در هفتههای اخیر بسیاری از سران کشورهای غربی، به صورت تلویحی از انتشار کاریکاتور اهانتآمیز نسبت به پیامبر اسلام(ص) انتقاد کردند، اما همه آنها اصرار داشتند که این اقدام اهانتآمیز را جزئی از آزادی مطبوعات و رسانهها معرفی نمایند. درست همزمان با انتشار این کاریکاتورها، روزنامه همشهری هنرمندان ایرانی را به طراحی کاریکاتور در مورد داستان هرلوکاست فرا خواند که این امر و واکنش وزارت امور خارجه آمریکا را به دنبال داشت. این وزارتخانه به صورت رسمی اقدام روزنامه همشهری را محکوم کرد؛ بدون آن که حاضر باشد این اقدام را نیز در راستای آزادی رسانهها و مطبوعات ارزیابی کند!
این داستان، گوشهای از یک واقعیت تاسفانگیز و مشمئزکننده در دنیای کنونی است که البته تنها با اظهار تاسف نمیتوان از کنار آن عبور کرد. زیرا اگر چه موضوع هولوکاست ارتباطی با منافع ملی ایرانیان ندارد و شاید حتی بسیاری از هموطنان، سرگرمی بیش از حد برخی از دولت مردان ایرانی به این موضوع را در شرایط فعلی به مصلحت کشورمان ندانند، اما سکوت در برابر برخوردهای دوگانه با موضوعات واحد، اقدامات تبعیضآمیز در عرصه بینالمللی را به عرفی رایج تبدیل خواهد کرد که نتیجه مسلم آن، تضییع برخی از حقوق ملی کشورمان خواهد بود.
البته مقابله با این روند، تنها با روشهای سنتی و افشاگریهای متدوال برخی سیاستمداران و دولتمردان ایرانی نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. همانطور که افشاگریهای پرحرارت سالهای گذشته، دستاورد زیادی برای کشورمان نداشته است.
راستی چرا در برخی از موارد قدرتمندان جهانی، حرف غیرمنطقی خود را به راحتی به بسیاری از ملتها میباورانند ولی ما در دفاع از حق خود در عرصه جهانی با مشکلاتی مواجه هستیم؟
نگارنده معتقد است سیاستمداران ایرانی در شناخت روشهای نوین و تاثیرگذار تبلیغاتی، دچار ضعفهای فراوان هستند و متأسفانه نشانه آشکاری برای جبران ضعفها مشاهده نمیشود. مثلا" در حالی که همه مسوولان ایرانی اذعان دارند که تنها سلاح آنان در برابر صاحبان ثروت و قدرت نظامی، حمایت ملت میباشد اما در بسیاری از موارد، واقعیات به صورت کامل برای مردم بازگو نمیشود. شاید بخشی از مخفی کاریها را بتوان براساس برخی از ضرورتها توجیه کرد اما باید اعتراف کرد که تمام این مخفیکاریها، به خاطر عدم سوءاستفاده دشمنان و با هدف تامین بیشترین منافع برای کشورمان نیست، بلکه گاه مشاهده میشود که گروهی از سیاستمداران و دولتمردان، به منظور تخریب و تحقیر رقیب سیاسی داخلی، ادعاهایی در مورد برنامههای خود در عرصههای جهانی مطرح میکنند که خود آنها نیز در تحقق آن ادعاها تردید دارند.
این گروه از سیاستمداران، معمولا" تلاش میکنند که خبر عدم موفقیتهای آنها، حتیامکان از ملت مخفی بماند و حتی گاه، اخباری غیر واقعی از موفقیتهای خویش منتشر مینمایند! ترجیح حیثیت گروهی از سیاستمداران بر منافع ملی کشور، فرصتی برای رقبا و دشمنان خارجی ایران فراهم میآورد که برخورد غیرمنصفانه و ناحق خود نسبت به ملت ایران و سایر ملتهای آزادیخواه از برخی واقعیتها پیگیری نمایند. در حالی که با اطلاعرسانی به موقع نسبت به برخی ناکامیها_ که معمولا" ناشی از زورگویی برخی قدرتهای مسلط بر مجامع جهانی میباشد_ میتوان از نخستین مراحل آغاز هر پروژه، حمایت آگاهانه ملی و چارهاندیشی نخبگان وابسته به نحلههای مختلف فکری را در خدمت مقابله با دشمنیهای دشمنان قرار داد. درست برخلاف روش مورد عمل برخی رسانههای داخلی، رسانههای غربی معمولا" زودتر از هر منبع دیگری، اخبار مورد علاقه مردم را به صورت ظاهرا" سانسور نشده در اختیار افکار عمومی قرار میدهند و حتی هرگاه لازم باشد تهدیدهای احتمالی و کوچک را با بزرگ نماییهای ماهرانه، به اطاع ملتهای خود میرسانند و بدین طریق آنها را برای بعضی اقدامات آتی آماده میکنند.
امروز صدها شبکه تلویزیونی و هزاران جریده در دنیا وظیفه بمباران تبلیغاتی را به عهده دارند که انصافا" باید اذعان کرد در انجام این وظیفه موفقیتهایی نیز کسب کردهاند. آن چه در رسانههای فراگیر جهانی ملاحظه میشود بیش از هر چیز بر سه اصل متکی است: نخست تظاهر به پوشش کامل همه اخبار و حوادث، به طوری که بسیاری از مخاطبان این رسانهها خود را از مراجعه به سایر رسانهها بینیاز میبینند. اقدام شبکههای بزرگ خبری غرب در پخش مستقیم و تقریبا" کامل سخنرانی دیروز رئیسجمهور ایران را تنها میتوان در همین راستا ارزیابی کرد. اصل دوم که مورد توجه رسانههای موفق قرار دارد خودداری آنها از تبلیغ افراطی و مستقیم برای یک موضوع است. اصل سومی که مورد عنایت برنامهریزان تبلیغاتی جهان میباشد تنوع و استقلال ظاهری این رسانههاست در حالی که نشانههایی از هماهنگی آنها در مسائل مهمی وجود دارد.
متأسفانه باید اذعان کرد که این سه اصل مهم، مورد عنایت سیاستگذاران تبلیغاتی کشورمان نبوده است.
جلوگیری غیر ضروری از تنوع رسانههای صوتی و تصویری_ که تأثیرگذاری بیشتری نسبت به رسانههای مکتوب دارند_ امروز باعث شده که وظیفه خنثیسازی تبلیغات گسترده صدها رسانه ثروتمند و فراگیر جهانی، تنها به عهده صدا و سیمای رسمی جمهوریاسلامی ایران باشد. در حالی که میتوان با اطمینان ادعا کرد که دسترسی برخی گروههای سیاسی داخل کشور به شبکههای رادیو تلویزیونی غیر حکومتی، در شرایط پیچیده فعلی هم در خدمت آگاهی بخشی به افکار عمومی داخلی بود و هم میتوانست نقش مثبت و سازنده آن در مقابله با مخالفان ایران را نادیده بگیرد؟ همچنین لیست گروههایی که مردم را به شرکت در راهپیمایی دیروز و حمایت از دسترسی ایران به تکنولوژی هستهای فراخواندند_ و نام آنها دهها بار بر صفحه سیمای جمهوریاسلامی ایران نقش بست_ نشان داد که محروم کردن آنها از دسترسی به یک رسانه، در واقع محروم کردن کشور از یک جریان رسانهای بوده است که اگر چه نسبت به برخی مسوولان و سیاستهای رسمی انتقاد دارند، اما در روزهای بحرانی میتوانند در خدمت منافع ملی باشند.
عدم هماهنگی تبلیغاتی مقامات و رسانههای حکومتی ایران نیز مشکل دیگر ما در برابر رسانههای ظاهرا" مستقل اما هماهنگ غربی است. به عنوان نمونه در حالی که بسیاری از رسانههای پرمخاطب غربی، تلاش گستردهای را آغاز کردهاند تا اقدام غیراخلاقی، غیرانسانی و آزادی سوز تعدادی از روزنامههای غربی مبنیبر اهانت به ساحت پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) را به نوعی توجیه و هزینههای ناشی از آن را به حداقل برسانند، در داخل کشور ما حتی نسبت به این موضوع مهم و مورد توجه مردم، هماهنگی لازم وجود ندارد.
پس از انتشار کاریکاتورهای اهانتآمیز، رئیسجمهور و وزارت بازرگانی در اقدامی ستودنی، خواستار محدودیت مراودات تجاری با کشور دانمارک شدند. بر همین اساس وزارت بازرگانی دستورالعمل مکتوبی صادر کرد که در رسانههای داخلی ایران منعکس و مقامات اقتصادی اتحادیه اروپا نیز از آن اطلاع حاصل کردند. خبرگزاری فارس روز هجدهم بهمن ماه به نقل از وزارت بازرگانی اعلام کرد: «در اجرای منویات ریاست جمهوریاسلامی ایران مبنیبر تشکیل شورای لغو یا بازنگری در قراردادهای اقتصادی با کشورهای آغاز کننده اقدام نفرتانگیز توهین به ساحت مقدس پیامبر_ وزیر بازرگانی از لغو ثبت سفارش واردات هرگونه کالا از دانمارک از 18 بهمن ماه 84 خبر داد.» تقریبا" همزمان با این دستورالعمل، وزیر خارجه ایران در مصاحبهای اعلام کرد که قطع رابطه تجاری با دانمارک، تصمیم خود جوش مردم و بازرگانان ایرانی است و دولت ایران نمیتواند بخش خصوصی را به انجام مراودات تجاری با یک کشور مجبور سازد.
در حالی که آقای متکی_ که قاعدتا" از دستور رئیسجمهور و تصمیم وزارت بازرگانی مطلع است_ میتوانست به صراحت اعلام کند که در راستای خواسته ملی ایرانیان موحد_ اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و زرتشتی_ و به عنوان اعتراض به حمایت دولتهای غربی از اقدام موهن چند روزنامه، تصمیم به کاهش روابط اقتصادی با بعضی کشورها گرفته شده است. اینگونه موضعگیری، هماهنگی داخلی ایران در برابر اقدام هماهنگ هتاکان و حامیان آنها را به نمایش میگذارد و طرفهای خطاب ایران نیز حساب بیشتری بر روی آن باز میکردند.
آنچه مورد توجه این یادداشت قرار گرفت واقعیت تلخی است که باز هم میتواند مورد بیتوجهی قرار گیرد. مثلا" ما میتوانیم کماکان بر روشهای قبلی خود پافشاری کنیم و همه گرفتاریها را به توطئه دشمنان نسبت دهیم. اما راه بهتر آن است که ضمن هوشیاری در برابر توطئه دشمنان، در روشهای اجرایی، تبلیغی و سیاستگذاریهای خود تجدید نظر کنیم و برای رفع برخی اشکالات خود، حتی اگر لازم باشد از روشهای تبلیغاتی مورد عمل دشمنان، درس بگیریم.