سولماز شریف
«زندان بابا پارک ندارد، پارک ما بابا ندارد.»
دور تا دور دیوارهای اتاق پر از تابلوهایی است که بر روی طرحها جملاتی نقش بسته است. این طرحها و حرفها همگی معنای عمیقی را در دل دارند که همسو و هم مسیر با هدف فعالیتی است که در آن اتاق انجام میشود.
جملاتی چون «هنوز کسی شما را دوست دارد» و یا «برای هیچ آرزوهایم قفلی نیست» آن اتاق، به رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان یعنی عمادالدین باقی اختصاص دارد. انجمنهای غیردولتی که دو سال و نیم قدمت طول عمرش است. باقی امسال در مراسم دریافت مدال حقوق بشر کمسیون ملی حقوق بشر فرانسه پیشنهاد اختصاص دادن روزی را به نام روز جهانی برای دفاع از حقوق زندانیان داده است تا در آن روز هدفهایی معین و مشخص به مرحله اجرا درآید.
در متن طرح پیشنهادی نامگذاری روز جهانی حقوق زندانیان به نکته قابل توجهی اشاره شده است که همان اعطای جایزه به بهترین زندانبان است. در متن این طرح که روز اعطای جایزه سالانه فعال حقوق بشر در فرانسه به همسر باقی به نمایندگی از طرف باقی داده شد، آمده است: ما درحال حاضر شاهد روزها و مناسبتهای ملی یا جهانی مانند روز جهانی حقوق بشر، روز جهانی کارگر، روز جهانی آزادی مطبوعات، روز جهانی مبارزه با ایدز، روز جهانی مبارزه با اعدام و حتی روز جهانی توالت هستیم. این در حالی است که پدیده زندان که قدمتی دیرینهتر از بسیاری موارد دیگر دارد و مشکلی انسانی است و نحوه برخورد با زندانی از مظاهر و شاخصهای آشکار رعایت یا نقض حقوق بشر است و همه جوامع با آن سر و کار دارند، اما روز جهانی بدین نام مقرر نشده است.
تعیین چنین روزی البته باید کارشناسانه و دارای دلایل موجهی برای روز مقرر شده باشد. من روز پنج مارس (برابر با 15 اسفند شمسی) را برای این منظور پیشنهاد میکنم و دلایلی برای انتخاب این مناسبت دارم که در این فرصت کوتاه امکان بیان آن نیست و به صورت جداگانهای انتشار خواهم داد. برخی فواید روز جهانی دفاع از زندانی از این قرار است:
1- متمرکز کردن توجه رسانهها و افکار عمومی و اوج دادن آن در روز معینی از سال به موضوع زندانی و زندان در حالی که اکنون چنین اتفاقی رخ نمیدهد.
2- تجربه نشان میدهد که هر سامان و رسانهای اگر موضوع کاری خاص را محور عمل خود قرار دهد، تمام امکانات و تواناییهای آن برای رسیدن به هدف معین در روز معین به تحرک در میآید.
3- میتوان در روز جهانی حقوق زندانی برای بهترین کتابهایی که در این زمینه نوشته شده، بهترین فیلمهای ساخته شده، فعالترین افراد و یا نهادها درباره حقوق زندانی، روزنامه یا رسانهای که بیشتر یا موثرتر در طرح مسائل زندان یا زندانی فعالیت کردهاند و... هدایا، تقدیرنامهها، لوح یا مدالی در نظر گرفت.
4- از آنجا که هدف ما تضمین حقوق زندانیان است و آنکه بیش از همه در تماس با زندانی قرار دارد و باید این حقوق را رعایت کند زندانبان است، باید آنها را هدف گرفت. تهدید، توبیخ و سرزنش و مجازات زندانبان و به عبارت دیگر برخورد سلبی کردن به تنهایی نمیتواند موجب شود که زندانبان، حقوق زندانی را رعایت کند. تبلیغ حقوق بشر و حقوق زندانی هم نشان داده است که به تنهایی ضامن آن نبوده است. زندانبان به عنوان موثرترین و اصلیترین عامل رعایت حقوق زندانی باید مورد توجه قرار گیرد و باید با برخوردهای ایجابی و تشویقی آنها را به این کار واداشت. بنابراین معرفی بهترین زندانبانی که بنابر گزارشهای زندانیان و نهادها و فعالان حقوق بشری بهتر و بیشتر به رعایت حقوق زندانیان و کرامت انسانی آنها توجه داشته است و اهدای جایزه به آنها میتواند یکی از اقدامات مفید در روز جهانی حقوق زندانی باشد و رقابت سازندهای در میان زندانبانان برای رعایت حقوق زندانیان ایجاد کند.
5- یکی از مزایای طرح فوق این است که حتی در کشورهای متهم به نقض حقوق بشر و نیز در جهان سوم چنین پیشنهادی با استقبال دولتها و ملتها روبرو خواهد شد، زیرا دولتها با تشویق زندانبانانی که حقوق زندانیان را رعایت میکنند، مخالفت نخواهند کرد و جایزه نه به مخالف حکومت که به یکی از کارمندان حکومت داده میشود و مخالفان حکومت نیز از اینکه زندانبانان حقوقشان را رعایت کنند، استقبال مینمایند. دقیقا به همین دلیل است که به محض اعلام این ایده به صورت خیلی سربسته و کوتاه در ایران برخی از زندانیان سیاسی که دارای محکومیتهای سنگین هستند با من تماس گرفته و ضمن تقدیر از این پیشنهاد زندانبانهایی را برای مورد تشویق قرار گرفتن نامزد کردند.
6- در این روز سازمانهای جهانی حقوق بشر و انجمنهای غیردولتی و مطبوعات برای ارائه گزارش از وضع داخلی زندانها بسیج میشوند و موارد نقض حقوق بشر را وسیعا بیان میکنند و به این وسیله کنترل و فشاری را برای رعایت حقوق زندانیان ایجاد مینمایند. امید است با بررسی این پیشنهاد و موافقت با آن و اعلام این روز جهانی به وسیله چند سازمان معتبر حقوق بشری بتوانیم گامی مفید در راه دفاع از کرامت انسانی برداریم.»
عمادالدین باقی در خصوص انگیزه پیشنهاد چنین طرحی میگوید: «وقتی برای جایزه مورد نظر انتخاب شدم، میدانستم باید برای دریافت آن روی سن سخنرانی کنم. در این موقعیت در حالی که همگان انتظار داشتید از نقض حقوق بشر بگویم، اما ایده خودم این بود که در این زمان اگر هر حرفی در مورد نقض حقوق بشر بر زبان میراندم، با توجه به بحرانی شدن و بلکه خصمانه شدن روابط ایران و اروپا از جمله فرانسه حالت سیاسی به خود میگرفت.
در نتیجه تصمیم گرفتم کاری کنم که ارزش بیشتری داشته باشد. از قضا با استقبال خوبی هم روبرو شد، بیشتر از زمانی که میتوانستم از نقض حقوق بشر بگویم. این پیشنهاد یک کار اساسی برای حل معضل زندانیان است، مشکلی که همه جهان با آن دست به گریبان هستند. با تعیین یک روز معین برای زندان و زندانی، کلیه امکانات موجود اعم از رسانهای، تبلیغی، فرهنگی و مادی به خدمت این هدف گرفته میشوند و برای حل این معضل به حرکت در میآیند. بهترین روش برای حساس کردن افکار عمومی دنیا به این سمت است که رسانهها یک توجیه و دلیل پیدا میکنند تا به موضوع بپردازند و از قافله جهانی عقب نمانند.»
وی افزود: «مهمترین حسن ارائه این پیشنهاد از سوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان این است که اکثرا مناسبتهایی از این دست، غربی هستند و مقوله حقوق بشر را یک پدیده غربی جلوه میدهند و برای اولین بار اگر این مناسبت تثبیت شود صدای حقوق بشر از طرف شرق و کشورهای شرقی خصوصا ایران به گوش میرسد. پیشنهاد این موضوع تنها به نامگذاری یک روز منتج نمیشود، بلکه در آن روز به بهترین کتاب و فیلم جایزه داده میشود. جالب آن است که در این پیشنهاد موردی که از همه چشمگیرتر شد، اعطای جایزه به بهترین زندانبان بود. بعد از اعلام این خبر آقای طبرزدی با من تماس گرفت و یک زندانبان را معرفی و از ارائه این پیشنهاد تشکر کرد. چند روز بعد با آقای باطبی نیز تماس گرفت و همان زندانبان را معرفی کرد. این دستاورد بزرگی خواهد بود.»
بودجه این انجمن از طریق کمکهای مردمی و حق عضویت اعضا یعنی ماهی پنج هزار تومان است. اگر چه سازمانهای بینالمللی بودجهای را برای انجمنهای غیردولتی در دستور کار دارند، اما انجمن فوق نیز مانند خیلی از انجمنهای غیردولتی دیگر از این کمکها بهره نمیبرند، دلیلش را باقی میگوید: سازمان ملل بودجه تعریف شدهای را به بحث انجمنهای غیردولتی اختصاص داده است که در تهران مستقیما نمیتوان گرفت و در غالب پروتکلهای وزارت کشور، وزارت امور خارجه و وزارت بهداشت هزینه میشود.
از آنجا هم در قالب پروژههایی بین انجمنهای غیردولتی توزیع میشود. پیشنهاد این پروژهها گاهی از سوی انجمنهاست، اما باید مورد موافقت قرار بگیرد که در خیلی از موارد رد میشود.
طریق دیگر دریافت کمکهای مالی در همه کشورها از کانال سفارتخانههاست که در قالب امور فرهنگی و ترجمه کتاب هزینه میشود، اما در ایران عمدتا به دلیل حساسیتهایی که وجود دارد، از این منابع صرف نظر میکنیم.
واقعیت این است که همه کشورها از طریق سفارتخانههای خود کمکهای مالی به سازمانها و نهادهای دلخواه خویش میکنند. سفارتخانهها و رایزنیهای فرهنگی جمهوری اسلامی نیز در بسیاری از کشورها چنین میکنند و هیچ شهروندی بخاطر ارتباط با سفارت ایران و یا دریافت کمک تحت تعقیب قرار نمیگیرد. دولتهای غربی نیز نه فقط در ایران بلکه در کل آسیا و آمریکای لاتین و حتی کشورهای اروپایی دیگر چنین کمکهایی انجام میدهند و اساسا یکی از شاخصهای موفقیت آنها بیلان کاری است که در این زمینه ارائه میدهند. این کمکهای مالی به یک عبارت حق انجمنهای غیردولتی نیز هست و خصوصا در مورد منافع حاصل از صدور مواد اولیه یا بازار مصرف آنهاست که به خودشان باز میگردد اما بخاطر بدبینیها و حساسیتهای موجود در ایران و اینکه همه چیز را امنیتی میبینند ما خود را از این امکان بدون اشکال محروم کردهایم. و علاوه بر این در بعضی افراد یا انجمنها نیز ممکن است که ضعفهایی وجود داشته باشد و ممکن است شأن و استقلال خود را از دست بدهند و از موضع کاملا ملی و انجمنهای غیردولتی با کمکهای سفارتخانهها برخورد نکنند و همین امر نگاه بدبینانه و امنیتی را تشدید کند یا به آنها بهانه بدهد که علیرغم آگاهی به تفاوت شخصیتها و نهادها با استناد به یک مورد احتمالی همه را به یک چوب برانند. البته برخی انجمنهای خاص آزادانه رفت و آمد دارند و هم از دولت ایران و هم سفارتخانهها کمک میگیرند و هیچ کار چشمگیری هم انجام نمیدهند. یکی از آسیبهای نهادهای مدنی این است که کسانی پیدا شدهاند که آن را تبدیل به بنگاه اقتصادی کردهاند. در حالی که اساسا باید این نهادها غیرانتفاعی باشند اما آنها در قالب این انجمنها کار اقتصادی میکنند و دهها انجمن غیردولتی شریف فعال را هم در معرض بدگمانی دیگران قرار میدهند. از لحاظ کمکهای معنوی- فرهنگی و فکر نیز معتقدم ما خودمان بیشتر به مشکلاتمان آشناییم و بهتر میتوانیم حلشان کنیم. در واقع اگر موردی در ایران پیش آید، ما با سازمانهای حقوق بشری مشاوره و همفکری میکنیم.
عمادالدین باقی در خصوص انگیزهاش برای راهاندازی این انجمن گفت: «زمانی که پیشنهاد تاسیس این انجمن را دادم، خیلیها میگفتند پا نخواهد گرفت و به سرانجام نخواهد رسید، اما من معتقد بودم باید وارد میدان شد. قطعا مشکلاتی هم خواهد داشت که باید با آنان مقابله کرد، اگر به نتیجه نرسید، آن وقت میتوان گفت ما کاری را که باید، انجام دادیم، اما نشد. نه اینکه هیچ حرکتی انجام نداد، بعد توقع داشت همه چیز حل شود. فعلا هم که انجمن خوب کار میکند و توانسته با تعامل، بسیاری از مشکلات را حل کند. خیلیها این را انفعال میدانند و بعد از آزاد شدن از زندان مرا متهم به این خصلت میکنند، اما من قبلا هم همانگونه که در کتابهای موجودم نیز وجود دارد و مستند هست، بحثهای گستردهای در زمینه جامعه مدنی و کار در حوزه اجتماعی انجام دادهام.
به نظر من کلیه مردم باید تلاش کنند تا اول اخلاق انجمنهای غیردولتی داری در کشور نهادینه شود. منیتها را باید حذف کرد. همین خصلتها باعث میشود هدف اصلی در نطفه خفه و متلاشی شود. آمار داریم که در دو سال اخیر بیش از 10 هزار مجوز انجمنهای غیردولتی صادر شده است، اما چه تعدادی از آنان به جد راهاندازی شده و فعالیت میکنند و مهمتر از همه مثمرثمر هستند».
رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان از تعبیر بعضی از مردم ناآشنا به هدف انجمن آگاه است که میگویند در آنجا از جنایتکاران و مجرمین حمایت میشود، اما معتقد است: «هم آنها درست میگویند و هم ما. نباید از مجرم و جانی حمایت کرد، اما نباید حقوقشان را نیز نادیده گرفت. در اصل 32 قانون اساسی نیز آمده است: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون بازداشت و زندانی شده است، ممنوع است و مرتکب مجازات میشود.»
حتی کسانی که حبس سنگین دارند و یا به اعدام محکوم شدهاند نیز به قدر کافی دارند مجازاتشان را میگذرانند و دوره آن را تحمل میکنند، اما این بدان معنا نیست که مجبورند توهین و تحقیر را هم تحمل کنند و یا از لحاظ غذا، بهداشت و درمان در مضیقه قرار گیرند. چنین مجازاتی غیرانسانی است. مردم باید با منطق و درک موقعیت قضاوت کنند که اگر خودشان به هر دلیلی دچار حوادثی از این دست شدند و مجرم به حساب آمدند، توقع چه رفتاری را داشتند، خیلی از مجرمان که جانی بالفطره نیستند، در نزاعی یا تصادفی دچار حادثه و قتل میشوند و یا تحت فشار دست به دزدی میزنند. اگر هر کدام از افراد خود یا خانوادهشان را در آن موقعیت مجسم کنند، توقع ندارند که حقوقشان پایمال شود.»
وی در مورد طرق اطلاعرسانی مردم از نحوه مراجعه به انجمن گفت: «در نشریات مطالبی و آگهیهایی درج میشود که خانوادهها را مطلع میسازد. بعضی از خبرها نیز که در مطبوعات کار میشود، اعضای انجمن به دنبال آنها برای رفع مشکلاتشان مراجعه میکنند و مواردی نیز وجود داشته که همبند آزاد شده یا به مرخصی آمده موردی را از درون زندان اطلاع میدهد. بیشتر از این هم خود ما نیز توقع نداریم زیاد شود، چرا که هم دو سال و نیم بیشتر از فعالیتمان نگذشته و هم اینکه به تعداد کافی نیروی داوطلب نداریم. اگر میزان متقاضیان زیاد شود، قادر به پاسخگویی آنان نخواهیم بود. مگر آنکه نیروهای داوطلب برای کمک به ما، مردم و خودشان به عضویت انجمنها در آیند.»