وال استریت جورنال- تروریستهای 11 سپتامبر برنامههای بزرگتری بیش از کشتن مردم و منفجر کردن ساختمانها داشتند. آنها امیدوار بودند که این حملات موجی از ترس و وحشت را در سیستم مالی آمریکا ایجاد کند و به اقتصاد آمریکا لطمهء شدیدی وارد سازد. اسامهبنلادن در دسامبر سال 2001 گفت، این حملات کاخ سفید آمریکا را لرزاند و آسیب شدیدی به پایههای اقتصاد این کشور وارد کرد.
اقتصاد آمریکا حتی پیش از حملات 11 سپتامبر در حال رکود و از نظر تئوری نیز بسیار آسیبپذیر بود. در زمان حملات، تولید صنعتی این کشور به مدت 11 ماه متوالی کاهش یافته و سفارشهای جدید برای کالاهای اساسی در مقایسه با سال گذشته در حدود 5/8 درصد پایین آمده بود. در آن زمان خردهفروشی در حال رکود بود و نرخ بیکاری افزایش یافته و به 9/4 درصد رسیده بود.رکود در بیشتر بخشها از انظار پوشیده مانده بود. یافتههای تحقیق شش ماههء 54 اقتصاددان والاستریت جورنال نشان داد، فقط پنج نفر از این اقتصاددانان رشد تولید ناخالص داخلی را منفی پیشبینی کرده بودند. این حملات این پیشبینیها را تغییر داد.
دو هفته پس از حملات 11 سپتامبر،یافتههای تحقیق 22 تن از 30 اقتصاددان بلومبرگ نشان از رکود اقتصادی آمریکا داشت. بسیاری نگران بودند که هزینههای مستقیم و غیرمستقیم امنیتی موجب کاهش منافع و بهرهوری شود و هزینههای مصرفکننده به شدت کم شود، فشارهای ضد انقباضی تشدید و بدتر شود و شرکتهای نگرانسرمایهگذاری خود را کاهش داده و موجودی انبار خود را افزایش دهند و بیشتر با دید داخلی و کمتر با بینش جهانی بیندیشند.براساس اعلام دفتر ملی تحقیقات اقتصادی، این رکود به طوررسمی دقیقائ 50 روز پس از 11 سپتامبر یعنی در نوامبر سال 2001 پایان یافت. خردهفروشی به جز در بخش خودرو، ماه اکتبر بیش از ماه اوت 2001 بود. تولید ناخالص داخلی واقعی افزایش یافت و در سه ماههء چهارم سال 2001 به نرخ سالانهء 6/1 درصد رسید و از آن به بعد تولید ناخالص داخلی با رشد سالانه 2/3 درصد، تقریبائ برابر متوسط 50 سال اخیر، افزایش یافت.
اقتصاد آمریکا متحمل ضربهء شدیدی شد ولی توانست به بقای خود ادامه دهد.
بازارها و اقتصاد آمریکا هنوز تحت تاثیر آن روز قرار دارد، البته این تاثیر نه از خود حمله که از واکنش موسسات دولتی و صنایع خصوصی ناشی میشود.
فدرال رزرو، بانک مرکزی آمریکا، سه ماه پس از حملات 11 سپتامبر، نرخ بودجهء خود را چهار بار کاهش داد که سه مرتبه به میزان 50 واحد پایه و یک بار نیز 25 واحد پایه بود. نرخ عددی بودجه از 5/3 درصد به 75/1 درصد کاهش یافت در حالی که نرخ واقعی از یک درصد مثبت به یک درصد منفی پایین آمده بود. پیش از این نیز فدرال رزرو نرخ بهرهء خود را هفت بار در سال 2001 کاهش داده بود. این کاهشها نرخ بهره را به زیر صفر برد و اقتصاد آمریکا همچنان بر این تغییرات واکنش نشان میداد. این چهار بار کاهش پایانی نرخ بهره واکنش شدیدی را ایجاد کرده که آمریکا هنوز گرفتار آن است.
قیمت طلا که در اوایل سال 2001 در حال پایین آمدن بود، مجددائ افزایش یافت و درزمان حمله، هشت درصد بالا رفت و پس از حملات 11 سپتامبر در حدود 124 درصد دیگر نیز افزایش یافت.نرخ دلار در برابر یورو از ماه ژوییه تا اوایل سپتامبر 2001 در حدود هفت درصد کاهش یافت و پس از حملات نیز با کاهش 40 درصدی مواجه شد.
قیمت نفت بلافاصله پس از حملات کاهش یافت ولی طی پنج سال گذشته سه برابر افزایش داشته است. سیاست پولی یکی از دلایل اصلی برای افزایش کالاها و سقوط بهای دلار بوده است.نرخ پایین موجب شد تا بازار خانه با رونق مواجه شود. نرخ بودجهء فدرال نهایتائ با کاهش یک درصدی مواجه شد و تقاضا برای خانه و قیمت مستغلات افزایش یافت. سپس نرخ بهره به سطح نرمال قبلی بازگشت و بازار خانه رونقی بیش از پیش یافت.
هتلها از 11 سپتامبر خسارات قابل توجهی را متحمل شدند و این صنعت با رکود مواجه شد. هرچند که در حال حاضر کمبود اتاقهای خالی موجب افزایش قیمتها شده است و تقاضا برای خانه نیز با روند کندی مواجه است.اگرچه هزینهء مصرفکننده و بازار خانه پس از یک دوره رکود بهبود یافته است ولی سرمایهگذاری تجاری و بازار سهام همچنان در وضعیت ناامیدکنندهای به سر میبرد.در پایان باید اشاره کرد که واکنش به حملات و نه خود حملات طی پنج سال اخیر نقش تعیینکنندهای در اقتصاد آمریکا داشته است. سیاست پولی کشور توانایی محدودی برای برطرف کردن مشکلات داشته که مستقیمائ به نقدینگی مربوط نمیشود و غالبائ بیش از حل کردن مشکلات، خود ایجاد کنندهء مشکلات بیشتری هستند.اهمیت دارد که اکنون دولت با پایین نگاه داشتن نرخ مالیات و استفاده از نیروهای نظامی و تواناییهای اطلاعاتی برای حمایت آمریکا راهی برای خروج از این مشکلات پیدا کند.