قاسم روانبخش
در هفته گذشته سخنگوی دولت جناب آقای دکتر الهام طی اظهاراتی به نکتهای اشاره کرد که صاحب این قلم در شش ماه گذشته یعنی در آستانه آغاز به کار دولت به آن تصریح کرده بود. این جانب در آن زمان در سرمقاله پرتو سخن با عنوان «دولت تربیون ندارد» این واقعیت تلخ را برای خوانندگان به روشنی بیان کردم. البته شاید در آن زمان قضاوت درباره آن زود هنگام بود ولی در اثر گذر زمان این حقیقت چنان بر همگان آفتابی شده که سخنگوی دولت به صراحت از آن نام میبرد. به راستی چرا چنین است؟ بررسی علل و عوامل آن را میتوان در چند بند خلاصه کرد:
1- دولت آقای احمدینژاد در شرایطی متولد شد که نه تنها احزاب برخاسته از دولتهای پیشین- کارگزاران، مشارکت و.... با تکیه بر امکانات به دست آمده و با بازسازی نیروهای خود همچنان حضور خویش را در عرصه سیاسی اقتصادی کشور حفظ کرده بلکه احزاب دیگری مانند حزب اعتماد ملی و... به جمع آنها پیوستهاند. علاوه بر روزنامه ارگان رسمی، چندین روزنامه غیررسمی به بیان نظرات آن احزاب میپردازند. برای نمونه میتوان به روزنامه کارگزاران- ارگان حزب کارگزاران سازندگی- اشاره کرد که علاوه بر آن روزنامه شرق به طور غیررسمی به تحلیل همان دیدگاهها پرداخته به تصریح یا تلویح از آنها حمایت میکند.
حزب اعتماد ملی علاوه بر روزنامه اعتماد ملی، ارگان رسمی حزب، دارای روزنامههای دیگری مثل اعتماد، آفتاب یزد و... میباشد که به صورت غیررسمی ارگان همان حزب میباشند. احزاب فوق عمتداً مربوط به جریان اصلاحطلبی است که به منظور بازگشت به قدرت تلاش میکنند.
2- سردمداران جریان به اصطلاح اصلاحات، پس از روی کار آمدن دولت جدید، آشکارا اعلام کردند که در سالهای اول و دوم به جمعآوری کدها خواهیم پرداخت و سپس با اتکا به کدهای جمعآوری شده به نقد دولت پرداخته یا به عبارت دیگر از آن انتقام خواهیم گرفت. ولی ظاهراً از فرط علاقه برای بازگشت به قدرت، تحمل گذشت یک سال هم نداشته، به نقد قبل از موعد میپردازند! مدعیان اصلاحطلبی که طی مدت کوتاه آغاز به کار دولت جدید، نتوانستهاند کدهای انتقامجویانه را جمعآوری کنند این روزها در تلاشند با جمعآوری کدهای دوران 16 ساله گذشته به نقد دولت احمدینژاد بیشینند و به دیگر سخن عامل انبوه مشکلات ایجاد شده توسط دولتهای سازندگی و اصلاحات را دولت نهم معرفی کنند یا آن را از حل آن همه مشکل، ناتوان جلوه دهند!
3- فعالیتهای دولت نهم در عرصههای داخلی و خارجی در مدت یازده ماهه به هیچ وجه با عملکرد دولتهای پیشین که عنوان سازندگی و اصلاحات را یدک میکشیدند، نسبت به زمان مشابه قابل مقایسه نیست ولی هیچ یک از رسانهها حاضر به تبیین آنها نیست. مقایسه اجمالی میان حجم اخبار، تحلیلها و مقالات درباره نظریه گفتوگو تمدنهای خاتمی و سخنرانی وی در سازمان ملل با حجم اخبار و تحلیلها درباره نظریه عدالتطلبی و مهرورزی آقای احمدینژاد و سخنرانی ایشان در سازمان ملل متحد و نامه مهم ایشان به رئیسجمهور آمریکا میتواند همه چیز را برای افکار عمومی روشن کند. خبرگزاری ایرنا که یک خبرگزاری دولتی است- در سالگرد دوم خرداد چه حجم گستردهای از خبر و تحلیل در حمایت از جریان بهه دوم خرداد و شخص آقای خاتمی منتشر میکرد و اکنون در اولین سالگرد حماسه سوم تیر با چه حجمی؟! مراجعه به سایتهای خبرگزاریهای ایرنا و ایسنا که با بودجه دولتی اداره میشوند گواه بر این مدعاست.
4- تردیدی نیست که آقای دکتر احمدینژاد در این مدت کوتاه ریاست جمهوریاش با سفرهای متعدد خارجی و استانی که شانزدهمین آن به تبریز و انجام میشود، از خبرسازترین رئیسجمهورهای دوران پس از انقلاب بوده است ولی شاید بتوان ادعا کرد که رسانههای خارجی به مراتب بیش از مطبوعات داخلی اخبار آن را پوشش دادهاند!
5- نه تنها رسانههای داخلی از پوشش خبری و تحلیل درباره عملکرد مثبت دولت خودداری میکنند بلکه با بزرگکردن نقاط ضعف که عمدتا از میراث دولتهای قبلی است. میکوشند دولت نهم را ناکارآمد و ناتوان جلوه دهند، اختصاص حجم زیادی از مطبوعات به موضوع گرانی با عنوان «موج گرانی» همراه با طرحها و کاریکاتورهای موهن ایجاد جنگ روانی به منظور به هم ریختن بازار اقتصادی، از دیگر تلاشهای برخی رسانههای داخلی است.
6- دولت تریبون ندارد تا از آن طریق به ارائه گزارش عملکرد خود به مردم بپردازد و در برابر نقدهای انتقام جویانه به دفاع برخیزد، ولی خوشبختانه تریبونی به بزرگی کشور ایران در اختیار آقای احمدینژاد قرار دارد که با سفرهای استانی و حضور در تکتک شهرها میتواند از نزدیک و مستقیم با مردم سخن بگوید و حرفهای خود را با آنها در میان بگذارد و سخن مردم را نیز بشنود و در عرصه بینالملل هم به حضور در سازمانهای منطقهای و جهانی حرف خویش را به گوش جهانیان خواهد رسانید.
7- ملت ایران هرگز بیمهریهای رسانههای داخلی را به منتخب و خادم خود فراموش نخواهد کرد و پاسخ خویش را در سر صندوقهای آرا و دیگر عرصههای حضور سیاسی به آنها خواهد داد. امیدواریم تا دیر نشده این رسانهها دست از تخریب دولت برداشته و به دامن ملت بازگردند تا از دامان پرمهر مردم بهرهمند گردند و گرنه در برابر خشم ملت، کسی یارای مقاومت ندارد.