«جان مورتا» عضو کنگره آمریکا در شبکه تلویزیونی «سی.بی.اس» میگوید: «عراقیها توجهی به توصیهها و نصایح ما ندارند و ما هر دفعه که به آنها میگوییم به چه کسی رأی بدهند، آنها به فرد دیگری رأی میدهند، ما در شرایطی هستیم که موجب شده ارتشمان در وضعیت بدی به سر ببرد، ما از قلب و ذهن مردم عراق بیرون رفتهایم، ما نمیتوانیم در جبهه دیگری چون ایران مستقر شویم.»(15 اسفند 1384)
پژوهشگر ارشد انستیتو مطالعات استراتژیک و تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی واشنگتن در گزارشی مینویسد: «مصالحه آمریکا با ایرانی که تسلیحات هستهای دارد، بهتر از حمله یا تلاش برای تغییر رژیم است.»
«جودیت یافه» (دراین گزارش) در مورد دو راهبرد نظامی و براندازی که در آمریکا در مورد ایران دنبال میشود میافزاید: «این افکار احمقانه و مزخرف است زیرا دو گروه مدنظر آمریکا یعنی منافقین و سلطنتطلبها هیچ محبوبیتی در ایران ندارند، چرا که سازمان مجاهدین خلق یک گروه تروریستی است و سلطنتطلبان محبوبیتی ندارند، بنابراین گفتوگو و مصالحه با تهران بهترین مسیر است.» (نیویورک- واحد مرکزی خبر 15/12/84)
روزنامه نیویورک تایمز نیز جولانهای آمریکا در منطقه را در نهایت به نفع تهران میداند، و مینویسد: «اقدامات و سیاستهای دولت بوش در منطقه خاورمیانه به تقویت ایران منجر شده است به طوری که با استقرار این سیاستها طولی نخواهد کشید که ایران به ابرقدرتی جهانی تبدیل خواهد شد.» این روزنامه میافزاید: «آمریکا به دنبال این بود که دولت دموکرات سکولار در عراق تشکیل بدهد تا چالشی برای ایران باشد، اما اکنون در عراق دولتی در حال نضج گرفتن است که حاکمیت دینی به سبک ایران را دنبال میکند که میتواند برای نظام سکولار به سبک غربی چالش ایجاد کند.»
«گری سیک» عضو شورای امنیت ملی آمریکا میگوید: «هرگونه حمله نظامی به ایران در مجموع ثبات منطقه خاورمیانه را بر هم خواهد زد. حزبا.. و حماس حملات خود را علیه اسرائیل و آمریکا آغاز خواهند کرد و به علاوه لبنان، سوریه، عربستان و بحرین دچار بحران میشود.»
حسنی مبارک این سخنان «گری سیک» را کامل میکند و میگوید: «ایران، یوگوسلاوی و پاناما نیست. بلکه منطقهای است که شیعیان آن در سراسر جهان پراکندهاند، دولت ایران به منزله ستون فقرات شیعیان است.»(خبرگزاریهای مهر، فارس، 13/12/84)
فرانسیس فوکویا نویسنده مشهور آمریکایی و مؤلف کتابهای «پایان تاریخ» و «آمریکا بر سر دو راهی» به لزوم در دستور کار قرار گرفتن استراتژی سیاسی و پرهیز از استراتژی نظامی تأکید میکند و میگوید: «عملیات پلیسی و اطلاعاتی و اشغالگری در زمان کنونی مواجه با شکست است و باید با گرایشهای اسلامی معتدل در خاورمیانه به یک راهبرد سیاسی برسیم.»(روزنامه الشرق الاوسط، چاپ لندن، 28 ژانویه 2006)
مسیرهای تصویب شده برای مقابله
به اعتقاد تئوریسینهای جدید آمریکا بهترین راه مقابله با ایران گشودن فضای سیاسی کشور به سمت دموکراسی و اصلاحات است. این بخش از تئوری جدید برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران است که توسط «دیک چنی» ارائه شده و به دنبال آن وزیر امور خارجه بودجه 75 میلیون دلاری خود را برای براندازی به کنگره ارسال میکند.
رایس که 15 فوریه 2006 با اعضای کمیته روابط خارجی سنا سخن میگفت، افزود: «آمریکا به طور فعال با سیاستهای نظامی ایران مقابله و از خواستههای مردم برای آزادی و دموکراسی در کشورشان حمایت خواهد کرد.» و افزود: «ما با این پول سعی خواهیم کرد شبکههای حمایتی برای اصلاحطلبان و نارضیان ایرانی و فعالان حقوق بشر در ایران به وجود آوریم.» (رادیو کن، 28/11/84)
مقامات وزارت امور خارجه آمریکا اذعان میدارند: «ایران به یکی از اصلیترین اولویتهای سیاست خارجی در ده سال آینده تبدیل شده است.»
به گفته «آدم ارلی» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا «13 تا 15 پست نیز ایجاد شده است تا دیپلماتهای آمریکایی با تصدی آنها به مسائل مربوط به ایران بپردازند، (این دفتر به اصطلاح دموکراسی در ایران نام دارد)» (سایت بیبیسی 13/12/84)
در مسیر براندازانه آمریکا ایستگاههای مختلفی ایجاد شده است: ایستگاه سلطنتطلبان در آمریکا، ایستگاه جمهوری خواهان در برلین و پاریس، ایستگاه ضد انقلابها در اردن و عراق و ایستگاه برخی گروههای موسوم به اصلاح طلب و ملیگرا در ایران. این ایستگاهها با توجه به ابزارها و شیوههای مورد استفاده هر کدام نوعی از کاربری برای آمریکا را به دنبال دارند، مثلا منافقین فقط میتوانند به گردآوری اطلاعات، و تجمعات چند نفره در مقابل سفارت خانههای ما در خارج از کشور و پرتاب تخممرغ و گوجه بسنده بکنند، اما گروههای جمهوریخواه میتوانند راهبردهای براندازنه را در ظاهر ادعای اصلاحطلبی بیان کنند، و اصلاحطلبان داخلی هم...
تواناییهای براندازان
براندازان در طول سه دهه اخیر نشان دادهاندکه به سبب مشکلات استراتژیک که دارند، توانایی جذب مردم را ندارند. در جهان کمتر اپوزیسیونی وجوددارد که سه ویژگی عمده «رسانه»، «قدرت مالی» و «حمایت معنوی» را دارا باشد.
باتریتا پاریسی کارشناس امور خاورمیانه آمریکا در این زمینه با شبکه الجزیره میگوید: «مشکل رایس و هیأت حاکمه آمریکا این است که مخالفان نظام ایران برای ترویج دموکراسی در این کشور از پایگاهی در داخل و خارج برخوردار نیستند و بسیاری از گروههای مخالف دستکم بیش از ربع قرن در تبعید به سر میبرند و با حوادثی که در داخل کشور روی میدهد در ارتباط نیستند.» وی افزود: «اوضاع ایران با اوضاع 25 سال پیش در زمینههای مختلف فرق کرده و به کشوری پیشرفته مبدل شده است.»
اکونومیست هم مینویسد: «تغییر رژیم تهران هدفی دور از دسترس برای کاخ سفید است و شکل دادن به یک جریان مخالف واقعی در ایران حتی با کمک مالی آمریکا دشورا خواهد بود.»
چارلز کوپکان، عضو ارشد شورای روابط خارجی آمریکا با اشاره به سیاستهای جدی واشنگتن، در سرمایهگذاری 75 میلیون دلاری برای ایجاد تغییر در ایران مینویسد:«دولت آمریکا در انتخاب استراتژی تغییر حکومت ایران که بر پایه تجربه برخوردش با اروپا بود، در اشتباه است. شرایط حکومت ایران، شباهت کمی به آن دسته حکومتهای دیکتاتوری اروپا دارد که با چنین اقداماتی از سوی آمریکا ساقط شدهاند.»
این استاد دانشگاه رج تاون مینویسد: «بهترین راه رسیدن برای محو کردن حکومت تهران ارائه برنامههای رادیویی فارسی به مردم ایران نیست، بلکه ارائه جلوهای واقعی از ملحق شدن این کشور به دوران جامعه بینالملل است. با انجام منظم این کار، که از بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی شروع میشود، آمریکا می تواند تهران را به حرکت در مسیر عدم تمرکز، شفاف عمل کردن و پاسخگو بودن تشویق کند. واشنگتن میتواند با سرمایهگذاری روی تمایلات مثبتی که نسبت به آمریکا در ایران وجود دارد، نسل جدیدی از اصلاحطلبان را پرورش دهد که بیش از آنکه آمریکا را شیطان بزرگ بدانند، آن را شریکی در چشمانداز آینده ببینند.» (لس آنجلس تایمز، 1 مارس 2006)
مناقصههای براندازانه
رادیو آلمان در گزارشی از طرح آمریکا برای ایران میگوید: «جنگ رسانهای و اینترنتی برای تبلیغ دموکراسی، کمکهای مالی به اصلاحطلبان و سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق بشر و اتحادیههای کارگری در داخل ایران و تلاش برای جذب دانشجویان و پژوهشگران ایرانی، بخشهای مهم استراتژی واشنگتن را تشکیل میدهند.» (رادیو دویچه آلمان 17 فوریه 2006)
شیرین عبادی هم میگوید: «غرب باید فعالان حقوق بشر و دموکراسی را در ایران حمایت کند و جوایر بینالمللی را به رهبران مقاومت در زندان بدهد تا اهداف آنها برای افکار عمومی روشن شود.»
در این باره میتوان به انعکاس نشست «افقهای دموکراسی در ایران در سنای آمریکا با مشارکت برخی از دانشجویان سابق عضو دفتر تحکیم وحدت که اینک در نقش اپوزیسیون ظاهر میشوند اشاره کرد. این نشست با حضور تعدادی از اعضای کنگره برگزار شد و «علی افشاری» و «اکبر عطری»، خواهان حمایت از حرکتهای آزادی خواهانه در داخل ایران شدند. همچنین سناتور جمهوریخواه «ریک سنتروم» نیز از تقدیم طرح حمایت از دموکراسی در ایران خبر داد.
علی افشاری در این جلسه خواستار دخالت شورای امنیت برای برقراری حکومت دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران شد! (سایت اینترنتی بیبیسی 13/12/84)
بنیصدر رئیسجمهور مخلوع و فراری هم طرحی 12 مادهای به ادعای خود برای انجام ایران ارائه داده است. (سایت ایران امروز، 12/12/84)
رضا پهلوی نیز طرح برقراری دموکراسی به جای حمله نظامی و چانهزنی را پیشنهاد کرده که در آن به جای حمله نظامی خواستار حمایت جهانی از مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی شده است. (سایت اخبار امروز، 13/12/84)
در مجموع باید گفت: همزمان با طرح مسأله کمک آمریکا و ایجاد بخش ویژه برای امور ایران در وزارت خارجه این کشور ضد انقلاب و پایگاههای اینترنتی وابسته به آنان به هدف جذب کمکهای تلاش کردهاند که ضمن معرفی خود به عنوان اپوزسیون توجه آمریکا را جلب نمایند. اما ایجاد بخش ویژه در وزات خارجه آمریکا و مدیریت بودجه اختصاص داده شده و ایجاد تغییرات از سوی آن بخش، نشان میدهد که واشنگتن ضد انقلاب خارجنشین را جدی نگرفته و به جای اختصاص بودجه به آنان میخواهد با اختصاص بودجه به وزارت خارجه در جهت اعمال فشار دولتی بر ایران گام بردارد.