محمود مقصودعلی
امام حسین علیهالسلام، جهانیان را در پرتو مصباح هدایتش و در سفینه نجات خود به ساحل سعادت رهنمون ساخته است. نهضت حسینی(ع) سراسر قیام و حماسه است؛ لکن قیامی در عرصه اندیشه، قیامی که مردم را از مرداب تحجر و عصبیت خارج میسازد و به آسمان معرفت و سپهر معنویت بالا میبرد." (1)
یکی از فعالان ملی ـ مذهبی مطالبی را با محوریت نهضت امام حسین(ع) بیان داشتهاند که شایسته است با نگاهی تحلیلی آن را مرور کنیم. ایشان بیان میکنند: "سنتز مطلوب برای عاشورا، ایثار، مسئولیت و شهادت دادن به ترقی، آزادی و عدالت با فرهنگ مذهبی است.... دین با شمشیر نمیماند، بلکه با عشق میماند، ما امروز نیاز به سنتز عاشورایی داریم... ما باید عاشورا را براساس آزادی، عدالت و ترقی بازسازی کنیم تا موفق شویم".
نکتهای در اینجا تذکر داده شود. مفاهیمی از قبیل عشق و آزادی و... باید با قیود اصیل و اسلامیاش مورد عنایت واقع شوند و دقت لازم انجام پذیرد تا با فرهنگ و تعابیر مدرنیته امتزاج نیابند. عشق، در قاموس معرفت اسلامی، رابطهای میان عبد و معبود است که اگر بر اندرون بندهای تابید، او را از بندگی و اسارت هر چه غیر خدا است، رها میسازد و این همان عنصری است که امام حسین(ع) را بر آن داشت تا در روز عاشورا از همه متعلقات خود بگذرد و هر مصیبت و اندوهی را تحمل کند. فقط عشق به خدای متعال بود که صحنه عظیم و جاودان عاشورا را جان بخشید. این عشق در تمام دوران حیات آن حضرت در وجود مبارکشان حضور داشت و حادثه عاشورا در حقیقت یکی از موارد تجلی این عشق بود که البته بزرگترین و کاملترین آنها بود.
در حادثه عظیم عاشورا پیروان حضرت امام حسین(ع) براساس معرفت و آگاهی، شهادت را برگزیدند و در بینش آنان،مرگ، زیور گردن انسان های حقطلب و مردان خدا است. کسانی که شوق لقای خدا را در سر میپروارنند، به چیزی کمتر از لقاءالله نمیاندیشند و لذا وقتی که آتش صحنه پیکار را مشتعل دیدند، دستشان دچار لرزه و سستی نمیشود. این مفهوم از عشق که مبتنی بر آگاهی و معرفت است و تمام اسارتهای غیرالهی را نیز از وجود انسان ریشهکن میکند کجا و آن عشق و محبت اومانیستی مطرح در غرب و مدرنیته کجا؟! البته نمیخواهیم و نباید سخن مزبور را حمل بر مفاهیم و ارزشهای مدرنیته کنیم، اما باید قیود لازم در این باب را ذکر میکردند تا کسی به سوءبرداشت نیفتد.
پیرامون این مساله که بیان کردند "دین با شمشیر نمیماند بلکه با عشق میماند" عنایت به این نکته لازم است که صدق این گزاره به صورت مطلق فاقد، محل خدشه است. آری! "عشق" با تعریف اسلامیاش، یکی از اموری است که موجب میشود دین پایدار بماند، ولی علت تامه بقای دین نمیباشد. ممکن است اوضاع و احوالی برجامعه دینی عارض شود" ـ چونان عهد حضرت سیدالشهدا(ع) ـ که خون و شمشیر، تنها عنصری باشد که بتوان به واسطه آن، تداوم دین را تضمین کرد. مضافا این که ممکن است زمانی فرا برسد که از این شمشیر علیه مخالفان عشق و آزادی استفاده شود و این سوال از ایشان مطرح که نظرشان درباره استفاده از شمشیر علیه مخالفان عشق و آزادی چیست؟! لذا شایسته است نسبت به عناصر و آموزههای والای حماسه عاشورا، نگاهی شاعرانه و رمانتیک نداشته باشیم و به مولفههای انسانساز عاشورا از مجرای عقل و حکمت و مبانی اصیل اسلامی توجه کنیم.
در بخش دیگر که فرمودند: "ما باید عاشورا را براساس آزادی، عدالت و ترقی بازسازی کنیم تا موفق شویم". نکته قابل تامل، این پرسش است که منظور از بازسازی چیست؟ مبانی فلسفی این بازسازی چیست؟ آیا این بازسازی براساس یک قرائت مدرن روشنفکرانه از عاشورا است؟ اگر چنین است جایگاه مبانی و معارف اصیل عقلی و نقلی منبعث از شریعت اسلام، کجاست؟!!