تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۸۸۶۲۵

قدرت مکزیکى‌تبارها علیه قانون مهاجرت آمریکا


توماس کلاینه ـ بروک هوف
محمدعلی فیروزآبادی
در آن ظهر جمعه اثرى از رفت و آمد اتومبیل‌ها در خیابان‌هاى مرکزى شهر «تاکسون» دیده نمى‌شد، چون تظاهرکنندگان خیابان‌ها را بسته بودند. این تظاهرات، اعتراضى دانش‌آموزى بود که چندان اهمیتى نداشت اما خواسته‌هاى تظاهرکنندگان جوان توجه همه را جلب کرده بود: عدم تشدید قانون مهاجرت ایالات متحده آمریکا! جلوگیرى از ساخت دیوار حایل در مرز با مکزیک! و قانونى کردن اقامت میلیون‌ها مهاجر غیر قانونى!
منطقه تاکسون هشتصد هزار نفر جمعیت دارد و این رقم به سرعت در حال افزایش است. از یک طرف ثروتمندانى که عاشق آفتاب آریزونا هستند از سوى شمال به این منطقه نقل مکان مى‌کنند و از طرف دیگر مردم فقیرى که عاشق بازار کار اشباع نشدنى آمریکا هستند از جنوب به اینجا سرازیر مى‌شوند. از شهر تاکسون تا مرز مکزیک یک ساعت با اتومبیل فاصله است و از مدت‌ها قبل اکثریت دانش‌آموزان مدارس این شهر را مکزیکى‌تبارها تشکیل مى‌دهند.
اکثریت آنها چه از روى تجربه شخصى و چه از روى داستان‌هایى که شنیده‌اند به خوبى مى‌دانند که گذر از آن بیابان‌ها در زیر نور سوزان آفتاب چه کار طاقت‌فرسایى است و حال این دانش‌آموزان مکزیکى‌تبار به خیابان‌ها ریخته‌اند تا آمریکا درهایش را به روى این مهاجران خسته و فقیر نبندد.
البته دانش‌آموزان معترض شهر تاکسون در این راه تنها نیستند. زیرا در عرض مدت کوتاهى این موج عظیم تظاهرکننده همه آمریکا را در نوردید و چنان عظیم بود که حتى تظاهرات چند سال پیش علیه جنگ با عراق هم به پاى آن نمى‌رسید. موجى که ناگهان و کاملاً غیرمنتظره همه این سرزمین را درنوردید. موضوع مورد اعتراض این موج، قانونى بود که مجلس نمایندگان آمریکا در دسامبر گذشته به تصویب رساند. بر پایه این قانون مرزهاى جنوبى آمریکا با موانع پیشرفته تکنولوژیک متشکل از حصار، سنسورهاى قوى و همین طور به گشت‌هاى هوایى مجهز خواهد شد. و همه اینها به خاطر یافتن مهاجرین غیرقانونى است.
چند هفته پیش از تظاهرات تاکسون نیز حدود سیصد هزار نفر در شیکاگو و در اعتراض به این قانون به خیابان‌ها ریختند و تظاهرات مشابهى نیز در شهرهاى میلواکى، دنور و فونیکس برگزار شد. اما در همین هفته پیش بود که این تظاهرات به اوج خود رسید و نیم میلیون نفر در شهر لس‌آنجلس، عظیم‌ترین گردهمایى تاریخ این شهر را رقم زدند. این موج عظیم نشان داد که آمریکایى‌ها هنوز هم به یاد دارند که همه آنها فرزندان کسانى هستند که زمانى خود به این سرزمین مهاجرت کرده‌اند.
در ایالات متحده آمریکا به رغم برخى شور و هیجانات پوپولیستى و برخلاف دیگر کشورهاى غربى، به این راحتى نمى‌توان سیاست را بر علیه مسئله مهاجرت به کار گرفت. در این چند هفته اخیر آن هیولاى به خواب رفته سیاست آمریکایى تکان سختى خورد و عامل اصلى این تکان، جوان‌ترین نسل مهاجرین یعنى آمریکایى‌هاى مکزیکى‌تبار بودند و نمایندگان مجالس آمریکا نیز چاره‌اى جز گوش فرا دادن به فریادهاى آنان نداشتند و بدینسان بود که مجلس نمایندگان آمریکا طرح تعدیل شده خود را که در کنار آن موانع امنیتى، راهکارهایى هم براى اقامت قانونى کارگران مهاجر اندیشیده شده است، براى بررسى بیشتر و تصویب نهایى به مجلس سنا فرستاد.
شعار ملى و تاریخى ایالات متحده آمریکا که در همه دوایر و ساختمان‌هاى دولتى این کشور دیده مى‌شود، شعارى است به زبان لاتین که معنى تحت‌اللفظى آن این است: از همه یکى ساخته مى‌شود. آمریکاى فعلى تنها در آغاز تشکیل مهاجرینى نسبتاً یکدست داشت و همه آنها سفیدپوست‌هاى پروتستانى بودند که از بریتانیاى کبیر مى‌آمدند. بعدها کوچ اجبارى سیاه‌پوستانى که از هیچ حق و حقوقى برخوردار نبودند، این یکدستى را برهم زد.
در قرن نوزدهم بود که ایرلندى‌ها و آلمانى‌ها و ایتالیایى‌ها هم به این سرزمین وارد شده و همراه با خود مذهب کاتولیک را به آمریکا آوردند. در قرن بیستم نیز مهاجرینى از اروپاى شرقى و آسیاى جنوب‌شرقى به این جمع اضافه شدند و آنها هم یهودیت، هندوئیسم و بودائیسم را به آمریکا آوردند و بدین صورت بود که مذهب و قومیت و نژاد به عنوان اجزاى تشکیل‌دهنده هویت ملى رنگ باخت و بعدها در اثر جنبش‌هاى حقوق مدنى دهه شصت، قانون مهاجرتى تصویب شد (1965) که بار دیگر بر مهاجرت‌پذیرى ایالات متحده تاکید داشت.
در سال 1966 تنها 600 هزار نفر از ساکنان ایالات متحده پدر و مادرى مکزیکى داشتند و حال این رقم به یازده میلیون نفر رسیده است که البته احتمالاً بیش از نیمى از آنها به صورت غیر قانونى در آمریکا اقامت دارند. در سال‌هاى آغازین تاسیس ایالات متحده، کابوى‌هاى مکزیکى بدون هیچ مانعى از مرز گذشته و به تگزاس و آریزونا مى‌آمدند و تابستان‌ها در مناطق مرزى کار مى‌کردند و سپس به مکزیک باز مى‌گشتند.
اما رفته رفته این منطقه به اصطلاح باز، تبدیل به گذرگاهى براى مهاجرت‌هاى گروهى و دست جمعى شد و از آنجایى که این عده نمى‌توانستند یا نمى‌خواستند با طى کردن روال قانونى مجوز اقامت در آمریکا را بگیرند، غالباً شب هنگام وارد خاک ایالات متحده مى‌شدند.
رئیس‌جمهور اسبق آمریکا یعنى رونالد ریگان براى سعى در جهت حل این معضل، طى فرمانى در سال 1986 میلیون‌ها مهاجر غیر قانونى را مشمول عفو کرد و همزمان براى کارفرمایانى که از آن پس مهاجرین غیر قانونى را استخدام کنند مجازات‌هایى در نظر گرفته شد. اما در نهایت این کار نیز چندان نتیجه مثبتى نداشت. بیل کلینتون نیز در دوران ریاست جمهورى خود دست به تلاش جدیدى در این راه زد، بدین صورت که قانون اعطاى تابعیت تا حدى دست و دل بازانه‌تر شد و همزمان اقدامات جدید امنیتى در مرزها گسترش پیدا کرد.
در مناطق شهرى کنار مرزها یعنى در گذرگاه‌هاى اصلى مهاجرین غیر قانونى، دیوارهاى بلندى کشیده شد و علاوه بر آن مهاجرین غیر قانونى به مناطق دورافتاده‌اى چون صحراى آریزونا کوچ داده شدند. کلینتون امیدوارى زیادى داشت تا با این اقدامات بازدارنده از تعداد مهاجرین غیر قانونى کاسته شود که البته با وجود همه این کارها هنوز هم بر تعداد این دسته از مهاجرین افزوده مى‌شود. طبق برآوردها هر ساله نیم میلیون نفر به تعداد مهاجرین غیر قانونى در آمریکا اضافه مى‌شود.
همان طور که قبلاً آمد تعداد کل مهاجرین مکزیکى‌تبار یازده میلیون و دیگر مهاجرین (البته قانونى) به 26 میلیون نفر مى‌رسد و تا به امروز رقم مهاجرین آمریکا به این بزرگى نبوده است. از قرار معلوم تا زمانى که وضعیت فقر در مکزیک حاکم باشد و بازار آمریکا همچنان ماهیانه دویست هزار شغل جدید ایجاد کند، هیچ تغییر مثبتى را در این مورد شاهد نخواهیم بود.
عرصه سیاست آمریکا در مورد مسئله مهاجرت هم به دو اردوگاه تقسیم شده است. از یک سو فراکسیون «نظم و قانون» در مجلس سنا خواهان مراقبت شدید از مرزها است و عقیده دارد فقط باید به مهاجرین قانونى اجازه اقامت داده شود. نمایندگان شاخص این فراکسیون، جمهوریخواهانى چون سناتور «یان کیل» و سناتور «جان کورنین» هستند که از «باز تولید احترام به قانون» و «عدم ایجاد تسهیلات براى قانون‌شکنان» مى‌گویند. و به همین خاطر هرگونه عفو و بخشش مهاجرین غیر قانونى را رد مى‌کنند. به عقیده آنها هر دولتى باید بداند چه کسانى در کشورش زندگى مى‌کنند و این مسئله به ویژه در عصر تروریسم بسیار ضرورى‌تر است.
البته این عقیده جناح راست جمهوریخواهان است. نمایندگان این جناح در دسامبر گذشته طرحى در مجلس نمایندگان تصویب کردند که بر پایه آن دیگر نباید هیچ روادید کارى صادر شود و کسانى که به صورت غیر قانونى به آمریکا وارد مى‌شوند باید در انتظار مجازات‌هاى سنگینى باشند. طبق این قانون هر کس به این دسته از مهاجرین طى سفرشان کمک‌رسانى (حتى در حد آب و غذا) کند نیز مجرم شناخته خواهد شد. علاوه بر آن 700 مایل از مرز باید بار دیگر به وسیله سیم خاردار و موانع دیگر مجهز شود و همه کارفرمایان نیز باید یک بار دیگر مجوز اقامت کارکنان خود را بازبینى و کنترل کنند.
اردوگاه دوم هم مخالفتى با به کارگیرى تدابیر سفت و سخت قانونى در سر مرزها ندارد و حتى با این مسئله که پول بیشترى براى امنیت مرزها خرج شود نیز موافق است. اما این گروه در عین حال بر این مسئله تاکید دارند که ایالات متحده اساساً از مهاجرین بنیاد گذاشته شده است و این روند باید ادامه یابد و احتمالاً صورت تعدیل شده قانون جدید که در مجلس سنا در حال بررسى است به این مسئله توجه خواهد کرد و مهاجرین غیر قانونى خواهند توانست در صورت تمایل نام خود را در لیست متقاضیان مجوز اقامت در آمریکا ثبت کنند و به گفته سناتور جمهوریخواه «آرلن اسپکتر» این عده در روندى یازده ساله از تابعیت آمریکایى برخوردار خواهند گشت.
البته اکثریت اردوگاه دوم به نمایندگان و سناتورهاى عضو حزب دموکرات تعلق دارد اما دیگر هواداران آن عبارتند از کارمندان بخش خصوصى و دولتى، کلیساى کاتولیک و پروتستان، گروه‌هاى چپ‌گرا، محافظه‌کاران میانه‌رو و شخص رئیس‌جمهور «جورج دبلیو بوش». تشتت و گسیختگى و چند دستگى در حزب جمهوریخواه، وظیفه‌اى سیاسى اما بس دشوار را بر عهده بوش گذاشته است. او نه مى‌تواند فراکسیون نظم و قانون را نادیده بگیرد و نه مى‌تواند تن به خواسته‌هاى آنان بدهد.
در صورت تن دادن به خواسته ‌آنان بى‌شک در مقابل یک نسل کامل از مکزیکى‌تبارها براى همیشه شرمنده خواهد بود و با توجه به رشد فزاینده جمعیت مهاجرین مکزیکى‌تبار در ایالات آریزونا، کلرادو و یا فلوریدا، حزب جمهوریخواه دیگر در هیچ انتخاباتى در این ایالت‌ها برنده بیرون نمى‌آید و به این صورت رسیدن به مقام ریاست جمهورى براى اعضاى این حزب تبدیل به امرى دست نیافتنى مى‌شود. شخص جورج دبلیو بوش در دومین مبارزه انتخاباتى‌اش تا توانست سعى کرد دل مکزیکى‌تبارها را به دست آورد و موفق هم بود.
البته در انتخابات سال 2000 حزب دموکرات با سى درصد از آراى مکزیکى‌تبارها از جمهوریخواهان پیش بود ولى چهار سال پس از آن حزب جمهوریخواه 38 درصد این آرا را از آن خود کرد. پس بى‌تردید در صورت وضع قوانین سفت و سخت مهاجرت و قوانین مرزى، حزب پیش گفته در آینده باز هم به سال‌ها پیش باز خواهد گشت.
کابوس محافظه‌کاران «گزینه 187» نام دارد. این گزینه‌اى است که در سال 1994 موجب شد تا فرماندار جمهوریخواه کالیفرنیا یعنى «پیت ویلسون» بازنده میدان رقابت باشد. طبق این قانون و یا همان گزینه 187، مهاجرین غیر قانونى از هرگونه امکانات اجتماعى از جمله رفتن به مدرسه محروم مى‌شدند. البته مردم کالیفرنیا مى‌توانستند با اکثریت بالایى این قانون را تائید کنند اما مهاجرین قانونى مکزیکى‌تبار سر به شورش گذاشتند و پیش از هر اقدامى براى شرکت در انتخابات فرماندارى نام‌نویسى کردند.
آنها با راى خود نه تنها این فرماندارى را از چنگ جمهوریخواهان درآوردند بلکه شاید براى اولین بار ایالت کالیفرنیا تبدیل به دژ مستحکم دموکرات‌ها شد. به همین دلیل است که تظاهرات میلیونى مکزیکى‌تبارها در چند هفته گذشته بار دیگر مى‌تواند زنگ خطرى براى جمهوریخواهان باشد. پس چندان بعید نیست که در آینده‌اى نزدیک یک قانون مهاجرت جدید به مراتب میانه‌روتر و لیبرال‌تر به تصویب برسد. «آرنولد شوارتزنگر» فرماندار کالیفرنیا که خود به عنوان یک مهاجر با مشکلات مهاجرین از نزدیک آشنایى دارد به دوستان حزبى‌اش هشدار داده است: «قلع و قمع مهاجرین یک شوخى بیش نیست که البته هرگز نمى‌تواند به عنوان یک راه‌حل مطرح باشد».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات