حسن محمدی ـ حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی گفت: که طرحی برای همگرایی اصولگرایان در دست بررسی است که مورد وفاق همه اصولگرایان باشد.
وی عصر شنبه در گفتوگو با خبرنگاران افزود: باید طرحی جدید برای همگرایی اصولگرایان طراحی شود که برخی از اصولگرایان نیز اکنون دنبال چنین شیوهای هستند. وی رویکرد جمعیت ایثارگران را همگرایی بین نیروهای اصولگرا دانست و اظهار داشت: جبهه پیروان خط امام و رهبری تشکلی قدیمی است و بخشی از اصولگرایان را تشکیل میدهد آبادگران نیز بخشی از اصولگرایان هستند اما سلایق دیگری هم وجود دارند. ممکن است در آینده نیز گروههای دیگری بخواهند با عنوان اصولگرا وارد عرصه شوند. دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی تاکید کرد: ما از قبل نیز گفتهایم آرایش سیاسی با عنوان چپ و راست را قبول نداریم و انتخابات مجلس هفتم و دولت نهم نیز ادعای جمعیت ایثارگران درباره همدلی گروههای اصولگرا را تائید کرد. فدایی تصریح کرد: به عقیده ما آرایش سیاسی نیروها دیگر مانند سابق نیست و برخی گروهها و تشکلهای جدید سیاسی شکل خواهد گرفت و معتقدیم که گروههایی که به طور شفاف در صحنه سیاسی فعالیت میکنند باید حضور یابند. دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در ادامه گفتوگوی خود با خبرنگاران افزود: یکی از بانیان شورای هماهنگی جمعیت ایثارگران بوده و تلاشهای جدی در این خصوص در جمعیت صورت گرفته اما این شورا برای مقطع خاصی طراحی شده بود که آن مقطع سپری شده و موضوع شورای هماهنگی از نظر ما منتفی است.
وی افزود: در اینکه در آینده چه طرحی داشته باشیم دیدگاههای مختلف در این زمینه وجود دارد، عضو ائتلاف آبادگران در مجلس شورای اسلامی گفت: ما در موضوع مشخصی برای هدف مشخصی هماهنگی داشتیم اما دیگر موضوع سپری شده و موضوعی فعلا وجود ندارد اما در آینده امکان دارد این هماهنگی دوباره شکل بگیرد. فدایی در پاسخ به سوالی در خصوص مسائل گذشته شورای هماهنگی گفت: نسبت به گذشته سکوت میکنیم، باید این مساله در بایگانی بماند تا مشکلی ایجاد نشود اما در آینده امکان دارد این مسائل را بازگو کنیم. دبیر کل جمعیت ایثارگران خاطرنشان کرد: برای آینده اصولگرایان متناسب با موضوع انسجام ضرورت دارد مثلا ما اتفاق داریم که باید از دولت آقای احمدینژاد حمایت کنیم و همه در آن مشترک هستیم. وی خاطرنشان کرد: ما عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری نستیم و احساس نیاز نمیکنیم که با این جبهه فعالیت مشترک داشته باشیم. البته انسجام و هماهنگی را لازم میدانیم. فدایی در ادامه افزود: گرچه جبهه اصولگرایان واقعیت بیرونی ندارد اما سعی میکنیم بین اصولگرایان همگرایی حاکم شود. دبیر کل جمعیت ایثارگران تابلو تشکل و جریان را سه برداشت از ائتلاف آبادگران دانست و گفت: نگاه افراد نسبت به این موضوع متفاوت است. برخی میگفتند ظهور و بروز انسجام اصولگرایان به نام آبادگران صورت گرفت و آن را تابلو میدانستند برخی میگویند آبادگران بروز فکر و اندیشه جریان اصولگرا بود که من این دو را قبول دارم عدهای نیز میگویند آبادگران یک تشکل سیاسی معین است و به دنبال ثبت تشکلی به عنوان آبادگران هستند که من این را نمیپسندم اما عقدیه دارم باید از گروههای که مواضع شفاف دارند در عرصه سیاسی استقبال کرد. وی با تاکید بر اینکه ما به دنبال ثبت تشکل آبادگران نبودیم، اظهار داشت: هیچکس نمیتواند ادعا کند که از من بیشتر در جریان شکلگیری آبادگران تاثیر داشته من در همه مراحل آن حضور داشتهام. دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی تصریح کرد: اکنون برخی تصور میکنند بهتر است که اصولگرایان با این عنوان کار کنند.
فدایی گفت: به لحاظ عرف سیاسی میشد بهتر از این عمل کرد اما چون پرداختن به اجزا را مخالف خط مشی وحدت میدانم در خصوص آن اظهار نظری نمیکنم. وی با تاکید بر اینکه اصولگرایان به سرنوشت دوم خرداد دچار نخواهند شد، گفت: ائتلاف ما استراتژیک و مبنایی بوده و رنگ و بوی تاکتیکی ندارد. ما اختلافهایی داریم که در اصول هماهنگ هستیم و تفاوت ماهوی با دوم خرداد داریم. فدایی ادامه داد: دوم خردادیها به صورت تاکتیکی برای رسیدن به قدرت ائتلاف کرده بودند. از زمانی که جامعه سیاسی در جهان شکل گرفت و انسانها به جای رعیت باشند، ملتهایی شدند که حق انتخاب دولت و دولتمردان خود را داشتند و دقیقا از همان زمانها بود که تلاشهای زیادی برای طبقهبندی عقاید و ایدئولوژیهای سیاسی انجام شد. در همین راستا بود که واژگان سیاسی شکل گرفت تا مرامها و مسلکهای فکری با پشتوانهای تئوریک جایگاهی برای خود ایجاد کنند. خاستگاه واژگان چپ و راست به انقلاب فرانسه و ترتیب نشستن گروههای مختلف در نخستین نشست مجلس طبقاتی در 1789 باز میگردد. اشراف طرفدار شاه در سمت راست مجلس و تندروها و اعضای طبق سوم در سمت چپ مجلس مینشستند به همین دلیل طول نکشید که واژه راست معنای ارتجاعی را پیدا کرد و چپ در بردارنده همدلیهای انقلابی بود، آرام آرام واژه محافظهکار که در واقع سنجش و منطقیتر جریان راست محسوب میشد وارد گفتمان سیاسی جهان شد که مهمترین ویژگیاش حفظ وضع موجود، است هر چند با این تعریف کلی بسیاری از مردم و گروهها را میتوان محافظهکار نامید چرا که در برابر تغییرات ایستادگی میکند اما بیشک نمیتوان گفت که پذیرایی یک آئین سیاسی محافظهکارند از سوی دیگر واژه بنیادگرایی که محصول قرن بیستم است از دل راست افراطی بیرون آمد و خود را از محافظهکاری متمایز کرد.
بنیادگرایی که برای نخستینبار در مباحثاتی در درون مذهب شکل گرفت در کاربرد معاصر آن با تمامی ادیان بزرگ جهان مرتبط است. در واقع بنیادگرایی دین به عنوان واکنشی در برابر نوگرایی عصر پسا استعمار از این امتیاز برخوردار است که شالودهای بومی و نهایتا غیرغربی را برای بازسازی ملی عرضه میکند. در طول این سالها محافظهکاری و بنیادگرایی به شکل ناگسستنی از یکدیگر جدا بودند و تا جایی که حتی دولتهای محافظهکار و بنیادگر هیچگاه نتوانستند با همدیگر پیوندی دوستانه برقرار کنند اما گاهی اوقات شاهد خلط بحث میان این دو شکل از گفتمان سیاسی بودهایم و برخی محافظهکاری متفاوت از بنیادگرایی نمیدانستند و بالعکس. هر چند صاحبنظران غربی انقلاب اسلامی ایران را نوعی بنیادگرایی دینی تلقی کردهاند اما ایران پس از سال 57 مانند هر جامعه انقلابی دیگری از گفتمانهای سیاسی مختلفی بهره برد تا در سایه آن بتواند به یک ثبات سیاسی دست یابد هر چند واژه راست و چپ در ایران با مشابه غربی آن تفاوتهای بسیاری دارد اما چپ و راست نیز در ایران به یک گفتمان مسلط و حاکم تبدیل شد. اندک زمانی است که واژه «اصولگرایی» در ادبیات سیاسی ایران به زبان رانده میشود و به نظر میرسد که باید مانند دیگر واژگانی که حامل تفکر و یا مسلک فکری خاصی هستند از عضو تئوریک برخوردار باشد تا به سرنوشت برخی مفاهیمی که به صورت مفصل و زودگذر آمدند و سپس به سرعت بار سفر بستند که گویی چنین واژهای خلق نشده بود، دچار روزمرگی نشود اما آیا واژه اصولگرایی از این پشتوانه تئوریک برخوردار است؟ یا این که صرفا یک واژهای به دیگر واژگان سیاسی کشورمان اضافه شده بدون آنکه از غنای تئوریک برخوردار باشد؟ اساسا اصولگرایی به چه معناست؟ اصولگرایان چه کسانی هستند؟ اصولگرای با محافظهکاری چه تفاوتی دارد؟ آیا اصولگرایان محافظهکارند؟ یا اصلاحطلبها هم میتوانند اصولگرا باشند. آیا اصولگرایی با بنیادگرایی متفاوت است؟ مرز میان اصولگرایی با محافظهکاری و بنیادگرایی کجاست؟
اخیرا تعدادی از فعالان سیاسی که پیش از این، آنها را در کسوت تئوریسین محافظهکاران میشناختیم زبان به مدح و ثنای اصولگرایی گشودهاند و خود را نیز بیش از آن که محافظهکار بدانند، اصولگرا مینامند. نکته اینجاست اگر تفاوتی میان اصولگرایی و محافظهکاری وجود ندارد پس چه ضرورتی موجب شد که دوستان اصولگرای ما این واژه را وارد ادبیات سیاسی جامعه کنند بدون آن که تحلیلی برای آن داشته باشند. امروزه عدهای سخن از نقد درون گفتمانی اصولگرایان میکنند در حالی که به نظر میرسد هنوز برای تعریف واژه اصولگرایی، اندر خم یک کوچهایم. امیر محبیان که مدتهاست به عنوان تئوریسین محافظهکاران شناخته میشود از ایجاد رابطه دیالکتیکی و نقد درونی میان اصولگرایان سخن میگوید و معتقد است که برای حفظ اصولگرایی باید به نقد درون گفتمانی بپردازیم و گفتمان اصولگرایی را با تمام چارچوب درست و دقیق آن تعریف کنیم. این تحلیلگر محافظهکاران ضمن اشاره به وجوب تعریف گفتمان اصولگرایی میگوید: حتی باید ضد آن را نیز تعریف کنیم و مرزبندی عقیدتی سیاسی خود را به صورت روشن مشخص کنیم تا براساس آن بتوانیم با افراد درون و بدون این جریان تعامل داشته باشیم.
هر چند که این سخنان محبیان درست به نظر میرسد و اصولگرایان باید به تعریف این گفتمان و ضد این گفتمان بپردازند چرا که اگر ارتباطها و تعاملها صرفا براساس یکسری ذهنیتها و نکات مبهم باشد در آینده نزدیک شاهد شکاف عمیقی در رقابت سیاسی این جریان و به ویژه زمانی که به سمت مصادیق گام برمیدارند، خواهیم بود، اما آقای محبیان نمیگوید که وظیفه این تعریف و ضد آن برعهده کدام جریان از جریانهای متعددی است که امروز در میان اصولگرایان شکل گرفته است. به اعتقاد نگارنده امروز باید تمام ابعاد اصولگرایی را به معنای یک گفتمان تعریف کرد چرا که بدون موتور محرکه فکری نمیتوان در عرصه اجرا موفق عمل کرد و قطعا پس از مدتی اصولگرایان دچار گمگشتگی شاخص میشوند چرا که حرکت در حوزه ذهنیات موجب میشود که این جریان به شکل شهاب ساعدی بیاید و به همان سرعتی که آمده فضا را نیز از دست خواهد داد. فی الواقع امروز تئوریسینها و نظریهپردازان جریان اصولگرا نه تنها باید به «بایدها» و «نبایدها» توجه کنند بلکه «هستها» و «نیستها» را نیز مورد بررسی قرار دهند و به صورت مشخص ایدهها و اندیشههای خود را تبیین کنند.