تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۸۸۵۰۷

کشورهای ساحلی خزر و روابط آنها


حمید شمسیان‌فرد / کارشناس ارشد روابط بین‌الملل از دانشکده وزارت خارجه
در مورد وضعیت سیاسی روسیه باید بگوییم در سال 1993 میلادی قانون اساسی سیستم حکومت فدرال را انتخاب کرد. در این سیستم رئیس جمهور قوی با بخش قانونگذاری ضعیف و دستگاه قضایی مستقل بود. این نظام برای حکومت بر 89 واحد استانی در نظر گرفته شده بود. رئیس جمهور برای یک دوره 4 ساله انتخاب می‌شود و فرماندهی نیروهای مسلح و تعیین اعضای دولت را برعهده دارد. همچنین با موافقت پارلمان او نخست وزیر، رئیس بانک مرکزی و رئیس دادگاه قانون اساسی را انتخاب می‌کند. رئیس جمهور می‌تواند در صورتی که دوما در یک دوره سه ماهه 2 طرح عدم اعتماد مطرح کند یا به طور مکرر نخست‌وزیر پیشنهادی را رد کند، دومای دولتی را منحل کند. همچنین رئیس جمهور می‌تواند بدون موافقت دوما با فرمان خود حکومت کند.
پارلمان روسیه مرکب از 450 عضو دومای دولتی و 178 عضو شورای فدراسیون می‌باشد. در زمان یلتسین به خاطر این که بسیاری از اعضای دوما در جناح‌ها و بلوک‌های سیاسی مختلف بودند دومای منتخب مردم قادر نبود تا سیاست‌های خود را با اکثریت دو سوم در مقابل بوریس یلتسین به پیش ببرد. شورای فدراسیون نقش مجلس علیا را در روسیه دارد و دو نماینده از هر واحد اراضی روسیه در آن نمایندگی دارند این دو نماینده در واقع استاندار و رئیس قانونگذار محلی منتخب مردم هستند. روابط مرکز ـ پیرامون میان مسکو و واحدهای استانی در شرایط فدرالیسم نامتقارن متغیر بوده است. زیرا برخی از جمهوری‌خواهان خودمختار از اختیارات دولتی بیشتر برخوردارند. کاهش قدرت فدرالی در دوران زمامداری یلتسین باعث شد که برخی جمهوری‌های از لحاظ اقتصادی و سیاسی تا حدود زیادی غیروابسته شوند.
احزاب روسیه معمولا حول و حوش افراد قدرتمند شکل می‌گیرند و از عدم اسنجام و عدم وجود ساختارهای نهادینه شده رنج می‌برند. تنها مورد کاملا متفاوت حزب کمونیست است که وارث حزب کمونیست دوران اتحاد شوروی می‌باشد. در دسامبر 1999 میلادی در اوج محبوبیت پوتین انتخابات دوما برگزار شد و از میان هفت حزب قوه قانونگذار انتخاب شد. بیشترین تعداد اعضای پارلمان با 113 صندلی به حزب کمونیست رسید، حزب اتحاد 72 صندلی، حزب سرزمین پدری همه روس‌ها 66 صندلی، اتحاد نیروهای راست 29 کرسی، یا بلوکو 21 کرسی، حزب لیبرال ـ دموکرات 17 صندلی، خانه ما روسیه است 7 کرسی و اتحادیه بزرگی از افراد مستقل 106 کرسی به دست آوردند.
حزب کمونیست که در فوریه 1993 میلادی تاسیس شد و رهبری آنرا زیوگانف به عهده دارد. بیش از نیم میلیون عضو دارد و ساختار سازمان داده شده‌ای در بین تمام ملت دارد. برخلاف برچسب کمونیستی که به آن خورده است، ایدئولوژی کمونیستی حزب به علت این که ناسیونالیست‌ها و سوسیال دموکرات‌های زیادی در آن وجود دارند، رو به کاهش است.
به خاطر محبوبیت بوش حزب کمونیست در انتخابات دسامبر 1999 میلادی کرسی‌های زیادی را از دست داد. برخلاف حزب کمونیست، بلوک اتحاد از ساختار منسجمی برخوردار نیست و تنها از حمایت خانواده یلتسین برخوردار می‌شود. تنها وجه تمایز حزب بلوک اتحاد رابطه آن با نخبگان حاکم روسیه که به وسیله پوتین رهبری می‌شوند، می‌باشد. حزب سرزمین پدری همه روس‌ها اتفاق کوتاه مدتی بین شهردار مسکو یوری لوژکف، نخست وزیر پیشین یوگنی پریما کف و برخی از استانداران محلی بود و پس از نمایش ضعیف آن در انتخابات پیشین در دو ما به دو جناج تقسیم شدند. اتحادیه نیروهای راست و حزب یابوکو لیبرال‌هایی هستند که طرفدار گروه‌های تاجری هستند که نخست وزیر پیشین سرگئی کیرینکو و گریگوری یاولینسکی اداره می‌شوند. در اصلی‌ترین طیف راست حزب لیبرال دموکراتیک‌ ولادیمیر ژیرینوفسکی قرار دارد. پس از نمایش قدرت آن که در سال 1993 اتفاق افتاد و به نظر تهدیدی برای دموکراسی روسیه به نظر می‌آمد. قدرت آن به طور عمده در 1995 و به ویژه در انتخابات 1999 میلادی کاهش یافت و علت آن هم ادبیات فوق ناسیونالیستی به کار رفته توسط رهبر آن بود. حزب خانه ما روسیه است را در سال 1995 میلادی نخست‌وزیر وقت ویکتور چرنومیردین به وجود آورد و از زمانی که رهبر آن از دولت اخراج شد قدرت خود را از دست داد.
درمورد ساختار اقتصادی روسیه می‌توانیم بگوییم که پس از افول شوروی دستگاه دولتی تضعیف شد. در نتیجه مقامات حکومت مرکزی از این که خلا قدرت را پر کنند عاجز ماندند و علت این امر هم فروپاشی دستگاه حزبی ـ دولتی قدرتمند شوروی بود. در نتیجه دولت در گرداندن امور اقتصادی به ویژه جمع‌آوری مالیات و کاهش فساد ناتوان ماندند. نتیجه این امر هم افزایش قدرت و نفوذ اقتصادی فرمانداران محلی و الیگارش‌های تجاری بود که پس از اصلاحات بازار به آنها کم بها داده شده بود.
در روسیه امروز بیشتر اقتصاد دستوری شوروی از بین رفته است. بنابراین نظام در حال ظهور بازار از این که انقباض فزاینده را از 1990 به این طرف معکوس کند، عاجز مانده است. اگر چه روسیه بیش از هر جمهوری دیگر شوروی سابق از عهده امور اقتصادی برآمده است. فروپاشی مالی آگوست 1998 میلادی ناآرامی‌های بزرگی را دامن زد و توهماتی را در مورد معجزه اقتصادی روسیه موجب گردید. از آن زمان تاکنون فرایند احیا اقتصادی آغاز شده است و این امر با کاهش ارزش روبل و افزایش قیمت نفت صورت گرفته است. با این وجود، مسائل زیادی در انتظار رئیس جمهور روسیه می‌باشد. بازسازی دوباره نظام بانکی، کاهش تعرفه‌های تجارت، سختگیری در مورد فساد، کاهش قدرت الیگارشی‌های میلیارد و فراهم کردن حمایت‌های بیشتر برای سرمایه‌گذاران خارجی از این مسائل هستند.
در مورد بخش انرژی کشور روسیه باید گفت که نفت و گاز بخش عمده‌ای از پایه‌های صنعتی روسیه می‌باشد. در قسمت نفت تثبیت شده روسیه رتبه هشتم جهان را با 50 میلیارد بشکه دارد و در بخش گاز بیشترین گاز طبیعی جهان را به خود اختصاص می‌دهد. پس از بالاترین میزان تولید یعنی 570 تن متریک در سال 1987 میلادی تولید کل نفت روسیه در سال 1999 میلادی به 8/304 تن متریک کاهش یافت و علت آن هم مسائل مالی، پرداخت‌های دیر هنگام مصرف کنندگان، کمبود منابع جدید اکتشاف، کاهش سرمایه‌گذاری‌ و بد شدن ساختارهای حمل و نقل بوده است. صادرات نفت و گاز روسیه بیشترین درآمد را برای کالاهای ارزبر به وجود می‌آورد و در سال 1998 میلادی به 8/22 میلیارد دلار بالغ شده است. درآمد حاصل از فروش نفت و گاز هم افزایش یافته و 40 درصد مازاد تجاری روسیه در ربع اول سال 2000 میلادی را شامل شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات