مخاطرات تحریم نفتی
به طور کلی مهمترین تهدیدهای تنش هسته ای ایران برای بازار نفت، از یک سو امکان اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران است (که می تواند شامل تحریم خرید نفت ایران نیز باشد) و از سوی دیگر احتمال قطع صادرات نفت از سوی ایران برای مقابله با فشارهای خارجی خواهد بود.
در صورتی که ایران تهدید تحریم نفتی را به مرحله عمل برساند، اقتصاد جهانی پیامدهای بسیار ناگوار آن را درک خواهد کرد. این پیامدهای ناگوار نه تنها به علت از دست دادن نفت ایران که حدودا 9/3میلیون بشکه در روز یعنی معادل 62/4 درصد کل تولید 5/84 میلیون بشکه ای جهان است، بلکه به علت نفوذ فراوان ایران در سطح جهان اسلام است.
این نفوذ در مسئله اخیر توهین به پیامبر اسلام (ص) نمود بیشتری یافت، چرا که در سراسر جهان مسلمانان علیه توهین به مقدسات خود شدیدا اعتراض کردند و این در حالی است که به عقیده اکثر کارشناسان بین المللی ایران بر کلیه فعالیت های اسلامی در سطح جهان نفوذ دارد و یا حداقل الهام بخش این حرکات است.
در صورتی که اعضای مسلمان اوپک (الجزایر، اندونزی، ایران، کویت، لیبی، قطر، عربستان و امارات متحده عربی) به تحریم نفتی ایران بپیوندند، آمریکای شمالی، اروپا، ژاپن، استرالیا، کره جنوبی و تایوان حدود 06/61 درصد4/32میلیون بشکه نفتی را که روزانه وارد می کنند از دست خواهند داد. کشورهای مسلمان روزانه 2/23 میلیون بشکه در روز معادل 4/27درصد کل مصرف جهان، نفت تولید می کنند و تامین9/45درصد کل نفت مورد نیاز کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی را بر عهده دارند.
در همین حال، بانک توسعه آسیایی در گزارشی که اخیراً منتشر کرد، اعلام نمود در صورت تداوم بهای نفت خام در سطح بالای 70 دلار تا پایان سال ،2006 تولید ناخالص داخلی آمریکا، ژاپن، و اتحادیه اروپا مجموعا 0/5درصد کاهش خواهد یافت بنابراین تحریم نفتی تأثیر به مراتب ناگوارتری بر اقتصاد جهانی خواهد گذارد.
صعود شدید بهای نفت و رکود اقتصادی جهان
در شرایط فعلی بازار نفت، بهای نفت خام پیرامون هر بشکه 70 دلار در نوسان است، اما هر گونه بی ثباتی شدید در بازار نفت موجب افزایش 3 تا4مرتبه ای بهای نفت خواهد شد. برای کشورهای صادر کننده نفت اعمال تحریم نفتی علیه ایران چندان هم بد نخواهد بود، چرا که فشار بازار موجب رسیدن بهای نفت به هر بشکه 100و یا حتی 200 دلار نیز خواهد شد و هرگونه کاهش صادرات نفت این کشورها با رشد خیره کننده بهای نفت جبران خواهد شد.
به عنوان مثال، با نفت 60 دلاری، کل درآمد صادرات نفت اعضای اوپک به533میلیارد دلار می رسد، اما با نفت200 دلاری ارزش درآمدهای صادراتی آنها بر اساس ارزش های فعلی ارز به800 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.
برای کشورهای وارد کننده نفت خام، اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران و قطع صادرات نفت این کشور موجب فشار فراوان اقتصادی در کوتاه مدت خواهد شد. در صورتی که بهای نفت به 100 دلار افزایش یابد، تولید ناخالص ملی جهان شروع به کاهش خواهد کرد؛ با نفت200دلاری سقوط اقتصاد جهانی شدت خواهد گرفت؛ رکود سراسر جهان را فراخواهد گرفت و بحران های پولی و مالی نهایتا موجب آسیب شدید سیستم بانکی جهانی خواهد شد.
در چنین شرایطی نرخ بهره بانکی شدیدا افزایش خواهد یافت، بازارهای مالی سقوط خواهد کرد و ورشکستگی شرکت ها و اشخاص به اوج خواهد رسید. بانک ها در گرداب ورشکستگی گرفتار خواهند شد که این امر به نوبه خود کلیه بازارهای مالی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
زمانی که سقوط اقتصادی، بانکی و مالی در سطح جهان شدت بگیرد، بحران های ساختاری نظام پولی را احاطه خواهند کرد و دلار آمریکا و یورو شدیدا بی ارزش خواهند شد. بنابراین سپرده های عظیم دلاری در سراسر جهان انباشته خواهند شد، که حتی حرکت کوچکی برای فروش آنها موجب بروز فاجعه شدید اقتصادی خواهد شد.حتی افزایش اندک در بهای نفت نیز تاثیر فاجعه آمیز خواهد داشت، که از دیدگاه استراتژیست های آمریکایی این وضعیت شدیدا به اقتصاد آمریکا ضربه خواهد زد. از دیدگاه آنان افزایش بهای نفت و جایگزینی یورو به جای دلار دو ابزار مهم دشمنان آمریکا برای از پای درآوردن اقتصاد این کشور است. اگرچه یورو به عنوان مهمترین رقیب دلار در ذخایر ارزی محسوب می شود، اما واحد پول اروپایی هنوز نیز از قدرت کافی برای جایگزینی دلار برخوردار نیست. یورو همچون سایر ارزهای مدرن، فقط ابزاری برای مبادله و پرداخت است و از ارزش ذاتی برخوردار نیست و هنوز نیز از ضعف ساختاری رنج می برد. به علاوه، اتحادیه اروپا تاکنون نتوانسته است ابرقدرت بودن خود را از لحاظ نظامی، سیاسی و یا اقتصادی نشان دهد.
برگ های برنده ایران
کارشناسان و موسسات مختلف بین المللی مرتبا نسبت به مخاطرات قطع نفت ایران و اعمال تحریم علیه این کشور هشدار داده اند. از دید آنها ایران بزرگترین و مستعدترین اقتصاد جنوب آسیا است و تحریم نفتی و ممنوعیت سرمایه گذاری برای مقابله با برنامه هسته ای این کشور کارایی ندارد.
«کلود ماندیل» رئیس آژانس بین المللی انرژی در آخرین اظهارنظر خود اعلام کرد: در صورت قطع صادرات نفت ایران، ذخایر نفت 26 کشور صنعتی جهان فقط توان18 ماه جایگزینی آن را دارد. به گفته وی ریسک تحریم نفتی ایران «نامحدود» است، زیرا چشم پوشی از صادرات 7/2میلیون بشکه ای ایران ممکن نیست.
با این حال، بی گمان کشورهای چین و ژاپن بیشترین زیان را نسبت به از دست دادن نفت ایران خواهند دید، زیرا از یک سو ایران بخش مهمی از نفت این کشورها را تامین می کند و از سوی دیگر این دو کشور قراردادهای تجاری عظیمی با ایران دارند.در این زمینه، برخی از کارشناسان معتقدند، کشورهای آسیایی خصوصا ژاپن و چین به علت وابستگی انرژی به ایران، نهایتا تلاش های آمریکا در ضربه زدن به ایران را ناکام خواهند گذارد. ابرقدرت های اقتصادی شرق آسیا به علت وابستگی فراوان به منابع انرژی ایران، حفظ روابط گرم خود با این کشور را به اعمال تحریم های تجاری علیه آن ترجیح می دهند.
در واقع، قدرت های آسیایی، همچون آمریکا احساس خصومت با نظام ایران ندارند .
ژاپن که همواره یک متحد پایدار آمریکا محسوب می شده است، از زمان روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ایران در سال 1979 تاکنون در مقابل فشارهای آمریکا برای چشم پوشی از روابط تجاری مستحکم خود با ایران مقاومت کرده است.
ژاپن در سال 2004قراردادی 2 میلیارد دلاری با ایران منعقد ساخت و مسئولیت توسعه حوزه نفتی آزادگان را در جنوب ایران که یکی از بزرگترین ذخایر دست نخورده نفت در جهان است، برعهده گرفت. به گفته مقامات ژاپنی، توسعه حوزه نفتی آزادگان به منزله استراتژی بلندمدت و آینده نگرانه ژاپن در زمینه انرژی محسوب می شود.
شرکت اینپکس ژاپن که 36درصد سهام آن در اختیار دولت ژاپن قرار دارد، در فوریه 2004 برابر با 75درصد حق توسعه حوزه آزادگان را به دست آورد و این در حالی است که ژاپنی ها نگران تاثیر مناقشه هسته ای ایران بر چنین قراردادهایی هستند.
دیگر نگرانی عمده ژاپنی ها این است که شرکت های چینی آماده جایگزینی رقبای ژاپنی خود در توسعه حوزه های نفت و گاز ایران می باشند و ایران نگرانی چندانی نسبت به از دست دادن سرمایه گذاران ژاپنی ندارد.
ژاپن، دومین قدرت اقتصادی جهان، تقریبا تمامی نفت مصرفی خود را وارد می کند که 15درصد آن را ایران تامین می نماید. این کشور طی سال های اخیر رقابت سنگینی با چین برای توسعه حوزه های نفتی موجود در منطقه مورد مناقشه سیبری داشته است که این امر نشان دهنده نگرانی های فراوان این دو کشور نسبت به منابع آتی انرژی شان است.کارشناسان انرژی در ژاپن هشدار داده اند، در صورتی که ایران در شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم های اقتصادی و تجاری قرار گیرد، ژاپن مجبور به بازنگری در استراتژی انرژی خود خواهد بود، زیرا به احتمال فراوان این کشور سومین تامین کننده انرژی خود، ایران، را از دست خواهد داد.
چین نیز که تنها کشور آسیایی دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است، روابط تجاری فراوانی با ایران دارد و به منظور حفظ رشد بالای اقتصادی خود شدیداً نیازمند همکاری ایران است. ایران 13درصد نفت وارداتی چین را تامین می کند و چین نیز در مقابل از ایران در برابر اقدامات تنبیهی محافظت خواهد کرد. به علاوه، قراردادهای انرژی میان ایران و چین به بیش از 100میلیارد دلار می رسد، بنابراین به نظر نمی رسد چین این منافع را از دست بدهد.روزنامه «واشنگتن پست» سرمایه گذاری 100میلیارد دلاری چین در حوزه نفت ایران را «تضعیف طرح های آمریکا و اروپا علیه تهران» می داند و تکمیل این طرح ها را عامل پیچیده تر شدن تلاش های دولت بوش برای به انزوا کشاندن ایران و متوقف کردن برنامه هسته ای این کشور می داند و پیش بینی می کند که این همکاری ها موجب ایجاد اصطکاک هایی در روابط پکن با قدرت های جهانی شود.سال گذشته چین قرارداد خرید10میلیون تن گاز ال.ان.جی به ارزش70 میلیارد دلار طی 25 سال آینده را با ایران منعقد کرد و بدین ترتیب وابستگی چین به انرژی وارداتی از ایران طی دهه آینده شدیدتر نیز خواهد شد.بر اساس این قرارداد شرکت «سینوپک» که دومین شرکت بزرگ نفتی چین است، عهده دار توسعه حوزه نفتی یادآوران ایران شد. سینوپک همچنین امیدوار است در دیگر پروژه های نفتی ایران نیز مشارکت کند، اما تشدید بحران هسته ای ایران این شرکت را نسبت به از دست دادن بازار پرمنفعت انرژی ایران نگران ساخته است.
ایران هم اکنون حدود 13درصد نفت وارداتی چین را تامین می کند و سال گذشته بیش از 14 میلیون تن نفت (450هزار بشکه در روز) به این کشور صادر کرد و پس از عربستان و آنگولا به سومین تامین کننده بزرگ نفت چین مبدل شد، بنابراین چشم پوشی چین از نفت ایران دور از انتظار است.
چین نگران است همانطور که در عراق منافع اقتصادی خود را از دست داد، در صورت اعمال تحریم های تجاری علیه ایران، در این کشور نیز منافع قابل توجه خود را از دست رفته ببیند. «آکادمی علوم اجتماعی چین» نیز در گزارش اخیر خود اعلام کرد: روابط مستحکم تجاری و اقتصادی ایران با چین عامل اصلی بی میلی چین نسبت به همراهی با آمریکا در زمینه پرونده هسته ای ایران است.
روابط تجاری چین با ایران طی سال های اخیر گسترش قابل توجهی یافته است و هم اکنون شرکت های چینی در بخش های مختلف اقتصادی ایران از خودروسازی، راهسازی، کاوش و استخراج نفت و گاز و ساخت خط لوله تا مترو در ایران مشغول به فعالیت هستند.
چین در جایگاه مهمی در برنامه هسته ای ایران قرار گرفته است و همچون ایران فاصله ایدئولوژیک مشخصی از غرب دارد و هم اکنون سرمایه گذاری های کلانی در ایران انجام داده است و خواهان افزایش ثبات یکی از مهمترین تامین کنندگان انرژی خود نیز هست.
از آنجا که چین عضو دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است و در هیات رئیسه آژانس بین المللی انرژی نیز جای دارد، نقشی کلیدی در چگونگی تعامل غرب با برنامه هسته ای ایران بازی می کند.
چین که از سال 1993 به یک واردکننده صرف نفت تبدیل شد، ایران را به عنوان یکی از مهمترین و باثبات ترین منابع بلند مدت انرژی خود انتخاب کرده و به همین منظور سرمایه گذاری های فراوانی در ایران انجام داده است.
آکادمی علوم اجتماعی چین معتقد است، تحریم های اقتصادی آمریکا در سال های گذشته علیه ایران موجب کنار رفتن شرکت های بزرگ آمریکایی و اروپایی از پروژه های ایران شد و در مقابل، شرکت های چینی از فرصت استفاده کردند و سرمایه گذاری های کلانی در ایران انجام دادند.
هم اکنون هزاران کارگر چینی در بخش های مختلف اقتصادی ایران مشغول به کار هستند و به توسعه اقتصادی کشوری که واشنگتن آن را «دشمن» خود می داند، کمک می کنند.
ساخت آزاد راه تهران - شمال، خط لوله240 مایلی در دریای خزر، ساخت ماهواره مخابراتی و ساخت مترو تهران از جمله پروژه هایی هستند که شرکت های چینی در ایران انجام داده اند و یا در حال انجام آنها می باشند.
افزون بر این، زمانی که شرکت خودروسازی «چری» چین در سال2003 تصمیم گرفت پای به بازارهای خارجی بگذارد، بازار ایران را مورد هدف خود قرار داد و به تاسیس کارخانه ای در ایران اقدام کرد که ظرفیت تولید 10هزار خودرو در سال را دارد. همچنین بنابر اعلام سخنگوی شرکت چری، این شرکت قصد دارد در سال جاری میلادی 8 هزار خودرو دیگر نیز به ایران صادر کند.
آنچه مایه امیدواری چینی ها است این است که در صورت اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران (به رغم مخالفت چین)، ممکن است ایران به منظور قدردانی از چین، نفت تحریمی خود را همچنان به چین صادر نماید. نشریه «وال استریت ژورنال» سرمایه گذاری چین در ایران را مانع اعمال تحریم علیه این کشور می داند.
واشنگتن پست در این زمینه معتقد است: تسریع همکاری چین و ایران برای انعقاد یک قرارداد و آغاز توسعه همکاری ممکن است علامتی برای تمایل پکن برای محدود کردن تحریم علیه ایران باشد.
«شن دینگلی» استاد روابط بین الملل دانشگاه فودان شانگهای نیز بر این عقیده است که برنامه ریزی زمانی همکاری های چین و ایران بسیار هوشمندانه طراحی شده است. به عقیده وی، به نظر می رسد که ایران و چین نه تنها در زمینه توسعه انرژی بلکه برای افزایش منافع ناشی از اعمال تحریم علیه ایران با هم همکاری می کنند. این پیام ظریفی است که حتی اگر این تحریم ها تصویب هم شود، این دو کشور می توانند تحریم های محدودی بدون تاثیر در زمینه نفت داشته باشند.
در همین زمینه پیش بینی می شود، حتی در صورت تحریم اقتصادی علیه ایران، آمریکا و کشورهای غربی کشتی های چینی حامل نفت ایران را مشمول این تحریم ها قرار ندهند، چرا که چنین امری می تواند به بحران های جهانی بزرگتری منجر شود. موسسه «صلح کارنگی» نیز در این زمینه معتقد است: آمریکا نمی تواند بدون همکاری حداقل اروپا، روسیه، چین، هند، ژاپن و چند کشور دیگر به نتیجه مطلوب در برابر ایران برسد.
این موسسه همچنین معتقد است: تجربه ناموفق تحریم اقتصادی ایران در دهه اخیر شرکت های آمریکایی را نسبت به پیروی از تحریم صنعت نفت ایران بی میل ساخته است. در حالی که «قدرت ایران در برقراری ثبات داخلی و منطقه ای به حدی است که خیال سرمایه گذاران چینی و اروپایی را از بابت آینده منابع انرژی ایران آسوده نگه داشته است.» شرکت های آمریکایی خود را زیانکارترین شرکت ها در رقابت با شرکت های اروپایی در دوران تحریم ایران از سوی آمریکا می دانند.
واشنگتن پست در این زمینه معتقد است: تسریع همکاری چین و ایران برای انعقاد یک قرارداد و آغاز توسعه همکاری علامتی برای تمایل پکن برای محدود کردن تحریم علیه ایران باشد.
نفوذ ایران در بازار انرژی
در حالی که رئیس جمهور ایران اخیرا هشدار داد اعمال تحریم های نفتی علیه ایران بیشتر به ضرر کشورهای غربی خواهد بود، موسسه «بیزینس مانیتور» معتقد است با توجه به نیاز بازار جهانی به نفت ایران، این ادعا دور از ذهن به نظر نمی رسد.
ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان و دومین تولیدکننده بزرگ اوپک است و روزانه بیش از 5/2 تا 7/2میلیون بشکه در روز نفت به بازارهای جهانی صادر می کند که کشورهای بزرگی همچون ژاپن و چین مشتریان عمده نفت این کشور هستند.
از سوی دیگر، بازار نفت نیز شدیدا به نفت ایران وابسته است و تحریم ایران موجب صعود ناگهانی بهای نفت خواهد شد که زیان آن را کشورهای مصرف کننده غربی خواهند دید. موسسه مطالعاتی بروکینگز در این زمینه معتقد است: «توقف صادرات نفت خام ایران باعث می شود بهای نفت به بیش از 100 دلار در هر بشکه برسد و دولت های جهانی را در حل این معضل و تصمیم گیری درباره چالش به وجود آمده ناشی از تمایلات هسته ای ایران تضعیف کند.»
«میشل هانلون» و «دیوید ساندالو» دو تن از کارشناسان بین المللی نیز با «احمقانه» خواندن وابستگی شدید کشورهای غربی به نفت خاورمیانه معتقدند: در حالی که وابستگی غرب به هر قطره نفت و احساس هرگونه نگرانی نسبت به آن، اقتصاد جهانی را به لرزه درمی آورد و رهبران سیاسی جهان با اعلام هرگونه تهدید از جانب منابع نفتی دچار رعشه می شوند، چگونه می توان از تحریم نفت ایران و چشم پوشی از7/2 میلیون بشکه در روز صادرات آن سخن گفت .
ظرفیت مازاد تولید فعلی بازار نفت برای جایگزینی صادرات نفت ایران، کافی نیست و بر اساس نظرسنجی های صورت گرفته از سوی موسسات مختلف اقتصادی و تحقیقاتی، تداوم تنش هسته ای ایران بهای نفت را در سطح 70دلار نگاه خواهد داشت، بنابراین اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران وضع بازار نفت را بسیار ناگوارتر خواهد ساخت.
نشریه«بیزینس ویک »نیز معتقد است کشورهای اروپایی، ژاپن و چین به منابع نفت و گاز ایران نیازمند هستند و از هرگونه تحریم نفتی این کشور جلوگیری خواهند کرد.
از دیدگاه این نشریه، آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران گزینه های چندانی در پیش روی ندارد و در حالی که در مخمصه عراق گرفتار شده است، مقابله با ایران برای این کشور بسیار مخاطره آمیز خواهد بود.
در حالی که آمریکا تمام توان خود را برای ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل به کار گرفته است و اکنون نیز قصد دارد تحریم های اقتصادی علیه ایران را عملی سازد، بیزینس ویک معتقد است آمریکا در راه اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران راهی بسیار دشوار دارد، زیرا روابط مستحکم تجاری ایران با روسیه و نیاز اتحادیه اروپا و چین به نفت و گاز ایران بی گمان مخالفت آنها را با تحریم ایران در پی خواهد داشت.
علاوه بر مخالفت بسیار محتمل روسیه، چین و کشورهای اروپایی با تحریم ایران، بازار شدیدا آسیب پذیر نفت مانع عمده دیگر بر سر راه برنامه های آمریکا علیه ایران محسوب می شود.
اگر تنش های مربوط به برنامه هسته ای ایران پنج سال پیش رخ می داد، احتمال تحریم اقتصادی یا نفتی ایران وجود داشت، اما اکنون که قیمت های نفت طی دو سال اخیر سه برابر شده است و بازار نفت شدیداً احساس کمبود عرضه می کند، چشم پوشی از نفت ایران نه تنها عملی نیست، بلکه حتی غیرقابل باور می نماید.
در واقع، زمانی مناقشه هسته ای ایران به اوج خود رسیده است که بازار نفت بر لبه پرتگاه حرکت می کند و از دیدگاه بیزینس ویک« دوران نفت ارزان به پایان رسیده است »، بنابراین حتی کوچکترین شوک های سیاسی نیز تاثیر ناگواری بر بازار نفت خواهند گذارد، چه رسد به قطع صادرات چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان.
در همین زمینه موسسه تحقیقاتی« فورسایت ریسرچ»نیویورک نیز در گزارشی اعلام کرده است :از دست دادن ?/? میلیون بشکه در روز نفت ایران موجب صعود بهای نفت به سطحی غیرقابل پیش بینی خواهد شد. از دید این موسسه، سرمایه گذاری های قابل توجه چین، ژاپن و اروپا در بخش نفت و گاز ایران، کار آمریکا را برای اعمال تحریم اقتصادی علیه ایران با چالش جدی مواجه ساخته است.
موسسه معتبر مالی بین المللی« مریل لینچ » نیز اخیرا در گزارشی از بازار جهانی نفت، مهمترین عامل تهدید ثبات در این بازار را تحریم احتمالی ایران اعلام کرد. در گزارش این موسسه آمده بود:«در صورتی که ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مورد تحریم قرار گیرد، بازار جهانی نفت با مهمترین شوک خود در سال های اخیر مواجه خواهد شد.»
مریل لینچ پیش بینی کرده بود، در صورتی که ایران برای مقابله با تحریم اقتصادی اقدام به توقف صادرات نفت خود کند، در کوتاه مدت شوک بی سابقه ای بر بازار نفت وارد خواهد آمد که موجب صعود ناگهانی بهای آن خواهد شد.
به علاوه، در حالی که آژانس بین المللی انرژی اعلام کرده است در صورت قطع یا کاهش صادرات نفت ایران از ذخایر استراتژیک خود استفاده خواهد کرد، مریل لینچ معتقد است ذخایر نفت آژانس بین المللی انرژی برای جایگزینی نفت ایران، کافی نیست و شوک نفتی ایران حداقل در کوتاه مدت بازار نفت را شدیداً تحت تاثیر خواهد داد.