حامد سبحانی
گروه دیپلماتیک
برگزارى اجلاس کشورهاى عضو “دى 8” در بالى (اندونزی) و سخنان دکتر محمود احمدىنژاد رئیس جمهور کشورمان مبنى بر لزوم همکارى میان کشورهاى اسلامى در زمینههاى مختلف اقتصادى در فضاى نظام بینالملل کنونى داراى اهمیت ویژهاى بود. قرار گرفتن کشورهایى مانند ایران، ترکیه، پاکستان، مالزی، اندونزى و... با محوریت اسلامى بودن آنها براى غرب پیامى مستقیم داشت.
واقعیت امر این است که اصالت پویا و بنیان محکم در نوع خود پیوند دهنده میان اجزا و ارکان ترکیب مىباشد. به عبارت دیگر در هر مجموعهاى اگر بنیان و محور محکم و قابل اعتماد باشد دیگر اجزاى آن مىتوانند بر مبناى استحکام موجود در جاى خود قرار گیرند. البته بالعکس چنین قاعدهاى نیز صادق است: یعنى اگر بنیان و اساس و محوریت پیوند میان اجزاى یک ترکیب سست و غیر قابل دوام باشد در آیندهاى نه چندان دور مجموعه از هم فرو خواهد پاشید.
در جریان پیمان سنتو و یا پیمانهاى مشابه سست بودن بنیان موجب فروپاشى شد. فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى به دلیل سست و غیر قابل اتکا بودن محور پیوند میان جریانها یعنى “کمونیسم” بود. هم اکنون علت اصلى از هم پاشیدن مجموعه هیئت حاکم بر معادلات سیاسى آمریکا بنیان سست نظریات هانتینگتن وفوکویاماست که به عنوان مبناى عمل آمریکا در تقابل با نظام بینالملل مورد توجه قرار گرفتهاند.
در هر صورت مجموعه موارد عوامل فوقالذکر نشان مىدهند که ماندگارى و استحکام یک مجموعه در نظام بینالملل امروز مستلزم وجود اساس و بنیانى پایدار است. پایدار بودن ریشه ها مهمترین عامل بقاى یک مجموعه به شمار مىآیند.
“اسلام” دین و مکتبى کامل و پویاست. کاملترین دین الهى و پویاترین قالبى که حرکت بشر در قالب و چارچوب آن به سعادت منتهى مىشود. این دین مبین در هر عرصهاى از حیات بشریت روشنایى بخش بوده و موجبات حرکت به سوى جلو را فراهم مىآورد. در نظام بینالملل نیز دقیقا چنین قاعدهاى ثابت و استوار است.
اگر امروزه غرب با کمال تعجب مشاهده مىکند که علىرغم محاسبات علمى و مستند آنها نظام جمهورى اسلامى نمىبایست استوار مانده باشد ولى هم اکنون با قدرت و حرکتى فزاینده در صحنه معادلات منطقهاى و فرامنطقهاى خاورمیانه حضور دارد به دلیل اصالت اسلام و پویایى نهفته در آن است. حضرت امام خمینی(ره) با استناد به چنین پویایى لایتناهى بناى مجموعهاى را نهاد که با وجود انواع تهدیدات خارجى و انواع کارشکنىهاى عناصر وابسته به غرب همچنان پایدار مانده است.
در هر صورت “اسلام” با “پایداری” گره خورده است و هرکجا اسلام محور قرار گرفته است مىتوان پایدارى و تکامل را نیز یافت اما سوال اصلى این است که از این محوریت غنى و کامل چگونه مىتوان در جهت ایجاد پیوند میان کشورهاى اسلامى استفاده کرد؟
در این راستا مىتوان کشورهاى اسلامى موجود در جهان عرب و خاورمیانه را به سه کشور تقسیم کرد:
دسته اول کشورهایى هستند که در آنها اسلام محور است و نه حاشیه و به عبارت دیگر محوریت اسلام در تمامىصحنههاى سیاسی، اجتماعی، اقتصادى و فرهنگى قابل انعکاس و مشاهده است.
جمهورى اسلامى ایران نمونه بارز این الگوست.
در چنین کشورهایى قدرت تاثیرگذارى غرب بسیار پایین است. پویایى اسلامى در کل خنثى کننده و نابود سازنده القاهاى غرب و جریانهاى بیگانهاى است که قصد دارند الگوهاى خود را بر بدنه جامعه تزریق کنند. تنها در محلهایى این الگوهاى مبتذل و الحادى محل ورود پیدا مىکنند که مبانى اسلام از سوى دستاندرکاران نادیده گرفته شود.
(نکتهاى که بارها امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبرى نسبت به آن تاکید نمودهاند.)
جمهورى اسلامى ایران به علت پویایى موجود در آن مىتواند نقش پیوند دهنده میان کشورهاى اسلامى را ایفا کند. وحشت کاخ سفید پس از گذار به سال 2000 از “ایران” به همین علت است. ایران تنها یک کشور نیست: بلکه قدرتى اسلامى است. قدرتى که تاثیرگذارى آن در میان کشورهاى اسلامى و حتى سایر کشورهاى جهان بلا انکار است. قدرتى که براساس مبانى محکم و اصولى خود ایستایى و تمرکز در نقطهاى معین را بر نمىتابد.
دسته دوم کشورهایى هستند که به حفظ ظواهر اسلام اکتفا کردهاند و پیام پویایى درون آن را در سطح اجتماع و سیاست نادیده گرفتهاند. در برخى از این کشورها سکولاریسم و لائیسم به علت درهم بودن مجموعه به درون آنها نفوذ کرده و تبعات منفى زیادى نیز بر جوانان و سایر اقشار این کشورها گذاشتهاند.
به عنوان مثال در کشور ترکیه اصرار ژنرالها و افرادى مانند احمد نجدت سزر براى حرکت در قالب سکولاریسم و فرار از اصول مذهبى و نیز ایراد سخنانى موهن مانند “این که” “حجاب عامل عقبافتادگى است” و ... باعث شده است تا پویایى اسلامى در سطح سیاستگذارى این کشورها انعکاس نیابد.
دسته سوم کشورهایى هستند که به طور کلى روندى ساکن را در نظام بینالملل طى مىکنند. این کشورها بیشتر سعى دارند به حیات سیاسى کلى خود قانع بوده و نگاه منطقهاى و یا فرامنطقهاى را در دستور کار خود قرار ندهند.
محوریت اسلام در این کشورها معمولا کمرنگ است و مقامات سیاسى این کشورها سعى دارند به حفظ بستر موجود اکتفا کنند.
البته در کل خطر ارائه تصاویر غلط از اسلام و معرفى نمودن سکولاریسم به عنوان الگوى حیات سیاسى خود بزرگترین خطرى است که جهان اسلام را تهدید مىکند. متاسفانه پیوندهایى که بعضا میان کشورهاى عربى و ایالات متحده آمریکا برقرار شده است باعث فاصله گرفتن آنها از اصالت اسلامى خود شده است. در حقیقت جابجایى اصالتى محکم و پویا با مواردى سست و شکننده مانند اصالت “فروش محصول به هر نوع” و یا موادى از این قبیل باعث عقب ماندگى این کشورها شده است.
اما فارغ از تقسیمبندى کلى بیان شده باید نسبت به یک نکته توجه کنیم و آن آغاز حرکت بیدارى و پویایى اسلامى است.
به دنبال پیروزى جریان اصولگرایان جمهورى اسلامى ایران جرقههاى چنین تحرک مقدسى در سطح خاورمیانه نواخته شد. پس از پیروزى شیعیان در انتخابات عراق و مشاهده نقش موثر مرجعیت شیعه در این کشور عربى دامنه این حرکت گستردهتر شد. پیروزى حماس در فلسطین موجب تکامل این حرکت شده از سوى دیگر افزایش قدرت حزبالله لبنان و اخوانالمسلمین (مصر) با گرایش کلى شهروندان کشورهاى اسلامى دسته دوم و سوم ذکر شده نسبت بازگشت به اصول و بنیانهاى اسلامى باعث تلفیقى کامل و جهتدار در راستاى اسلامگرایى در خاورمیانه شد.
دستیابى ایران به چرخه سوخت هستهاى باعث شد تا ابزارهاى تبلیغاتى غرب در مقابله با اسلامگرایان از کار بیفتند. در حقیقت تلاش موذیانه آمریکا و اروپا جهت جلوه دادن عقبماندگى کشورهاى اسلامى پس از دستیابى ایران اسلامى به چرخه سوخت هستهاى با شکستى سخت مواجه شد. در چنین نقطهاى بود که شهروندان کشورهاى سایر نقاط جهان دریافتند که میان آن چه واشنگتن و تلآویو علیه اسلام تبلیغ مىکنند و آن چه در حقیقت وجود دارد تفاوتى غیر قابل تصور وجود دارد.
در حقیقت پویایى اسلامى در خاورمیانه آغاز شده است. در چنین شرایطى باید در برابر توسعه فرهنگی، اقتصادى و سیاسى غرب و کاخ سفید و ارائه الگوهاى کاذب آنها ایستاد. بیدارى اسلامى در حالى در خاورمیانه آغاز شده است که از آن سو افول قدرت غرب را شاهد هستیم.
در طول یک سال اخیر وقایع و حوادثى را شاهد بودیم که جملگى نشان دهنده تضعیف غرب همزمان با تقویت بیدارى اسلامى در خاورمیانه بودند. همچنان که مشاهده مىکنیم جرج بوش به عنوان شخصیتى که با ابزار مذهبى انحرافى پاى بر عرصه سیاستگذارى کاخ سفید گذاشت امروزه با شکستى سخت مواجه شده است. متحدان وى در انگلستان، اسپانیا، ایتالیا، آمریکاى لاتین و... عملا از دست رفتهاند و خشم و نفرت عمومى از اقدامات وى سرتاسر جهان را فرا گرفته است.در چنین فضایى بهترین موقعیت جهت اقدامات و تحرکات موثر و بیشتر اسلامگرایان اصیل فراهم است.
نیاز مبارزه با تفکر سکولار و لائیک و ترغیب نسلهاى جدید در راستاى آشنایى آنها با اصالت دین مبین اسلام و تعالیم قرآن مجید در زمینههاى مختلف سیاسى و اجتماعى در این برهه بیش از هر زمان دیگرى حس مىشود.
در نهایت این که چشمانداز مثبت و زیبایى براى کشورهاى اسلامى قابل تصور است. چشماندازى که در آیندهاى نه چندان دور و در صورت فعالیت کشورهاى مسلمان قابل تصور است.