ابوالفضل بازرگان
برخى افراد از کسب انرژى هسته اى به عنوان «نهضت ملى ـ هسته اى» نام برده اند. اما آیا ملى شدن صنعت نفت با فرآیند دستیابى به فناورى هسته اى قابل مقایسه است؟ در پاسخ مى توان گفت، به رغم برخى شباهت ها، در موارد زیر تفاوت هایى وجود دارد:
الف- به لحاظ جنبه هاى حقوقى
در جریان ملى شدن صنعت نفت، دولت ایران با یک شرکت خصوصى به نام «شرکت نفت ایران و انگلیس»، که سهامدارانش دولت ایران و شرکت غیردولتى بریتیش پترولیوم (BP) بودند، مقابله داشت. البته دولت استعمارگر انگلستان که در آن زمان یکى از ابرقدرت ها به شمار مى رفت، مدعى دولت ایران و پشتیبان شرکت انگلیسى بود و از هیچ کارشکنى، توطئه و تحرکى براى جلوگیرى از اجراى قانون ملى شدن صنعت نفت و تحقق استقلال سیاسى و اقتصادى ایران خوددارى نمى کرد، ولى دخالتش در قضیه محمل و توجیه قانونى نداشت.
از سوى دیگر، حق ملى کردن صنایع در هر کشور به وسیله دولت یک حق شناخته شده و به لحاظ حقوق بین الملل مورد پذیرش بود. به عنوان مثال، دولت هاى وابسته به حزب کارگر انگلستان تا آن زمان بارها صنایع خصوصى را ملى کرده بودند.دکتر مصدق با تدابیر سیاسى و حقوقى و استفاده از همکارى مشاوران برجسته ایرانى و غیرایرانى (از جمله پروفسور رولن) توانست با تکیه بر اصول حقوقى یاد شده دولت انگلستان را در دادگاه لاهه شکست دهد و حتى قاضى انگلیسى نیز ناچار شد که به زیان دولت انگلستان راى دهد.
در مورد انرژى هسته اى، دستیابى به فناورى هسته اى و استفاده از این انرژى براى مقاصد صلح آمیز، براساس پیمان هاى بین المللى موجود، حق مسلم دولت و ملت ایران است ولى پیچیدگى هایى که به علل گوناگون خارجى و داخلى پدیده آمده است، استفاده از این حق را به دلیل سرسختى هاى آمریکا با مشکل روبه رو کرده و حل عادلانه مناقشه را دشوار ساخته است. یک تفاوت دیگر این است که در قضیه ملى شدن صنعت نفت مسئله کنترل منابع نفتى ایران به وسیله یک دولت بیگانه مطرح بود ولى در مورد انرژى هسته اى چنین وضعى وجود ندارد.
ب - به لحاظ توازن قوا
در دوره مقارن نهضت ملى ایران، بین انگلستان و شوروى تعارض همه جانبه و بین انگلستان و آمریکا رقابت جدى بر سرتصاحب یا تسلط بر منابع نفت وجود داشت. دولت هاى دیگر، که به نوعى وابسته به بلوک هاى شرق یا غرب بودند، قدرت تعیین کننده اى نداشتند. در دوره کنونى ـ که با پایان یافتن جنگ سرد و پدید آمدن تحولات سیاسى بى سابقه، قطب بندى سیاسى در جهان به صورت بنیادى تغییر یافته است ـ دیگر نمى توان بر روى تضاد یا تعارض قدرت هاى بزرگ حساب کرد.
امروز، آمریکا، اتحادیه اروپا و متحدان آنها در جهان در برابر ایران صف آرایى کرده اند. دولت هاى روسیه، چین و هند با توجه به روابط پیچیده اقتصادى با آمریکا، حاضر نیستند که منافع عظیم دادوستد با آمریکا و اروپا را به خاطر ایران از دست بدهند و از این رو، با آن که به لحاظ سیاسى و اقتصادى تمایل به داشتن رابطه خوب با ایران دارند، در صفبندىهاى نهایى به احتمال قوى در کنار آمریکا و اروپا قرار خواهند گرفت یا حداکثر بیطرف و منفعل خواهند ماند.
کشورهاى دیگر، از جمله اعضاى جنبش عدم تعهد نیز در صورت بروز رویارویى، داراى قدرت و وزن تعیین کننده نخواهند بود. از سوى دیگر، دولت ایران نه با یک نهاد خصوصى، بلکه با آژانس بین المللى انرژى اتمى طرف است.
پ - به لحاظ اقتصادى
دولت انگلستان از طریق شرکت نفت ایران و انگلیس، عملاً ایران را غارت مى کرد، زیرا سهم ایران از درآمد حاصل از فروش نفت ناچیز و حتى کمتر از مالیاتى بود که شریک انگلیسى به دولت انگلستان مى پرداخت. کنترل عملیات اصلى اکتشاف، استخراج، پالایش و صدور نفت در اختیار آن دولت استعمارگر بود و شرکت غاصب نفت حتى گزارش درستى از درآمدها و هزینه ها به دولت ایران نمى داد.بنابراین، به لحاظ اقتصادى تردیدى در ضرورت و فایده ملى کردن صنعت نفت و قطع استعمار انگلستان براى دفاع از منافع ملى و رسیدن به حق مشروع و قانونى ایران نسبت به منابع زیرزمینىاش وجود نداشت.
در ارتباط با انرژى هسته اى، فارغ از جنبه هاى فنى و سیاسى قضیه و ضرورت به کارگیرى این انرژى در زمینه هاى کشاورزى، پزشکى و...، اقتصادى بودن تولید سوخت هسته اى در ایران، با توجه به عوامل متعدد موثر، هنوز کارشناسان اقتصادى باید روى آن بحث کنند. بدیهى است که مسائل فنى و سیاسى مرتبط با تولید سوخت هسته اى در ایران نیز از اهمیت بسزایى برخوردار است.
از سوى دیگر، با آن که به دلیل کاهش روزافزون منابع سوخت هاى فسیلى جایگزین کردن این گونه مولفه هاى انرژى با انرژى هسته اى و انرژى هاى تجدیدپذیر (آب، باد و...) در آینده گریزناپذیر و کاملاً قابل توجیه است، در مورد ایران (و کشورهاى مشابه)، مسئله مهم تر جایگزین کردن درآمد نفت با درآمدهاى غیرنفتى است. از آغاز بهره بردارى از منابع نفت در ایران، اقتصاد کشور شدیداً متکى بر درآمد نفت بوده است و امروز نیز این وابستگى وجود دارد.
پس از ملى شدن صنعت نفت، هنگامى که ایران با تحریم صدور نفت روبه رو شد، دکتر مصدق توانست با ایجاد تحول اقتصادى و اجراى برنامه «اقتصاد بدون نفت» نه تنها وابستگى اقتصاد ملى به نفت را با تقویت صادرات غیرنفتى قطع کند، بلکه براى نخستین بار در بازرگانى خارجى و بودجه ایران توازن به وجود آورد، به گونه اى که اگر دولت او با کودتاى ننگین آمریکایى ـ انگلیسى 28 مرداد 32 سقوط نمى کرد، کشورمان قادر بود که بدون درآمد نفت به زندگى اش ادامه دهد.
پس از انقلاب، دولت هاى مختلف برنامه هاى مشخصى براى جایگزین کردن درآمدهاى نفتى و قطع وابستگى به آن اعلام یا اجرا نکرده اند و لذا این نگرانى طبیعى و پرسش کلیدى وجود دارد که در صورت قطع صدور نفت، بر اثر تحریم هاى خارجى، آیا اجراى برنامه هاى توسعه و چشم انداز 20 ساله مقدور خواهد بود و حتى در صورت کنار گذاشتن موقت این برنامه ها، آیا درآمد کافى براى پرداخت هزینه هاى جارى و تهیه کالاهایى مانند دارو، تجهیزات پزشکى، بنزین و... که اینک با خروج ارز وارد مى شود، تامین خواهد شد؟
ت - به لحاظ پشتیبانى و وحدت ملى
علاوه بر غارت ثروت ملى ایران، دولت انگلستان به خاطر عملیات جاسوسى و دخالت شدید در امور داخلى کشور که حتى شامل انتخاب نمایندگان مجالس و روسا و وزیران دولت ها مى شد، مورد تنفر مردم ایران بود. از این رو، هیچ ایرانى میهن دوست (چه در سطح نخبگان و چه در میان توده مردم) بر ضرورت ملى شدن صنعت نفت و کوتاه شدن دست استعمار انگلستان در راستاى احقاق حقوق و منافع ملى تردید نداشت، به ویژه آن که رهبران نهضت ملى دراین باره آگاهى بخشى مناسبى انجام داده بودند.
در ارتباط با مسئله انرژى هسته اى، هنوز نیاز به شناخت کافى از مفاهیم انرژى هسته اى، غنى سازى اورانیوم و ریزه کارى هاى فنى، اقتصادى و سیاسى مربوط به قضیه وجود دارد و بسیارى از نخبگان نیز با وجود تایید حق ایران در دستیابى به فناورى هسته اى معتقدند که باید با هوشیارى و متانت قضیه را از راه مذاکره و مفاهمه (در چارچوب مقررات آژانس) فیصله داد. رهبران نهضت ملى با آن که در سطح سیاسى با دولت انگلستان برخورد داشتند و آن دولت را مسئول مى دانستند، کوشش مى کردند که قضیه ملى شدن صنعت نفت و خلع ید را در سطح مقابله دولت ایران با یک شرکت خصوصى نگاه دارند و از تنش زایى و برخورد با دولت هاى موثر بپرهیزند.
حتى دولت ایران براى پرداخت خسارت لغو قرارداد با شرکت نفت در چارچوب حقوق بین المللى و با راى یک مرجع صالح اعلام آمادگى کرد و مایل بود که از همکارى کارشناسان انگلیسى، به عنوان اشخاص حقیقى، در اداره صنایع نفت بهره گیرى کند. ضمناً دولت از مذاکره با دولت هاى خارجى، از جمله دولت آمریکا، براى اجرایى کردن قانون ملى شدن صنعت نفت و دستیابى به منافع ملى استقبال مى کرد. البته شرایط پیشنهادى سرانجام مورد قبول دولت ایران قرار نگرفت و دولت ناچار شد که روابط سیاسى با انگلستان را قطع کند و در مجامع و صحنه هاى بین المللى به مقابله با دولت انگلستان و متحدان یا دست نشاندگانش بپردازد.