احسان مهرابی
1- همواره وزنه اصولگرایان در حوزه علمیه و مباحث سیاسی دینی بیشتر بوده است. این گزاره بعضی مواقع نقض شده است. زمانی که روحانیون اصلاح طلب منسجم و هماهنگ عمل کرده و توانستهاند این انحصار را بشکنند. اما اینکه جناحی همه دینداران را همواره هوادار خود بداند قصهای قدیمی دارد. شاید کم کاری چپهای آن زمان در این تلقی بیتاثیر نبوده است چه روحانیون چپ در پیش از انقلاب مبارزان سیاسی بودند و پس از آن صاحب منصبان اجرایی و قضایی و بدین سبب کمتر فرصت حضور در حوزه را پیدا میکردند.
2- چند روزی است که از نامه مهدی کروبی دبیر کل سابق مجمع روحانیون مبارز و دبیر کل حزب اعتماد ملی به مراجع میگذرد؛ نامهای که در عین حال که مهم و منحصر به فرد بود، در آن از آنچه بر دراویش قم رفته بود، گلایه شده بود. پس از این نامه هم نامهای از سوی سید محمد خاتمی رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز درباره توهین به حرم ائمه خطاب به آیت ا… سیستانی صادر شد. این نامه شباهتی با نامه کروبی داشت، چه خطاب هر دو نامه بر خلاف برخی نامههای پیشین مراجع تقلید بودند. خطاب اولی مراجع قم بودند و خطاب دومی مرجعیت نجف. چه کروبی که سابقه چندان خوشی از خطاب قرار دادن قبلی در ذهن نداشت این بار مراجع تقلید را خطاب قرار داد و خاتمی نیز مرجعیت شیعه نجف را، این نامه نگاریها شاید بتواند حسن ورود فعالتر روحانیون اصلاح طلب به عرصه مباحث دینی باشد که در عرصه سیاسی هم میتواند در آستانه انتخابات خبرگان دوباره رویای اصولگرایان را آشفته کند. در مباحثی چون دفاع کروبی از آقاجری، ثابت شده که حضور روحانیون اصلاح طلب حداقل این حسن را دارد که مخالفان نمیتوانند به راحتی آنان را با تهمت بیدینی برانند، هر چند که آنان در کارنامه خود سابقه برخورد با روحانیون وحتی مراجع را دارند اما به هر ترتیب هزینه این برخورد بیشتر از برخورد با دیگر اصلاح طلبان است. با حضور موثرتر روحانیون اصلاح طلب خصوصا کروبی و خاتمی در عرصه مباحث دینی مراجع نزدیک به اصلاح طلبان هم فضای بهتری برای طرح نظرات خود خواهند یافت.
کنار گذاشتن گلایههای پیشین هم میتواند روحانی قدرتمند دیگری را به این جمه اضافه کند و به شکل گیری یک مثلث قوی بینجامد. سفر هاشمی رفسنجانی به قم ثابت کرد که او هنوز هم میتواند در قشر روحانی تاثیر گذار باشد و شکل گیری مثلثی از کروبی و خاتمی و هاشمی میتواند افق سیاسی جدیدی را بگشاید.