تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۸۸۵۱۰
یادمان یادگار امام(ره)

در سایه آفتاب


رضا رفیع
همیشه در عمق نگاهش غمی نهفته پیدا بود. او بیش از دیگر یاران انقلاب، با لحظه‌های امام و پرچمدار انقلاب گره خورده بود و شاید بیش و پیش از همه نگران عصر بعد از غروب جسمانی خورشید این نهضت اسلامی بود که با خونبهای سنگینی تحقق یافته بود.
حاج احمد آقا در تمام طول نهضت انقلابی مردم به رهبری بی‌نظیر آن قائد عظیم‌الشأن دوران، در تمام فراز و فرودهای قیام در کنار پدر قرار داشت و راحت و فراغت را بر خویش حرام ساخته بود تا "یار با وفا"ی قافله‌سالار انقلاب باشد.
حجت‌الاسلام و المسلمین مرحوم حاج احمدآقا خمینی(ره) با آنکه خود از شایستگی‌ها و امتیازات درخوری برای تصدی سمت‌های سیاسی و دولتی بهره‌مند بود، اما براساس مصلحت‌هایی که خود تشخیص داده و قبل از آن نیز حضرت امام بدان توصیه کرده بودند، هیچگاه قبول مسئولیت رسمی اجرایی نکرد و همواره می‌گفت که اگر کسی بخواهد و با انگیزه و هدف باشد، بدون سمت رسمی هم می‌تواند خدمت مؤثر به نظام و انقلاب داشته باشد. ایشان پس از رحلت حضرت امام(ره) بارها می‌فرمود: "می‌خواهم مثل گذشته، فرزند امام و مدافع ارزشها و آرمانهای او باقی بمانم."
وجود با ارزش یادگار امام، از ویژگی‌های اخلاقی قابل ستایشی برخوردار بود که نشانگر عظمت روحی و وارستگی اخلاقی وی به شمار می‌رفت. او در دامان خمینی کبیر تربیت یافته بود و جز این نیز از او انتظار نمی‌رفت. او همچون حضرت امام، خود را خدمتگذار مردم می‌دانست و در نهایت متانت و وقار و در عین حال با تواضع و فروتنی با دیگران برخورد می‌کرد.
به مردم واقعاً به چشم صاحبان اصلی انقلاب و کسانی که با فداکاریها و نثار جان عزیزانشان زمینه حکومت اسلامی را فراهم کرده‌اند، می‌نگریست و از اینکه کسی در مقام ریاست و مدیریت به مردم فخرفروشی کند و به جای احساس خدمت، احساس قدرت و سلطه نماید، شدیدا، بر می‌‌‌آشفت و آزرده خاطر می‌شد.
به گفته اطرافیان و نزدیکان حاج احمدآقا، آن یادگار با وقار، همواره سیمایی شاداب و خلقی گشاده و نیکو داشت و خشم و عصبانیت، جز در برخورد با دشمنان انقلاب و امام از او دیده نمی‌شد. از شجاعتی امام‌گونه و صراحت لهجه‌ای همانند او برخوردار بود و در بیان اعتقاد و انتقاد خویش صریح بود و بنا به گفته نزدیکان بیت حضرت امام(ره)، حاج احمدآقا از جمله کسانی بود که چه در زمان حیات امام و چه بعد از آن، با صراحت از اصل "آزادی" همانند دیگر اصول انقلاب حمایت می‌کرد و معتقد بود که اگر فرهنگ محافظه‌کاری و خودسانسوری بر جامعه ـ و به ویژه دو قشر پیشگام روحانی و دانشجو ـ حاکم شود، رخوت و بی‌تفاوتی و عدم مشارکت در سرنوشت سیاسی جامعه پدیدار خواهد گشت و در چنین شرایطی است که فرصت‌طلبان و دورویان وارد معرکه شده و میدان‌داری خواهند کرد.
امانتداری و رازداری نیز از دیگر صفات عمده و برجسته یادگار امام به حساب می‌آمد. او در عمل ثابت کرده بود که مصلحت نظام را به تمام مصالح فردی و اجتماعی مقدم می‌دارد. بنا به همین ویژگی‌ها و اعتماد کامل حضرت امام به فرزند برومند خویش بود که ایشان در شهریورماه 67 در پاسخ به نامه‌ای از سوی حاج احمد آقا در آغاز فعالیت رسمی مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی، خطاب به ایشان چنین مرقوم فرمودند: "فرزند عزیزم احمد، حفظه الله تعالی.
از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر می‌دانم و در تمامی فراز و نشیب‌ها در کنار من بوده‌ای و هستی، لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوط به خود ـ که بسا در رسانه‌های گروهی اختلافات و اشتباهاتی رخ داده است ـ انتخاب می‌نمایم و از خداوند متعال که حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم.
از دیگر وجوه بارز شخصیتی یادگار ارجمند حضرت امام، فراست و تیزهوشی خاصی بود که تمام آشنایان آن مرحوم بدان معترفند؛ چنان که حضرت آیت‌الله محمدی گیلانی در این باب می‌گویند: "حاج احمدآقا انسان فوق‌العاده با هوش و با استعدادی بود. ایشان حتی دروس حوزوی را نیز سریع‌تر از حد معمول گذراندند، به طوری که سطح را در زمان خیلی کمتر از حد معمول تمام کردند و وقتی اواخر سال 55 به عتبات عالیات مشرف شدند و تا سال 57 در آنجا بودند، هم دروس خارج را فرا می‌گرفتند و هم به طلبه‌ای فاضل معروف شده بودند. ضمن اینکه کفایه را که از دروس مهم سطح است به طلاب نجف تدریس می‌کردند".
حضرت امام با وجود اقامت در نجف، هیچگاه از توجه به پیشرفت تحصیلی فرزند خود غافل نبودند و چنان که در نامه‌های ایشان ملاحظه‌ می‌شود، همیشه اولین مسأله‌ای که بعد از تذکرات اخلاقی در صدر سایر مسائل مرتباً متذکر شده‌اند، همین قضیه تحصیل علوم بوده است.
مرحوم حاج احمد آقا اگر اشتغالات فوق‌العاده ایشان پس از هجرت به پاریس و همراهی با امام در جریان مسائل و حوادث شتابان و پر تلاطم پیش از پیروزی انقلاب نمی‌بود، با توجه به هوش سرشار و مدارج عالی که در مراحل مقدماتی و دوره‌های سطح و خارج فقه و اصول طی کرده بود، در این وادی نیز همچون عرصه مبارزه و سیاست و انقلاب، چهره تابناکش روشنی‌بخش حوزه‌های علمیه می‌شد.
در جایگاه و جولانگاه مسائل و رویدادهای سیاسی نیز به گفته حجت‌الاسلام انصاری، از نزدیکان و اعضای دفتر حضرت امام(ره)، شناخت ایشان از جریانات و افراد و گروههای سیاسی پر شمار تاریخ معاصر ایران و آشنایی با مبانی و مواضع و شیوه‌های سیاسی هر یک از آنان و حتی شناخت ایشان از چهره‌ها و اشخاص ذی‌نفوذ در هر یک از این جریانات و نقاط ضعف و قوت آنها و همچنین شناختشان از جریانهای داخل روحانیت و حوزه‌های علمیه و آشنایی با بسیاری از پدیده‌های سیاسی تاریخ معاصر جهان و احزاب سیاسی عمده در کشورهای بزرگ به حدی بود که به جرأت می‌توان گفت ایشان از نادر افرادی بود که در این جهت، هم از قدرت درک و تحلیل بسیار بالایی برخوردار بود و هم آگاهی‌های فراوان و عمیقی از افراد و چهره‌ها و احزاب و ایدئولوژی‌های آنان داشت و به شهادت اطرافیان، حافظه او در مسائل سیاسی روز، همچون دائره المعارفی جامع و کم‌نظیر بود.
باری، شخصیتی با این درجه از ایمان و علم و اخلاق و آگاهی، وقتی در کنار خورشید وجود مبارک حضرت امام خمینی(ره) قرار می‌گیرد، همچون مریدی ارادتمند و شاگردی ساده، زانوی تلمذ در ساحت آفتابی‌اش به بغل می‌گیرد و چنان در جذبات معنوی آن یگانه دوران مستغرق می‌شود که وجود خویش را نیز به دست فراموشی می‌سپارد.
او در سایه آفتاب بود که خود به شخصه کمتر و کمرنگ به چشم می‌آمد و هیچگاه از خود نمی‌گفت و ادعایی نمی‌کرد و هیچ امتیازی برای خود قائل نبود و با تمام تاب و توان، همه انرژی و انگیزه خود را وقف تعالی و تحقق آرمان‌های حضرت امام و هموارسازی مسیر انقلاب ساخته بود. او غرق تماشای مرشد و مراد خویش بود که امت امام نیز تماشاکنان تجلیات روحانی و اخلاقی خود او به عنوان یادگار ارزنده پیر جماران شدند.
من تماشای تو می‌کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
هنوز از خاطر نبرده‌ایم آن شب تلخ و سنگین را که چون خورشید انقلاب، در میان بهت و ناباوری اهل عشق و اشتیاق داشت غروب می‌کرد؛ یادگار برومند و نازنین او در خلوت اتاق، بوسه بر صورت و پیشانی عزیز پدر می‌زد و سر در گوش او راز دل باز می‌گفت. برای او دوری از امام، بیش از همگان سخت می‌نمود و شاید در آن لحظات، از امام و مراد خویش، از مونس و همدم آفتابی زندگانی خود می‌خواست که بعد از او، بودنش در میان خاکیان چندان طول نکشد و به درازا نینجامد.
امام که رفت، دلمان خوش بود که بوی گل را از گلاب خواهیم جست. و هنوز نیز طنین و صدای خمینی گونه‌اش در گوش مشتاقان انقلاب و امام طنین‌انداز است که با وجود داغ عظیم دل، به تسلای امت داغدار امام می‌آمد و با صلابت و استواری سخن می‌گفت. یادگار امام پس از رحلت امام خمینی نیز به نحو احسن به تداوم نقش خویش در دفاع از خط امام و حراست از آرمانهای آن بزرگمرد معاصر، پرداخت و در تبیین و تعیین سرنوشت انقلاب پس از ارتحال حضرت امام، با آگاهی و بصیرت تمام عمل کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در این خصوص می‌فرمایند: "در برهه بعد از امام، ایشان یکی از بهترین مواضعی را که ممکن است کسی مثل ایشان داشته باشد، در دفاع از اصول و موازین انقلاب داشتند و از چهره حقیقی خط امام، از جان و دل دفاع می‌کردند... و من معتقدم که یکی از بهترین فصول زندگی ایشان عندالله، همین فصل اخیر است که واقعا راه خدا را، راه حق را و راه صحیح را متقربا الی الله پیمودند، با آنکه یقینا از ایشان توقعات گوناگون بود و وسوسه‌هایی بود... اما ایشان محکم ایستاده بود و همان اصولی را که مورد نظر شریف امام رضوان‌الله تعالی علیه بود، با قاطعیت تمام ابراز می‌کرد."
یاد و نام آن چهره نوارنی و آن وجود مخلص و مستغرق در عشق و اشتیاق به حضرت امام(ره) که عمری را در سایه آفتاب زیست و جز راه حق نپیمود، تا همیشه روزگار، مشتعل و فروزان باد.
دل او گنجینه انقلاب و وجود او سرمایه این نهضت و این مردم بود؛ اما دست تقدیر، آرامش او را در کنار مقتدا و مراد زندگی‌اش رقم زد و دل تنگ و جان بیتاب او را در جوار روح خدا، روشن و آرام ساخت. شاید زبان حال آن یار سفر کرده در روزهایی که امام راحل(ره)، مرشد و مراد بزرگوارش در کنارش نبود، این بوده باشد:
تو دوری از برم، دل در برم نیست
هوای دیگری هم در سرم نیست
به جان ناز تو کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات