در اواخر سال تحصیلى گذشته، استادانى از هیئتهاى علمى دانشگاه تهران بازنشسته شدند که برخى از آنها در رشتههاى تخصصى خویش، بىنظیر یا کم نظیر بودند وهم اکنون در برخى مواد درسی، کرسى تدریس مربوطه معطل و بدون متصدى مانده است. از این روی، انتقادات فراوانى بر وزارتخانه و رئیس جدید دانشگاه تهران وارد شده و مىشود. هرچند به جهت قانونی، این امر، مخدوش نیست و بازنشستهشدگان، شرایط بازنشستگى را داشتهاند، اما نکته در آن است که چرا تنها برخى از دارندگان شرایط بازنشستگى که ظاهرا ویژگى نسبتا مشترکى هم دارند (ویژگى که ناخوشایند مسئولین مربوطه است) حکم بازنشستگى را دریافت نموده، بسیارى استادان دیگر همچنان به تدریس مشغولند. البته توضیحاتى که مسئولین امر در این رابطه ارائه نمودند به شدت چنین اتهاماتى را رد مىنمود و نشان مىداد که علت بازنشسته نمودن اساتید مزبور، ابدا به دلیل ویژگى خاصى که براى مسئولین، ناخوشایند باشد نبوده است، بلکه امورى نظیر رتبه تدریسى و سابقه تدریس، در این کار مدخلیت داشتهاند.
در هر حال، این مسئله (که بخشى از جامعه دانشگاهى را تلخکام نمود) از سوى طیف مخالف آن بر محور معارضه مسئولین با دگراندیشان و روشنفکران غربزده و ناارتدوکس تحلیل شد و از سوى طیف موافق آن بر اساس تلاش مسئولین جهت جوان نمودن کادر علمى و استفاده از نخبگان علمى بیشتر، تبیین گردید.
در این میان، آیتالله صانعى در دیدار انجمن اسلامى دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکى تهران و اعضاى شوراى مرکزى پردیس قم دانشگاه تهران که دکتر معصومه ابتکار نیز آنان را همراهى مىکرد، گفتند: “اگر امروز استادانى را از هیئتهاى علمى کنار مىزنند به این دلیل است که افراد وابسته به تحجر و افرادى که مىخواهند مردم نادان باقى بمانند مىخواهند به دانشگاه ضربه بزنند و نیزه ستمشان را متوجه دانشگاه مىکنند.”(1) ایشان به صراحت، به جاى “بازنشسته کردن استادان”، “کنار زدن استادان از هیئتهاى علمی” را به کار بردهاند که تا اندازهاى از واقعیت امر به دور است، زیرا “کنار زدن استادان”، مفهوم “اخراج غیرقانونی” را به ذهن متبادر مىسازد و این در حالى است که هم طیف مخالف و هم طیف موافق با مسئله بازنشسته کردن اساتید، اذعان به کاملا قانونى بودن این کار دارند.
آیتالله صانعى علاوه بر این، علت این بازنشسته کردن را تحجر و مبارزه با دانایى بر شمردهاند، یعنى مسببین این مسئله، قصد دارند مردم نادان باقى بمانند. خب این تحلیل، با دو تحلیلى که قبلا بیان شد مطابقت ندارد. آن طور که گذشت، مخالفین مىگویند مسئولین امر براى مبارزه با آنچه به نظرشان تفکر غربى ودگراندیشى است به این کار دست زدهاند. به نظر مسئولین، تفکر غربی، نظم اعتقادى و ایمانى و انقلابى مردم را به هم مىریزد و شک والحاد و سستى در عقیده را ترویج مىدهد. بنابراین، مىتوان گفت حتى به عقیده مخالفین بازنشسته شدن اساتید دانشگاه، مسئولین قصد حفظ ایمان و اعتقاد دانشجویان از گزند دگراندیشى و شکاکیت را داشتهاند نه قصد “نادان نگاه داشتن مردم”، چه اینکه اساتید عالم، دانشمند و نخبه بسیارى در دانشگاه حفظ شدهاند تا به دانشجویان آگاهى و دانایى عطا کنند. البته بیشتر مخالفین بازنشستگى اساتید، بالطبع، این تدبیر را ناصحیح مىدانند و معتقدند باید صحنه دانشگاه براى ابراز عقیده کلیه اساتید از هر طیف فکرى کاملا باز و آزاد باشد و نباید از سستى ایمان دانشجویان هراسید. در هر حال، مسئله مورد تاکید مخالفین، باز بودن صحنه دانشگاه براى هر طیف فکرى است و مسببین بازنشستگى اساتید را مخالف این آزادى مىشمارند نه آنکه محور بحث، دانایى و نادانى مردم باشد و مخالفین، طالب دانایى مردم و مسببین بازنشستگی، طالب نادانى مردم باشند.
آیتالله صانعى در پایان صحبتشان به دانشجویان دستور تقیه دادهاند: “شما دانشجویان تقیه را حفظ کنید چون اگر شما تقیه نکنید شماها را قلع و قمع مىکنند. بنابراین هر جا لازم دیدید حرکت نکنید.” تعبیر تند ایشان، “قلع و قمع کردن”، چندان تعبیر شایستهاى نیست و به “سیاه نمایی” نزدیک است. در حال حاضر، جنبش سیاسى دانشجویان در بسیج دانشجویى و انجمن اسلامى دانشگاهها و دیگر تشکلهاى دانشجویى متحقق است و البته دانشجویان مراقبند احزاب سیاسى از آنها بهرهبردارى حزبى ننمایند وآنان را به صحنه بازىهاى جناحى خویش نکشانند.
منظور از دستور تقیه که آیتالله صانعى بیان کردهاند چیست؟ آیا ایشان دانشجویان را داراى اعتراضات تند و تیز و مخالفتهاى شدید با نظام یا با برخى مسئولین قلمداد کردهاند که دستور تقیه دادهاند و بیان کردهاند که دانشجویان بدون تقیه حتما قلع و قمع مىشوند؟ آیا صحنه سیاسى کشور و دانشگاهها این قدر تیره و تار و خفقان آور شده است؟ به راستی، این “قلع و قمع” در کجا و چه زمان اتفاق افتاده که هم اکنون هم بیم تحقق دوباره آن را دارند؟ آیا “دانشجویان”آن هم به وجه کلى را اپوزیسیون و مخالف مسئولین نشان دادن، با واقعیت خارجى تطبیق مىکند؟!! حاشا و کلا. کاملا مشهود است که این تصویر با آنچه واقعا در دانشگاه مىگذرد تطبیق نمىکند و آیتالله صانعى از درون تشکلهاى دانشجویى و فعالیتهاى دانشجویان که قشر عظیمى از آنها با پایبندى به انقلاب و دستاورد امام راحل، به علم آموزی، پیشرفت دانش و صنعت و تکنولوژى کشور مشغولند، اطلاع محسوس و ملموس و نزدیکى ندارند و شاید تنها بخشى از دانشجویان که با فعالیتهاى سیاسى افراطی، به دام احزاب تندرو افتادهاند را مىبینند.
دانشگاه، مهد علم، تعهد و اعتقاد به پیشرفت و بهروزى کشور اسلامى است و با تحریکها و انگیزشهاى این یا آن حزب و گروه، از میدان به در نمىرود و در صورتى که نیاز به اعتراض علیه یک روند ناصحیح از سوى مسئولین احساس نمود، تقیه ننموده، به صراحت و با رعایت کامل نزاکت سیاسى و دورى از ایجاد التهاب کاذب سیاسى در جامعه، به بیان خواسته و اعتراض خویش اقدام مىنماید و از هیچ تنبیه یا بدرفتارى نیز باکى ندارد. دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههاى کشور، به استقلال و سرافرازى ملت و دیانت مىاندیشند و با نزدیکى و پیوندى که میان خود و مسئولین احساس مىکنند، هرگز نیازى به تقیه نمىبینند. این همان تصویر درستى است که از دانشگاههاى متعهدمان داریم و عدهاى قلیل که شاید با اصل نظام اسلامى مخالف بوده، به تشکیل دولت و نظامى سکولار و لیبرال دموکرات مىاندیشند، در این میان، آنقدر ناچیز و بىمقدارند که در حساب نمىآیند و در جنبش عظیم دانشجویی، چونان خسى در موج دریا ناپیدایند.