گفتوگو از محمد رضا زمردیان - راحله جلالی
آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی رئیس پژوهشکده امام خمینی (ره) از جمله چهرههای نام آشنای علمی و سیاسی کشور است که شخصیت او بواسطه دارا بودن چهرهای علمی در حوزه و دانشگاه و نزدیکی او به بیت بنیانگزار جمهوری اسلامی و نقش فکریاش در مجمع روحانیون مبارز از او چهرهای ویژه ساخته است.
او که حضورش در ابعاد مختلف اجتماعی و حتی سیاسی را بیشتر به مباحث فقهی، حقوقی و علمی محدود میکند کمتر وارد جنجالهای روز شده است مگر موارد خاص. او که هنوز هم در گفتار رابطه مریدی و مرادی خود را با پیر و استادش به وضوج نشان میدهد اجتهاد و فقه را همچون امام وابسته به زمان و مکان می داند و همین رو استدلالات او در زمینه حقوق زنان و اقتصاد اسلامی دارای وجه تمایزی با هم لباسانش است. در دفتری ساده و معمولی که بیش از هر چیز کتابهای انباشته شده روی هم و کاغذها و تحقیقاتی که حجمش دیوار را میپوشاند میزبان ما بود. قاب عکسی از امام (ره) با نوشتهای که به چند زبان مختلف ترجمه شده با این مضمون "یک ساعت تفکر به شصت سال عبادت برتری دارد" طرز فکر و نگاه موسوی بجنودی را نشان میدهد. موسوی بجنوردی معتقد است: کسانی که این مباحث را مطرح میکنند تمایل دارند تا دیگران را به بحث در اطراف این موضوع وادارند تا خود را در جامعه طرح کنند و از این جهت بهتر است وارد این مساله نشویم.
او به این سوال که آیا کسانی که این مباحث را مطرح میکنند را یک جریان میدانید که با اهدافی خاص طرح بحث میکنند یا این مباحث را حاصل گفتمان طلبگی و طرح بحث علمی میدانید، چنین پاسخ گفت: قطعا این مباحث علمی نیست و اعتقادات کسانی است که مطرح کننده آن هستند و از آنجایی که اکنون فضا برای این افراد باز است، شاید وارد شدن به این مباحث زیاد به مصلحت نباشد. احساس من این است افرادی که این حرفها را میزنند، دلشان میخواهد که این بحثها در اطراف آنها مدام تکرار شود و صحبت کردن حول این اظهار نظرها بزرگ کردن است افراد است. این بحث کاملا روشن است وقتی لفظ جمهوری اسلامی در قانون اساسی آمده است و وقتی حضرت امام (ره) مکررا بر این واژهها تاکید داشتند که میزان رای ملت است و جمهوری اسلامی دیگر نیازی به بیان این مسائل نیست. اگر بخواهیم مجموعه سخنرانیها و مصاحبهها و سخنان امام را که پیرامون این مسائل بوده استخراج کنیم بینهایت مطلب بدست میآید. وی با تاکید بر اینکه مساله جمهوریت کاملا روشن و واضح است با اشاره به کسانیکه بحث عدم اعتقاد حضرت امام (ره) به این مباحث را مطرح میکنند میگوید: در قانون اساسی تصریح شده است که نظام ما جمهوری اسلامی است و بر حاکمیت مردم تاکید شده است.
سه قوه زیر نظر ولی فقیه هستند و شرایط انتخاب ولی فقیه هم به صراحت در قانون اساسی آمده است و در نهایت تمام اینها به رای و نظر مردم بر میگردد یعنی مردم هستند که مشروعیت نظام را عینیت میبخشند. در این شرایط بود که در آن ظهر گرم و آفتاب سوزان پیغمبر اکرم (ص) دستور دادند همه جمع شوند و بعد رسما اعلام کردند که من کنت مولاه فهذا علی مولاه و بعد یک چادر زدند که تحت آن همه بیعت کردند و اهل تسنن نیز همه این را قبول دارند. عمر خلیفه دوم هم در این روز بیعت کرد. این استاد حوزه و دانشگاه افزود: مساله مقبولیت چیزی است که علت تامه آن برای مدیریت و حاکمیت است یعنی وقتی میتوان گفت فردی مدیر جامعه است که مردم با او به شکل سابق بیعت کنند و یا به شکل امروز انتخاب کنند. آن موقع میتوان این فرد را مدیر جامعه محسوب کرد لذا مساله پذیرفتن مردم و مقبولیت نزد مردم است که فرد را مدیر و حاکم میکند و اگر این مقبولیت نباشد نمیتوانیم بگوییم آن فرد مدیر است. مدیریت و حاکمیت پدیده مقبولیت است. تا انتخاب و یا بیعت نباشد رئیس و حاکم جامعه معنا ندارد. آنچه که از طرف قانونگذار بیان میشود، شرایط حاکم بودن یعنی مجتهد بودن عدالت، شجاعت مدیریت آگاه بودن به امور زمان و ... است که بیان معرفههای یک کاندیدا است. اما اینکه چه وقت واجد این شرایط میتواند حاکم اسلامی باشد، زمانی است که مردم با او بیعت کرده و یا او را انتخاب کنند. وی اضافه کرد: نقش مردم، نقش مهمی است، در عالیترین منصب حکومت اسلامی در نظام ما که ولایت فقیه است مردم نقش اساسی دارند.
همچنانگه در انتخاب ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس هم همین نقش وجود دارد.
پس رای مردم در همه مراحل نه فقط در مساله حاکمیت مورد توجه است. مذاق حضرت امام که مذاق اسلام است و از روح اسلام گرفته شده برای رای مردم ارزش قائل است. مرحوم میرزای نائینی در اول مشروطیت اصول اساسی حکومت اسلامی را بیان کرده است و یکی از این اصول نظارت ملت بر امر حکومت است یعنی ملت همواره بر همه شئون حکومت نظارت دارند. موسوی بجنوردی با اشاره به پیشینه و تاریخ نوع حکومت اسلامی در عصر غیبت عنوان کرد: ایشان (میرزای نایئنی) حکومت اسلامی را منطبق کرد با مدل سلطنت مشروطه. در آن زمان مثلا، مرحوم آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی که جزو علمای درجه یک بودند و با مشروطه موافق، بودند، همگی این کتاب را امضاء کردند. آن زمان ایشان حکومت اسلامی را با مدل سلطنت مشروطه تطبیق داد اما امام با مدرنترین مدل که جمهوری اسلامی است آن را بیان کرد. در این نوع حکومت خود رئیس جمهوری را هم راسا مردم باید انتخاب کنند، برای 4 سال معین و بعد هم اگر مردم انتخاب نکردند، باید با او خداحافظی کرد.
یعنی اساس را بر رای مردم قرار دادند و عملا نیز دیدیم که چند تا رئیس جمهور آمدند مدتشان که تمام شد چون بیشتر از 2 دوره نمیتوانند بمانند کنار رفتند. رئیس جمهور اول بعد از انقلاب بنی صدر بود که رای عدم کفایت گرفت، مرحوم رجایی که شهید شد و بعد آیتالله خامنهای دو دوره رئیس جمهور بودند و سپس رهبر شدند و بعد هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی هر کدام 2 دوره رئیس جمهور بودند و چون دیگر نمیتوانستند بیش از 2 دوره باشند و بعد هم که رئیس جمهور فعلی آمدند. بنابراین با انتخاب مردم رئیس جمهورها انتخاب شدند و دوره ریاست جمهوریشان هم که تمام شد، یعنی خداحافظ. نظام ما دموکراسیترین نظامی است که ارزش برای رای ملت قائل است و از راس حکومت اسلامی تا پایینترین درجات مدیریت در نظام جمهوری اسلامی، رای مردم حاکم است. وی در باب نظارت شورای نگهبان بر انتخابات و نظارت استصوابی و اینکه برخی این نوع نظارت را ناشی از جمهوریت یعنی انتخاب آزاد عنوان میکنند، گفت: اگر قانون اساسی این صلاحیت را به شورای نگهبان داده باشد، منافاتی با جمهوریت ندارد و این یک برداشت است اما اینکه آیا نظارت، نظارت استصوابی است یا نیست، زیرا استصوابی بودند نیاز به قید دارد یعنی اگر بخواهد ناظر باشد و نظارتش هم استصوابی باشد باید قید استصوابیت را بیاورد و الا اگر نظارت بطور مطلق مطرح شود، استصوابی بودن از آن استنباط نمیشود. به عنوان مثال در باب اوقاف یک متولی داریم. ناظر بر وقف نظارتش استصوابی نیست و فقط ناظر بر این است که عمل به موقوفه میشود یا خیر، وقف باید طوری که واقف وقف کرده باشد و ناظر هم باید به وضعیت عمل به وقف نظارت کند.
اینجا اگر خلاف شد تذکر و هشدار میدهد. تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است و تفسیر قانون عادی با مجلس شورای اسلامی است. تفسیر در عربی به معنای کشف، غنا است یعنی برداشتن پرده از یک امر پنهان نامشخص .
وقتی یک امری مبهم است احتمالاتی در آن است کسی که از عمق آن مساله آگاهی دارد تفسیر و کشف غنا میکند اما اگر یک کلامی باشد که هیج ابهامی در آن نباشد، آیا این هم نیاز به تفسیر دارد و باید دنبال تفسیر آن برویم اینجا جای تفسیر نیست و باید عمل به ظاهر کلام کنیم. چون عمل به ظاهر الفاظ پیش عقلا معتبر است یکی از اصول عقلایی در جوامع عقلایی حجیت ظواهر الفاظ است یعنی هر کلامی که ظهور در یک معنا داشت و هیچ ابهام و اجمالی در کلام نبود، باید به ظاهر آن عمل کنیم و دیگر نیازی به تفسیر ندارد چون ابهامی در آن نیست. تفسیر را باید زمانی بکار برد که ابهامی در کلام باشد. باید دید مساله نظارت که به شورای نگهبان داده شده و واژهای که بکار برده شده ابهامی در آن است که شورای محترم نگهبان تفسیر میکند که نظارتش نظارت استصوابی است یا باید دید اگر ظهورش در نظارت مطلق و بدون استصواب بود و اگر این را قبول کردیم که استصوابیت در نظارت نیاز به قید دارد از اتلاقش نمیفهمیم و قانونگذار باید با قید آنرا ذکر کند و بگوید نظارت استصوابی دارد آنجا دیگر نباید این استصوابیت را با تفسیر این قانون و این اصل به کار بریم. لذا نباید با شعار دادنها این مساله را مطرح کرد بلکه باید بحث علمی صورت بگیرد که آیا واقعا جای تفسیر شورای نگهبان نسبت به فلان اصل هست یا جای تفسیر نیست.
چون اگر جای تفسیر باشد طبق قانون اساسی تفسیر با شورای نگهبان است اما اگر جای تفسیر نباشد و هیچ ابهامی در کلام نباشد باید به ظاهر آن عمل کنیم. موسوی بجنوردی در رابطه با مفهوم انتظار و نوع نگاه امام به واژه انتظار و تقابل آن با نگاه انجمن حجتیه گفت: امام از خطر انجمن حجتیه نگران بودند و از آنها تعبیر به نامحرمان میکردند و تاکیدشان هم این بود که این افراد نباید وارد تشکیلات حکومت شوند. ما دشمنی خاصی با انجمن حجتیه نداریم فقط بحث این بود که تفکرات آنها مغایر با تفکر حضرت امام بود و سران انجمن حجتیه رابطه خوبی با امام نداشتند. حتی یکی از سران این انجمن که اکنون هم در قید حیات نیست به نجف آمده بود و میخواست با امام ملاقات کند اما امام اجازه ملاقات به او نداد. در سفری هم که من و حاج آقا مصطفی خمینی به کشور سوریه داشیتم این آقا را در حرم حضرت زینب (س) دیدیم. او مقداری پول همراه داشت و به ما گفت این وجوهات متعلق به امام است و از ما خواست که این پول را به امام بدهیم که حاج آقا مصطفی از گرفتن پول خودداری کرد و به من هم اشاره کرد که نگیرم و من هم معذور بودم لذا امام حاضر نبودند با سران این انجمن ملاقاتی کنند و یا حتی اگر حامل وجوهاتی برای امام بودند از دست ایشان گرفته بشود.
وی با اشاره به سفر خود به لس آنجلس گفت: امام جمعه این شهر که یک فرد مصری بود اعتقاد داشت امام خمینی جهان اسلام را که مرده بود زنده کرد و پس از سکون، تو سری خوردن و حکومت ظالمین انقلاب اسلامی یک تحرک عمیق و انرژی جدیدی به همه مسلمانان در جامعه اسلامی داد و مساله بیداری مطرح شد. لذا حرکتها و فعالیت احزاب اسلامی بعد از این اندیشهها آغاز شد. حزبالله لبنان هم که اکنون اسرائیل را به ستوه آورده همگی حاصل اندیشه امام است، سران این حزب میگویند که از اندیشههای امام منشاء گرفتهاند و بر مساله بیداری مبارزه با ظلم ،مبارزه با فساد و استعمار که از اندیشههای امام بود تاکید میکنند.