اوضاع کلى و مرور تاریخى مسلمانان مقیم فرانسه (اسلام در فرانسه)
گسترش اسلام با مهاجرت هاى وسیع و پى در پى مسلمانان به فرانسه پس از پایان جنگ جهانى اول صورت گرفت؛ آن زمان تشویق و ترغیب مقامات مسوول فرانسوى در انجام این مهاجرت ها بى تاثیر نبود.
اسلام در اوایل قرن بیستم در مراکز کلان شهرهاى فرانسه حضور نازلى داشت. اولین آمار رسمى ثبت شده در دوران جنگ جهانى اول از چهار الى پنج هزار نفر اتباع الجزایر خبر مى دهد.
ورود اولین گروه هاى عمده مسلمانان با شروع جنگ جهانى اول آغاز شد. 170000الجزایرى، 135000مراکشى و حدود همین تعداد افریقایى و از کشورهاى مستعمراتى فرانسه براى دفاع از کشور فرانسه در کنار نیروهاى فرانسوى علیه آلمان ها به نبرد پرداختند. از مجموع پانصد هزار نفر از سربازان مسلمان ارتش فرانسه یک صد هزار نفر کشته و مجروح شدند. دولت فرانسه پس از پایان جنگ براى پاسخگویى به نیاز معنوى مسلمانان مقیم کشور و به منظور نوعى اداى دین در برابر فداکارى هاى مسلمانان مسجد بزرگ پاریس را در سال 1921بنا نمود و در سال 1924گورستان مخصوص مسلمانان و همچنین بیمارستان ابن سیناى شهر «بوبیتى» را افتتاح کرد.
جنگ دوم جهانى سبب ورود هر چه بیشتر مهاجران مسلمان به فرانسه شد. به دعوت دولت فرانسه یک صد و سى هزار نفر از مسلمانان الجزایر به جاى سربازان فرانسوى به جبهه رفته در موسسات و کارخانه هاى فرانسوى جایگزین و استخدام شدند. بدین طریق آمار حضور مسلمانان در فرانسه تا سال 1962میلادى که سال کسب استقلال الجزایر از فرانسه و پیروزى انقلاب الجزایر است به حدود 330000نفر بالغ مى شد.
پس از استقلال الجزایر بیش از 80000نفر از مسلمانان این کشور به نام «هاراگى ها» که از همکاران نیروهاى نظامى و امنیتى فرانسه به شمار مى رفتند پناهنده فرانسه و در مارسى واقع در جنوب فرانسه ساکن شدند. پس از این رویداد نگرش فرانسویان نسبت به مهاجران مسلمان تغییر کرد. این دو رویداد ریشه هاى بحران سه دهه آینده را در بطن خود داشت و منشاء بسیارى از نارسایى هاى اجتماعى شد. آمار غیررسمى مسلمانان در حال حاضر فراتر از پنج میلیون نفر تخمین زده مى شود لیکن آمار رسمى دولت فرانسه تا چند سال اخیر به شرح ذیل است:
جمعیت الجزایرى هاى مقیم فرانسه
000/550/1 نفر، مراکشى ها 000/100/1 نفر، تونسى ها 000/350 نفر، عرب هاى خاورمیانه
000/100 نفر، ترک ها 000/315 نفر، نو مسلمانان (فرانسوى الاصل) 000/40 نفر، آفریقاى سیاه
000/250 نفر، مسلمانان در حال در خواست پناهندگى 000/350 نفر، مسلمانان آسیایى 000/100 نفر، متفرقه 000/100 نفر (مجموعا000/155/4 نفر آمار رسمى مسلمانان است).
تعلیق ارایه مجوز ورود مهاجرین براى کار در سال 1974 نه تنها از ورود موج جدید دیگرى از اقلیت هاى مسلمان نکاست بلکه ورود مهاجرین ترک و افریقاى جنوبى را نیز به دنبال داشت. اینک مردم فرانسه در دهه هفتاد با دینى آشنا شده بودند که در میان مهاجران به طور مشترک رواج داشت: اقامه پنج بار نماز در شبانه روز، روزه دارى در ماه مبارک رمضان، عید سعید فطر که به نام عیدالکبیر نامیده مى شود، نخوردن گوشت خوک و انجام فرائض حج. در میان میلیون ها اوراق نوشته شده درباره حضور مسلمانان در فرانسه پدیده اى به نام تشیع در فرانسه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با این همه وجود تعداد قلیل شیعیان در میان مهاجران هندى، پاکستانى و ماداگاسکارى و یا تعداد انگشت شمار آن ها در میان مسلمانان افریقاى جنوبى باعث نشد که این گروه همزیستى مسالمت آمیز با مسلمانان دیگر نداشته باشند. سنت هاى مشترک مانع از آن شد تا مشکلى به نام تشیع و تسنن در فرانسه وجود داشته باشد. تا سال 1975 جامعه مسلمانان امور دینى را شخصى مى دیدند و نسل اول و تا حدودى نسل دوم با حزم و احتیاط اعمال مذهبى را به جا مى آوردند.
قسمت اعظم چهار میلیون نفر از مسلمانان در پنج کلان شهر فرانسه از جمله پاریس، شمال فرانسه و لیل، منطقه مارسى و دیگر نقاط پراکنده مى شدند و در سه طبقه خلاصه جاى مى گرفتند:
1 - خانواده هاى الجزایرى که به طور سنتى مسلمان بودند و بعد از استقلال الجزایر راهى کشور فرانسه شدند.
2 - مراکشى هاى جوان و جویاى کار که پس از اول ژانویه 1963 با دریافت ملیت دوگانه فرانسه مراکشى در فرانسه مستقر شدند.
3 - فرانسویان که در گذشته کوچکترین ارتباط نژادى و دینى با مسلمانان نداشتند بلکه در اثر معاشرت و ازدواج به دین مبین اسلام مشرف شده بودند.
بدین ترتیب اسلام به دومین دین بزرگ در فرانسه تبدیل شد. یکى از چالش هاى عمده فراروى مسلمانان - و عمدتا براى نسل هاى دوم و سوم - تحمیل غیرمستقیم شیوه زندگى فرانسوى از سوى جامعه بود. بحران هویت چهره خود را به نسل هاى دوم و سوم نمایاند و اخذ ملیت فرانسه به معناى پذیرش کامل تمدن فرانسه و دورى از اجتماع ها و فرهنگ اسلامى تلقى شد. در عوض پیدا کردن کار و انجام تحصیلات عالى راحت تر مى شد. مشکل اصلى بیشتر جوانان مسلمان این است که نمى توانند همه چیز بخورند، ازدواج نکنند و خود را نپوشانند. بحران اصلى حجاب از مدارس فرانسه از این مشکل حاد شروع شد.
تا سال 1374 بسیارى از شهروندان مسلمان براى ذبح حیوان حلال گوشت مى باید به خارج از شهر مى رفتند. یک بررسى جامعه شناختى نشان مى دهد تعداد قابل توجهى از فرزندان مهاجران که جزو نسل دوم و سوم هستند دیدگاه سکولارى از اسلام دارند. این دیدگاه البته به شدت متاثر از محیط فرانسوى زندگى آن هاست. عواملى چند چون: دارا بودن چهره اى شرقى، عدم توانایى خواندن متون عربى، شکاف عمیق فرهنگى و سنتى بین آن ها و والدین کم سوادشان بحران هویت نزد آنان را دو چندان مى ساخت. عدم موفقیت اجتماعى آنان، دارا بودن دیدگاه سطحى از مشکل فلسطین و طرفدارى از فلسطینیان و گرایش هاى ضد یهودى گرایى آنان ترکیبى از حالات متضاد را پدیدار ساخت. این نسل جدید در کل فرانسه را همزاد اسراییل و کشور را یهودى زده مى پنداشت. آنان به علل نژادى قادر به پیشرفت اجتماعى نبودند و منفعلانه در حاشیه شهرهاى بزرگ به فعالیت هاى پست اقتصادى روى مى آوردند. این مشکل حاد از دیدگاه دولت هاى فرانسه پنهان نماند. این دولت ها به جاى سیاست تشویق براى جذب در جامعه فرانسه به طور کامل در حاشیه شهرها براى مسلمانان، معلمان دروس اسلامى و دروس مربوط به زبان عربى تدارک دیدند. با این همه این سیاست نیز به جهت وجود معلمان سکولار عرب موثر واقع نشد در این میان عکس العمل نژادپرستانه شهروندان فرانسوى در برابر مهاجران و وجود تبعیضات در ارایه عادلانه مشاغل موجبات سرخوردگى هر چه بیشتر جوانان عرب تبار را فراهم ساخت.
الف - قبل از انقلاب اسلامى - از سال 1942 تا 1975
در گذشته یکى از پدیده هاى جالب توجه در باب وضعیت اسلام در فرانسه وجود اقلیت ناچیز شیعیان در میان اقشار میلیونى اهل تسنن بود. این اقلیت کم معمولا در بین اتباع پاکستانى یا عرب هاى خاورمیانه لبنانى و یا تعداد بسیار قلیلى در میان اتباع افریقاى شمالى وجود داشتند. آن ها حتى واجد پاره اى از مراکز دینى هم بودند. پژوهشگران فرانسوى و حتى عربى مقیم فرانسه در آثارى که از خود ارایه کرده اند کم و بیش به اصالت این اقلیت دینى معترف بودند اما تنها به معرفى سوابق تاریخى این اقلیت اسلامى مى پرداختند. با وجود این هیچ یک از این پژوهشگران اشاره اى به هویت آنان در فرانسه و فعالیت ها و اقدامات شان نکرده اند. در سطح آکادمیک اما مطالعات اسلامى دانشگاه سوربن از گذشته هاى دور دست به تتبع و تحقیق زده بود و اصالت فرهنگى و فلسفه غنى شیعه پژوهشگران این دپارتمان را مجذوب نموده بود. دانشمندانى چون ماسینیون و کربن با هدایت بخش مطالعات اسلامى و خلق آثارى جاودانى با الهام از فلسفه شیعه تحولى شگرف آفریدند. یکى از پژوهشگران پیش قدم در مطالعات شیعى ماسینیون بود. وى در سال 1883 میلادى متولد و در سال 1962 وفات یافت. نامبرده مدیر مطالعات اسلامى دانشگاه سوربن بود و با وجود پذیرش رسمى مذهب کاتولیک پژوهش هاى عمیقى در خصوص فلسفه شیعه از خود بر جاى گذاشت. تتبعات اولیه او در خصوص گرایش ها و فرقه هایى چون قرامطه، نصیریه و اسماعیلیه و جریان هاى حاکم بر این مذاهب بود.
همچنین شهرت دیگر او خلق آثارى پیرامون حلاج است. بعدها ماسینیون به خاطر ارادتى که به حلاج پیدا کرد مشهورتر هم شد. وى کتاب عذاب حلاج و طریقه حلاجیه را منتشر نمود. سپس مقاله اى با عنوان حلاج مصلوب و شیطان در دیدگاه زیدیه را به رشته تحریر درآورد. در سال 1913 مرکز دایرة المعارف اسلامى نگارش بند مربوط به حلاج و بند مربوط به حلول را که با حلاج مرتبط است به او واگذار کرد. او هم چنین تدریس درس جنبه هاى اجتماعى دین اسلام در دانشکده ایفرانس را به انجام رسانید و رساله دکترا خود را با عنوان رنج حلاج شهید عرفان در اسلام نگاشت. این رساله تمام جریانات عرفانى، کلامى، فلسفى و دینى را در بر مى گرفت و سپس کتاب تصوف اسلامى را به رشته تحریر درآورد که توصیفى از جریان هاى مربوط به عرفان اسلام از زمان رسول خدا به بعد را در بر مى گرفت. مهم ترین تحقیقات وى جمع آورى همه اسناد و اطلاعاتى بود که در طول چهارده قرن به زبان ها و لهجه هاى محلى اسلامى درباره حضرت فاطمه زهرا (س) وجود داشت. همچنین تحولات روحى او هنگام زیارت قبر مطهر سلمان در مدائن سبب نگارش کتاب سلمان پاک شد.
ماسینیون در مکاتبه اى با هنرى کربن از وى براى اتمام 21مجموعه با عنوان رنج حلاج یارى جست. او هم چنین از کربن خواست تا براى انتشار اثرى با محوریت هزاران قطعه فیش را که در طول پنج سال گردآورى کرده و این فیش ها در خصوص فاطمه زهرا (س) بانویى است که در قلب میلیون ها نفر از مسلمانان جاى دارد به او کمک کند. او در این نامه تصریح کرد که فاطمه (س) دختر گرامى پیامبر تنها شخصیتى است که مى تواند به اتحاد شیعه و سنى از یک سو و اسلام و مسیحیت از جانب دیگر کمک نماید.
هنرى کربن: چهره درخشان علم و معرفت در غرب
مرکز مطالعات ایرانى در سوربن افتخار بزرگ آن در اختیار داشتن فرهیخته اى اصیل و توانا در رشته علم و فلسفه را با خود دارد. پرفسور هنرى کربن متولد سال 1903 از یک خانواده پروتستان و متوفى به سال 1978بود. او مدرک کارشناسى خود را در رشته فلسفه کسب کرد و مدرک کارشناسى ارشد خود را در سال 1928در مدرسه عالى تحصیلات تکمیلى به دست آورد. در آن سال ها در جریان رفت و آمد خود به کتابخانه ملى با ماسینیون آشنا شد. قبل از آن که به ایران سفر کند با آثار سهروردى آشنا شده بود او بسیار از آثار سهروردى متاثر بود و به تصریح خودش از آن آثار به عوالمى دست یافت که تا آخر عمر همراهش بود.
در سال 1939به مدت شش ماه به موسسه باستانشناسى فرانسه در استانبول رفت و تا سال 1945و آخر جنگ جهانى دوم در آن جا اقامت داشت. در آن جا مجموعه اى مربوط به سهروردى نوشت. در همان سال به تهران سفر کرد و طرح موسسه ایران شناسى فرانسه را در تهران ارایه نمود. او از سال 1957به صورت متوالى در تهران و پاریس زندگى مى کرد.
در سال 1959طرح خود را در خلق اثرى به نام تصوف در آثار ابن عربى به انجام رسانید. اثر مشهور دیگر خود را که در فرانسه و جهان اسلام شهرت یافت به نام تاریخ فلسفه اسلامى در سال 1968نگاشت. ملاقات هاى متعدد او با علامه طباطبایى (ره) منجر به آشنایى بیشتر او با فلسفه اسلامى شد. او هم چنین اثرى 4جلدى با عنوان اسلام ایرانى را به نگارش درآورد. در سال 1974از دانشگاه سوربن بازنشسته شد و او ضمن بنیان گذارى موسسه مطالعات ایرانى در فرانسه بنیان گذار دانشگاه «سنت جان» در اورشلیم به منظور ایجاد مرکزى بین المللى براى تحقیقات تطبیقى معنوى است.
آثار کربن پس از سال 1970
اولین مجموعه انسان نورانى در عرفانى ایرانى با عنوان خورشید قلب 1971Fayard بدن زمینى و زمین آسمانى Buchet chasld 1979
فلسفه ایرانى و فلسفه تطبیقى - تهران 1977
تصورات خلاق در عرفان ابن عربى 1979
تاریخ فلسفه اسلامى، فرانسه، 1987
اسلام ایرانیان. تصاویر روحانى و فلسفى 1978
ابن سینا و شرح کشاف تحت عنوان جزیره سبز در سال 1979در پاریس به چاپ رسید Berg
منتخبى از فلسفه ایرانیان از قرون 17و 18، 1981
درسهاى هنرى کربن در سوربن
مجموعه ذیل شامل عناوین درس هاى ارایه شده 1978-1954 است که براى سالنامه مدرسه مطالعات عالى عملى علوم مذهبى سوربن توسط کربن تصحیح و به چاپ رسید که بیانگر جغرافیاى معنوى اسلام ایرانى است.
- شرح کشف المحجوب ابویعقوب سیستانى سالنامه سال 1956- 1955
- بررسى تطبیقى تلویحات و مطارحات، سرمتن هاى اسماعیلى: حمیدالدین کرمانى سالنامه 1957-1956
- مفهوم نور در حکمت معنوى سهروردى حمیدالدین کرمانى سالنامه 1957- 1958
- جهان شناسى و فرشته شناسى اشراقیان، عالم فلکى در حکمت اسماعیلى سالنامه 1959-1958
- تکوین جهان در اندیشه سهروردى و تفسیر ملاصدرا از آن، پدیدارهاى نور در تصوف نجم الدین کبرى سالنامه 1960- 1959
- تکوین جهان در اندیشه سهروردى و تفسیر ملاصدرا از آن، کتاب النیابیع: اثر ابویعقوب سجستانى
- معاد و حشر نزد اشراقیان (سهروردى و ملاصدرا) تشیع و تصوف: آثار حیدر آملى سالنامه 1961-1962
- کتاب الحجه اثر کلینى و شرح ملاصدرا، آثار حیدر آملى 1962- 1963
- کتاب الحجه مکینى (دنباله)، حیدر آملى، شارح ابن عربى 1964- 1963
- آیت الکرسى و تفسیرهاى آن، تاریخ رمزى پیامبران بر پایه کتاب اساس التاویل قاضى نعمان 1965- 1966
- ماخذ شیعى کتاب التوحید شیخ صدوق و شرح قاضى سعید قمى بر آن، تاویل قرآن در اصفهان در سده 12 ق /17 م 1966- 1967
- ماخذ شیعى قاضى سعید قمى و شرح «کتاب التوحید» شیخ صدوق سالنامه 1967- 1966
- شرح قاضى سعید قمى بر التوحید شیخ صدوق، کتاب سوم و شرح حدیت غما البیض، لکتب شیعى: کتاب تعالیم شیخ احمد احسایى 1968-1967
- عرفان اسلامى در مجموعه حدیث (مشارق الانوار) اثر رجب برسى، زیارت الجامعه و شرح شیخ احمد احسایى سالنامه 1969-1970
- تکوین جهان و تاویل در آثار سید جعفر کشفى، کتاب العالم و العلوم اثر اسماعیلى سالنامه 1970-1971
- شرح متنهاى چاپ شده در جلد اول (منتخباتى از آثار حکماى الهى ایران (آشتیانى و کربن) مفهوم پارقلیط در الهیات شیعى مکتب اسماعیلى نمینى آثار ادریس عمادالدین
- تمثیل رنگ ها در کتاب الیاقوت الحمراء اثر محمد کریم خان کرمانى
- نص النصوص از آثار حکماى الهى ایران، جلد دوم
- تشیع و مسیحیت در اصفهان در سده 11قمرى 17 میلادى
- آثار سید احمد علوى اصفهانى کتاب حکمت العرشیه اثر ملاصدرا شیرازى 1978-1977
ب) بعد از انقلاب اسلامى
فرانسه قبل از بهمن ماه 57شاهد اقامت امام خمینى (ره) در فرانسه بود و تا قبل از عزیمت ایشان به تهران به تدریج به موضوع اصلى رسانه هاى گروهى تبدیل شد. جهان متوجه گشت که سرنوشت انقلاب در حال تکوین به دست مردى با صلابت است. چهره آرام و متین رهبر انقلابى در میان غربیان نوعى نگرانى و بیم و در میان ایرانیان و مسلمانان مقیم غرب آرامش و امید به آینده را تداعى مى کرد. در چهره، قیافه کلاسیک سیاستمداران در حال ورود به صحنه قدرت - که غربیان عادت به دیدنش داشتند - خبرى نبود. در عوض مسلمانان مقیم مردى را مى دیدند با لباسى که با فرهنگ سنتى آنان همخوانى کامل داشت. پس از این رویداد خبر هیجان آور پیروزى انقلاب اسلامى ایران در فرانسه پیچید و مبحث اصلى محافل گوناگون دانشگاهى و مردم عادى و محافل مختلف مسلمانان شد.
هاشم تى جات تاریخ نگار معروف تونسى گفت که انقلاب اسلامى ایران نتیجه مبارزه براى دستیابى به فرهنگ خودى است و انعکاس اسلام واقعى است. این فرهنگ با روح مردم ایران پیوند خورده و وزش نسیم آن گویاى استقلال و به دست گرفتن حاکمیت بر سرنوشت خویشتن است.
اخبار پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و در فرانسه با حساسیت بیشترى دنبال مى شد و این مهم نه تنها به دلیل ارتباط مستقیم این کشور در روند پیروزى انقلاب اسلامى که بیشتر به خاطر پیش بینى تاثیرات آن بر مسلمانان مقیم بود. این مسلمانان اینک تنها حکومت اسلامى جهان را در برابر خود مشاهده مى کردند. مهم تر آن که تاثیر مستقیم آن برکشورهاى افریقاى شمالى که تحت حکومت استبدادى نظامیان و یا شاهان اداره مى شدند و به نوعى پاسدار ارزش هاى فرانسوى بعد از استقلال خود بودند غیرقابل اجتناب بود.
براى اولین بار تلویزیون کانال 1فرانسه انقلاب اسلامى ایران را انقلابى شیعى ذکر کرد و ایران زمینیان و مسببان این انقلاب را به فرقه اسماعیلیه منتسب نمود. این در حالى بود که دانشگاه سوربن در زمینه اسلام شناسى صدها جلد کتاب در خصوص اصالت مکتب تشیع انتشار داده بود.
در سال 1980عراق حمله به مرزهاى ایران و کشتار خود را آغاز نمود. پناهنده شدن سرکرده منافقین و رییس جمهور مخلوع ایران با لباس مبدل به فرانسه باعث به وجود آمدن بحرانى شد.
در این میان ایران همچنان در سر خط روزنامه ها و رسانه هاى جمعى بود. تحولات در درون گروه هاى مسلمان رو به رشد بود.
پاریس صحنه درگیرى موافقان و مخالفان انقلاب اسلامى ایران شد. مخالفان انقلاب یا ضد انقلابیون به رهبرى منافقین و سلطنت طلبان و همچنین اقشار مخالف دیگر از یک سو همچنین طرفداران انقلاب اسلامى ایران و دانشجویان مسلمان ایرانى طرفدار امام خمینى (ره) و دانشجویان شیعه لبنانى و عراقى از سوى دیگر و با گرایش هاى متفاوت اقدام به برگزارى سخنرانى ها و ارایه میزگردهاى کتاب در شهرک دانشگاهى مى کردند.
دانشجویان لبنانى و عراقى مقیم فرانسه مرکزى به نام اهل البیت را تاسیس کردند که چند نشریه به زبان فرانسوى منتشر مى ساخت و عمدتا از سوى طرفداران شیخ محمد حسین فضل الله و محمد باقر صدر که از بنیان گزاران حزب الله در لبنان بودند هدایت مى گشت. بدین سان انقلاب اسلامى ایران جایگاه معنوى خود را در میان مسلمانان مقیم فرانسه حفظ کرد.
مسلمانان مقیم فرانسه توانسته اند با فرقه هاى مختلف اسلامى دیگر و همچنین مسیحیت فرانسه زندگى مسالمت آمیزى داشته باشند. یکى از مهم ترین درخواست آنان از بدو ورود جایگاهى براى فعالیت هاى فرهنگى مذهبى بوده است که تا دهه 70تعداد محدودى را شامل مى شد ولى از آن به بعد و هم چنین پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران به طور بى سابقه اى شروع به رشد نمود. هر چند که فعالیت هاى انجمن هاى مسلمان بخصوص در چند سال اخیر نسبت به فعالیت هاى نهادهاى مسیحى - یهودى با مشکلاتى رو به روست.
به طور مثال اعیاد اسلامى به ویژه عید سعید فطر هیچ گاه همانند عید مسیحیان از رسمیت برخوردار نبوده است و این جشن از سوى میلیون ها نفر مسلمان در روزهاى عادى به انجام مى رسد.
علاوه بر این امکانات رادیو و تلویزیون به طور عادلانه در اختیار مسلمانان قرار نگرفته است. در میزگردهاى تلویزیونى نمایندگان یهود و مسیحى براى بحث در خصوص تمامى مسایل دعوت مى شوند در این زمینه نیز مسلمانان با موانعى رو به رو هستند.
در مسایل آموزشى هم با توجه به ضرورت افتتاح مدارس خصوصى اسلامى بمانند مدارس مسیحیان و یا یهودیان تصمیماتى اتخاذ نشده است. این در حالى است که حجاب دختران مسلمان در مدارس فرانسه به معضلى سیاسى تبدیل و از ورود آنان به مدارس دولتى جلوگیرى مى شود. مسوولان فرانسوى فرصت هاى فراوانى را جهت هدایت جریان هاى اسلامى به سوى برقرارى امنیت خود از طریق جلب توجه مسلمانانى که باعث پیشرفت هاى زیاد در جامعه کنونى فرانسه شده اند به خاطر پاره اى تعصبات از دست داده اند.