حبیب ساسانی
1- قویترین اساس برای هر بنیانی و از جمله حکومت، عدل است. خصوصا در سیستم سیاسی هیچ چیزی به اندازه اجرای عدالت نمیتواند عامه مردم و جامعه را اصلاح کند، از این رو اندیشمندان سیاسی مهمترین عامل حفظ ثبات یک حکومت و بقای آن را عدالت دانسته و اجرای آن را بهترین نوع سیاست در حکمرانی به حساب میآورند. حضرت علی(ع) نیز در راستای به انجام رساندن این امر مهم در نظام سیاسی - اجتماعی ابتدا از خود و سپس از هسته مرکزی حکومت و یاران نزدیکش شروع کرد. به عقیده امام، مهمترین عامل عقبماندگی، تشتت و انحطاط کشورها، بیاعتنایی نسبت به مقوله «عدالتخواهی» از سوی فرمانروایان و فرمانبرداران میباشد چرا که با سهلانگاری، تمام امور از مسیر اصلی واقعی خود خارج شده و در جایگاه مربوط به خودشان قرار نمیگیرند.
2- «عدالتخواهی» یک امر یک سویهای نیست که مثلا با پیگیری فرمانروایان و به صورت نهادینه شده و با ساز و کارهای حکومتی از عهده و وظیفه فرمانبران خارج گردد و یا اینکه تنها با حساسیت صوری و ظاهری شهروندان پدید آید. هم کسانی که تثبیت امور مردم به آنها سپرده شده و هم مردمی که انتظار ایجاد جامعهای بدون تبعیض را از حاکمان طلب میکنند در قبال اجرای عدالت به اندازه در خور تواناییشان مسئولند. این بدین معناست که «عدالتخواهی» از طرف هر دو طیف به فرهنگ عمومی تبدیل گردیده و بسترساز چنین فرهنگی میبایستی خود مردم و مسئولان باشند. مسلما واگذاردن مسئولان به حال خود و به طور مداوم از آنها پاسخ نخواستن سبب میگردد که به روزمرگی مبتلا شده و از آن هدف اصلی و اساسی بر مسند امور واقع شدن از طرف مردم غافل بمانند. در این حالت مردم نیز با سکوت و بازخواست ننمودن بیش از پیش به ابتر ماندن جریان عدالتخواهی کمک میکنند. تنها راه خروج از این مساله نیز واکنش دایمی مردم در برابر مصادیق بیعدالتی در جامعه میباشد. برخورد با مصادیق نیز نباید به صورت گزینشی و یا مقطعی باشد. مواجهه گزینشی و مقطعی مردم و مسئولان در قبال مصادیق بیعدالتی خود نمونهای از بیعدالتی میباشد.
3- «نخبگان» در هر جامعهای به جهت دارا بودن ویژگیها و امتیازات منحصری که آنان را از دیگران متمایز میکند تاثیرگذاریشان نیز به مراتب بیشتر خواهد بود. از این رو در جریان عدالتخواهی میبایستی بیش از افراد دیگر خود را مسئول بدانند و مخصوصا در نظام اسلامی و حکومت دینی حساسیت نخبگان به دلیل نوع رویکردی که دین مبین اسلام نسبت به مقوله تبعیض و جایز نبودن سکوت در قبال سه ضلع سوم مثلث فقر، فساد و تبعیض دارد، وظایف دینی و ملیشان را دو چندان میکند. تحقق چنین امری نیز به عوامل زیر بستگی دارد:
الف: خروج از موضع انفعالی در قبال مصادیق بیعدالتی در حوزههای مختلف، ب: آرمانخواهی مداوم و همیشگی، ج: امیدواری به اصلاح سیستم و آن را به حال خود وانگذاشتن، د: در نظر گرفتن انتظارات و توقعات مردم از آنان، ه: - تلاش برای زدودن موانع مشارکت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و: شناسایی نقاط آسیبپذیر مانع از حضور آنان در جامعه (درونی و بیرونی).
در هر حالت گفتمان عدالتخواهی باید گفتمان غالب نخبگان باشد. با اتخاذ چنین سیاستی میتوان امیدوار بود که نخبگان به کارکردهای تعریف شده عمل نموده و مردم نیز انتظاراتشان از نخبگان برآورده گردیده است. دولت نهم نیز بهترین فرصت را در اختیار نخبگان قرار داده تا از لاک تدافعی خارج شده و در برآورده شدن اهداف عدالتطلبانه، کمک شایانی بنمایند.