در 18 شهریور 1348 از طرف « ریچارد هلمز » پاکت بزرگ قهوه ای رنگی به دفتر « اوال » تحویل گردید. ریچارد هلمز با دست خط خود برروی پاکت نوشته بود فقط توسط رئیس کاخ سفید باز شود. محتوی دقیق نامه هنوز فاش نشده اما آخرین اطلاعات حاکی است که موضوع نامه در مورد یکی از سری ترین مسائل سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نمی خواست هیچ کس دیگری به جز رئیس جمهور نیکسون نامه مذکور را باز کند و از محتوای آن با خبر شود.
نامه خالی فوق هم اکنون در پوشه یادداشت بررسی امنیت ملی در برنامه اطلاعات دوران ریاست جمهوری نیکسون در آرشیو ملی واشنگتن نگهداری می شود. یادداشت بررسی امنیت ملی در برگیرنده مجموعه گزارشهای سیاسی تهیه شده توسط دفتر امنیت ملی کاخ سفید در زمان ریاست جمهوری نیکسون می باشد. پوشه های یادداشت بررسی امنیت ملی اغلب خالی می باشند چون این گزارشها طبقه بندی شده هستند.
با کمک انتشار بعضی از این اسناد هم اکنون فهمیده می شود که یادداشت بررسی امنیت ملی فی الواقع دست و پنجه نرم کردن دولت نیکسون با تحقق سیاست اسرائیل اتمی بود. انتشار این اسناد امکان تعمق درخصوص مباحث موردنظر در کاخ سفید را درسال 1969 میلادی (1348 ) فراهم می کند . این سال باتوجه به وضعیت مبهم معاهده عدم تکثیر سلاح های هسته ای برای تصویب و استقرار آن در جامعه بین المللی ، سال بسیار مهمی بود. تصمیم گیرندگان ایالات متحده از این که ممکن است کشورهای خاورمیانه با عدم پذیرش و تصویب این معاهده همزمان با تلاش برای دستیابی به سلاح های هسته ای باعث شدت یافتن برخوردها و تبدیل آن به یک بحران بزرگ در منطقه شود; احساس نگرانی می کردند. تقریبا چهار دهه بعد در حالی که جهان با بلندپروازیهای اتمی کشورهای دیگر مبارزه می کند ، نتیجه این تاریخ پنهان عملا احساس می شود.
برنامه اتمی اسرائیل دقیقا ده سال قبل از ارسال نامه « ریچارد هلمز » به نیکسون شروع شده بود . در سال 1958 (1337 ) اسرائیل به طور مخفیانه فعالیت عملی خود را برای ساخت راکتور تحقیقاتی « دمونا » آغاز کرد. و زمانی که هنوز معاهده عدم اشاعه تسلیحات اتمی در جهان وجود نداشت ، بنیانگذاران اسرائیل به این نظر رسیدند که دستیابی به تسلیحات اتمی برای آنها ضروری است . در سال 1961 میلادی (1340 ) آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا پیش بینی کرد این کشور طی ده سال می تواند به تولید بمب اتمی دست یابد.
این موضوع چالش سختی برای تصمیم گیرندگان وقت سیاست خارجی ایالات متحده بود. از نقطه نظر تصمیم گیرندگان سیاست خارجی آمریکا ، اسرائیل هرچند خارج از مرزهای تضمین امنیتی آمریکا در جهان بود لیکن یک دولت کوچک دوست برای ایالات متحده محسوب می شد. با این وجود مقامات رسمی دولت ، برنامه اتمی اسرائیل را تهدیدی بالقوه برای منافع ایالات متحده قلمداد می کردند. « جان .اف .کندی » نگران این موضوع بود که عدم اقدام قاطع بین المللی برای محدودساختن تکثیر سلاحهای اتمی باعث خواهد شد که پیدایش 20 تا 30 دولت اتمی در جهان طی دو دهه اینده امری اجتناب ناپذیر باشد. دولتهای کندی و جانسون وضعیت را با ارائه طرح پیچیده بازدیدهای سالانه از راکتور تحقیقاتی دمونا بمنظور اطمینان از عدم تولید سلاح های هسته ای از سوی اسرائیل سروسامان دادند. با این حال اسرائیل پذیرفته بود فعالیت های خود را در این زمینه پنهان کند . در اواخر 1966 میلادی (1345 ) هرچند اسرائیل تصمیم گرفته بود که آزمایش اتمی انجام ندهد اما در آستانه اتمی شدن قرار گرفت .
در زمانی که نخست وزیر اسرائیل « لوی اشکول » از ایالات متحده در ژانویه 1968 (دیماه 1347 ) دیدار کرد نظر وزارت خارجه « لیندون جانسون » رئیس جمهوری آمریکا بر این بود علیرغم این که برنامه اتمی اسرائیل شتاب زایدالوصفی یافته اما تولید بمب اتمی در برنامه این کشور قرار ندارد. درست چند ماه بعد این پیش بینی غلط از آب درآمد. قبل از پاییز 1968 (1347 ) زمانی که « اسحاق رابین » سفیر وقت اسرائیل در واشنگتن برای « پل وارنکه » معاون وزیر دفاع ایالات متحده توضیح داد که تعهد اسرائیل این است که نباید اولین کشوری در خاورمیانه باشد که از بمب اتمی استفاده می کند ، وزارت دفاع آمریکا به این نتیجه رسید که تل آویو به بمب اتم دست یافته است . براساس صحبت های « اسحاق رابین » بمب اتمی برای این که استفاده شود ، بایست آزمایش می شد و علنا اعلام می گردید. در نتیجه اسرائیل به طور تلویحی در رده کشورهای دارنده بمب اتمی قرار می گرفت بدون آن که از آن استفاده کرده باشد.
سئوال اینجاست که چگونه بمب اسرائیل به زمان « ریچارد نیکسون » باز می گردد نیکسون و مشاور امنیت ملی اش یعنی « هنری کسینجر » بر عکس جانشینان دموکرات خود در ابتدا نسبت به کارآیی معاهده عدم تکثیر سلاح های هسته ای شک داشتند و با این که ممکن است آنها مایل بوده باشند تا با بلندپروازیهای اتمی اسرائیل همراه شوند ولی باید نظرات مقامات عالیرتبه وزارت خارجه و وزارت دفاع ایالات متحده را که متفاوت بود ، هماهنگ می کردند.
اسناد تهیه شده در ماههای فوریه تا آوریل 1969 اواخر بهمن 1347 (تا فروردین 1348 ) حاکی از آن است که مقامات عالی رتبه هشدارهای لازم را در مورد پیشرفت چشمگیر برنامه اتمی اسرائیل داده اند. در این ارتباط « ملوین لیرد » وزیر دفاع وقت آمریکا در مارس 1969 (1348 ) نوشت : پیشرفت های اسرائیل در راستای منافع ایالات متحده قرار ندارد و بایست متوقف شوند. از قرار معلوم این نگرانی ها باعث شد تا هنری کسینجر مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون ، فرمان یادداشت بررسی امنیت ملی را با محوریت برنامه سلاح های اتمی اسرائیل در 11 آوریل 1969 (22 فروردین 1348 ) صادر کند . هنری کسینجر در این برنامه از دفتر امنیت ملی درخواست نموده تا راه حل های سیاسی در مورد برنامه اتمی اسرائیل را بررسی کند. چند هفته بعد موضوع از سوی گروه بررسی های عالی بریاست کسینجر به عهده گرفته شده است . در این گروه « ریچارد هلمز » ، « الیوت ریچاردسون » معاون وزیر خارجه ، « دیوید پکارد » معاون وزیر دفاع و « ارل ویلز » رئیس ستاد حضور داشته اند.
یکی از گزارش هایی که از گروه بررسی های عالی منشعب از برنامه اطلاعات دوران ریاست جمهوری نیکسون بود ، خبر می دهد دفتر امنیت ملی بمنظور اعمال فشار بر اسرائیل برای توقف برنامه اتمی متمایل شده است . چه میزان فشار بکار گرفته می شود تا موضوع مفتوح باقی بماند در واقع « هنری کسینجر » مشاور امنیت ملی نیکسون از مواجعه مستقیم ابا داشت . « الیوت ریچاردسون » معاون وقت وزارت خارجه در نظر داشت اگر بررسی های ایالات متحده نشان دهد که برخی تضمین های کلیدی پاسخگو نیستند در آن صورت از اهرم فشار استفاده کند. بررسی های ایالات متحده بمنظور مشخص نمودن مقاصد اسرائیل از برنامه اتمی اش بود. در این شرایط آمریکایی ها به اسرائیلی ها می توانستند بگویند که در برنامه تحویل جت های فانتوم اف ـ 4 تجدیدنظر خواهند کرد .
ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت ایالات متحده در اواسط ژوئیه 1969 نسبت به استفاده ازاهرم جت های فانتوم بدبینی خودش را اعلام کرد لذا وقتی که الیوت ریچارد سون معاون وزارت خارجه و دیوید پگارد معاون وزارت دفاع اسحاق رابین سفیر وقت اسرائیل را در واشنگتن بتاریخ 29 ژوئیه بمنظور انجام گفتگوهای اتمی فراخواندند ایده تحقیق و بررسی در مورد مساله اتمی اسرائیل همراه با بکارگیری فشار علیه این کشور عملا منتفی شد. با این که هر دو مقام آمریکایی در گفتگو با سفیر اسرائیل بر جدی بودن نظرات خود در مورد مشکل اتمی این کشور تاکید داشتند اما در عمل هیچ تهدیدی که پشتوانه صحبت های آنان باشد ، وجود نداشت . « الیوت ریچاردسون » معاون وزارت خارجه آمریکا سه محور را در گفتگو با « اسحاق رابین » سفیر وقت اسرائیل طرح کرد. اول : اهمیت مذاکرات معاهده عدم تکثیر سلاح های هسته ای با اسرائیل ، دوم : اطمینان از این که عدم ورود به معاهده به منزله عدم در اختیارگرفتن سلاح های هسته ای می باشد و سوم : اطمینان از این که اسرائیل موشکهای بالستیک جریشو را تولید و یا مستقر نخواهد ساخت . با این حال « اسحاق رابین » نسبت به این مسائل بی اعتنا بود و فقط بر این نکته بسنده نمود که معاهده عدم تکثیر سلاحهای هسته ای ازسوی کشور متبوعش تحت بررسی قرار دارد.
« ریچارد نیکسون » رئیس جمهور آمریکا و « گلدامایر » نخست وزیر اسرائیل زمانی که در اواخر سپتامبر 1969 (مهر 1348 ) همدیگر را ملاقات کردند ، شاید مساله اتمی را مورد بررسی قرار داده باشند. سرنوشت سازترین لحظه ملاقات خصوصی دو طرف در 26 سپتامبر 1969 (چهارم مهر 1348 ) در دفتر اوال در کاخ سفید بود . چند روز قبل از دیدار رسمی نخست وزیر اسرائیل از ایالات متحده ، وزارت خارجه آمریکا اوراقی را در اختیار مقامات قرار داد که اسرائیل به خوبی در مورد بمب اتمی اطلاعات کافی در اختیار دارد و بدون شک از منابع مادی و توانایی تکنیکی بمنظور تولید چندین بمب اتمی برخوردار می باشد. اگر مطالب مندرج در این اوراق صحت داشته باشد ، حکایت از آن دارد موضوع از آنچه که دربرنامه اطلاعات دوران ریاست جمهوری نیکسون طرح ریزی شده بود ، فراتر رفته و ایالات متحده فریب خورده است .
سالها بعد « گلدامایر » نخست وزیر اسرائیل هیچگاه در مورد محتوای ملاقات خصوصی اش با « ریچارد نیکسون » رئیس جمهور وقت ایالات متحده سخن نگفت و تنها به این جمله بسنده کرد : « من نمی توانستم برای نیکسون در آن موقع بیان کنم و آلان هم به او نخواهم گفت » . هنوز هم براساس اسنادی که از حالت سری در اسرائیل خارج شده گلدامایر متقاعدشده که اسرائیل بایست حقیقت را در مورد مساله اتمی به ایالات متحده می گفت و دلیل این موضوع را نیز توضیح می داد.
حتی بدون ضبط محتوای این ملاقات حدس در مورد آن امکان پذیر است . احتمالا نیکسون با تقاضای صداقت و روراستی از طرف مقابل آغاز کرده و گلدامایر نیز به نوبه خود تلویحی اظهار داشته که به توانایی سلاح های هسته ای دست یافته اما شاید احتیاط بیش از اندازه را نیز از طرف مقابل قول گرفته باشد. چند سال بعد نیکسون در مصاحبه با « لری کینگ » مجری شبکه تلویزیونی سی .ان .ان گفت : مطمئنا می دانسته که اسرائیل بمب اتمی در اختیار داشته اما در نظر ندارد منبع آن را فاش سازد. نخست وزیر اسرائیل ممکن است به نیکسون در مورد ایده سلاح اتمی اسرائیل به عنوان آخرین راهی که می توان به آن متوسل شد ، تعهد داده باشد.
*اسرائیل از میان کنوانسیون های پنج گانه منع گسترش سلاح های کشتارجمعی فقط پروتکل ژنو که مربوط به منع استفاده از گازهای سمی و خفه کننده و سلاح های میکروبی و معاهده جامع منع آزمایش های هسته ای را در سال 1969 (1348 ) امضا و تصویب کرده است.
*اسرائیل در میان نه کشور خاورمیانه و جنوب آسیا که دست کم به یک یا چند نوع از انواع سلاح های کشتار جمعی مجهز می باشند; دارای هر سه نوع سلاح های شیمیایی ، میکروبی و هسته ای است .
*ایجاد زرادخانه عظیم هسته ای ، شیمیایی و بیولوژیک از سوی اسرائیل در منطقه خاورمیانه سبب شده که برخی از کشورهای عضو کنوانسیون های پنج گانه منع گسترش سلاح های کشتارجمعی احساس کنند امنیت ملی آنها به شدت در خطر است.