به کارگیری مناسب از ظرفیتهای بالقوه "رسانهها" یکی از راهکارهای عملی برای مقابله با چالشهای هستهای در مسیر برنامههای صلحآمیز هستهای کشور بشمار میرود.
بدون تردید رسانهها در دنیای امروز نقش بسزایی در پیشبرد برنامههای دولتها دارند و استفاده بهینه و به هنگام از توان آنها میتواند میزان "کارایی" دولتمردان در برنامههای خود را افزایش دهد. تاثیر رسانهها بر افکار عمومی و نیز هدایت و جریانسازی آنها در بسیاری از جوامع و مسائل مبتلا به آنها امری است که نه تنها در محافل آکادمیک مورد تاکید قرار گرفته بلکه در نزد دولتها نیز ظرفیت رسانهها در عملی کردن برنامههای آنان به اثبات رسیده و بسیاری از دولتها استفاده از رسانهها را در اولویت اول خود قرار دادهاند. یکی از مسائلی که به تازگی برنامههای صلحآمیز هستهای ایران را مورد تهدید قرار داده تبلیغ کشورهای غربی و به خصوص آمریکا و انگلیس در زمینه ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد است. هر چند به دلایل مختلف عملی شدن این تهدیدات دستکم در مقطع کنونی با ابهامات زیادی روبهرو است و شواهدی نیز برای ارجاع زودهنگام این پرونده به شورای امنیت در دست نیست اما بزرگنمایی این تهدیدات توسط رسانههای وابسته به غرب میتواند نگرانیهایی را ناخواسته در افکار عمومی ایجاد کند. رسانههای وابسته غرب به طور دایم ارجاع پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت تبلیغ میکنند تا به نوعی افکار عمومی را آماده پذیرش این ماجرا کنند. تجربه ثابت کرده است که مبنای بسیاری از سیاستگذاریها و تصمیمسازی دولتها در نتیجه فشاری است که از ناحیه افکار عمومی ایجاد میشود و به همین دلیل "افکار عمومی" همواره یکی از عوامل موثر در پیشبرد و یا مسکوت ماندن برنامه دولتها بشمار میرود. به عبارت دیگر بخش قابل توجهای از سیاستگذاری دولتهای غربی معطوف به "رسانهها" و هدایت "افکار عمومی" است که توسط آنان صورتبندی میشود. بنابراین توجه به این بخش از سیاستگذاری دولتهای غربی میبایست در اولویت برنامههای کشور قرار گیرد.
بر اساس برخی آمارهای غیررسمی در حال حاضر بیش از 25 شبکه تلویزیونی و نزدیک به همین تعداد ایستگاه رادیویی، دهها روزنامه، نشریه و جریده و هزاران سایت و پایگاه اینترنتی به همراه میلیونها سطر نوشته موجود در وبلاگها وجود دارند که تمامی آنها سرگرم مقابله با برنامههای صلحآمیز هستهای ایران هستند. به رغم گستردگی این هجمهها و تهدیدهای واقعی و بیشماری که توسط این رسانهها علیه منافع جمهوری اسلامی صورت گرفته متاسفانه حجم مقابله با روند رو به تزاید این تهدیدات توسط طرف مقابل بسیار ناچیز و اندک بوده است. عوامل بسیار زیادی در این نابرابری نقش دارند که به برخی از آنها اشاره میشود. اول اینکه به نظر میرسد موقعیت و جایگاه ارزشمند رسانهها و نیز میزان توانمندی آنها در خنثی کردن تهاجم دشمنان و هدایت افکار عمومی هنوز در نزد برخی سیاستگذاران و تصمیمسازان کشور به درستی درک نشده است و به همین دلیل است که میزان توجه دولت به این بخش از ظرفیتهای موجود بسیار اندک است.
بدون تردید ارزش و اهمیت "مصاف خبری" که میتواند بواسطه رسانهها محقق میشود. کمتر از تهاجم مستقیم دشمنان نیست و به همین دلیل توجه به این موضوع میتواند ضریب امنیت ملی نظام سیاسی را افزایش دهد. مصاف خبری همواره مورد تاکید مقام رهبری معظم انقلاب بوده و ایشان بارها در رهنمونها و سخنان خود به این موضوع اشاره کردهاند. دومین مورد توجه ویژه به نیروی انسانی فعال در این بخش است. بدون توجه به نیروی انسانی و کارآمد در این بخش هرگز نمیتوان رسانهها را در رویارویی و مصاف خبری مشارکت داد. شاید اغراق نباشد که بگوییم بیش از هشتاد درصد سرمایهگذاری در بخش رسانهها میبایست به طور مستقیم در راستای تقویت و ارتقای توان حرفهای نیروی انسانی متمرکز شود. نکته سوم باز میگردد به نوع "زبان" و "ادبیاتی" که توسط یک رسانه بکار گرفته میشود. در دنیای مدرن امروز هر رسانهای میکوشد تا بیشترین تاثیر را بر افکار عمومی بگذارد که این امر بدون لحاظ کردن یک ادبیات خاص و حرفهای امکان ندارد. هر چند که در تقسیمبندیهای علمی، امروزه رسانهها نیز بخش مهمی از افکار عمومی را تشکیل میدهند اما نباید از نقش تاثیرگذار همین رسانهها بر خود افکار عمومی هم غافل بود. برای نمونه چندی پیش رسانههای انگلیس در یک حرکت هماهنگ اقدام به "تخریب" مواضع اصولی ایران در مسائل هستهای کردند. اقدام رسانههای انگلیس که در پی اظهارات "تونی بلر" نخستوزیر این کشور صورت گرفت را میتوان در این راستا مورد ارزیابی قرار داد. بلر در مصاحبهای مطبوعاتی مدعی شده بود که ایران بدون توجه به خواسته! مجامع بینالمللی به فعالیتهای هستهای خود ادامه میدهد و ادامه این رفتار میتواند موجب افزایش "تهدید علیه صلح" تلقی شود بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی سخنان بلر را نوعی تلاش مضاعف برای آمادهسازی افکار عمومی برای "ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت" ارزیابی کردند اما رسانههای انگلیسی نه تنها موضوع را از زاویه دیگری بررسی کردند بلکه به نوعی تلاش کردند با بکار بردن یک ادبیات خاص و البته عامهپسند! از ایران به عنوان یک "تهدید" نام ببرند که صلح و امنیت بینالمللی را هدف قرار داده است. بلافاصله پس از این موضعگیری که همزمان با اعطای جایزه صلح نوبل به "محمد البرادعی" بود رسانههای انگلیسی اینگونه "خبرسازی" کردند که "اقدامات مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی" که برنده جایزه صلح نوبل نیز میباشد، در راستای خنثی کردن تهدیدات هستهای ایران بوده است. خبرگذاری رویتر برای این منظور با مهم جلوه دادن اعطای جایزه صلح نوبل به البرادعی کوشید تا با برجستهسازی این خبر و تلفیق زیرکانه دو موضوع متفاوت به نوعی افکار عمومی را علیه ایران تهیج کند.
این بنگاه خبری اعلام کرد: "محمد البرادعی" مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد، که برنده شدن جایزه صلح نوبل "پشت گرمی" بسیار لازمی را برای وی و آژانس که در حال برخورد با بحرانهای ایران و کره شمالی است ایجاد خواهد کرد. رویتر همچنین در گزارش دیگری نوشت: ایران هنوز درباره اعطای جایزه صلح نوبل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی و "محمد البرادعی" مدیر این آژانس اظهارنظر رسمی نکرده است، نکته قابل توجه در این گزارش این است که رویتر هرگز اشاره به این موضوع نکرد که اعطای جایزه صلح نوبل حدود سه سال است که در دستور کار بنیاد نوبل قرار دارد. ماجرای رسوایی "سی.ان.ان" در جریان مصاحبه "احمدینژاد" رئیسجمهوری اسلامی ایران که "فناوری هستهای" را به غلط و آن هم از روی عمد "سلاح اتمی" ترجمه کرده بود نیز شایان توجه است. سی.ان.ان بر اساس اصل "تاثیرگذاری اولیه خبر" به عمد این کار را صورت داد و اطمینان داشت که حتی در صورت تکذیب یا عذرخواهی پس از آن خبر ارسال شده در روز اول تاثیر خود را بر افکار عمومی خواهد گذاشت.
"هر چند مقامات ایرانی بارها و بارها در بیانیهها و اعلامیههای رسمی و نیز در کنفرانسهای خبری اعلام کردند که "هرگز به تولید سلاحهای اتمی فکر نمیکنند اما به نظر میرسد که رسانههای غربی اساسا به این موضوع توجه ندارند و همواره به طرزی زیرکانه افکار عمومی را به سمتی که میخواهند سوق میدهند. از جمله خبرگزاری فرانس پرس که رئیسجمهوری کشور متبوعش چندی پیش جهان را تهدید به حمله اتمی با سلاحهای موجود در زرادخانههای هستهای فرانسه کرد در خبری به "وارونه نمایی" مسائل هستهای ایران پرداخت. برای مثال در دی ماه گذشته (فوریه) در حالی که "کاندولیزا رایس" وزیر خارجه آمریکا (به عنوان یکی از سرسختترین مقامات کاخ سفید در برخورد با ایران) بر رویکرد "دیپلماتیک" کشورهای غربی به جای برخوردهای خشن با ایران تاکید کرد همزمان خبرگزاری فرانسه در خبری اعلام کرد: اسرائیل مدعی شده است که ایران به دنبال سلاح هستهای و موشکهای دوربردی است که میتوانند قلب آن را مورد اصابت قرار دهند. اما تهران اصرار دارد که نیات هستهایش صلحآمیزند. این خبرگزاری هرگز به توان اتمی رژیم صهیونیستی اشاره نکرد و رویکرد دولتهای غربی به رفتار دیپلماتیک با ایران را نیز تصریح نکرد. مجموعه نکاتی که ذکر شد، حاوی یک پیام اساسی و گویا است که نمیتوان در دنیای امروز به نقش ارزنده و تاثیرگذار رسانهها بر افکار عمومی که با برنامهریزیهای گرانقیمت و بکار بردن ادبیات خاص حرفهای سعی میکنند تا حتی رفتار و سیاستگذاری دولتها را نیز تحت تاثیر قرار دهند، بیتفاوت بود. دنیای امروز دنیای توجه به "خبر" و "رسانه" به عنوان "بستری برای اطلاعرسانی" و "هدایت کننده افکار عمومی" است و اگر "اصل تاثیرگذاری خبر بر "افکار عمومی" را نیز به این مقوله بیافزاییم اهمیت موضوع تا حدود زیادی آشکار میشود که میطلبد توجه به این بخش را در اولویت اول برنامههای رویارویی با دشمنان قرار گیرد.