حنیف غفاری
گروه سیاسی
بر اساس نتایج موسسه نظرسنجی “زاگبی” تنها 39% از شهروندان ایالات متحده آمریکا از عملکرد “جرج واکر بوش” رییسجمهور این کشور رضایت دارند. همچنین نتایج این نظرسنجی نشان میدهد اکثر شهروندان آمریکایی اداره جنگ عراق توسط بوش را نامناسب ارزیابی کردهاند. “جان زاگبی” رییس این موسسه نظرسنجی معتقد است کاهش حمایت کاخ سفید و جمهوریخواهان از حامیان بوش در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 عامل اصلی افول محبوبیت رییسجمهور آمریکا در بین مردم این کشور است.
در حقیقت “زاگبی” محبوبیت تنها از یک منظر به موضوع کاهش محبوبیت بوش و قرار گرفتن واشنگتن در سراشیبی سقوط نگریسته است. مطابق این نگرش کاتلها، تراستها، افراد سرمایهدار و… معادلات سیاسی ایالات متحده آمریکا و نظر افکار عمومی را تعیین میکنند. اما این نوع نگرش مسلما با نواقصی عدیده روبهروست و به خودی خود جامع و کامل نیست. مطابق عینیتها و دادههای موجود کاهش محبوبیت بوش و متحدان آن در نظام بینالملل در انگلستان، ژاپن و دیگر کشورهای همپیمان واشنگتن پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، کاملا مشهود است.
آخرین نظرسنجیها در انگلستان نشاندهنده حمایت 35 درصدی شهروندان بریتانیایی از تونی بلر است. این آمار در حیات سیاسی حزب کارگر بیسابقه بوده و موجبات افزایش اختلافات درون حزبی در این مجموعه را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر میتوان با در نظر گرفتن اشتراکات موجود میان “لندن” و “واشنگتن” و با توجه به این که کارتلها و تراستها در انگلستان همانند آمریکا قدرت مانور ندارند اینگونه استنباط کرد که دلیل اصلی مخالفت مردم این کشورها با سیاستمداران خود رویکرد برونگرایی افراطی و عدم توجه به مسایل داخلی کشورهایشان است.
هم اکنون بودجهای که واشنگتن جهت صرف هزینههای خود در عراق تصویب کرده بود تقریبا رو به اتمام است و “کاندولیزا رایس” در سفر ماه مارس خود به خاور دور از “توکیو”، “کانبرا” و دیگر متحدان کاخ سفید به بهانه بازسازی عراق تقاضای کمک مالی خواهد کرد. این در حالی است که اوضاع اقتصادی موجود در آمریکا و برهم خوردن معادلات زندگی شهروندی در این کشور هر لحظه بر حساسیت و تنفر افکار عمومی نسبت به چنین مواردی میافزاید.
تکیه بر پروپاگاندیسم و سخن گفتن با افکار عمومی از طریق پخش تصاویر القایی و ساختگی دیگر پاسخگو نیست و نومحافظهکاران مجبور هستند با خروج از قالب ایدهآلگرایی پاسخ سوالات و اعتراضهای بیشمار شهروندان خود را در قالب واقعگرایی دهند. اما موضوع اصلی این جاست که قرار گرفتن در این چارچوب با اعتقادات، افکار و رویکردهای نومحافظهکاران کاملا متناقض است و هیچ یک از اعضای این حزب توان قرار گرفتن در چنین چارچوبی را ندارند.
به نظر میرسد “جان زاگبی” در مرحله ارایه نتایج نظرسنجی سیر طبیعی این کار را پیموده است ولی در مرحله تفسیر این نتایج از قالب بستهای به موضوع نگاه کرده است. همزمانی و همنوع بودن افول محبوبیت افرادی مانند بلر، بوش، برلوسکونی و دیگر هواداران اشغالگری در نظام بینالملل نشاندهنده وجود عواملی فراتر از اظهارات مدیر موسسه نظرسنجی زاگبی در این راستاست. در هر صورت انتشار نظرسنجی اخیر موسسه زاگبی زنگ خطر را با شدت بیشتری برای جمهوریخواهان به صدا درآورده است.
از آن جایی که ایجاد چرخش از افکار و عملکردهای ایدهآلگرایانه با توجه به بافت سیاسی موجود در کاخ سفید امکانپذیر نیست باید در انتظار انتشار نظرسنجیهایی مشابه نظرسنجی موسسه زاگبی در آیندهای نه چندان دور ماند. نظرسنجیهایی که شنیدن و مطالعه نتایج آنها برای بوش و همراهان او حکم کابوسی سخت را دارد.