دکتر علىاصغر کاکوجویباری
تعامل تمدن غرب با ایران بر سر پرونده هستهاى ایران در طى بیش از 5/3 سال گذشته در دومین مرحله خویش قرار دارد. مرحله اول به سى ماه تلاش دوستانه ایران بر اعتمادسازی، همکارى فراتر از NPT و در چارچوب پروتکل الحاقى و اجراى تعلیق داوطلبانه در غنىسازى اورانیوم، بدین منظور بوده است.
پس از سى ماه مرحله اول و ارزیابى ملى از نتایج همکارىها و دستاوردها، سرانجام در روزهاى واپسین دولت جناب آقاى خاتمى با فعالسازى مرکز UCF اصفهان، مرحله جدید و مقاومت کلى و دیپلماسى فعال ایران، آغاز گردید. در طى این دوره ایران با اتخاذ راهبرد مقاومت در دفاع از حق تاریخى خود و برخوردارى از فناورى هستهاى و سیاست فعال در مجامع جهانی، به تدریج با فعالسازى مراکز اراک، نطنز و تکمیل چرخه سوخت هستهاى نشان داد در دفاع از حق علمى و فناورى کشور از عزمى قاطع برخوردار است.
اکنون تعلیق غنىسازى به صورتى که اروپا و آمریکا بر اساس قطعنامه 1696 شوراى امنیت از آن برداشت مىکنند، به طور قطع، خط قرمز سیاست ملى ایران و غیرقابل مذاکره مىباشد.
تجربه 13 ماهه اخیر مرحله دوم راهبرد و مقاومت ایران به طرف اروپایى و آمریکایى فهماند که تمدن غنى و روبه رشد اسلامى ایران، در مقابل دیپلماسى امتیازگیر و سیرى ناپذیر تمدن غرب مقام و عطش امتیازخواهى دشمن را ناکام مىگذارد. آنها بر پایه راهبرد مقاومت و دیپلماسى فعال ایران واقعیتهاى اساسى بیشترى را از روحیه انقلابى ملت و دولت ایران و گسترش روحیه ضد آمریکایى در سراسر خاورمیانه درک و آزمون نمودهاند. تمدن غرب؛ به ویژه دولت آمریکا آمادگى سراسرى خاورمیانهاى را به جاى ارزیابى مرور ذهنى در سطح عینى آزمون کردهاند و خشمگینانه کشف کردهاند که خاورمیانه آماده اخراج آمریکایىها از این نقطه سرشار از منبع انرژى است. تهاجم رژیم اشغالگر قدس به فلسطین و جنگ 33 روزه لبنان، اشغال عراق و افغانستان توسط نیروهاى آمریکایى و انگلیسى و تهدید ایران به بهانه سماجت در برخوردارى از فناورى هستهای، خاورمیانه را به اوج تنش نزدیک کرده است. از یک طرف، اعمال راهبرد مقاومت در عزت ملى ایران در دفاع از حق ملى و تاریخى برخوردارى از فناورى هستهاى به موتور انگیزش خاورمیانه جدید اسلامى تبدیل شده است که پیروزى مقاومت لبنان در جنگ 33 روزه در این راستا، معنى مىشود. از طرف دیگر به آمریکا و اروپا خاورمیانه سرشار از منبع انرژى را از نظر تضمین دستیابى به این منبع، امنیت آینده خویش مىدانند و خشمگین از ناکامى در شکلدهى خاورمیانه جدید به تعریف آمریکایى آن، نظارهگر حضور ناامن دهها هزار نیروى نظامى خویش در خاورمیانه هستند. بر این اساس، برون رفت از فضاى تشدید تنش، براى دو طرف تمدن لیبرال دموکراسى غرب و تمدن روبه رشد اسلامى و ایرانی، حتى براى مرحلهاى موقت و براى جلوگیرى از جنگى دیگر، مشابه جنگ 33 روزه تهاجم به لبنان، ضرورى به نظر مىرسد. بر این اساس، ایران اسلامى در پاسخ 21صفحهاى به بسته پیشنهادى گروه 1+5 و براى جلوگیرى از تداوم بنبست و تشدید تنش در خاورمیانه بر اساس شواهد موجود، تعلیق داوطلبانه غنىسازى اورانیوم را در سطحى و زمانى محدود، قابل مذاکره اعلام کرد.
بر این اساس، تحت شرایطى و بر اساس تابعیت از مواضع اروپا و آمریکا نسبت به سایر موضوعات، ایران موضوع تعلیق محدود را با رعایت خط قرمز تعلیق خویش، قابل مذاکره مىداند. بر این اساس ایران تعلیق را نپذیرفته، بلکه بر اساس شرایط در سایه موضوعات، اولا آن را قابل مذاکره مىداند ثانیا نتیجه مذاکره در این باب، نمىتواند نافى خط قرمز آن باشد. بر این اساس، دایره معنایى تعلیق و دامنه زمانى آن، نمىتواند ناقض این سیاست باشد که تعلیق غنىسازى خط قرمز همیشگى ایران است. در واقع، مذاکره بر سر تعلیق و بازگشایى راهى براى ارائه طیفى از تعاریف تعلیق به منزله مشوقى از جانب ایران به اروپا و آمریکا براى برون رفت از محیط تنشى رو به تزاید تعامل اروپا و آمریکا در مواجهه با ایران و خاورمیانه است. این امکان در چارچوب راهبرد مقاومت و دیپلماسى فعال ایران در دفاع از حق ملى برخوردارى از فناورى هستهاى به اروپا و آمریکا فرصت مىدهد با هویجى ایرانى براى گذار از محیط موجود، مواجه شوند. اقتضاى سیاست فعال، برخوردارى از ابتکار عمل است، و راهبرد مقاومت 13 ماهه مرحله دوم راهبرد ایران، این امکان را به ایران داده است تا قبل از رقیب از امکان ارائه برگهاى تازه برخوردار باشد. بر این اساس، پاسخ 21 صفحهاى ایران به بسته پیشنهادى گروه 1+5 امکان مذاکره بر سر موضوعات مختلف از جمله تعلیق غنىسازى را براى رقیب باز گذاشته است و لذا امکان مذاکره بر سر موضوع خط قرمز تعلیق غنىسازى اورانیوم با رعایت خاصیت خط قرمزى آن، برگى ایرانى از سیاست فعال و مشوقى ایرانی- هویج ایرانی- براى تمدن غرب- اروپا و آمریکا- براى برون رفت از محیط پرتنش خاورمیانه است.
تمدن غرب- اروپا و آمریکا- ضرورى است از تجربه 13 ماهه اخیر در راهبرد مقاومت ایران این درس را بیاموزند که اولا راهى براى مدیریت بر عطش سیرىناپذیرى امتیازخواهى خود بیابند، ثانیا قدر مشوق ایرانی- هویج ایرانی- بازبودن امکان مذاکره فنى بر سر تعلیق غنىسازى را بدانند و اطمینان داشته باشند که مذاکره بر سرتعلیق غنىسازی، نمىتواند به عبور از خط قرمز آن منجر شود و این موضوعى است که هر چه خرد تاریخى تمدن غرب را براى مداقه در آن به کار گیرند، برازنده است. ثالثا، اگر از این وهله فرصت اعطایى و مشوق ایرانى براى عبور از تنش روبه تزاید ارتباط ایران با اروپا و آمریکا از یک طرف و ارتباط اروپا و آمریکا با خاورمیانه از طرف دیگر، استفاده نکنند، مشخص نیست مدیریت ناپذیرى بر نقطهاى دیگر از خاورمیانه، چه بهایى براى تمدن غرب، تولید خواهد کرد.
در این زمینه مرور ذهنى تجربه تهاجم به لبنان، براى آنها، عبرتانگیز است. در صورتى که تمدن غرب- اروپا و آمریکا- با فرصت اعطایى ایران مواجهه خردمندانه، عادلانه و برابر شوند، به طور تجربى کشف خواهند کرد، فرهنگ غنى اسلامى ایرانى خواهان زندگى صلحجویانه توام با عزت و غرور خردمندانه است. بر این اساس، راهبرد مقاومت و سیاست فعال ایران در شکلدادن مشوق ایرانی- هویج ایرانی- بازبودن در مذاکره حتى بر سر تعلیق، محیطى براى تعامل فراهم ساخته است، تا آزمونى دیگر براى تمدن غرب- اروپا و آمریکا- باشد، تا یکى از دو راه را برگزیند یا بر خود مرکزگرایى تمدنى و فرهنگى خویش مدیریت نماید، به تعدیل خردمندانه امتیازخواهى خویش برسد و یا اینکه بار دیگر سطحى تازه از تنش را در خاورمیانه شکل دهد. البته در صورت انتخاب راهحل دوم و اقبال به تنش، چماقى را که بر سر خویش خواهند دید، نتیجه عمل خود آنهاست.