علی قاسمی
رویکرد غیر سازنده و پیمودن مسیر انحرافی و غیر قانونی غرب در پرونده اتمی جمهوری اسلامی، آینده و سرنوشت این پرونده حقوقی و فنی را با مسیر پرخطر، سوالات و چالش جدی روبه رو ساخته است.
قطعا آثار و هزینههای این سوالات و چالش، بیش از ایران برای خود غرب سنگین خواهد بود و پیامدهای آن برای دیپلماسی و اقتصاد جهان غرب با هزینههای بسیاری همراه میباشد.
نشست سیاسی و اتمی لندن و دیدار صدر اعظم آلمان و وزیر خارجه فرانسه با مقامات روسیه درباره پرونده صلح آمیز هستهای کشورمان که با هدف تشدید جنگ سیاسی و روانی و اعمال فشار علیه ایران صورت گرفته است، از تعامل و رویکرد غیر سازنده سه کشور اروپایی و آمریکا در این پرونده حکایت دارد. اما این تلاشها و رایزنیهای چند قدرت اتمی در روزهای گذشته برای ایجاد ائتلاف بینالمللی یا حداقل ایجاد جبهه واحد بین گروه1+5 (پنج قدرت اتمی به علاوه آلمان) با ناکامی روبه رو شده است.
اما خانم رایس با درخواست برگزاری نشست اتمی دیگر و در سطح وزرای خارجه بین پنج کشور اتمی و آلمان برای بررسی پرونده هستهای ایران، به دنبال جبران یا لاپوشانی شکست و ناکامی اخیر در لندن است.
در نشست لندن که دوشنبه گذشته در انگلیس برگزار شد، کشورهای شرکت کننده در این نشست نتوانستند به اتخاذ موضع واحد علیه اقدام ایران برسند و سرانجام این گردهمایی با درخواست غیر قانونی از ایران مبنی برتوقف کامل فعالیتهای هستهای این کشور به کار خود پایان داد.
به نظر نگارنده علل این ناکامی و عدم اجماع در نشست لندن را میتوان چنین برشمرد:
- رویکرد سازنده و راهبرد منطقی و حقوقی تهران در پرونده اتمی
- شفافیت فعالیت صلحآمیز هستهای و عدم انحراف درآن
- تداوم مسیر صلحآمیز هستهای ایران در چارچوب قانون و مقررات بینالمللی
- موضع چین و روسیه مبنی بر ادامه مذاکرات و پیمودن مسیر دیپلماتیک در پرونده هستهای
- آثار منفی و هزینههای سنگین تشدید بحران هستهای بین ایران و غرب بر منافع و امنیت جهان غرب
- نفرت فزاینده افکار عمومی جهان علیه غرب به ویژه آمریکا
- وضعیت دشوار آمریکا در عراق و عدم آمادگی این کشور برای ورود به جنگی دیگر
- بحران کنونی در سرزمینهای اشغالی و شرایط ابهام حاکم در این منطقه و اثر مرگ سیاسی شارون
- پایگاه و نفوذ روز افزون ایران در بین افکار عمومی جهان و منطقه در مقایسه با آمریکا
- همبستگی و اجماع ملی درباره تداوم فعالیت صلحآمیز هستهای در کشور
- تردید و بیاعتمادی جدی افکار عمومی دنیا به نیات و اهداف سه کشور اروپایی و آمریکا
اظهارات اخیر ژاک شیراک رییس جمهور فرانسه مبنی بر استفاده از سلاح هستهای در جنگ با تروریسم بر سطح این بیاعتمادی و دامنه تردید افکار عمومی از برنامه و سیاستهای غرب علیه فعالیت صلحآمیز اتمی کشورمان افزوده است. اکنون غرب با اظهارات شیراک که نگرانی جدی را نیز در سطح جامعه جهانی ایجاد کرده است با سوال تازهای روبه رو است.
سه کشور اروپایی و آمریکا اکنون باید به این سوال پاسخ بدهند، چرا در شرایطی که ژاک شیراک به طور رسمی و علنی استفاده از سلاح هستهای را از سیاستها و استراتژی آتی پاریس علیه اهداف احتمالی اعلام کرده است نسبت به فعالیت صلحآمیز اتمی ایران این همه حساسیت و واکنش از خود نشان میدهند و سعی دارند تا ملت ایران را از حقوق مشروع و صلحآمیز انرژی اتمی محروم سازند؟ در این شرایط و با وجود نقض فاحش حقوق بشر در فرانسه، کدام یک از این کشورها خطر جدی برای صلح و امنیت جهانی است، سلاح هستهای فرانسه یا انرژی صلحآمیز اتمی ایران؟
سرانجام ناتوانی غربی در پاسخ به سوالات افکار عمومی در مورد زرادخانه اتمی و نقض فاحش حقوق بشر در این کشورها و افزایش تردید جهانی نسبت به نیات و اهداف سه کشور اروپایی، کشورهای فرانسه، انگلیس و آلمان و آمریکا را با انباشت بحران روبه رو ساخته و در آینده رهایی این کشورها هم از بحرانهای پیش رو هزینههای زیادی را متوجه آنها خواهد ساخت.
در این شرایط چین و روسیه باید مواظب باشند تا این تردید و بی اعتمادی جهانی و نفرت فزآینده افکار عمومی دنیا دامن آنها را هم نگیرد . نحوه برخورد و واکنش پکن و مسکو به پرونده اتمی ایران قطعا این کشورا را در معرض قضاوت و سنجش جدید افکار عمومی دنیا به ویژه ملت ایران و منطقه قرار میدهد.
فعالیت هستهای ایران صلحآمیز است. اما مسیری که غرب برای آن طراحی کرده است پرخطر و با هزینههای فراوان همراه است. عمده این خطرات و هزینهها نیز نصیب غرب خواهد بود. چین و روسیه هنوز فرصت دارند تا خود را از این مسیر پرخطر نجات دهند. استقلال رای پکن و کرملین و عدم همراهی این کشورها با سه کشور اروپایی و آمریکا در پرونده اتمی ایران میزان خطر و هزینههای آنها را در این مسیر به حداقل یا حتی به صفر کاهش میدهد.