ایسنا: «محمدرضا تاجیک» رئیس سابق مرکز بررسىهاى استراتژیک نهاد ریاست جمهورى با تشریح عوامل تاثیرگذار بر آرایش نیروهاى سیاسى در سال 85 ابراز امیدوارى کرد که در سال جدید برخى از چهرههاى مقبول و مشهور باز وارد صحنه سیاست شوند. این امر خود مىتواند نقشى تعیینکننده در آرایش نیروها داشته باشد. وى از «سیدمحمد خاتمى»، «مهدى کروبى»، «میرحسین موسوى»، «اکبر هاشمى رفسنجانى» و «مصطفى معین» به عنوان چهرههاى تاثیرگذار یاد کرد و گفت: «به نظر من در سال جدید برخى از این چهرهها از حاشیه خارج مىشوند و در متن پا مىگذارند.»
وى همچنین در مورد فضاى حاکم بر دو انتخابات خبرگان و شوراها در سال آینده پیشبینى کرد: «تردیدى ندارم که تمامى تمهیدات توسط گروه مسلط به نحوى در جهت تسلط بر نتایج انتخابات خبرگان و شوراها اندیشیده شده است؛ اما ظاهر قضیه این گونه نخواهد بود. یعنى چنین شکل زمختى نخواهد داشت. طبیعتاً آنها پذیراى انتخابات خواهند بود و به شکلى به گروهها این اجازه را مىدهند که وارد عرصه انتخابات شوند. یعنى در ظاهر فضاى آزادى ایجاد مىکنند، ولى به دنبال آن ضوابطى را در جهت پیروزى خود مىاندیشند.
مثلاً براى کاندیداهاى خبرگان ضوابطى مىاندیشند به نحوى که کاندیداهاى جریان اصلاحطلب ریزش کنند و یا اجازه پیدا نکنند که خود را در این عرصه مطرح کنند. در این صورت طبیعتاً اجازه نمىدهند که یک رقابت سالم بین گروهها به وجود آید و این خود باعث مىشود که مثلاً در انتخابات خبرگان یا شوراها، افراد مورد نظر آنها وارد شوند. البته همان طور که گفتم بعید میدانم که آنها صورت مسئله انتخابات و راى دادن را پاک کنند، پس شرایط چندان زمخت نمىشود؛ ولى طبیعتاً فضا چنان نیز باز نخواهد بود که افراد مختلفى که مورد نظر گروههاى مختلفاند، بتوانند به راحتى نقشآفرینى کنند؛ پس یک فضاى حداقلى ایجاد مىکنند، نه یک فضاى حداکثرى.»
تاجیک در عین حال معتقد است: «با توجه به نقش کمرنگ نهادهاى نظارتى در انتخابات شوراى شهر به نظر مىرسد اصلاحطلبان بهتر بتوانند در عرصه انتخابات نقشآفرینى کنند» با این حال، وى هشدار داد: «اما به این نکته نیز باید توجه داشت که در انتخابات شوراى شهر فقط نباید به حضور کمرنگ نهادهاى نظارتى توجه داشت، بلکه تمهیداتى که توسط فرماندار، استاندار و وزارت کشور در این ارتباط اتخاذ مىشود موثر است، مهم است که آنها چه تدبیرى بیندیشند که این اطمینان به افکار عمومى داده شود که آنچه از صندوقهاى راى بیرون مىآید، همان است که مردم در آنها ریختهاند.
در دیدگاه من، تمام گروههاى اصلاحطلب در هنگام ورود به انتخابات شوراى شهر باید تمامى این پیشفرضها را در نظر بگیرند و نباید انتخابات شوراى شهر را که در حال حاضر به عنوان یک فرصت حساب مىشود، از دست بدهند، همچنین نباید فکر کنند که انتخابات شوراى شهر به دلیل برخى عدم نظارتها تمام ویژگىهاى مورد نظر آنها را دارد، گروههاى اصلاحطلب باید با تمامى گرفتارىهایى که در این راه وجود دارد، از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را بکنند.»
امیدوارى به آینده اصلاحطلبان
مشاور سیاسى رئیسجمهورى پیشین در ادامه گفت: «من به آینده امیدوارم و همچنین معتقدم که بسیارى از گروههاى اصلاحطلب متوجه اشتباهات خود شدهاند و مىدانند کجا به بیراهه و کجا به کجراهه رفتهاند و چگونه مىتوانند از شکافهایى که بین خودشان وجود دارد عبور کنند. من در بین بدنه اصلى اصلاحات، نوعى تمایل به بازسازى گذشته و حرکت به سوى وحدت مشاهده مىکنم. مىبایست اینها را به فال نیک گرفت و امید است که در آینده گروههاى اصلاحطلب در یک جریان اصلى گردهم آیند.»
مبناى امیدوارى وى چنین است: «من معتقدم که اصلاحات یک پروژه و پروسه و هنوز آلترناتیو اول مردم ایران است. در حقیقت اصلاحات هنوز در بین مردم از مقبولیت و مشروعیت خوبى برخوردار است و کسانى که تا حدودى مقبولیت خود را از دست دادهاند و زیر سئوال رفتهاند، برخى از اصلاحطلباناند، نه اصلاحات. من معتقدم که اصلاحطلبان با درس گرفتن از شرایط گذشته خود مىتوانند روابطشان را با مردم بازسازى کنند. البته آنها باید توجه داشته باشند که هیچ نیروى اجتماعى و سیاسى نمىتواند افکار عمومى را نادیده بگیرد، نمىتواند از پیوند و رابطه تنگاتنگ خود با توده مردم عبور کند و دچار یک شرایط جدایى از مردم یا تضاد با آنها شود.
یعنى به صورت یک نیروى ایزوله و حاشیهنشین در آید. چنین نیرویى نمىتواند در متن مردم نقشآفرین باشد و در اوج فعالیتهاى خود فقط مىتواند عدهاى از نخبگان خاص را جذب کند؛ پس نمىتوان از چنین نیرویى انتظار نقشآفرینى یک نیروى هژمونیک را داشت.» وى تاکید کرد: «هر نیرویى که داعیه هژمونیک بودن را دارد و مىخواهد بر سریر قدرت بنشیند، باید با تودههاى مردم رابطه داشته باشد.»
تاجیک در این باره توضیح داد: «یکى از علل ناکامى جریان اصلاحات این بود که نتوانست این رابطه را در جریان انتخابات اخیر بازسازى کند و بیشتر گرایش خود را در ایجاد ارتباط با نخبگان و جریانهاى سیاسى خلاصه کرد و از تودههاى مردم غافل شد. بنابراین به نظرم مىرسد که ما باید بتوانیم این خسران را جبران کنیم و گروههاى اصلاحطلب باید با برنامهریزى مشخص و نسبتاً درازمدت در این جهت حرکت و کارى کنند که در عرض چند سال آینده رابطهشان با توده و اقشار مختلف مردم تحکیم یابد؛ به نحوى که این رابطه و پیوند متقابل باشد.
این پیوند مبارک مىتواند بازگشت آنها را به سریر قدرت ضمانت کند و در غیر این صورت به هیچ وجه نمىتوان امیدوار بود که در چند سال آینده اقبال عمومى به جریان اصلاحات رو کند. این استاد دانشگاه در ادامه در مورد استدلال برخى از اصلاحطلبان مبنى بر این که آنها داراى رسانه و ابزار کافى در جهت اعتمادسازى و ایجاد ارتباط بین خود و مردم نیستند، گفت: من نیز به قدرت «پشت گفتمان» به تعبیرى که برخى از اندیشمندان به کار مىبرند معتقدم، این قدرت مىتواند در تثبیت و هژمونیک شدن یک گفتمان نقش بازى کند و داشتن رسانه نیز یکى از لوازم قدرتهاى پشت گفتمان است.
اما فراموش نکنیم آن چه که در انقلاب ما رخ داد یک نوع جنگ و مقابله رسانههاى کوچک با رسانههاى بزرگ بود. رسانههاى کوچک مثل سخنرانى، شب نامه و اعلامیه در برابر رسانههاى بزرگ ایستاد و نهایتاً پیروز شد. بنابراین از دیدگاه پست مدرن و جنبشهاى جدید اجتماعى در جوامعى مانند ایران ارتباط شفاهى موفقتر از ارتباط کتبى است و مىتوان گفت 60-50 درصد مردم ایران با رسانهها ارتباطى ندارند و آن تودههایى که در جریان انتخابات نهم وارد صحنه شدند و یک جریان هژمونیک را ایجاد کردند، اهل روزنامه و رسانه نبودند.
40 درصد روستایى بودند که اصلاً با روزنامه و رسانه سر و کار نداشتند، پس حرفى که این دوستان اصلاحطلب مطرح مىکنند چندان درست و جدى نیست. این تحلیلگر سیاسى به گروههاى اصلاحطلب توصیه کرد که ارتباط شفاهى خود را با مردم بیشتر کنند و به رسانههاى کوچک مثل بیانیه و اعلامیه که در بدنه اجتماع پخش هستند توجه بیشترى داشته باشند.
وى تصریح کرد: «اصلاحطلبان باید تحرک خود را زیاد کنند؛ به نحوى که در بین تودههاى مردم حضور بیشترى داشته باشند، بیشتر سخنرانى کنند و به سفر بپردازند و با اشکال گوناگون با مردم سخن بگویند. قرار نیست وقتى که دو تا روزنامه را بستند دست روى دست بگذاریم و زانوى غم بغل بگیریم و بگوییم نمىشود؛ این یک بهانه بیشتر نیست.»
شکاف و اختلاف در اصولگرایان
این تحلیلگر مسائل سیاسى در ادامه این گفتوگو به تحلیل آینده جریان اصولگرا که آن را «گروه مسلط» مىخواند، پرداخت و دو آفت فعلى این جریان را «رقابت درونى و انحصارگرایى» دانست. وى توضیح داد: «جریان اصولگراى حاکم نیز مثل هر جریان دیگرى وقتى که به سریر قدرت مىرسد دچار نوعى تشتت، تکثر و شکاف میشود. در شرایط کنونى نیز با توجه به شواهد شاهد یک نوع شکاف میان طیف جوان راست و طیف سنتى هستیم و این شکاف روز به روز در حال تعمیق یافتن و گسترش است. البته از سویى دیگر نیز شاهد شکاف میان آبادگران و ایثارگران که جزء جریان حاکم محسوب مىشوند نیز هستیم.»
وى با بیان اینکه «در حال حاضر مسئله اصلى رقابت میان آبادگران جوان و ایثارگران است»، مىگوید: «این شکاف در آینده نیز تعمیق و گسترش پیدا مىکند. البته از سوى دیگر بخش سنتى جریان راست هر روز حاشیهنشینتر مىشود و در گوشه قرار مىگیرد. شاید این بخش از طیف راست با یک بحران و فقدان تصمیم و تدبیر مواجه است و به راحتى نمىتواند تصمیم بگیرد و تدبیر کند. این جریان نمىتواند به راحتى از فضاى ایجاد شده توسط گروه مسلط عبور کند و از طرف دیگر نیز تمایل ندارد نه نقش اپوزیسیون را براى جریان مسلط ایفا کند و نه نقش حامى را.
پس به خاطر همین است که مىگوئیم این جریان در شرایط فقدان تصمیم و تدبیر قرار دارد و خیلى مشخص نیست که چه باید بکند، همین امر نیز باعث شده که نیروهاى جوان راست این افراد را هر چه بیشتر در حاشیه ببینند و آنها را روزبه روز به فراموشى بسپارند، به عبارتى در حال حاضر جریان راست سنتى دچار یک نوع تلاطم است.» این استاد دانشگاه به وضعیت شوراى هماهنگى نیروهاى انقلاب که در زمان انتخابات شوراهاى شهر، مجلس هفتم و ریاست جمهورى اصولگرایان در قالب آن فعالیت مىکردند، اشاره کرد و گفت: «آینده شوراى هماهنگى نیز دچار چالش و نیازمند یک نوع بازآفرینى و بازتولید است.
شوراى هماهنگى اگر بخواهد مانند گذشته نقش یک رهبر و وحدت بخش را در طیف راست ایفا کند و کماکان در فضا نقش موثرى داشته باشد، نیازمند بازسازى و بازتولید خود با توجه به شرایط جدید است که در حال حاضر نمود آن چندان مشخص نیست و به نظر مىرسد هنوز تحرکاتى در این زمینه به وجود نیامده است.»
وى بر این اساس پیشبینى کرد: «در آیندهاى نه چندان دور مىتوان این انتظار را داشت که قسمتى از طیف راست سنتى به چپ تمایل پیدا کند و دیگر آرمانها، اهداف، استراتژى و تاکتیکهاى خود را در گروه مسلط جستوجو نکند و حتى آنها را متفاوت از آنچه جریان حاکم به دنبال آن است، ببیند. این امر باعث مىشود این جریان نه به صورت یک اتحاد مشخص، بلکه به صورت یک ائتلاف ناخوانده و غیررسمى به گروه مخالف خود گرایش پیدا کند که در حال حاضر نمودهاى آن را نیز مشاهده مىکنیم.
برخى از سران راست سنتى ملاقاتهایى را با رهبران چپ داشته و از وضعیت موجود اظهار نارضایتى کردهاند، این خود باعث شده که تحرکاتى در این زمینه به وجود آید. البته این گرایش به چپ سنتى خواهد بود نه چپى که جریان راست از آن به عنوان چپ سکولار یاد مىکند.»
وى سپس از ائتلافى حول دیدگاههاى امام خمینى(ره) سخن گفت و توضیح داد: «چپ سنتى در حال حاضر نسبت به چپ جدید وجهه مذهبى بیشتر و تمایلى به مردمسالارى دینى و تلاش دارد که جمهوریت و اسلامیت را در کنار هم بنشاند. در این فضا محور تفکر راست سنتى و چپ سنتى تفکرات امام است و این تفکرات امام است که باعث نزدیکى این دو جریان مىشود.»