الهام رجبپور
بکارگیری اصطلاحات ممدوحی همچون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و... توسط دولتهای سلطه طلب غربی به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطامع خود، همواره مورد توجه و استفاده آنها قرار داشته و این امکان را برایشان فراهم ساخته که در پس نقاب خوش رنگ و لعاب این تعابیر و داعیه داری آن، چهره واقعی خویش را استتار نمایند، به گونه ای که هر یک از این اصطلاحات، بنا بر موقعیت و مخاطب کاربرد آن، مفهوم متفاوت و حتی متناقضی یافته تا به عنوان اهرم فشاری علیه مخالفان داخلی و یا کشورهای مستقل و مخالف سلطه غرب به کار رود.
چنان که اندک تأملی در تناقضات و تعاریف گوناگون از برخی تعابیر و واژه های واحد حقوقی، سیاسی و بین المللی، تلاش دولتهای غربی برای مصادره معانی آنها به مطلوب خود و تأمین منافع آنان را روشن و آشکار میسازد.
واژه دموکراسی در زمره یکی از بهترین مصادیق این بحث است.
در علم سیاست، دموکراسی به معنای حکومت مردم بر مردم است. یعنی حکومتی که با اتکا به آرای اکثریت مردم جامعه از طریق برگزاری انتخابات آزاد و سالم، برای به دست گرفتن زمام امور یک کشور برگزیده میشود.
در تعریف دموکراسی گفته می شود که این مردم هستند که تعیین می کنند و باید به خواست و اراده مردم احترام گذاشت.
اما در عمل، دولتهای مستبد غربی بر خلاف شعارها و ادعاهایشان، بی اعتنا به خواست و رأی مردم کشورها، هرگاه حکومتی همسو و در جهت تأمین امیال و اهداف آنها در کشوری روی کار آید، از چنین دولتهایی با سیاستهای تأمین کننده منافع و منابع موردنظر قدرتهای بزرگ، به عنوان یک دولت دموکرات حمایت کرده و به مشروعیت یا عدم مشروعیت و نیز مقبولیت مردمی چنین حکومتی اصلاً اهمیتی نمیدهند.
در مقابل، حکومتهای ضد غربی و مستقل حتی با پشتوانه عظیم مردمی، را به هیچ روی تحمل نکرده و تا کمک و پشتیبانی از مخالفان و مزدوران خود و حتی دخالت مستقیم در کشورها برای سرنگونی دولتهای ضد غرب و جانشینی دیکتاتورهای طرفدار خود نیز پیش می روند که نمونه های آن را در کشورهای آسیای میانه و آمریکای لاتین به وضوح می توان مشاهده کرد. لذا به نظر می رسد کشورهای غربی باید در فرهنگ سیاسی خود و اصلاح برخی اصطلاحات و تطبیق معانی مورد نظر خود در سیاست با الفاظ صحیح آن، تجدیدنظر اساسی نمایند.
اما لغو کمکهای مالی کشورهای غربی به دولت جدید فلسطین و اعمال فشارهای مختلف سیاسی و اقتصادی به آن در همین راستا قابل ارزیابی است. غربی ها به دنبال آن هستند تا دولت منتخب مردم فلسطین به نخست وزیری اسماعیل هنیه را به زانو درآورده و تسلیم فشارهای تبلیغاتی خود کنند تا با تحمیل خواسته های نامشروع خود، مشی مقاومت طلبانه حماس که در واقع مشی منتخب ملت مظلوم فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس است را در جهت منافع خود و رژیم غاصب اسراییل تغییر داده و با سیاستهای خود همراه کند.
در این میان آنچه برای دولتمردان غربی اهمیت ندارد خواسته ها و آرای مردم فلسطین است. در واقع ایستادگی دول غربی در برابر اراده و انتخاب ملت فلسطین، بدین جهت است تا نشان دهند که در تقابل خواست و منافع مردم یک سرزمین با خواست و منافع غرب، این خواسته ها و منافع زورگویانی چون آمریکاست که باید به هر قیمتی تأمین و تضمین گردد.
این بار نیز نوبت ملت فلسطین است که انتقام انتخاب حماس به رهبری خود را پس بدهند. این است معنای دموکراسی مورد تأیید غرب. دموکراسی از منظر آنها حکومتی است که منافع غرب را تأمین کند و شایسته است بگوییم آنچه غرب می خواهد "وست کراسی" است، یعنی حکومت غرب بر مردم نه مردم بر مردم.
آنچه رهاورد فرهنگ و منطق و حتی جنگ و اشغالگری غرب در کشورهای دیگر می باشد، همین "وست کراسی" است نه دموکراسی ادعایی آنها. با این وجود، ادامه این روند و پیگیری سیاستهای یک بام و دو هوای آمریکا و هم پیمانانش، به بیداری و هوشیاری بیشتر ملتهای مستقل و آگاه نسبت به مقاصد شوم استعماری آنها و بیزاری بیش از پیش زمامداران غربی منجر خواهد شد.
دمو = مردم
کراسی = حکومت
وست = غرب