به گزارش ایلنا، محمد توسلی در مراسم بیستوهفتمین سالگرد درگذشت آیتالله طالقانی که در حسینیه ارشاد برگزار شد، یاد و نام آیتالله سیدمحمود طالقانی و همفکران همراه او، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی را گرامی داشت و گفت:رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران گفت: طالقانی اهل گفتوگو، مدارا و تساهل، بهویژه با مخالفان فکری، بود. او با مخالفان فکری بهنحوی برخورد میکرد که آنان احساس امنیت میکردند و در شرایطی که میتوانست ایجاد اطمینان کند سخنانشان را میشنید و آنان را راهنمایی میکرد. این منش و ویژگی طالقانی در شرایط کنونی جامعه ما، که وفاق ملی نیاز راهبردی است، شدیداً مورد نیاز و توجه همه احزاب، گروهها و فعالان سیاسی ـ اجتماعی است که در بخشهای بعدی به آن خواهم پرداخت. توسلی سپس به اندیشه فرهنگی آیتالله طالقانی اشاره کرد و گفت: در سده اخیر، همه مصلحان و احیاگران دینی، بازگشت به قرآن، سرچشمه زلال وحی، را سرلوحه برنامههایشان قرار دادهاند. سیدجمالالدین اسدآبادی، عبده، کواکبی، اقبال لاهوری، استاد محمدتقی شریعتی، طالقانی و بازرگان تلاش فرهنگی خود را ـ که پیشنیاز هرگونه تحول اجتماعی است ـ معطوف به آشنا کردن مردم با زبان و فرهنگ قرآن ـ که کتاب هدایت و راهنمای عمل انسان است ـ کردهاند. طالقانی در طول چهل سال تلاش اجتماعی ـ سیاسی همواره بر این مهم پای فشرده است.رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران گفت: پرسشی که امروز باید به آن پاسخ داده شود، این است که آیا زمانه بازگشت به قرآن سپری شده است و دیگر نیازی به پیگیری این اندیشه طالقانی وجود ندارد؟ به نظر من در شرایط فرهنگی ـ اجتماعی پس از پیروزی انقلاب و تحولاتی که در جمهوری اسلامی ایران پدید آمده است، ضرورت بازگشت به قرآن و تداوم اندیشه طالقانی بهمراتب بیش از نیاز به آن در شرایط شهریور 1320 و دهههای پساز آن وجود دارد.توسلی گفت: آشنایی با قرآن، سرچشمه زلال وحی، و نهجالبلاغه و سایر معارف اصیل دینی ملاکهایی در اختیار جامعه، بهویژه نسل جوان و تحصیلکرده، قرار میدهد تا تحتتأثیر تبلیغات سوء و خرافی قرار نگیرند و افکار و دیدگاههای رسانههای رسمی و عملکرد حاکمان جمهوری اسلامی را معادل و منطبق بر آموزههای قرآن و اسلام اصیل تلقی نکنند و بدین ترتیب، از دینگریزی و دینستیزی جوانان جلوگیری شود. وی سپس به اندیشه سیاسی آیتالله طالقانی اشاره کرد و گفت: محور اصلی اندیشه سیاسی طالقانی ـ که در تمام عمر برآن پای فشرد ـ مقابله جدی با استبداد، خودکامگی و فرهنگ استبدادی و بارور کردن درخت پرثمر آزادی و آزادگی است. او این اندیشه را از متن قرآن، تجربه تاریخی کشور و مطالعه احوال اقوام و ملل دیگر بدست آورد. او، در پرتوی از قرآن، طاغوت را که نماد هر مستبدی است به معنای لغوی و وسیع برای هر خودخواه و سرکش بر اندیشه، آزادی و حق خلق آورده است. توسلی خاطر نشان کرد: طالقانی برای آموزش دریافتهای قرآنی خود تنها به سخنرانی، تدریس و چاپ کردن آنها بسنده نمیکرد، بلکه خود نیز به آنها عمل مینمود. او در برابر فشارها، زندانها و محرومیتها پایدار و استوار بود و در هر مرحله از این تحولات اجتماعی دریچههای تازهای به روی او گشوده میشد. این روند در سیر تحول آثار پرتوی از قرآن مشهود است. همانگونه که گفته شد، بخش قابل ملاحظهای از پرتوی از قرآن در زندان ارایه و تدوین شده است. وی افزود: پس از کودتای 28 مرداد 1332، طالقانی اگرچه در نهضت مقاومت ملی همکاری تشکیلاتی نکرد و تنها با امضای برخی از بیانیههای نهضت مقاومت با آن ارتباط و همکاری داشت، برای توسعه و معرفی اندیشه سیاسی خود، در سال 1334 با اضافه کردن مقدمه جامع و زیرنویسهای توضیحی به کتاب ارزشمند تنبیهالامه و تنزیه المله علامه سیدمحمدحسین نایینی ـ نواندیش انقلاب مشروطیت ـ به انتشار آن همت گماشت و ابعاد استبداد سیاسی و استبداد دینی و پیچیدگی نوع دینی آن و سازوکارهای مدنی حاکمیت ملت و دموکراسی را نشان داد.وی تصریح کرد: همچنین، طالقانی با تدوین کتاب اسلام و مالکیت چارچوب نظریش را برای تبیین اندیشه عدالتخواهی ارایه کرد. طالقانی و همفکرانش اگر به آزادی و مبارزات ضداستبدادی در طول چند دهه گذشته اولویت داده، سرزنش دگراندیشان را که میگفتند آزادی کالای لوکس امپریالیستی است بهجان خریدند، ازاینرو بود که آزادی را پیشنیاز تحقق عدالت و استقلال کشور میپنداشتند.رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران در مورد اندیشه اجتماعی آیتالله طالقانی گفت: یکی از محورهای اندیشه و عملکرد طالقانی در طول 40 سال تلاش نستوه او توجه به نقش نهادهای مدنی، ازجمله شوراها و احزاب سیاسی، در رفع موانع توسعه کشور و تحقق آرمانها و مطالبات تاریخی ملت ایران بوده است.وی تصریح کرد: طالقانی با پذیرش عضویت نهضت آزادی ایران در سال 1340، همانگونه که مهندس بازرگان هم گفته است، یک عمل انقلابی و کاملاً بیسابقه در تاریخ روحانیت ایران انجام داد. طالقانی در شورای مرکزی نهضت آزادی حق ویژهای مطالبه نکرد، بلکه برای خود فقط یک را‡ی ساده، مانند سایر اعضای شورای مرکزی، قایل بود. طالقانی، بازرگان و سحابی با چنین رفتار دموکراتیک عملاً اخلاق دموکراسی و کار جمعی را به شاگردانشان آموزش دادند و این فرهنگ را در درون انجمنهای اسلامی، نهضت آزادی ایران و دیگر نهادهای مدنی نهادینه کردند. این فرایند مصداق همان سخن بازرگان است که میگفت: آزادی (و دموکراسی) دادنی یا گرفتنی نیست بلکه یادگرفتنی است. توسلی تصریح کرد: مدارا و تساهل با دگراندیشان ـ که از خصوصیات بارز طالقانی بود و قبلاً به آن اشاره شد ـ از ضرورتها و پیشنیازهای توسعه همکاریهای جمعی و تقویت راهبرد وفاق ملی است. مگر بدون پذیرش دیگران و احترام به دیدگاههای مختلف میتوان در چارچوب وجوه اشتراک همکاری جمعی را پایهگذاری کرد؟ ما عموماً عادت داریم که قبل از توجه و تمرکز بر وجوه اشتراک به موارد اختلافنظر با طرف مقابل فکر کنیم. بدیهی است که با این نگرش گفتوگو، همفکری، همدلی و همکاری جمعی در جامعه شکل نمیگیرد و بدگمانی و بیاعتمادی توسعه مییابد. خصوصیت مدارا و رواداری طالقانی ـ که با حفظ مواضع و اعتقاداتش، با مهربانی با صاحبان اندیشههای متفاوت گفتوگو و در موارد لازم از آنان حمایت میکرد ـ نیاز استراتژیک امروز و فردای جامعه ما است. وی خاطرنشان کرد: رفتار و سخنان طالقانی با شهید نواب صفوی، مارکسیستها، اعضای سازمان مجاهدین و با رهبرفقید انقلاب هریک حامل آموزههای ارزشمندی است که جادارد نسل امروز، به ویژه علاقمندان به راه طالقانی، آنها را ادامه دهند.
غفلت روشنفکران در آموزش نسل جدید
فعال ملی مذهبی با انتقاد از اینکه جامعه روشنفکر کنونی در آموزش نسل جدید غفلت ورزیده است، تاکید کرد که امروز راهی جز بازگشت دوباره به کتاب وجود ندارد. هدی صابر در مراسم بیست و هفتمین سالگرد آیتالله طالقانی که در حسینیه ارشاد برگزار شد، گفت: در سال 1320 در پی سرنگونی و فرار رضاخان، باب اندیشه، تفکر و آموزش گشوده شد و چهار حوزه آموزشی در کشور سر بر آورد که حوزه گستردهتر مربوط به حزب توده، حوزه بعدی به لیبرالهای آن روز، حوزه دیگر به سنتیهای مذهبی که امکانات نوینی پیدا کرده بودند و آخرین حوزه مربوط به مذهبیون نوخواه بود که به دنبال نوسازی اندیشه مذهبی در ایران بودند. وی تصریح کرد: طالقانی از دسته آخر بود؛ او نمیخواست پشت سر تکامل میهن بایستد لذا یا هممرز با این تکامل بود یا جلوتر از آن اما از هممرزان حمایت میکرد. طالقانی از تفسیر سنتی و کلاسیک موجود در آن زمان عدول کرد. او آمده بود تا تلنگری بزند و تلنگر هم زد. او بنبست کلاسیک دوران را شکست. صابر افزود: محصول آموزشهای آموزگار طالقانی، عزتالله سحابی از نسل دهه 20 و محمد توسلی از نسل دهه 30 بود و امروز نیز چون گذشته، سحابی درد ایران دارد و بر سنن ایرانخواهی مصدقی و تدین ایستاده است و توسلی 40 سال است که در یک مسیر مانده و بر عقایدش محکم ایستاده است. وی اظهار داشت: از مجموعه کسانی که پای درس طالقانی و پای درس مسجد هدایت نشستند، کمتر کسی به انحراف رفت و ضریب پایداری و ماندگاریشان بر روی اصول قابل توجه بود. آنها عموما ایستادند زیرا از هستی درکی یافته و هدفمداری هستی را فهمیده بودند و اهل عهد و جمعگرایی بودند. آنها افراد دغدغهداری بوده و دغدغه ایران و تدین داشتند اما چند دهه بعد از آن، از انتهای دهه 60 تا 70 باب آموزشی در ایران باز شد که نتیجه آموزشهای 15 ساله اخیر جز گریز از جمع و فدا کردن منافع جمع در پای منافع فرد و بیتقیدی محض نبود. این فعال ملی مذهبی افزود: اگر محصول آموزشهای طالقانی، حنیفنژاد است که فرمان تیر خود را خود میدهد و اگر محصول او بدیعزادگان است که در پای دار فریاد زنده باد ایرانِ اسلام و قرآن را سر میدهد اما چندی پیش چه شد که برای نخستین بار از میان جنبش دانشجویی ایران افرادی برخاسته و به آن سو رفتند تا از بیگانگان برای ایجاد دموکراسی کمک بخواهند. صابر با تاکید بر اینکه جامعه روشنفکر کنونی در آموزش نسل جدید غفلت ورزیده است، گفت: نباید گرز سرکوفت برداشت و به جان آن دو کوبید. ما چه آموزشی جز پیش بردن پروسهها و پروژههای فردی و فشار از پایین و چانهزنی از بالا دادیم. ما امروز آموزگارانی چون طالقانی و بازرگان نداریم. صابر افزود: زمانی رفتن و از دیگری استمداد کردن در جامعه ما افت بود و با تکامکانات و فرعون خودمان در ذیل مبارزه ملی تلاش کردیم. آن زمان مضمون آموزشها ایده و اندیشه نو بود و نخبگانی که آموزش میدیدند عرض حیات برایشان اهمیت داشت نه طول حیات لذا هیچیک از آنها باج نداده و پهلوانانه رفتند. وی با بیان اینکه بازرگان، حنیفنژاد و طالقانی با کتاب مانوس بوده و با آن زیستند، گفت: کتاب صرفا منبع پژوهشان نبود بلکه کتاب را ملجا خود میدانستند. طالقان در دهه 30 بازگشت به قرآن کرد اما این بازگشت ارتجاعی نبود و به نوعی باید گفت که نزول مجدد قرآن در جامعه ایران محصول طالقانی بود. صابر اظهار داشت: جریان روشنفکری مذهبی امرزو مرزی با حوزههای ثابت ندارد. مرز ما تنفر از آخوند یا درگیری با شخص نیست بلکه مرز فیکسیسم و دینامسیم است و روشنفکری مذهبی ایران در 25 سال گذشته جز توزیعکنندگی کار ویژهای از نوع پرتو، ذره بیانتها و عشق و پرستش نداشته و نتوانسته تلنگری به جامعه وارد کند و ما امروز راهی جز بازگشت به کتاب نداریم که کتاب منشا حیات است.
خدمت بیمنت تشیع علوی به مردم
عزتالله سحابی گفت: رهروان تشیع علوی به کسب قدرت نمیاندیشند بلکه به خدمت حقیقی به مردم اعم از خودیها یا غیرخودیها نظر دارند و این سیره محمدی بوده لذا ما قصد نداریم که از حدود و خط قرمزهای قانونی و شرعی پای فراتر بگذاریم. خدمت بیمنت و بی سروصدا به مردم ایران؛ این است قول ثابت و نقطه وفاداری رهروان نوگرای اسلامی و تشیع علوی. سحابی در مراسم سالگرد آیتالله طالقانی که در حسینیه ارشاد برگزار شد، گفت: اکنون 23 سال است که این مجلس با یادبود بزرگان و پیشگامان نهضت ملی اسلامی ایران که فرزند امروزین جنبش نوگرای اسلامی با قیادت سیدجمالالدین اسدآبادی است، تشکیل میشود. این مراسم به منظور بزرگداشت یادآورانی که ما را به راه پاک قرآن و محمد(ص) و ائمه طاهرین رهنمون شدند. به بیانی دیگر ما، یعنی نوگرایان اسلامی این عصر را بر سنت و سیرت آن بزرگان تربیت کردند. به این جهت امید به لطف و عطف پروردگار یکتا داریم که این راه و سنت و این تربیت و روش را تا مدتی که خود مصلحت میداند، هدایت و حراست فرموده و برکات و آن را برای ما ملت ایران ساری و جاری فرماید. وی افزود: در یاد داشته باشیم که یاد مستمر و طولانیمدت نهضت حسین بن علی، سید الشهدا (قریب به 14 قرن است که بر حیات و زندگی ملت ایران پرتو افکنده و چراغ هدایتی شده است که در بزنگاههای تاریخی چون جنبش تنباکو، مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت و نهضت سالهای 32 تا 56 و انقلاب اسلامی 57 موتور محرک خیزش و تجدید حیات ملت ایران با رهبران تشیع علوی گردیده است و با توجه به سیره ائمه اطهار که پس از قیام و شهادت دورانساز سیدالشهدا بنا را بر تداوم و حراست از سیرت و اخلاق محمدی بیش از جبههگیری تشکیلاتی یا قدرت سیاسی گذارده بودند تا خصلت یادآوری و حیاتبخشی آن، به نحوی از هیجانات و احساسات آنی و دورهای با قدمهای ثابت، محکم و اندیشیده بروز نماید لذا استقرار و تداوم این راه در عصر حاضر و جهان پرابهام کنونی، خود یک اصلی در کنار سایر اصول است و نه جانشین آنها. رییس شورای هماهنگی نیروهای ملی مذهبی تصریح کرد: زیربنا و بستر همه اینها اخلاقِ حکمت محمدی و تقوا و صبر است و استمرار که مصداقی از صبر، پایداری و استقامت است. به راستی در این دوران هجوم بلایا و ستمها بر مردمان بیگناه و حقوق و مصالح این مرز و بوم ستمکشیده جز در پرتو توجه به رهنمودهای قرآن تحققپذیر نیست. سحابی گفت: پایداری، استقامت و آرامش و خودداری از هیجانات تحریکآمیز شرطی است که به جای احساس و ناپختگی، اندیشهورزی و آیندهنگری را پرورش میدهد، از همین روست که رهروان تشیع علوی به کسب قدرت نمیاندیشند بلکه به خدمت حقیقی به مردم اعم از خودیها یا غیرخودیها نظر دارند و این سیره محمدی بوده لذا ما قصد نداریم که از حدود و خط قرمزهای قانونی و شرعی پای فراتر گذاریم. خدمت بیمنت و بی سروصدا به مردم ایران؛ این است قول ثابت و نقطه وفاداری رهروان نوگرای اسلامی و تشیع علوی.وی افزود: طالقانی یک خصوصیت اخلاقی داشت که آن قول ثابت در زندگی اجتماعی و سیاسی او بود. با بزرگان و گردنکشان بیپروا و مهاجم بود و در برابر ضعیفان و تحقیرشدگان با تواضع برخورد میکرد. به همین دلیل این خصوصیات او را محبوب پیر و جوان ساخته بود. سحابی تصریح کرد: خدمتی که طالقانی به شاگردانش کرد، این بود که آنها را با قرآن و مفاهیم اجتماعیِ سیاسیِ اقتصادی و سیستمگرایی اجتماعی آشنا کرد. طالقانی در طول سالهای 32 تا 57 بیپروا به رژیم کودتاگر حمله میکرد که به این دلیل، به حبس و تهدیدهای متعدد دچار شد اما این مساله در اراده او در مبارزه فتوری ایجاد نکرد تا سرانجام در پاییز 57 پس از آزادی از زندان و تبعید درازمدت، خانه او اصلیترین پایگاه انقلاب برای همه اقشار ملت به خصوص روشنفکران وطندوست زمان شد. چهره طالقانی با شجاعتِ شهامتِآزادگیِ جوانمردی و با آموزگاری عمیق و خردمندانه قرآن مشخص و آشکار است.