بهروز فرهمند
گروه سیاسی - شاید اگر زمانی به هر یک از ایرانیان گفته می شد یکی از رؤسای جمهوری اسلامی ایران در کمتر از 9 ماه در شورای روابط خارجی آمریکا حاضر می شود و چهره به چهره، پرسشهای اعضای آن شورا را پاسخ می گوید، سپس نامه ای را
برای رئیس جمهور آمریکا می فرستد و چندی پس از آن نیز او را به مناظره می طلبد و در نهایت هم نامه سرگشاده ای را برای افکار عمومی ایالات متحده منتشر می کند؛ کمتر کسی باور می کرد که آن رئیس جمهور، محمود احمدی نژاد رئیس اصولگرای دولت نهم باشد که برخی رقیبان و مخالفانش او را «محافظه کار» می خواندند!
شاید تا پیش از این، افکار عمومی ایرانیان ورود به چنین عرصه هایی را حتی در سطوح پایین تر از رئیس جمهوری، تسلیم و کرنش تلقی می کردند و یا دست کم آن را با امتیاز دادن به «شیطان بزرگ» در برخی زمینه ها مترادف می دانستند، اما احمدی نژاد با نگارش دو نامه جداگانه برای رئیس جمهور آمریکا و مردم این کشور، آن هم در شرایط حساس منطقه، نشان داد در عرصه دیپلماسی نیز غیرقابل پیش بینی و عملگراتر از همتایان دیگر خود است.
بخصوص آنکه، پس از انتشار محتوای آن نامه ها هیچکس نتوانست بر آنها به واسطه لحن متزلزل یا منفعل، خرده بگیرد، به نویسنده آنها انگ تسلیم شدن و امتیاز دادن بزند و او را متهم کند که از موضع ضعف و زبونی برای رقیب ابرقدرت خود نامه نوشته است.
از این منظر، رئیس جمهور احمدی نژاد هم تابوی سخن گفتن آشکار و ارسال پیام مستقیم برای سران آمریکا را شکست و هم در عمل نشان داد که نفس مذاکره و گفتگو، نه تنها به معنای سازش و کرنش نیست، بلکه در مواردی می تواند به مانند ابزاری برای به چالش کشاندن رقیب باشد.
آغاز ماجرا
احمدی نژاد در ابتدای سال جاری در سفری که برای حضور در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به آمریکا داشت، علاوه بر ارایه دیدگاه های منطقه ای و جهانی دولت ایران در آن نشست، به دعوت رسمی شورای روابط خارجی ایالات متحده نیز پاسخ مثبت داد.
آن شورا که در آمریکا به عنوان نهادی مستقل و غیردولتی معرفی می شود، رئیس جمهور ایران با انبوه پرسشهای کارشناسان و اعضای شورا پاسخ داد، هر چند که در روزهای بعد گفت که در آن جلسه، منتظر سؤالات کلیدی بوده، اما سطح پرسشها هرگز از سطح نشستهای رسانه ای فراتر نرفته است.
احمدی نژاد در باره جسله پرسش و پاسخ با اعضای شورای روابط خارجی آمریکا در وبلاگ شخصی خود این گونه یاد کرده است: این دیدار بار دیگر به من ثابت کرد که علت اصلی شکست تصمیم های آمریکا در عرصه های سیاسی و بین المللی، ناآشنایی آنها با واقعیتهای جهان و محصور بودن تصمیم سازان آن کشور در حصار خودبافته تبلیغات غیرواقعی است.
غیرمنتظره ترین نامه
واپسین روزهای دومین ماه از بهار امسال بود که خبرگزاری های داخلی به نقل از دفتر رئیس جمهوری، متن کامل نامه هجده صفحه ای احمدی نژاد به بوش را منتشر کردند.
خبر نگارش و فرستادن آن نامه پیشتر اعلام شده بود اما در واکنش، یک سخنگو در شورای امنیت ملی آمریکا گفت که کاخ سفید محتوای نامه احمدی نژاد را علنی نمی کند.
فردریک جونز در ادامه گفتگو با خبرگزاری فرانسه افزود: جرج بوش در مسیر سفرش به فلوریدا از نامه احمدی نژاد مطلع شده است.
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا نیز در گفتگو با آسوشیتدپرس نامه غیرمنتظره احمدی نژاد به بوش را نامه ای فلسفی، تاریخی و مذهبی معرفی کرد و گفت که آن نامه به مسایل مربوط به برنامه هسته ای ایران پاسخی نداده است و در رفتار واشنگتن نسبت به تهران تغییری نمی دهد.
رایس مدعی شد، در شرایطی که شورای امنیت در حال بررسی برنامه هسته ای ایران است، امکان دارد نامه احمدی نژاد تلاشی برای تغییر موضوع یا خارج کردن جامعه بین الملل از مسیر خود باشد.
محتوای نامه
اما محتوای نامه احمدی نژاد به بوش چگونه بود که آمریکایی ها از یک سو آن را فاقد اثرگذاری در روابط طرفین معرفی می کردند و از سوی دیگر از انتشار متن آن طفره می رفتند؟
پس از انتشار آن نامه از سوی دفتر رئیس جمهوری اسلامی ایران، آشکار شد که رایس در ارزیابی خود از نامه، چندان هم به بی راهه نرفته است؛ زیرا محتوای آن نشان می داد که نامه ای در بردارنده مطالب فلسفی، تاریخی و مذهبی است، اما برخلاف بخش دیگری از دیدگاه های رایس که گفته بود، «هیچ چیزی در این نامه وجود ندارد که نشان دهد ما در مسیری متفاوت از گذشته قرار گرفته ایم، زیرا این نامه به هیچ وجه ملموس نیست و به مسایل نمی پردازد»؛ به صورت عینی به ریشه یابی مشکلات میان ایران و آمریکا پرداخته و خواستار حل بنیادی آنها شده بود.
شاید آمریکایی ها انتظار داشتند احمدی نژاد در نامه خود اعلام کند ما (ایرانی ها) از فردا «یوسی اف» اصفهان را تعطیل و غنی سازی در نطنز را تعلیق می کنیم و شما نیز به ازای آن به ما مقادیری از فلان قطعات و بهمان لوازم بدهید، اما آیا در آن صورت، فلسفه نگارش نامه به موضوعی مضحک تبدیل نمی شد؟
به گزارش خبرگزاری ها، احمدی نژاد در نامه خود به بوش از مسایلی مانند جنگ عراق، فلسطین، مسؤولیت رهبران جهان و آموزه های دینی برای اداره جوامع بشری سخن گفته و با گلایه و انتقاد از سیاستهای آمریکا در مسایل جهانی، خواستار پرهیزگاری رهبران و سیاستمداران دنیا شده بود.
اسراییل و هولوکاست نیز در آن نامه مورد توجه قرار گرفته بود تا بر این نظریه صحه بگذارد که گشودن باب این موضوع از سوی احمدی نژاد در همایش «جهان بدون صهیونیسم» امری تصادفی و مقطعی نبوده و او قصد دارد از هر فرصتی برای به چالش کشیدن غرب در خصوص هویت اسراییل استفاده کند.
احمدی نژاد در این باره از بوش می پرسد: «پس از جنگ جهانی آنها ادعا کردند 6 میلیون یهودی کشته شده اند.
...اکنون اگر فرض کنیم این رخدادها واقعیت داشته باشد، آیا این می تواند دلیل منطقی برای ایجاد کشور اسراییل در خاورمیانه یا حمایت از چنین کشوری باشد؟ این پدیده را چگونه می توان توضیح داد یا برای آن استدلال منطقی ارایه کرد؟».
مناظره تلویزیونی بدون سانسور!
در فاصله زمانی نامه هجده صفحه ای به بوش تا نامه پنج صفحه ای به مردم آمریکا یک اتفاق مهم دیگر از این دست نیز اتفاق افتاد و آن، فراخوان احمدی نژاد از بوش برای انجام مناظره بود.
رئیس جمهور ایران در روز سه شنبه هفتم شهریور در نشست خبری با خبرنگاران در تهران اعلام آمادگی کرد در مناظره ای تلویزیونی با رئیس جمهور آمریکا درباره مسایل جهانی و راه حلهای آنها گفتگو کند.
احمدی نژاد برای انجام این مناظره فقط یک شرط داشت: «هیچ سانسوری در آن نباشد و مردم جهان و به خصوص ملت آمریکا اجازه داشته باشند نظر خود را درباره آن بگویند».
پیشنهاد مناظره از سوی رئیس جمهور ایران که در فاصله دو روز به پایان ضرب الاجل شورای امنیت در خصوص برنامه هسته ای ایران ارایه شد، در رسانه های جهان بازتاب گسترده ای پیدا کرد.
واکنش مقامات واشنگتن اما چیزی فراتر از موضعگیری آنها به نامه اردیبهشت ماه احمدی نژاد خطاب به بوش نبود.
رویترز به نقل از یک سخنگوی کاخ سفید در این باره ابراز عقیده کرد: پیشنهاد مناظره، تنها شیوه ای برای منحرف کردن نگرانی های جامعه بین المللی درباره فعالیتهای هسته ای ایران است.
آمریکایی ها در حالی «نگرانی جامعه بین الملل» را به رخ می کشیدند که تمامی کشورهای غیرمتعهد جهان در بیانیه ای رسمی، پیگیری برنامه صلح آمیز هسته ای را در چارچوب قوانین آژانس بین المللی انرژی اتمی «حق» ایران دانسته بودند.
سهم آلمانها و ایتالیایی ها
در این میان، دو رخداد دیگر نیز در چارچوب «دیپلماسی نامه نگاری» احمدی نژاد قابل توجه بود.
نخست، نامه او به آنجلامرکل، صدراعظم آلمان.
خانم مرکل پس از بوش، دومین مخاطب نامه های دکتر احمدی نژاد بود.
بخش قابل توجهی از نامه احمدی نژاد به مرکل را مباحث پیرامون هولوکاست و تاوانی که ملت آلمان هنوز بابت آن می پردازند، تشکیل می داد.
در بخشی از آن نامه یادآوری شده بود: جناب صدراعظم اینجانب قصد ندارم موضوع هولوکاست را بررسی کنم. اما آیا این احتمال عقلایی نیست که بعضی کشورهای پیروز در جنگ قصد داشته اند بهانه ای درست کنند و براساس آن مردم کشور مغلوب در جنگ را دایماً شرمنده نگه دارند تا انگیزه، حرکت و نشاط را در آنان تضعیف کنند و جلوی پیشرفت و اقتدار شایسته آن کشور را سد نمایند. علاوه بر مردم آلمان، مردم خاورمیانه و بلکه همه بشریت از طرح موضوع هولوکاست متضرر شده اند. بدین ترتیب که با طرح ضرورت استقرار بازماندگان هولوکاست در سرزمین فلسطین یک تهدید دایمی در خاورمیانه به وجود آوردند تا فرصتهای پیشرفت و تعالی را از مردم منطقه بگیرند.
واکنش مرکل نیز به مانند متحد آمریکایی خود بود:
«سرد و منفعل»!
چند ماه پس از آن و در واپسین روزهای آبان ماه امسال، رومانو پرودی، نخست وزیر ایتالیا سومین نامه را از احمدی نژاد دریافت کرد.
پرودی که برخلاف مرکل با شعار نقش آفرینی مستقل در منازعات بین المللی به دور از تأثیر آمریکا پس از شکست رقیب خود - برلوسکنی - اکثریت رأی دهندگان ایتالیایی را با خود همراه کرده بود، واکنشی متفاوت تر از مرکل نشان داد.
پرودی پس از دریافت نامه احمدی نژاد با سپاس از رئیس جمهوری اسلامی ایران گفت: محتوای نامه هایی را که دریافت می کنم فاش نمی کنم، اما می توانم بگویم این نامه ای است که بیانگر تمایل ایران به مذاکره و برقراری صلح است.
یک سیگنال دیگر
مخالفت رئیس جمهور احمدی نژاد با طرح پارلمان ایران برای انگشت نگاری از آمریکایی ها از دیگر رخدادهای جاری میان تهران - واشنگتن بود.
احمدی نژاد در وبلاگ شخصی خود دلایل مخالفت خود را با انگشت نگاری از اتباع آمریکایی برشمرد و گفت که این حرکت را تحقیرآمیز و نامناسب با کرامت انسانها ارزیابی می کند.سرانجام این طرح جنجالی پس از کش و قوسهای فراوان در مجلس ایران تصویب شد، اما نماینده دولت در مخالفت با آن در صحن علنی مجلس سخن گفت.
احمدی نژاد همچنین در روز اول آبان ماه در جمع مردم شمیرانات از نامه گروهی از جوانان آمریکایی به خود خبر داد و گفت: ما با ملتها مشکلی نداریم، اما آنها می خواهند ملتها را در جهل نگه دارند.
رئیس جمهور در آن سخنرانی از نامه هواپیمایی ایران به هواپیمایی آمریکا خبر داد و گفت: دولت حتی از طریق هواپیمایی ایران به هواپیمایی آمریکا نامه نوشت که اجازه دهد پرواز مستقیم میان تهران و واشنگتن برقرار شود.
خواسته ای که از سوی کاخ سفید رد شد تا آینده روابط دو کشور همچنان در هاله ای از ابهام باقی بماند.
آخرین گام؟!
پس از نامه اخیر رئیس جمهور احمدی نژاد به مردم آمریکا، روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی نوشت: این آخرین گام آشکار پرزیدنت احمدی نژاد برای فتح باب مذاکره با آمریکاست.
احمدی نژاد البته پیش از انتشار نامه خود به مردم ایالات متحده، در یک نشست خبری اعلام کرده بود که ایران آماده کمک مشروط به آمریکا در خصوص مسایل عراق است.
شرط احمدی نژاد، خروج نظامیان آمریکایی از عراق و اعلام برنامه ای زمان بندی شده توسط واشنگتن در این زمینه بود.
این اعلام آمادگی در زمانی بیان شد که توصیه های جدی سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی به دولت بوش برای مذاکره مستقیم با ایران در خصوص معضلات عراق روز به روز افزایش می یافت.
نامه پنج صفحه ای احمدی نژاد به مردم آمریکا در زمانی منتشر شد که به گفته تحلیلگر رویترز در نیویورک، بوش برای گشودن کانالهای ارتباط با تهران تحت فشار است و قرار است گروه مطالعه عراق موسوم به کمیته «بیکر - هامیلتون» به زودی گزارش نهایی خود را تسلیم کاخ سفید کند.
جیمز بیکر، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده در زمان بوش پدر، پیشتر نیز از جمهوریخواهان حاکم بر دولت خواسته بود، واشنگتن درباره عراق به مذاکره مستقیم با تهران و دمشق بپردازد.
فایننشنال تایمز نیز نوشت: احمدی نژاد این بار، تردید درباره هولوکاست را مطرح نکرد، اما همچنان اسراییل را به دلیل بیرون راندن میلیونها فلسطینی از خانه هایشان محکوم کرد.
شبکه چهارم تلویزیون بی بی سی هم در این باره گفت: رئیس جمهور ایران در نامه خود از مردم آمریکا خواست سیاست خارجی بوش را نفی کنند.
پیامدهای آنی - دستاوردهای آنی
«دیپلماسی نامه نگاری» احمدی نژاد بی تردید در سطح داخلی و خارجی دارای موافقان، مخالفان و منتقدانی است که در جای خود تمامی این دیدگاه ها می تواند شنیدنی و در مواردی، قابل استفاده باشد، اما اینکه انتظار داشته باشیم یک کنش سیاسی در عرصه روابط بین الملل به همه اهداف خود برسد و دستاوردهایش را در کوتاه مدت آشکار کند، شاید توقع چندان کارشناسی و بجایی نباشد.
به گفته برخی تحلیلگران، دستاوردهای «آنی» نامه های احمدی نژاد به سران غرب و ملتها تا به اکنون، نسبتاً قابل قبول و در حد انتظار بوده است، اما برای مشاهده پیامدهای آتی و نتایج بلندمدت این دیپلماسی «ابتکاری چند وجهی» باید رخدادهای منطقه ای و بین المللی را در هفته ها و ماه های آینده رصد کرد.
همچنین برخی آگاهان سیاسی در داخل ایران پیشنهاد می کنند، اگر قرار است روند نامه نگاری ها استمرار یابد، شایسته تر آن است «کارگروهی» از کارشناسان و اهل فن به آسیب شناسی همه جوانب این دیپلماسی ابتکاری بپردازند تا ضریب تأثیرگذاری و موفقیت پیامهای رئیس جمهور و راهگشایی آنها در راستای تأمین منافع ملی ایرانیان بیش از پیش افزایش یابد.