جعفر حاجی کریم نظری
در جاده عظیم که به ابدیت سرنوشت انسان امتداد دارد، کاروان بزرگ زندگی بشریت از آغاز تاکنون و تا منتهیالیه تاریخ در حرکت است و در رهگذر این کاروان بزرگ دامهای هولناک و خانمان برانداز سقوط گسترده شده است و تهدیدهای مرگزا و جنگهای همیشگی همواره نوع انسان را محکوم به نابودی ساخته و درههای هولناک که در جهت و راه و مسیر این کاروان عظیم انسانی وجود دارد، سرنوشت خونباری را برای بشریت به نمایش گذاشته است.
جریانهایی که در طول تاریخ وجود داشته است و برخوردهای خصمانهای که در طی زندگی پدید آمده و میآید، خودمحوریها و تکرویهای برخی انسانهای نابخرد، همواره یک تراژدی غمبار را در چشمانداز گذشته و آینده سرنوشت انسان ترسیم میکند.
در جوامع انسانی که تا به حال بشریت زیست کرده و نیازهای عمدهای که برای مردم یک جامعه احساس شده است وجود یک «رابطه الهی» در هر سرزمین، مطلوب روح اجتماعی و فطری انسان بوده است.
انسان موجودی است که برای احیای «دین حق» و حکومت «عدل» همیشه در کشاکش سخت زمانه سرگردان و به دنبال یک انسان آگاه، خردمند، مقاوم در برابر ظلم در کاوش و تکاپو بوده است.
بشر همواره در جامعه خویش نیاز به یک «حکومت عدل» و داد و قانون برادری و برابری و الهی دارد تا ارزشها، استعدادها و اندیشهها را در جامعه بارور ساخته و یک ایمان و عقیده را در اجتماع پایهگذاری نماید و «اصلاحات الهی و انسان را برای مردم به انجام رساند.
روی این نیازهای عمده و عمیق است که آفرینشگر هستی «پیامبران» بزرگ و راهبران حقیقی را برای هدایت بشر و احیای ارزشهای انسانی و سالم نگاه داشتن جامعه از آلودگیهای ستم و جهل و غمبارگی و ظلم گستری از میان انسانها بر میانگیزاند و قانون حق را برای سعادت ابدی بشر عرضه میکند.
در طول سرنوشت این هدایتها و ارشادها و «بعثت»ها به کویر خشک و سوزان و بیابان آتشین «مکه» میرسیم که در دامن خویش «جبل النور» را پرورانده است و با پذیرا شدن همه رنجهای بشری و درک همه وقایع تاریخ و ناظر همه جریانات و کنشهای روزگار برای استقبال از گامهای بزرگواری که از شوق عشق به الله هر دم برافروخته میگردد، آماده و مجهز نماید تا او را در آن مکان پاک و «کوه نور» سرود نیایش پروردگار عالم را نجوا نماید.
تا آن دوره و زمان «پیامبران الهی» و شخصیتهای دینی برای رشد، هدایت افکار مختلف انسانی برانگیخته شدند و نهضتها و قیامهای باشکوه اجتماعی و «اصلاح طلبانه» زیادی رخ داده و مکتبهای الهی در تاریخ به وجود آمده است تا بشریت را به اخلاق کامل الهی و هدایت ژرف و متعالی و سعادت بزرگ ابدی و سرنوشت همیشگی و جاودانه رهنمود سازد و یک «امت واحده» تشکیل دهد و تبعیضات و بهرهکشی را از میان بردارد، ولی در طی حیاتشان موفقیت کامل و چشمگیری کسب نکردند، چرا که در دوران هولناکی که بشر سردرگم گشته بود و هدف مشخصی را در زندگی خویش نمیتوانست دنبال کند و جهل و خرافات و ستم و ظلم و حقکشی او را تهدید میکرد و همانند کابوس وحشتزای مرگ در شبستان، تاریک و خاموش زندگیاش طنینانداز بود و شیرازه هستی و تار و پود بودنش و زیستنش در حال از هم پاشیدن بود نه تنها سرزمین عربستان بلکه همه جهان در یک طوفان خانمان سوز و نابود کننده متلاطم غرق میشدند.
اینگونه بود که اوضاع نابسامان اجتماع بشری نیاز به یک «اصلاحگر» و نسیم آور و معطر داشت تا چهرههای کبود و چین و چروک خورده محرومین و مستضعفین زمین را نوازش دهد تا بشارتهای سعادتمندانهاش انسان را به سوی خدا و خودش و هر آنچه در هستی وجود دارد، بکشاند و نوید دهد و بگوید که شما وارثان زمین و جانشین خدا در روی این کره خاکی خواهید شد.
و بدین سان متکاملترین و بزرگرین «بعثت الهی» و برانگیخته شدن برترین انسان تاریخ محمد بن عبدالله «صلی الله علیه و آله» بر مبنای نیازهای اجتماعی، اخلاقی و ارزشهای انسانی و فطری انسان آغاز میشود و پیامآور توحید و بتشکن از تبار ابراهیم «علیه السلام» به سوی خداوند تبارک و تعالی با رسالت عظیم و مسوولیت نجات انسان و شکوفا نمودن اخلاقیات و ارزشها و زدودن لکه هلاک بار جهل از صحیفه زندگی و حیات مردم و برپایی عدل و برابری مبعوث میگردد.
حضرت محمد «صلی الله علیه و آله» با قداست، اخلاص و صمیمیت به مثابه «سپیده آزادی» و با تصمیم قاطع و خشمگین از آن همه ستم و با هیجان از وصال دوست و با لطف پروردگار عالم راهی پر از نور را پیش گرفت و آغاز رسالتش را با گامهای استوار، اما تنها آغاز نمود.
او با احساس بار مسوولیت و عشق و وفاداری به مکتب و ابلاغ قوانین رهایی بخش و نجات دهنده و بشارت مکتب جدید را به مردم جهل زده و رهایی محرومین را از چنگال دژخیمان راه را میپیماید. تا حدیث جاودانگی بشریت را در پایگاه پیروزی ستمدیدگان را سروده و پرچم فتح و ظفر را بر قلههای سراسر گیتی به اهتزاز در آورد.
او در سایه غنیترین فرهنگ و کاملترین دین و درخشانترین مکتب که حیات، مبارزه و پیکار و تلاش را به انسان میآموزد و آرمانهای بزرگ طرحهای نوین و گسترده خویش را به کوره تجربه و عمل قرار میدهد و سنتهای کهن و ارتجاعی و خرافات و موهوماتی که مردم را به انحطاط کشانده بود، در هم میکوبد و ارزشهای تازه و الهی را که جامعه و انسان را به سعادت جاودانه میرساند، جایگزین مینماید دست و به «اصلاح» و تصحیح میزند و آموزشها و رفتارهایی را که قبلا رواج داشت، دگرگون میسازد و مهمترین نقش را در ساختار «بعثت»بر عهده میگیرد. و تمامی آن سنتهای منحط که به عنوان عالیترین رفتارها در جامعه جای باز کرده بود، را در هم میکوبد و فرهنگ غنی «مکتب توحیدی و اسلامی» را با پشتوانه عظیم الهی برقرار میگرداند و فضای حاکم بر اجتماع انسانی را دگرگون میسازد و یک جامعه سالم و نمونه را بر اساس قانون قرآن پایهگذاری مینماید.
اکنون که در آستانه سالگرد بعثت این برترین انسان قرار گرفتهایم، رسالت ما که خود را پیروان واقعی مکتب اسلام و پیام گستر حقیقی این ایدئولوژی و جهان بینی نجات دهنده میدانیم، چیست؟
حال نیاز به یک خودسازی و بازبینی و تجربه آموزی از گذشته خویش در جامعه احساس میشود تا تحقق هدفهای بعثت پیامبران به ویژه پیامبر بزرگ اسلام «صلی الله علیه و آله» که احیای ارزشهای انسانی و شناخت آرمان مقدس الهی و «اصلاح» اوضاع اجتماعی و زنده نگه داشتن «فرهنگ اسلامی» و جامعه الگو و نمونه که خواسته پیامبر عظیم الشان اسلام «صلی الله علیه و آله» است، محقق گردد و تداوم یابد.