تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۸۸۵۰۵
گفتگو با حجت‌الاسلام و المسلیمن اسکندری معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی

مجمع اندیشمندان حوزه دین تشکیل می‌شود

عباس خسروانی اشاره: یکی از پیامدهای رواج و رسوخ خرافه در فرهنگ عاشورا استفاده ابزاری دشمنان اسلام و مکتب شیعه است. این استفاده ابزاری در دو قسمت صورت می‌گیرد. نخست آنان با انعکاس این خرافات و انحرافات در رسانه‌های دنیا شیعه را خرافی و عقب‌مانده و حتی مشرک معرفی می‌کنند و چهره این مذهب انسان‌ساز را در جهان خدشه‌دار می‌سازند و دوم این که موفق خواهند شد که مکتب شیعه را از محتوا تهی کنند و به جای آن محتوایی سطحی و منفعل کننده قرار دهند. که این غایت آرزو و هدف غرب در مقابله با اسلام و شیعه است. در این رابطه با حجت‌الاسلام و المسلمین اسکندری معاون فر هنگی سازمان تبلیغات اسلامی گفتگویی صورت دادیم که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

* یکی از مباحث مهم و قابل تامل در بحث عاشورا و قیام امام حسین(ع)، مقوله ورود خرافات و انحرافات است که این انحرافات است که این خرافات هم در خود تاریخ واقعه کربلا و هم در بحث عزاداری‌های امام حسین(ع) وجود دارد. به نظر شما این خرافات و انحرافات از کجا ناشی می‌شود؟ و آیا می‌توان این موضوع را به دلیل گذشت زمان امری طبیعی دانست؟
** وقایع تاریخ وقتی که زمان بر آن‌ها می‌گذرد و از کانون اصلی خود فاصله می‌گیرند، خود نفس زمان عاملی می‌شود برای اینکه خیلی از واقعیت‌های که در آن حوادث رخ داده‌اند نادیده گرفته بشود تا برخی مسائلی که هیچ ارتباطی با آن واقعه نداشتند در آن نفوذ کنند. لیکن عاشورا واقعه‌ای است که مستثنی از همه وقایع تاریخی است. و ورود انحرافات و خرافات در آن را به لحاظ گذشت زمان نباید جستجو کرد. چرا که ما وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که علی‌رغم گذشت بیش از 1400 سال از این واقعه مردم و شیعیان و علاقه‌مندان به امام حسین(ع) به شیوه‌ای عزاداری می‌کنند که گویی این واقعه همین دیروز اتفاق افتاده است. ضمن اینکه حساسیت علما، مراجع تقلید و پیشوایان دینی نسبت به قطا و حراست از واقعه عاشورا در طول تاریخ عامل دیگری بوده که زمان نتواند تاثیری در ورود خرافات و انحرافات داشته باشد. پس واقعه عاشورا یک واقعه منحصر به فرد است و علل و عوامل ورود انحرافات را باید در موضوعات دیگری جستجو کنیم.
چند مطلب در اینجا قابل ذکر است. یکی اینکه شور و عشق و محبت وصف‌ناپذیر امت به امام(ع) و شهدای کربلا چیزی بوده که شاید این عشق و شور وصف‌ناپذیر موجب بشود گاهی اوقات برخی از افراد را از آن حریم اصلی و واقعی دور کند. ممکن است این مطلب تعجب‌برانگیز باشد که مگر ممکن است عشق وافر انسان را از مسیر منحرف کند اما این یک واقعیت است. من برای شما نمونه تاریخی مثال می‌زنم. دو گروه در حق امیرالمومنین حضرت علی(ع) جفا کردند. یکی دشمنان آن حضرت هستند به خاطر اینکه نتوانستند وجود شخصیت امیرالمومنین را آنگونه که بود تحمل کنند و لذا راه عداوت و دشمنی را پیشه کردند. در مقابل این گروه دسته دیگری هستند که امیرالمومنین(ع) را خیلی بزرگ کردند، یعنی بیش از آنچه بود و این عشق وافر آنها باعث شد که ایشان را از حد انسان بودن هم بالاتر ببرند و حتی او را در حد خدا مطرح کنند. کما اینکه عداوت و دشمنی وافر هم انسانها را به انحراف می‌کشاند. یکی از عوامل انحرافات در ارتباط با مراسم امام حسین(ع) همین عشق و محبت بی‌حد و مرز است و راه مقابله با آن این است که انسان باید عشق و علاقه‌اش را معتدل کند. یعنی اعتدال در محبت داشته باشد که خود موجب می‌شود از مسیر منحرف نشود و خرافات هم وارد آن نگردد. به طوری که در بعضی از نوحه‌ها عینا این انحراف وجود دارد و حتی این عشق به شرک هم منجر می‌شود. اگرچه فرد می‌خواهد عشق و علاقه و محبت خود را نشان بدهد ولی این توجه ندارد که دارد به انحراف می‌رود. لذا وعاظ، سخنران‌ها، نظریه‌پردازها، تحلیل‌گرها، نویسندگان همه و همه باید در تعدیل عشق و محبت افراد به پیشوایان دینی، بیش از اینها ایفای نقش کنند که مردم دچار اینگونه انحرافات نشوند.
عامل دیگری که ممکن است منجر به این مساله شود این است که بعضی آدم‌ها در زندگی‌شان دچار بعضی گرفتاری‌ها می‌شوند و حاضر نیستند برای رفع گرفتاری‌هایشان راه معقول را دنبال کنند. به دنبال مسائلی هستند که مشکلات آنها را ساده‌تر حل کند و لذا، مشکل‌دار بودنشان از یک طرف و حاضر نبودن آنها برای استفاده از ابزار معقول از طرف دیگر آنها را وا می‌دارد به دنبال وسیله‌ای ساده بگردند. این افراد، زمینه را برای دچار خرافه ‌شدن دارند. توضیح مطالب این است که توسل در مکتب شیعه یک واقعیت است. هم مبنای قرآنی و هم روایایی دارد و ما در سیره ائمه شاهد آن هستیم و هم در مبانی فکری مستقل، معقول و منطقی است اما اگر همین توسل را از مجاری صحیح و درست خود پیش نبریم دچار خرافه می شویم. ما معتقدیم که حضور در مجلس امام حسین(ع)، گره‌گشای مشکلات زندگی است. گریه بر امام(ع) موجب بخشش گناهان ما است. در اینها هیچ جای شکی نیست اما این میزان و حد و حدود دارد. آیا هر کسی در هر حدی به هر نوع معصیتی دچار شد، در مجلس امام حسین(ع) بدون حساب و کتاب آمرزیده می‌شود. هیچ اندیشمند دینی چنین چیزی را صحه نمی‌گذارد. بلکه امام حسین(ع) دست کسانی را می‌گیرد که زمینه‌هایی را خود ایجاد کرده باشد و یک راه گریزی را قرار داده باشد. به طور مثال اگر یک دانش‌آموز مطلقا درس نخوانده و در تمام درس‌ها مردودی داشته باشد آیا ممکن است کسی برود و برای این دانش‌آموز وساطت کند تا او را به کلاس بالاتر ببرند. قطعا این معقول نخواهد بود. اما اگر یک دانش‌آموزی زحمت کشیده باشد و درس هم خوانده باشد و درس‌ها را گذرانده باشد اما احیانا در یک درسی با مشکل مواجه شده باشد و آنرا مردود شده باشد، هستند کسانی که وساطت او را بکنند. لذا ما در شیعه بحث توسل و شفاعت را داریم. اما اینها دارای مکانیسم‌ها، اصول و برنامه‌هایی است که شیعیان باید به آن اصول توجه داشته باشند. اگر غیر از این باشد دچار خرافه می‌شویم، کما اینکه شاهدش هستیم. این هم راه‌حلش این است که روشنگری کنیم، یعنی بحث شفاعت را آنگونه که در شیعه هست توضیح دهیم بحث توسل را به صورت معقول شیعه مطرح کنیم.
* این مساله چه فوایدی را برای ما به دنبال خواهد داشت؟
**‌ هم شیعیان دچار خرافه نخواهند شد و هم مخالفان شیعه این را به عنوان دستاویز قرار نخواهند داد تا ما را متهم به شرک کنند لذا این هم یک عامل و برداشت است که با روشنگری می‌شود جلوی آنرا گرفت.
* نظر شما راجع به تمثال‌ها و عکس‌هایی که از ائمه معصومین فروش یا به نمایش گذاشته می‌شود چیست؟
** این ناشی از برداشت‌های ذهنی افراد از امامان ما است که هیچ منطبق با واقعیت نیست. این تصاویر و تمثال‌ها از ائمه(ع) یک خرافه و انحراف است. این خرافات ناشی از برداشت‌های ذهنی یک شیعه از پیامبر و امامش است.
ما نباید برداشت‌های ذهنی‌مان را اینگونه مجسم کنیم و بگوییم این امام ما بوده است. در اینکه آنها بشر بودند شکی نیست. اما آیا شمایلشان و شکل و قیافه‌شان در تاریخ، ترسیم شده است و بیان شده است آن روز هیچ وسیله‌ای که بتوان یک عکس از آنها داشته باشند وجود نداشت لذا یک کاری که اینجا باید انجام شود این است که ما نباید برداشت‌های فردی‌مان را به جای روش و سیره ابناء بگذاریم.
بلکه توصیه این است که ما هر نوع برداشتی از ائمه را چه در اندیشه و چه در قالب دید می‌بایست با متخصصان دین در میان بگذاریم یعنی اگر می‌خواهیم یک طرح هنری را هم ارائه بدهیم نباید راه را ببندیم.
اصلا نمی‌خواهیم دست هنرمندان را قطع کنیم بلکه ما دلمان می‌خواهند هنرمندان بیایند و هنرآفرینی کنند. مخصوصا در حوزه دینی کما اینکه خیلی کارهای زیبایی ما در این حوزه داریم. خصوصا اشاره می‌کنم به کار استاد فرشچیان: که انصافا هنر است. من از کسانی هستم که کمتر اتفاق می‌افتد تابلوی عصر عاشورا را ببینم و تحت تاثیر قرار نگیرم. هیچ شیعه پاک‌باخته و عاشقی نبوده که این طرح را دیده باشد و تحت تاثیر قرار نگرفته باشد. ما نمی‌خواهیم راه را بر هنرمندان نبندیم بلکه می‌خواهیم برداشت‌ها و آثار خودشان را با متخصصان حوزه دین هماهنگ کنند.
و این سوال را بکنند که این کار ما که در مورد ائمه ساخته شده با سیره و روش ائمه ما شباهت دارد. وقتی این هماهنگی به وجود بیاید آن وقت طبیعتا هنرمند ما هنرش را شکوفا و کارا می‌کند و در حوزه دین اظهارنظر می‌کند و هم دچار خرافه نمی‌شویم. و آن واقعه تاثیرگذار در هر مقطع تاریخی می‌تواند تاثیر خود را بگذارد.
* آیا معتقدید واقعه آنقدر جای کار دارد که همه انسانها با هر هنری که دارند درباره آن کار کنند؟
** اثرگذاری عاشورا در بوجود آمده یک واقعه بسیار مهمی چون انقلاب اسلامی یک شاهکار است و به عبارتی هنر عاشورا است که با گذشت بیش از 1300 سال توانست آنچنان تاثیر بر اندیشه مردم بگذارد که یک اثری مثل انقلاب را خلق بکنند. شما هیچ واقعه تاریخی را با این تاثیرگذاری نمی‌توانید بیابید. با توجه به این موضوع این واقعه ارزش این را دارد که هرکسی در حوزه کاری خودش، مسولین دستگاه فرهنگی در حوزه کاری خود، گویندگان م ذهبی، نویسندگان، مدیحه‌سرایان، مسئولین هیئت‌های مذهبی در حوزه کاری خود، درباره این مواقع فعالیت کنند، و احساس مسئولیت کنند که از این آثار تاریخی بشریت حفظ و حراست بکنند. و از همه زوایا حراست کامل به عمل آید و خرافات را بزدایند، انحرافات را شناسایی کنند و واقعه ناب عاشورای را به نسل‌های بعدی منتقل کنند.
* شما از روشنگری صحبت کردید، اگر بخواهید یک طرح عملیاتی در این زمینه ارائه دهید چه می‌گویید؟
** اعتقاد من بر این است که ما باید یک مجمع تخصصی از اندیشمندانی که چه در حوزه و چه در دانشگاه فعالیت می‌کنند، تحت عنوان مجمع اندیشمندان حوزه دین به وجود بیاوریم و این اندیشمندان را گردهم جمع کنیم و واقعه عاشورا را به عنوان یک موضوع در دستور کار خودشان قرار دهند و آنچه را که آن زمان اتفاق افتاده است را براساس مستندان دقیق تاریخی روی میز کار بگذارند و آنچه تحت عنوان آداب و رسمی که الان در بین مردم ما رایج است را هم به روی میز کار قرار دهند، نیازهای انسان‌ها به این واقعه را مورد بررسی قرار دهند و همه اینها را با هم یکی کنند و راه کار عملی ارائه دهند. مثلا بگویند برای اینکه نسل این زمان بتوانند نیازهای خود را از این واقعه تاثیرگذار بدست بیاورند باید یک سری کارها را انجام بدهند. لذا می‌توانند یک برنامه کاری برای دستگاه‌های مختلف فرهنگی، هنری، مداحان، مدیحه‌سرایان، مردمی که یا عشق و علاقه از سرمایه خود، عمر خود و زندگی خود هزینه می‌کنند و تحت عنوان هیئت‌های مذهبی برگزارکنندگان مراسم دینی هستند، ارائه دهند. اینها می‌توانند به راحتی نسخه صحیح و بدور از خرافات و انحرافات بپیچند و در اختیار نهادهای مختلف قرار دهند و آنها را هدایت کنند که دچار خرافه و انحراف نشوند.
* سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان یک نهاد فرهنگی در این زمینه چه فعالیت‌هایی را داشته است؟
** ما در سال 85 طرح ایجاد مجمع اندیشمندان حوزه دین را در دستور کارمان داریم، به خصوص در ارتباط با بحث محرم و عاشورا و بحث خرافه‌زدائی و برطرف کردن انحرافات از مراسم عزاداری در دستور کار ما است و از برنامه‌های جدی ما خواهد بود. طرح‌ها و برنامه‌هایی در این زمینه داریم.
* یکی از آثار و تبعاتی که وجود انحرافات در مراسم عزاداری امام حسین(ع) دارد، بازتاب‌ها و سوءاستفاده‌های دشمنان است. شما چه ارزیابی از این سوءاستفاده‌ها دارید؟
** قرن بیست و یکم بنا به پیشگویی خیلی از اندیشمندان اروپایی و غربی قرن خیزش اندیشه است، و قرن شکوفایی معنویت و اخلاق است. به طوری که بعضی از اینها اعتقادشان بر این است که معادلات قدرت را در قرن بیستم و یکم اخلاق و معنویت و فکر و اندیشه تعیین می‌کند. ردپای این خیزش را هم‌اکنون ما درکشورهای اروپایی می‌بینیم. گرایش‌هایی به مذهب به وجود آمده است. من یک شاهد عینی هم برای شما می‌آورم. پرفروش‌ترین کتاب در سال 2005 در آمریکا، کتابی است که تحت عنوان مثنوی مولوی. این آمار و نمونه خیلی حرف‌ها را به دنبال دارد. پیداست مردمی که در کشورهای صنعتی محض زندگی می‌کنند از زندگی ماشینی خسته شده‌اند و رو به اخلاق و معنویت و عرفان آورده‌اند و شما می‌دانید که ناب‌ترین اخلاق و معنویت و عرفان در شیعه است. به لحاظ وجود اندیشه‌های نورانی ائمه معصومین(ع) لذا شما اگر ادعیه امامان ما را مورد بررسی قرار دهید، می‌بینید که اینها پر است از آنچه که نیاز روحی و فکری بشر است. مخصوصا بشر در گل فرود رفته ماشینی امروز. طبیعی است اگر این مکتب ناب بتواند خودش را عرضه کند در بین همه ادیان و فرق اسلامی برنده میدان شیعه خواهد بود. چون مستکبرین عالم و زورمندان، این مکتب را در منافات با اهداف و آرمان‌های خود می‌دانند، به عناوین مختلف به دنبال تضعیف آن هستند. فشارهای امروز روی ایران به خاطر وجود نظام جمهوری اسلامی نیست مگر در جهان کم حکومت مخالف آمریکا وجود دارد پس چرا این همه فشار روی ایران است. پس بحث، فشار روی یک دستگاه حاکم یا دولت نیست بلکه بحث فکر و اندیشه است. دشمنان تشیع و مکتب ما بیرون از این مرزها می‌دانند که اگر این فکر رشد پیدا کند و گسترش بیابد طومار استکباری آنها را برخواهد انداخت که نمونه بارز آن همین انقلاب اسلامی در ایران است.
و اینطور نیست که آنها هم از کنار این وقایع به راحتی بگذرند. آنها هم مطالعه می‌کنند و تحلیل دارند. امروز همه فشارهایی که روی ما است به یک جرم است و آن جرم شیعه بودن ما است. و به جرم تابع آموزه‌ها و اهداف ائمه معصومین بودن است. اگر این فکر را به صورت ناب توانستیم منتشر کنیم حتما برای آنها مضر خواهد بود. آنها هم حتما در مقابل این پدیده خواهند ایستاد. اما چگونه؟ غربی‌ها می‌دانند که در اصل و اساس نمی‌توانند خدشه وارد کنند و نمی‌توانند با یک حقیقت تاریخی برخورد کنند لذا به گفته خود آنها تنها راهی که برای مبارزه دارند ایجاد انحراف است. این تنها راه منحصر به فرد آنها است. حتی نمی‌توانند برخورد فیزیکی هم بکنند. که اگر این کار را بکنند کاری بالاتر از واقعه عاشورا نمی‌توانند انجام دهند. چرا که در این صورت هم این مکتب ما است که پیروز است اگر چه پیروز ظاهری میدان هم آنها باشند، درست شبیه اتفاقی که در کربلا افتاد. از این راه نیز نتیجه نخواهند گرفت. لذا راهی که برگزیدند ایجاد انحراف در مسیر و مکتب است.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
* من هم از شما و سایر همکارانتان متشکرم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات