سیدحسین هاشمی به سبب نگارش، این تحقیق گرانمایه در جشنواره دینپژوهان سال 1382 رتبه دوم را کسب کرده است.
این کتاب مجموعا طی چهار فصل و یک مقدمه تدوین شده است.
مقدمه حاوی عناوین ذیل است:
ـ تبیین اهداف و ضرورتهای تحقیق
ـ پرسشهای و شبهات مربوط به موضوع تحقیق
ـ فرضیه تحقیق
و پس از آن در فصل اول با عنوان مفاهیم و مبانی (کلیات) طی سه مبحث مقدمات شروع بحث بیان میشود.
مولف پس از تعریف لفظی و اصطلاحی در منابع مختلف به ترسیم قلمرو توهین به مقدسات از دیدگاه شیعه و سایر مذاهب اسلامی و بالاخره در کشورهای غربی (به اصطلاح متمدن) میپردازد و در نهایت مبحث اول با بیان رابطه ارتداد و توهین به مقدسات پایان میبخشد.
در مبحث دوم سخن از تبیین ضروری دین و برخی مصادیق آن که انکارش موجب خروج از دین و ارتداد میشود، به میان آمده است.
همانند سیری که در مبحث پیشین مشاهده شد، در این مبحث نیز ابتدا ضرورت دین تعریف شده و سپس برخی از مصادیق آن نظیر انکار وجوب نماز، روزه، حلال شمردن زکات و ادعای نبوت و برخی موارد دیگر با توجه به آراء فقها برشمرده شده است.
و پیش از آنکه خلاصه مباحث این فصل، در پایان آن طرح شده، در مبحث سوم به اشکال روایی، قرآنی و اصل اجرای حدود در عصر غیبت به عنوان مستندات موضوع ارتداد پاسخ داده شده است.
فصل دوم نیز ذیل عنوان ارتداد فکری و نظری چهار مبحث به شرح ذیل آمده است:
مبحث اول حاوی دو گفتار درباره دیدگاه فقها درباره تحقق ارتداد به سبب شک در اصول دین و نقد آن به وسیله تبیین مفهوم کفر، مفهوم استضعاف فکری، وسوسه و حدیث نفس و منافقان در حکم اسلام پرداخته است.
مبحث دوم شرط وجود ملازمه میان افکار ضروری دین و افکار اصل دین، با بررسی دیدگاه سببیت مستقل و دیدگاه موافقان وجود ملازم بیان شده است.
در مبحث سوم با غور و غوص در آراء فقها درباره ارتداد فکری میتوانیم نظرات ایشان را درباره ارتداد فکری و انکار توصیه، نبوت و دیگر ضروریات دین بنا بر عدم پذیرش نظر سببیت مستقل در عبارات حاج آقا رضا همدانی، شیخ انصاری و امام خمینی و همچنین بنابر پذیرش این نظر مطالعه کنیم.
مبحث چهارم که کمی صبغه تاریخی پیدا میکند از شبهات فکری و ارتداد در زمان ابوبکر و حضرت علی علیهالسلام سخن به میان آمده است و به دنبال آن فصل دوم خاتمه مییابد.
فصل سوم کتاب رنگ و بوی حقوقی به خود گرفته و اجرای مجازات ارتداد و توهین به مقدسات با بیان مصادیق و نحوه عمل حاکم اسلامی ضمن دو گفتار و همانند دو فصل قبل با یک خلاصه و نتیجهگیری جمعبندی شده است.
فصل چهارم که خاتمه کتاب به شمار میآید در اقدامی در خور تقدیر فلسفه ارتداد و توهین به مقدسات، بیان و توضیح داده شده است.
در مبحث اول این فصل، فلسفه جرمانگاری ارتداد به سبب تهدید نظم و اخلاق عمومی (همراه با تعریف نظم و اخلاق عمومی بیان نقش دین در نظم و اخلاق عمومی) و تبیین رابطه ارتداد و حکم حکومتی و محدودیتهای آزادی بیان در کشورهای غربی و بالاخره فلسفه جرمانگاری توهین به مقدسات توضیح داده شده است. در فضایی که متاسفانه دشمنان به هر نحوی توهین به مقدسات به خصوص اسلام را سرلوحه فعالیتهای خویش قرار دادهاند و هر روز بر شدت آن میافزایند، تالیف و انتشار چنین کتابی جای بسی تشکر و تقدیر دارد و حقیقتا هم به مولف کتاب آقای سیدحسین هاشمی و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که فرصت عرضه و انتشار چنین آثار فاخری را برای مولفان و محققان فراهم میآورد، باید خسته نباشید و دست مریزاد گفت.