تاریخ انتشار : ۲۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۸۸۸۵۶

اختیارات رهبری و حکومت از دیدگاه امام خمینی


این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم (ص ) بیشتر از حضرت امیر(ع ) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع ) بیش از فقیه است باطل و غلط است . البته فضائل حضرت رسول اکرم (ص ) بیش از همه عالم است . و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر(ع ) از همه بیشتر است.
لکن زیادی فضائل معنوی اختیارات حکومتی را افزایش نمی دهد. همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه صلوات الله علیهم در تدارک و بسیج سپاه ، تعیین ولات و استانداران ، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند خداوندهمان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است ، منتهی شخص معینی نیست ، روی عنوان ; « عالم عادل » است.
وقتی می گوئیم ولایتی را که رسول اکرم (ص ) و ائمه (ع ) داشتند بعد از غیبت ، فقیه عادل دارد برای هیچکس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (ع ) و رسول اکرم (ص ) است . زیرا اینجا صحبت از مقام نیست بلکه صحبت از وظیفه است . ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس ، یک وظیفه سنگین و مهم است . نه این که برای کسی شان و مقام غیر عادی بوجود بیاورد و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرد. بعبارت دیگر ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره برخلاف تصوری که خیلی افراد دارند امتیاز نیست بلکه وظیفه ای خطیر است.
ولایت فقیه از امور اعتباری عقلانی است و واقعیتی جز جعل ندارد ، مانند جعل (قرار دادن و تعیین ) قیم برای صغار ، قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد. مثل این است که امام (ع ) کسی را برای حضانت ، حکومت یا منصبی از مناصب تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (ص ) و امام با فقیه فرق داشته باشد.
مثلا یکی از اموری که فقیه متصدی ولایت آن است اجرای حدود (یعنی قانون جزای اسلام ) است . آیا در اجرای حدود بین رسول اکرم (ص ) و امام و فقیه امتیازی است یا چون رتبه فقیه پائین تر است باید کمتر بزند حد زانی که صد تازیانه است اگر رسول اکرم (ص ) جاری کند 150 تازیانه می زند و حضرت امیرالمومنین (ع ) 100 تازیانه و فقیه 50 تازیانه یا این که حاکم ، متصدی قوه اجرائیه است و باید حد خدا را جاری کند ، چه رسول الله باشد و چه حضرت امیرالمومنین (ع ) یا نماینده و قاضی آن حضرت در بصره و کوفه ، یا فقیه عصر.
دیگر از شوون رسول اکرم (ص ) و حضرت امیر(ع ) اخذ مالیات ، خمس ، زکات ، جزیه ، و خراج اراضی خراجیه است . آیا رسول اکرم (ص ) اگر زکات بگیرد چقدر می گیرد از یک جا ده یک و از یک جا بیست یک حضرت امیرالمومنین (ع ) خلیفه شدند چه می کنند جنابعالی فقیه عصر و نافذ الکلمه شدید چطور آیا در این امور ، ولایت رسول اکرم (ص ) با حضرت امیرالمومنین (ع ) و فقیه فرق دارد خداوند متعال رسول اکرم (ص ) را « ولی » همه مسلمانان قرار داده و تا وقتی آن حضرت باشند حتی بر حضرت امیر(ع ) ولایت دارند. پس از آن حضرت ، امام بر همه مسلمانان حتی بر امام بعد از خود ولایت دارد ، یعنی اوامر حکومتی او درباره همه نافذ و جاری است و می توانند والی نصب و عزل کند.
همانطور که پیغمبر اکرم (ص ) مامور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است فقهای عادی هم بایستی رئیس و حاکم باشند و اجرای احکام کنند و نظام اجتماعی اسلام را مستقر گردانند.
لازم است که فقها اجتماعا یا انفرادا برای اجرای حدود و حفظ ثغور و نظام ، حکومت شرعی تشکیل دهند. این امر اگر برای کسی امکان داشته باشد واجب عینی 1 است و گرنه واجب کفائی 2 است ، در صورتی هم که ممکن نباشد ولایت ساقط نمی شود ، زیرا از جانب خدا منصوبند ، اگر توانستند باید مالیات ، زکات ، خمس ، و خراج را بگیرند و در مصالح مسلمین صرف کنند ، و اجرای حدود کنند. اینطور نیست که حالا که نمی توانیم حکومت عمومی و سراسری تشکیل بدهیم کنار بنشینیم ، بلکه تمام امور که مسلمین محتاجند و از وظائفی است که حکومت اسلامی باید عهده دار شود هر مقدار که می توانیم باید انجام دهیم.
حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم است ، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است . حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند ، حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدی که ضرار باشد در صورتی که رفع بدون تخریب نشود ، خراب کند. حکومت می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است ، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو کند و می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است ، از آن ، مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می تواند از حج که از فرایض مهم الهی است ، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتا جلوگیری کند.
در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودی است . یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الاسف این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه ، یکی اش هم تحدید این امور است . مالکیت را در عین حال که شارع مقدس محترم شمرده است ، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است ، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود (آئین انقلاب اسلامی ، گزیده اندیشه های امام خمینی ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی )
پاورقی :
1 ـ واجب عینی ، واجبی است که بر یکایک مکلفین لازم است و با انجام دیگر افراد ، تکلیف از عهده مکلف ساقط نمی شود ، مثل نماز ، روزه و...
2 ـ واجب کفایی ، واجبی است که مطلوب در آن خود عمل است از هر کسی که صادر شود. بنابراین با انجام آن توسط بعضی افراد از عهده دیگران ساقط می شود. مثل امر به معروف و نهی از منکر ، غسل و کفن و نماز میت و...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات