تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۸۸۷۷۸

نقطه اصطکاک، محل انفصال اجماع


احسان صالحی طالقانی
گروه سیاسی
در طول 3 سال اخیر پرونده هسته‌اى ایران شاهد کشمکش‌هاى فراوانى بوده است. مذاکره، توافق، تعلیق، رفع تعلیق و...
در این بازه زمانى دو دوره قابل تمایز به چشم مى‌خورد. اگر منحنى توفیق‌یابى جمهورى اسلامى در پرونده هسته‌اى را برحسب زمان رسم کنیم به یک سهمى با یک مینیمم مى‌رسیم به این معنا که در فاصله زمانى 2 سال اول، منحنى نزولى و داراى شیب منفى بوده و در یک سال اخیر شیب مثبت و صعودى یافته است.
راستى‌آزمایى این ادعا چندان دشوار نیست. با نگاهى به توافقنامه‌هایى نظیر سعدآباد، پاریس و امتیازاتى که در قبال آنها واگذار شد، همچنین تعلیق 2 ساله فعالیت‌هاى هسته‌اى ایران و مقایسه آن با شکستن تعلیق و ظهور دیپلماسى فعال به جاى دیپلماسى منفعل ـ که یک تنه 3 کشور اروپایی، روسیه، چین و آمریکا را در قالب یک گروه 6 نفره به دنبال خود مى‌کشاند ـ نمایانگر صعودى بودن این منحنى است.
بى‌تردید مرز و نقطه مینیمم این منحنى را که گذار از وضعیت نزولى به دیپلماسى فعال با شیب مثبت بود، باید همزمان با روى کارآمدن دولت اصولگرا دانست و از ایجاد نوعى خطاى تحلیلى جلوگیرى نمود. خطایى که بعضا از سوى افراد ذى‌نفوذ سابق و منتقد لاحق به آن دامن زده مى‌شود. طیف فکرى اخیر متمایل است تا منحنى مورد اشاره را نه بصورت یک سهمى روبه صعود بلکه به شکل یک منحنى مطلقا نزولى ارزیابى نماید تا:
1- اینگونه ارزیابى نتیجه مى دهد که اساسا نه‌تنها تغییر مثبتى در روند حل مسئله هسته‌اى ایران اتفاق نیفتاده بلکه با ارسال پرونده به شوراى امنیت منحنى مطلقا نزولى شیب تندتر و بحرانى‌ترى یافته است.
2- منحنى مطلقا نزولى علاوه بر توجیه رفتار گذشته، تفسیر ناگزیرى از تسلیم و انفعال در برابر خواست جامعه جهانى ـ بخوانید چند کشور زورگو ـ ارائه مى دهد.
تفکیک دو مقطع زمانى قبل و بعد از ارسال پرونده هسته‌اى ایران به شوراى امنیت اغلب با انگیزه دامن زدن به همان خطاى تحلیلى پیش‌گفته صورت مى‌پذیرد.
خطاى این تفکیک را با مرورى بر اتفاقات 3 سال اخیر بهتر مى‌توان دریافت.
وزراى 3 کشور اروپایى پاییز 82 شتابان به ایران آمده و ایران را تهدید کرده بودند که در صورت عدم پذیرش مواد توافقنامه‌اى که توافقنامه تهران نام گرفت، پرونده ایران را به شوراى امنیت سازمان ملل ارسال مى‌کنند. این ادعا را بگذارید کنار ماهها کشمکش درونى براى ارسال پرونده ایران به شوراى امنیت پس از رفع تعلیق مرکز UCF اصفهان در آگوست 2005 (مردادماه 84)
سرانجام نیز 1+5 با این شرط موفق به ایجاد اجماع گردید که شوراى امنیت همچنان در قدوقواره یک “چماق” - و نه فراتر- باقى بماند. پیش و پس از ارسال پرونده ایران به شوراى امنیت اتفاق خاصى رخ نداده که از آن بتوان به عنوان یک نقطه عطف و یا نقطه بحرانى در این منحنى یاد کرد. چماق ارسال پرونده به شوراى امنیت به چماق تحریم تغییر قیافه داده اما جوهره اصلى آن کماکان تنها یک چماق و تهدید است.
واشنگتن‌پست رئیس‌جمهور ایران را به فردى تشبیه کرده بود که گاه متهورانه و گاه بى‌محابا در این جاده مى‌راند و این درحالیست که هر لحظه امکان برخورد با ماشین غرب براى وى وجود دارد. این روزنامه نومحافظه‌کار آمریکایى نهایتا به نمایندگى از مردم ایران مى‌نویسد که آنها معتقدند مقامات ایرانى تا مرز برخورد و درگیرى پیش خواهند رفت اما در دقیقه 90 راه حلى مسالمت‌آمیز درپیش خواهند گرفت. نتیجه القایى این تحلیل، تسلیم شدن ایران است که قرائن خلاف آن را نشان مى‌دهد به این معنى که احتمالا اگر دو سوى این ماجرا را جابجا کنیم، نتیجه‌اى دست‌یافتنى‌تر را پیش‌بینى کرده‌ایم.
بگذارید یکبار دیگر مسئله را مرور کنیم؛ درحالیکه هیچ اجماع جهانى علیه جمهورى اسلامى وجود ندارد (بر بیانیه حمایتى 196 کشور غیر‌متعهد از برنامه هسته‌اى ایران، اعلام مواضع حمایتى سران سایر کشورها در دیدار با مقامات جمهورى اسلامى درخصوص حق غیرقابل انکار جمهورى اسلامى در دستیابى به فناورى هسته‌اى و اعلام حمایت ملتها را نیز بیفزایید) 5 کشور عضو شوراى امنیت سازمان ملل بعلاوه آلمان از ایران خواسته‌اند که با پذیرش شرط تعلیق به مذاکرات برگردد و الا باید در انتظار تحریم‌هاى بین‌المللى باشد.
این روزها جسته و گریخته شنیده‌اید که جمهورى اسلامى از ابتداى انقلاب درگیر تحریم بوده و یقینا تحریمى فراتر از تحریم‌هاى کنونى قابل اعمال نخواهد بود. تحریم رسمى جمهورى اسلامى ایران پس از تسخیر لانه جاسوسى توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) و توسط دولت جنایتکار کارتر (همان فردى که متاسفانه جناب سید محمد خاتمى براى دیدار با وى سرودست مى‌شکند) رقم خورد. تحریم‌ها در دولت کلینتون و با اعمال قانون داماتو ابعاد گسترده تجارى به خود گرفت به طوریکه اکنون نیز این تحریم‌ها همه ساله از سوى رئیس‌جمهور آمریکا تمدید مى‌شود.
با اینهمه، ساده‌اندیشى و یا ناشى از عدم اطلاع است که تحریم‌هاى اعمالى نسبت به جمهورى اسلامى را برابر تحریم‌هاى اعلامى بدانیم.از جمله مواردى که 1+5، ایران را به تحریم در آن حوزه تهدید کرده است، تحریم ارسال مواد و تجهیزات با کابرد دوگانه و عدم صدور ویزا براى رفت و آمد محققین و در مرحله بعد تحریم هاى تجارى است در حالیکه بنا بر تحریم‌هایى نانوشته‌ موارد بالا اغلب طى سال‌هاى اخیر اعمال مى‌شده‌اند و از آنجا که «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» بعضا به موفقیت‌هاى شگرفى براى جمهورى اسلامى نیز منجر شده است.
تحریم فروش مواد و تجهیزات با کاربرد دوگانه و یا جلوگیرى از ورود پژوهشگران که باعث خیزش علمى و خودکفایى در بسیارى از عرصه‌هاى فناورى شده است، موضوع تازه‌اى نیست. یکى از اساتید دانشگاهى فیزیک مى‌گفت کشور انگلستان براى پروژه‌هاى روتین تحقیقاتى نیز سالهاست که به بهانه‌هاى مختلف از صدور ویزا براى پژوهشگران ایرانى سر باز مى‌زند.تحریم‌هاى تجارى گسترده مدنظر آمریکا نیز بیشتر به یک شوخى قرن بیست و یکمى شبیه است تا واقعیت.
مبناى تعاملات بین‌المللى را منافع، تضادها، رقابتها و هم‌پوشانى‌هاى کشورها رقم مى‌زند و دوران اینکه چند کشور زورگو دور هم نشسته و تصمیم بگیرند که همه دنیا به یک کشور به خاطر منافع آنها اخم کنند، گذشته است.هر چه به نقطه اصطکاک نزدیکتر مى‌شویم، گریز کشورهایى مثل روسیه، چین و حتى آلمان و فرانسه از این نقطه و انفصال این اجماع شکننده‌تر مشهودتر مى‌شود.چین با رشد اقتصادى فزاینده و نیاز رزوافزون به انرژى و امضاء قرارداد 100میلیارد دلارى انتقال گاز با ایران، علاقه‌اى به درگیرى سخت و محروم شدن از این منبع مطمئن انرژى را ندارد.
روسیه علاوه بر منافع اقتصادى فراوان در ایران، پس از گذشت سالها از جنگ سرد و فروپاشى شوروى به یک مهره تعیین کننده تبدیل شده و تمایلى به بازگشت به وجهه یک مهره‌ خنثى و اثرپذیر را ندارد.
آلمان بزرگترین شریک تجارى ایران در میان کشورهاى اروپایی، در صورت اعمال تحریم‌ها، با لشکر 10 هزار نفره بیکارانى که به واسطه مناسبات تجارى با ایران مشغول به کارند، مواجه خواهد شد. خطریکه در مورد فرانسه که بحران بیکارى در آن بیداد مى‌کند، نیز وجود داشته، لشکر 7 هزار نفره‌اى نیز در آنجا آماده طغیانند و البته این‌همه از نتایج سحر است و به این ارقام باید واسطه‌هایى را که از این کانال به اقتصاد آلمان و فرانسه متصل شده‌اند را نیز افزود.
بر خلاف افرادى که براى بحرانى نمایاندن اوضاع، روزهاى آینده را روزهایى سرنوشت‌ساز براى ایران مى‌دانند، بر این باورم که گیوتین بى‌خاصیت آمریکا اثر خود را از دست داده و روزهاى آینده نه براى ایران بلکه براى آمریکا روزهاى سرنوشت‌سازى خواهد بود.
آمریکا یا به اراده ملتها تن خواهد داد و از انزوا و تنفر روزافزون نسبت به دولتمردان خود جلوگیرى خواهد نمود و یا سهمى‌گون سقوط را باشتابى خیره‌کننده به تماشا خواهد نشست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات