تاریخ انتشار : ۰۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۸۸۷۰۵

دولت متفاوت


دکتر احمد پورنجاتى
«وزراى نوشیروان در مهمى از مصالح مملکت اندیشه همى کردند و هر یک از ایشان دگرگونه راى همى زدند و ملک همچنین تدبیرى اندیشه کرد. بوذرجمهر را راى ملک اختیار آمد. وزیران در نهانش گفتند: راى ملک را چه مزیت دیدى بر فکر چندین حکیم؟ گفت: به موجب آنکه انجام کارها معلوم نیست و راى همگان در مشیت است که صواب آید یا خطا، پس موافقت راى ملک اولى تر است تا اگر خلاف صواب آید، به علت متابعت از معاتبت ایمن باشم.
خلاف راى سلطان راى جستن
به خون خویش باشد دست شستن
اگر خود روز را گوید شب است این
بباید گفتن: آنک ماه و پروین»
(گلستان سعدى، باب اول: در سیرت پادشاهان)
«متفاوت بودن»! مسئله این است!
مى توان به جاى راه رفتن روى پاها به گونه اى معلق کف دست ها را بر زمین گذاشت و با پاهاى برافراشته در کوى و برزن قدم زد.
مى توان از سپیده دم پرده هاى سیاه اتاق را کشید، همه روزنه ها را به دقت تمام پوشاند و فضایى شب گونه فراهم ساخت و با احساسى شبانه به بستر رفت و با آرامش و خونسردى تمام خوابید و برعکس در آغازین لحظه هاى شب همه جا را با چراغ هاى آفتابى روشنى بخشید و با احساسى از جنس صبحگاهان مثلاً به کار و فعالیت روزانه (البته در عمق شب!) پرداخت. این دنیاى واژگونه و البته عمیقاً فانتزى البته مصداق تمام عیار «متفاوت بودن» است اما اگر همه چیزش جور باشد یک لنگى بزرگ دارد که هیچ چاره و علاجى نخواهد داشت، مى پرسید کدام لنگى؟ و من پاسخ مى دهم: عقلایى نیست، آقاى احمدى نژاد رئیس محترم دولت نهم، عزم خود را جزم کرده و بارها به صراحت تاکید نموده که: «این دولت به کلى با دولت هاى پیشین متفاوت است.» در دوره تبلیغات انتخاباتى و رقابت کاندیداها اصرار هر یک از نامزدها بر معرفى چهره اى متمایز از دیگران و نیز منتقد و متفاوت از راه و رسم دولت هاى گذشته به اقتضاى ضرورت جلب آراى مردم امرى پذیرفته تلقى مى شد. پس از انتخاب رئیس جمهور نیز برخى تفاوت و تغییرها در سیاست ها، روش ها، اولویت ها و چهره هاى دست اندرکار اداره کشور امرى طبیعى و معقول به نظر مى رسد. اما راهبرد «متفاوت بودن» دولت نهم این روزها با تصمیمات شگفت انگیزى که مردم ما شاهد هستند، کم کم رنگ و بوى همان دنیاى فانتزى و سرگرم کننده اى را پیدا مى کند که به اختصار اشاره کردم. در واپسین لحظه هاى پایانى سال هشتاد و چهار دولت با لغو مصوبه دولت هاى پیشین تصمیم گرفت برخلاف سال هاى گذشته عقربه هاى ساعت ها را در ابتداى فصل بهار تغییر ندهد. این تصمیم به ظاهر ساده یکى از مهم ترین مصداق هاى «متفاوت بودن» این دولت با دولت هاى پیشین است. اشتباه نکنید. مقصودم این نیست که چون آقاى احمدى نژاد به لحاظ اهتمام و اعتناى بیشترى که به شعائر دینى و مذهبى دارد و براى اوقات شرعى انجام فرایض حرمت خاصى قائل است و از منظرى فایده گرایانه به پایگاه اجتماعى حامیان خویش عنایت ویژه اى دارد، چنین تصمیم متفاوتى را گرفته است. خیر! این را هر کس با ضریب هوشى معمولى نیز درک مى کند که مسئله تغییر ساعت- آن هم پس از سال ها تکرار و عادت جامعه اى که اکثریت قریب به اتفاق آن مسلمان و مبادى آداب دینى اند- امرى مزاحم و آشوبگر روح و روان به حساب نمى آمد. البته شاید در گوشه و کنار براى اندک جماعت سنتى ما موجب تکرار تکیه کلام ساعت جدید و ساعت قدیم مى شد. پس به راستى جانمایه رویکرد «متفاوت نمایى» دولت آقاى احمدى نژاد نسبت به دولت هاى پیشین چیست؟
اگر تنها یک دلیل براى دفاع از چنین مصوبه اى ارائه کنند- که البته تاکنون دلیل قانع کننده و خردپذیرى نشنیده ایم- ده ها دلیل در رد و مخالفت با آن ارائه شده است. پس اصرار بر این گونه «متفاوت نمایى» چه مبناى عقلى و توجیه قابل فهمى دارد؟ این قلم هیچ تفسیر و تاویلى براى این رویکرد دولت نهم جز اعتقاد و اصالت بخشى متعصبانه و افراطى به نفس «متفاوت نمایى» نسبت به سیاست ها و تصمیمات دولت هاى گذشته نیافته است. اکنون به خوبى مى توان رمز و راز بسیارى از تصمیمات و سیاست ها و برنامه هاى دولت آقاى احمدى نژاد را از آغاز به کار دولت نهم درک کرد که چرا به رغم دستاوردها و تجربه هاى ارزشمند و پرهزینه اى که نظام ما براى اداره کشور در عرصه هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و اجتماعى داشته و بسیارى از این دستاوردها و تجربه ها سرانجام در قالب سیاست هاى کلان و برنامه چشم انداز و برنامه هاى پنج ساله توسعه مورد توافق و تصویب و تاکید مراجع تدبیرکننده نظام قرار گرفته، به لطایف الحیل مورد خدشه یا تعطیل و بى اعتنایى و حتى تغییر عملى واقع شده است. اصل بر «متفاوت بودن» است و داغ باطله نهادن بر گذشته!
وگرنه پس و پیش کشیدن عقربه هاى ساعت- فى نفسه- چه اهمیتى دارد؟ حتى آشفتگى ها و درهم برهم شدن برنامه هاى فعالیت ادارى کشور چه اهمیتى دارد؟ به گمان من تصمیم دولت در مورد عقربه هاى ساعت مصداق مشت نمونه خروار است و اندک از بسیار! از این گونه تصمیمات «متفاوت» در دولت نهم بسیار گرفته شده است، چه در عرصه سیاست هاى اقتصادى و چه در قلمرو سیاست خارجى و چه در زمینه نظام برنامه ریزى کشور و چه در برخورد با سرمایه مدیریتى و کارشناسى کشور و چه در رویکرد مصارف درآمد ملى به مثابه پول توجیبى.
البته از حق و انصاف نباید گذشت که گاه به لحاظ شور شدن آش متفاوت نمایى دولت نهم، ذائقه همراهان سیاسى این دولت نیز چه در مجلس هفتم و چه در محافل سیاسى، تاب نیاورده است. داستان تاسیس پرهیاهوى «صندوق مهررضا» و سرانجام آن از این دست است.
اما سخن پایانى این نوشته رجوع دوباره به حکایت شیخ اجل در گلستان است. روى سخن با اعضاى محترم کابینه آقاى احمدى نژاد است که هم به لحاظ شرعى و هم از منظر قانونى در قبال تصمیمات دولت مسئولیت مشترک دارند: آیا در خلوت تامل و واکاوى عقلانى خویش فارغ از ملاحظاتى که در محضر راى العین رئیس معزز خویش دارند، در سویداى وجدان آگاه یک کارشناس یاراى دفاع از این گونه تصمیمات را در خود مى یابند؟
مبادا در برابر چنین پرسشى و احتجاجى از سوى افکار عمومى یا به تعبیر شیخ سعدى _ در برابر فکر چندین حکیم- ناخودآگاه پاسخى از جنس استدلال بزرگمهر تمهید کنند!
امیدوارم «چیزکى» که در مورد چگونگى بحث و راى گیرى و تصویب مصوبات در دولت نهم شایع است، یکسره دروغ باشد که گفته مى شود در کابینه به هنگام راى گیرى اتفاق نظر نیست، وحدت نظر است.
اگر خداى ناخواسته چنین باشد، پس لاجرم باید این را هم به حساب همان «متفاوت بودن» دولت نهم نسبت به دولت هاى پیشین گذاشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات