گروه بینالملل
پس از آنکه رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آنها نتوانستند مانع از حضور حماس در انتخابات پارلمانی گردند، سیاستها و توطئههای خود علیه حماس را معطوف به ایجاد اخلال در دولت جدید فلسطین که به واسطه پیروزی قاطع حماس در انتخابات پارلمانی (74 کرسی از 136 کرسی) بر عهده این جنبش گذارده شده، معطوف نمودند.
در این چارچوب آنها با تشدید جنایات در اراضی اشغالی به منظور جلوگیری از شکلگیری کابینه و برگزاری جلسات پارلمان، عدم آزادسازی افرادی که به رغم بازداشت توانسته بودند جزو پیروزان انتخابات باشند، بهرهگیری از بازیگران و متحدان خارجی در عدم به رسمیت شناختن دولت حماس و افزایش فشارها برای پذیرش خواستههای رژیم صهیونیستی به ویژه پایان دادن به مقاومت، اعمال محدودیتهای اقتصادی و تجاری برای فعالان این حوزهها در غزه و کرانه باختری و… سعی در ناتوانسازی مقاومت در تحقق اهداف و سیاستهای اعلام شده داشته که با عملکرد موفق حماس در ایجاد وحدت همگانی و تشکیل دولت ملی و برقراری دیپلماسی فعال مانع از اجرای این توطئهها گردید و شکستی دیگر را به رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن تحمیل نمود.
در کنار تحولات جاری فلسطین و توطئههای مخالفان مقاومت که طی هفتههای اخیر اجرا گردید، نکته قابل تامل، سیاستها و عملکرد رژیم صهیونیستی در ایجاد تفرقه و چنددستگی میان گروههای مبارز و احزاب حاضر در صحنه سیاسی فلسطین میباشد. آنچه در این رویه باید بدان توجه داشت، ترورها و سوءقصدها به رهبران جهاد اسلامی، فتح و جبهه خلق برای آزادی فلسطین است. در تحولات جاری سرزمینهای اشغالی شاهد هستیم که در کنار استمرار ترور رهبران حماس، صهیونیستها به تکرار این رویه در قبال سیر گروههای مبارز روی آوردهاند، چنانکه آنها در آخرین اقدام به طور مستقیم به ترور رهبر فتح مبادرت ورزیدند. هر چند این گونه اقدامات از سیاستهای دائمی رژیم صهیونیستی میباشد، اما با توجه به اینکه در مقطع کنونی آنها از حجم این اقدام علیه رهبران حماس کاسته و بیشتر به سایر گروهها به ویژه فتح و جهاد اسلامی گرایش یافتهاند، این جنایات میتواند از زوایای دیگر قابل بررسی باشد که در نهایت میتواند بیانگر توطئهای دیگر علیه حماس باشد.
1)از سناریوهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی اختلافافکنی میان گروههای مبارز و ایجاد چنددستگی میان جامعه فلسطین میباشد. با توجه به اینکه پس از پیروزی حماس و تشکیل دولت ملی، باب تازهای برای استمرار مقاومت و اجرای آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی آغاز گردید، لذا رژیم صهیونیستی که میداند توانایی مقابله با حماس را ندارد، سعی دارد تا با ایجاد جنگ روانی و بهرهگیری از گروههای حاضر در صحنه فلسطین، مانع از اجرای طرحهای آن که در قالب دولت جدید اجرا میشود، میگردد. در این چارچوب جوخههای ترور این رژیم با هدف قرار دادن رهبران گروههای مختلف به ویژه فتح، جهاد اسلامی و جبهه خلق برای آزادی فلسطین برآنند تا اولا در جنگی روانی دولت حماس را دولتی ناکارآمد معرفی و بحرانهای کنونی را ناشی از سیاستهای مبارزاتی آن عنوان کنند، در حالی این دولت برای حفظ قدرت به کنار نهادن سایر گروهها مبادرت میورزد. به عبارتی دیگر رژیم صهیونیستی سعی دارد تا ترورهای صورت گرفته را به حماس نسبت دهد، ثانیا با کاهش حملات به رهبران حماس و معطوف شدن به سایر گروهها، چنان وانمود سازد که این جنبش به مصالحه و مذاکره با رژیم صهیونیستی پرداخته که نتیجه آن کاهش سیاستهای خصمانه این رژیم علیه رهبران و پیروان آن است. به عبارتی دیگر، صهیونیستها با مصالحهگر خواندن حماس تلاش میکنند تا وجهه مقاومتی آن را در میان افکار عمومی تنزل داده و به نوعی پایگاه مردمی آن را سست نمایند که در این راستا به ارتقای نسبی جایگاه فتح و جهاد اسلامی با افزایش تهاجمات به این گروهها در کوتاه مدت میپردازند. ثالثا، هدف نهایی رژیم صهیونیستی از اجرای سیاست ترور را میتوان اختلاف میان گروههای حاضر در پارلمان و دولت فلسطین دانست که از یک سو آنها را از رسیدگی به تحولات فلسطین به مسائل داخلی معطوف میسازد و از سوی دیگر زمینه را برای خروج آنها از پارلمان و دولت فراهم آورده که نتیجه نهایی آن تزلزل در راس هرم سیاستهای فلسطین خواهد بود.
2) با توجه به اینکه هر کدام از گروههای فلسطینی از سوی کشور یا دولتی خاص حمایت میگردند، لذا یکی دیگر از اهداف رژیم صهیونیستی از ترور رهبران گروهها را میتوان تحریک حامیان این گروهها به اعمال فشار بیشتر و تعدیل مواضع در برابر حماس ارزیابی نمود، به ویژه اینکه با پیروزی حماس اکثر کشورها بر حمایت از حماس و دولت آینده تاکید کردهاند، لذا افزایش محدودیتها بر سایر گروهها میتواند بر عملکرد این کشورها در قبال حماس تاثیرگذار باشد. البته باید در نظر داشت که بخشی از این سیاست نیز به تحریک ابومازن به عنوان رهبر تشکیلات خودگردان برای کاهش حوزه فعالیت حماس معطوف میشود.
در نهایت میتوان گفت که در شرایط کنونی که رژیم صهیونیستی توانایی مقابله مستقیم با حماس را در خود نمیبیند، تلاش دارد تا با بحرانآفرینی و تشدید سیاست ترور، به اختلافافکنی میان گروههای فلسطینی به عبارتی ایجاد درگیریهای داخلی مبادرت ورزد تا از درون شرایط را برای تزلزل و در نهایت انزوای حماس و دولت آن فراهم آورد. بر این اساس، ضروری است تا گروههای مقاومت در کلیه جناحها و گروهها از جمله فتح، جهاد اسلامی و جبهه خلق برای آزادی فلسطین در کنار حماس، تمام سیاستهای خود را برای تقویت دولت ملی معطوف سازند تا در سایه آن بتوانند ضمن تحقق اهداف دولت به آرمان اصلی خود یعنی تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف دست یابند.