اول - فناوری عنصر کلیدی توسعه
امروزه فناوری عنصر کلیدی توسعه اقتصادی و اجتماعی محسوب میشود. سرمایهگذاری در ایجاد و گسترش فناوریهای جدید سالهاست که به عنوان موتور توسعه به رسمیت شناخته شده است. فناوری میتواند کارایی و اثربخشی را افزایش دهد، زمان تولید و عرضه محصولات به بازار را کوتاه کند و نیازهای انسانی را تامین کند. با ایجاد محصولات جدید و عرضه خدمات متنوع به بازار، از طریق نوآوریهای تکنولوژیک، بنگاههای اقتصادی میتوانند فرصتهای جدیدی را برای دستیابی به رقابتپذیری و رشد به دست آورند. ظهور اقتصاد دانش محور و جهانیسازی اقتصاد به شدت این باور را تقویت کرده است که رقابت پایدار مستلزم آن است که شرکتها، عملکرد خود را در بازار بینالمللی از طریق ارتقای کارآیی، کیفیت و قابلیت اعتماد محصولات تولیدیشان افزایش دهند و این امر خود مستلزم به کارگیری فناوریهای نوین است.
دوم - فرایند انعقاد قراردادهای انتقال فناوری
تعریف واحدی از فناوری ارائه نشده است. فناوری را میتوان مجموعهای از آگاهیها، دانشها، فنون، مهارتها، تجربیات و سازماندهی دانست که برای تولید، تجاریسازی و بهرهمندی از کالاها و خدماتی که نیازهای اقتصادی و اجتماعی را تامین میکنند، مورد استفاده قرار میگیرند. لازم به ذکر است که میان فناوری محصول و فناوری فرآیند میتوان تفکیک قائل شد. همچنین معمولا میان انتقال افقی و انتقال عمودی فناوری تفاوت قائل میشوند. انتقال افقی فناوری فرایندی است که به انتقال فناوری از فعالیتهای تحقیق و توسعه (RD) به موسسات بهرهبردار از نوآوری منجر میگردد.
انتقال عمودی فناوری، فرایند حرکت فناوری از یک هدف یا محل به هدف یا محلی دیگر است. انتقال بینالمللی فناوری در قالب قراردادهای انتقال فناوری و سایر شیوهها از این نوع است. در این مفهوم، انتقال فناوری فرایندی است که به وسیله آن دانش مربوط به تغییر ورودیها به خروجیهای رقابتی، به وسیله یک موسسه از منبعی در کشوری دیگر به دست میآید. انتقال فناوری بینالمللی از کانالها و مکانیسمهای متفاوتی، اعم از رسمی و غیر رسمی، امکانپذیر است.
فرایند انتخاب و مذاکره برای انتقال فناوری را میتوان به طور خلاصه شامل مراحل زیر دانست:
1- تعیین راهبرد تکنولوژیک در بنگاه؛
2-کسب اطلاعات از فناوری و بازار فناوری؛
3-توجه به معیارهای انتخاب مناسبترین فناوری؛
4-ملاحظه شرایط حقوقی و قراردادی که فرایند مذاکره را شکل میدهد؛
5-انعقاد نهایی قراردادهای انتقال فناوری و اجرای آن.
سوم - عمق فناوری و دامنه انتقال
انتقال فناوری که به دقت انتخاب شده، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، میتواند سطح تکنولوژیک این کشورها را ارتقا دهد. در این باره باید میان گام کوتاهتر (SHORTERRUN) و گام بلندتر (LONGERRUN) تمایز قائل شویم. در حرکت کوتاهتر، انتقال فناوری، بنگاه دریافتکننده را قادر میسازد که ظرفیت تولید خود را نوسازی کند. در صورت تحقق نوآوریهای تولیدی، محصولات جدیدی ممکن است ساخته شوند یا کیفیت محصولات فعلی ارتقا یابد.
این روش میتواند باعث به روز شدن محصولات تولیدی شود که آثار مثبتی برای مصرفکنندگان نهایی در داخل کشور یا مصرفکنندگان صنعتی خواهد داشت یا مصرفکنندگان صنعتی خواهد داشت و حتی شاید ظرفیت رقابتی شرکت را در بازارهای بینالمللی بالا ببرد. در زمینه نوآوریهای فرایندی، بنگاه دریافتکننده فناوری به فناوریهای جدیدی دست مییابد که او را قادر میسازد تا کارایی محصولات جدید را بهبود ببخشد و عملکرد آنها را به روز کند و یا حتی در صورت ادغام با نوآوریهای محصولی، ممکن است به ساخت نسلهای جدیدی از محصولات منجر شود.
اما برای دستیابی به تاثیرگذاری شدید انتقال فناوری در توسعه فناوری داخلی، اتخاذ راهبرد «گام بلندتر» ضروری است، زیرا که افزایش ظرفیت تولید الزاما به ارتقای تکنولوژیک کشورها و موسسات صنعتی منجر نمی شود. این رویکرد به مسئله ایجاد قابلیت در شرکتهای داخلی برای دست و پنجه نرم کردن و رقابت با تغییرات و نفوذ تکنولوژیک دربافت صنعت ملی، میپردازد.
گسترده و دامنه انتقال فناوری نیز در قراردادهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. در برخی از قراردادها انتقال فناوری صرفا در حد دانش فنی ساخت یک محصول مشخص یا بازسازی یک خط تولید قدیمی است در حالی که برخی از قراردادها از جامعیت بیشتری برخوردار هستند. در شکل شماره 1 اجزا و عناصر یک قرارداد انتقال فناوری جامع نمایش داده میشود.
از نظر عمق فناوری دریافتی جریان انتقال فناوری را میتوان به سه مسیر تقسیم کرد. این سه مسیر در شکل شماره 2 ترسیم شدهاند.
مسیر الف شامل خرید کالاهای سرمایهای و خدمات فنی است که توان یک شرکت محلی را برای ساخت برخی محصولات توسعه میدهد. استفاده از این روش مستلزم تاسیس یک کارخانه جدید یا نوسازی یک کارخانه موجود است. طبعا این مسیر نمیتواند دریافتکننده فناوری را برای بهرهبرداری کارآمد از تجهیزات یا تغییر در فناوری توانمند کند.
مسیر ب واگذاری و عرضه مهارتها و دانش فنی لازم برای بهره برداری (راهاندازی) و تعمیر و نگهداری میشود. انواع مختلفی از دانشهای فنی برای بهرهبرداری و نگهداری یک فرایند تولیدی جدید یا تغییر یافته ضروری است. مسیر ب از دو طریق تحقق مییابد
اول: اطلاعات مدون شده در دستورالعملها، جداول، فرمولها و غیره.
دوم: از طریق آموزش و هدایت عملی که میتواند به ارتقای سرمایههای انسانی دریافتکننده فناوری منجر گردد.
مسیر ب نیز نمیتواند دریافتکننده را در جایگاهی قرار دهد که قادر به تحول و تغییر در فناوری شود.
مسیر پ در برگیرنده دانش، آگاهی و تخصصهایی است که برای اجرای تغییر و تحولات تکنولوژیک ضرورت دارد. این مسیر عمیقترین سطح دانش فناوری را شامل میگردد که فراتر از دانش بهرهبرداری و نگهداری است. مسیر پ شامل دو جریان اصلی است. جریان اول متضمن دانش لازم برای درک اصول اساسی فرایندهای تولید، طراحی محصول و مواد مصرفی است که معمولا به آن «دانش چرایی» (WHY-KNOW) میگویند. این نوع از دانش، دریافتکننده را برای بهبود و ارتقای سیستم تولید توانمند میکند. جریان دوم شامل انواع خاصی از تخصصهای لازم برای اعمال اصول و قواعد ضروری طراحی و اجرای تغییرات تکنولوژیک است. مسیر پ دریافتکننده را در طولانی مدت قادر بر همراهی با تحولات تکنولوژیک خواهد کرد.
چهارم ـ انواع روشها و قراردادهای انتقال فناوری
ابزارها، شیوهها و روشهای مختلفی برای دریافت و کسب فناوری از خارج وجود دارد. این روشها را میتوان از یک منظر به روشهای تجاری، قراردادی و رسمی از یک طرف و روشهای غیرتجاری، غیرقراردادی و غیر رسمی از طرف دیگر تقسیم کرد (جدول1). همچنین ابزارهای انتقال فناوری از نظر جامعیت و تاکید بر جنبههای ملموس و غیر ملموس فناوری نیز قابل تقسیم هستند.
جامعترین روش دریافت فناوری، سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی نه تنها فناوری، بلکه مهارتهای مدیریتی، ارتباط با بازار و همین طور سرمایه را با خود به همراه میآورد. ابزار جامع دیگری نیز وجود دارد که همانا قراردادهای «ساخت، بهرهبرداری و انتقال»، (BOT) نام دارند. در BOT طرفهای خارجی کارخانهها یا دیگر پروژههای بزرگ و زیربنایی را میسازند، مدیریت میکنند و مورد بهرهبرداری قرار میدهند تا زمانی که سرمایهگذاری آنها را جبران کند.
روشهایی همچون قرارداد سازنده تجهیزات اصلی (OEM)، قرارداد سازنده طراحی اصلی (ODM) و پیمانکاریهای فرعی برای ساخت قطعات نیز شیوههایی برای انتقال فناوری محسوب میگردند. در پیمانکاری فرعی دست کم مشخصات فنی واگذار میشود. گاهی اوقات متدهای تولید، دانش فنی و کمکهای فنی نیز عرضه شده و انواع خاصی از تجهیزات تولیدی و اجزا و مواد ورودی نیز طراحی میشوند.
انواع روشهای انتقال فناوری
الف ـ روشهای غیر تجاری، غیر قراردادی و غیر رسمی
1- تقلید، کپیسازی و مهندسی معکوس؛
2- آموزش؛
3-مطالعه اسناد اختراع؛
4-مطالعه کتب و مقالات؛
5-استخدام متخصصان کلیدی خارجی؛
6-جاسوسی صنعتی؛
7-تحصیل در دانشگاههای خارجی؛
8-بازدید از نمایشگاهها و کارخانجات
ب- روشهای تجاری، قراردادی و رسمی
1- قرارداد لیسانس اختراع؛
2- قرارداد لیسانس دانش فنی؛
3- قرارداد لیسانس علامت تجاری؛
4- قرارداد لیسانس کپی رایت؛
5- قرارداد فرانشیز و توزیع؛
6- قرارداد سرمایهگذاری مشترک؛
7- قرارداد پروژه آماده بهرهبرداری؛
8- قرارداد تحقیق و توسعه؛
9- قرارداد طراحی و خدمات مهندسی؛
10- قرارداد خدمات مدیریت؛
11- قرارداد همکاری فنی؛
12- قرارداد خدمات فنی؛
13- قرارداد مشاوره؛
14- قرارداد ساخت، بهرهبرداری و انتقال؛
15- قرارداد سازنده با طراح اجزاء اصلی؛
16- قرارداد پیمانکاری فرعی؛
17- قراردادهای خرید کالاهای سرمایهای؛
18- سرمایهگذاری مستقیم خارجی؛
19- قرارداد بازسازی و نوسازی؛
20- قرارداد تعمیر و نگهداری؛
21- کسب و ادغام؛
22- اتحاد استراتژیک؛
23- قراردادهای مربوط به رایانه (نرمافزار یا سختافزار)؛
24- قراردادهای مهندسی، تامین و ساخت؛
25- قراردادهای تجارت متقابل (بای بک).
پنجم - آشنایی با برخی از قراردادهای انتقال فناوری
در اینجا هشت نوع قرارداد انتقال فناوری به اختصار معرفی میشوند. لازم به یادآوری است که این قراردادها کمتر به صورت مستقل و خالص مورد استفاده قرار میگیرند و معمولا با توجه به اوضاع و احوال، ترکیبی از چند روش در قالب یک قرارداد انتقال فناوری دو رگه (HYBRID) مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
1- خرید حق اختراع (یا سایر حقوق مالکیت صنعتی):
یکی از ساده ترین شکلهای انتقال فناوری، خرید کامل حقوق انحصاری مربوط به یک اختراع ثبت شده از مالک آن است. وقتی که تمامی حقوق انحصاری یک اختراع ثبت شده به فرد یا شخص حقوقی دیگر، منتقل می شود، میگویند این حقوق«واگذار» شده است. این شیوه واگذاری در قوانین بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده است. این روش همچنین در مورد واگذاری حقوق انحصاری مربوط به نمونه های اشیای مصرفی، طرحهای صنعتی و علائم تجاری و دیگر انواع مالکیتهای صنعتی استفاده میشود.
2- قرارداد پروانه بهره برداری(لیسانس) دومین شیوه حقوقی، از طریق پروانه بهره برداری است یعنی صدور مجوز از سوی مالک یک اختراع ثبت شده به فرد یا شخص حقوقی دیگر، (در یک کشور و برای دوره زمانی اعتبار حقهای مربوط به آن اختراع) برای اجرای یک یا چند عملی که به وسیله حقوق انحصاری مربوط به حق اختراع ثبت شده مورد نظر، در آن کشور، پوشش داده می شوند. وقتی که این اجازه صادر می شود«پروانه بهره برداری» اعطا شده است.
یادآوری میشود که اقدامات موصوف ساختن یا استفاده از محصولی است که شامل آن اختراع می شود یا ساختن محصولاتی به وسیله فرایندی است که شامل آن اختراع می گردد، یا استفاده از فرایندی است که آن اختراع را در بر می گیرد. مفهوم «پروانه بهره برداری» (لیسانس) نیز در قوانین بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده است. این روش در مورد انواع دیگر مالکیتهای صنعتی هم مورد استفاده قرار میگیرد.
3-قرارداد دانش فنی: سومین روش از روشهای سه گانه اصلی حقوقی برای انتقال و به دست آوردن فناوری به دانش فنی مربوط می شود. در صورتی که شروط مربوط به دانش فنی در یک نوشته یا سند مجزا و متمایز ارائه گردد آن سند یا نوشته معمولا «قرارداد دانش فنی» نامیده می شود. از طریق چنین شروطی، یک طرف یعنی عرضه کننده دانش فنی، متعهد می گردد تا دانش فنی را برای استفاده به طرف دیگر یعنی گیرنده دانش فنی، انتقال دهد.
دانش فنی ممکن است به شکل ملموس، انتقال داده شود. اسناد، عکسها، نقشهها (اوزالید)، کارتهای رایانهای و میکروفیلم، در میان سایر موارد، نمونه هایی از شکلهای ملموس هستند. مثالهای از دانش فنی که ممکن است در چنین شکلهایی منتقل شوند، عبارتند از: نقشههای مهندسی ساختمان یک کارخانه، طرحهای جانمایی تجهیزات در کارخانه، ترسیمات یا نقشه های اوزالید ماشین آلات، فهرستهای قطعات منفصل، کتابچههای راهنما یا دستورالعملهای به کارگیری ماشین آلات یا مونتاژ قطعات، فهرستها و مشخصات مواد جدید، محاسبات زمانی کارگر و ماشین، نمودار جریان کار، دستورالعملهای بسته بندی و انبارداری، گزارشهای مربوط به پایداری و شرایط محیطی و شرح شغلهای مربوط به کارکنان فنی و متخصص. این دانش فنی در شکل ملموس، گاهی اوقات«اطلاعات با دادههای فنی» نامیده میشود.
دانش فنی همچنین ممکن است در شکل غیر ملموس منتقل شود. نمونه هایی از این شکل، این است که یک مهندس از سوی عرضه کننده دانش فنی، فرایندی را برای مهندسی از سوی پذیرنده دانش فنی، توضیح دهد یا یک مهندس ساخت و تولید از طرف پذیرنده دانش فنی، خط تولید شرکت عرضه کننده را بازدید کند. مثال دیگر، آموزش فنی کارکنان دریافت کننده دانش فنی در کارخانه دریافت کننده یا در شرکت عرضه کننده، است. دانش فنی در شکل غیر ملموس از طریق نمایش گذاشتن یا ارائه مشاوره در زمینه تولید یا دیگر عملیات اجرایی، گاهی اوقات «خدمات فنی» نامیده میشود.
دانش فنی در شکل غیر ملموس از طریق آموزش فنی گاهی اوقات «دستیاری فنی» نامیده می شود. وقتی دانش فنی در شکل غیر ملموس، شامل هدایت عملی عملیات ساخت و تولید یا عملیات دیگری از قبیل طراحی یا مدیریت مالی و پرسنلی یا بازاریابی، باشد. بعضا«خدمات مدیریتی» نامیده میشود.
4-فروش و وارد کردن کالاهای سرمایهای: انتقال و به دست آوردن تجاری فناوری با فروش، خرید و وارد کردن تجهیزات و دیگر کالاهای سرمایهای صورت می گیرد. ماشین آلات و ابزارهای لازم برای ساخت محصولات یا اجرای فرایندها نمونه هایی از تجهیزات سرمایه است. مواد خام از قبیل نقت تصفیه نشده یا اسید فسفریک را نیز میتوان جز کالاهای سرمایهای به حساب آورد که اگرچه این مواد به عنوان محصول شناخته می شوند، ولی در عین حال برای تولید دیگر محصولات از قبیل گازوئیل یا کود شیمیایی حسب مورد ضرورت دارند. به همین ترتیب، کالاهای واسطهای همچون پنبه، نخ های پلی استر یا پارچه و چرم، که برای تولید خودرو، مونتاژ می شوند را نیز میتوان کالاهای سرمایه به حساب آورد که برای ساختن دیگر محصولات، مورد نیاز هستند.
5-امتیاز فعالیت تجاری و توزیع:«امتیاز فعالیت تجاری» یا «توزیع» توافقات تجاری هستند که به وسیله آنها شهرت، اطلاعات فنی و تجربه یک طرف، با سرمایه طرف دیگر با هدف فروش کالا یا ارائه خدمات مستقیم به مصرف کننده، ترکیب میشود. کالاهای مورد بحث ممکن است همچون اسباب و وسایل خودروها یا خانه، با دوام باشند یا مانند غذای آماده یا نوشیدنیها، مصرفی باشند. خدمات ممکن است شامل اجاره دادن وسایل سرمایهای همچون خودرو، کامیون یا وسایل برقی گردد و یا هتلداری، تسهیلات خشک شویی یا خدمات منشی گری را هم شامل شود.
نمایندگی فروش چنین کالاها و خدماتی معمولا از علامت تجاری یا خدماتی یا یک نام تجاری و یا نماد یا طرح خاص کالاها یا خدمات استفاده میکند. صدور مجوز برای استفاده از چنین علائم یا نامهایی توسط مالک آنها معمولا با عرضه دانش فنی توسط آن مالک به شکلهای مختلف، اعم از اطلاعات فنی، خدمات فنی، همکاری فنی و خدمات مدیریتی در رابطه با تولید، بازاریابی، تعمیر و نگهداری و اداره کردن، ترکیب میشود.
6-توافقات مشاوره: کمک از سوی یک مشاور یا شرکت مشاوران که خدمات مشاوره یا دیگر خدمات را ارائه خواهند داد در رابطه با طرح ریزی یک فناوری واگذار شده و برای دریافت واقعی آن، می تواند مفید باشد. چنین توافق تجاری نه تنها به دریافت فناوری کمک میکند بلکه تجربه حاصله و دروسی که به هنگام درگیری با موضوع و کارکردن با مشاور یا شرکت مشاوران فراگرفته میشود دانش با ارزشی است که می تواند به اجرای بهتر پروژه آتی کمک کند.
در زمینه طرحریزی، دریافت مشاوره و خدمات ممکن است به نحوه انتخاب محصولی که قرار است ساخته شود یا بهبود پیدا کند و به فناوری مورد استفاده، به سرمایه مورد نیاز، به نوع سازماندهی تجاری یا دیگر موضوعهای مربوط به تاسیس یک واحد تجاری و به تناسب هریک از آنها با هدف یا اهداف مورد نظر مربوط شود.
خدمات مشاورهای ممکن است اجرای یک پروژه را نیز در بربگیرد. خدمات «طراحی و مهندسی» یک نمونه رایج است. چنین خدماتی موارد زیر را دربر میگیرد: آماده کردن یک نقشه برای محل کارخانه، طرح ساختمان کارخانه، طرح ماشین آلات یا دیگر تجهیزات، آماده کردن اسناد مناقصه برای ساختن ساختمان یا تجهیزات کارها مهندسی ساختمان، ارزیابی پیشنهادات و توصیه در زمینه واگذاری پیمانکاریها، نظارت بر ساختن کارخانه، شامل نصب تجهیزات، نظارت بر راه اندازی و تست کردن تجهیزات، اتخاذ تصمیم در مورد کارکرد فرایند مورد استفاده، دادن مشاوره در مراحل اولیه در مورد طرز کار تجهیزات خاص یا کل کارخانه.
یک یا چند مشاور یا شرکتهای مشاورهای ممکن است در ارائه خدمات مورد بحث شرکت داشته باشند. اما معمولا هر مشاور یا شرکت مشاورهای در نوع خاصی از خدمات تخصص دارد از قبیل: طرحریزی سرمایه گذاری، طراحی و مهندسی، آثار زیست محیطی، بازاریابی یا مدیریت و سازماندهی تجاری، به یک معنا، خدمات نوعی ازدانش فنی است. بنابراین، خدمات مزبور میتواند در چهارچوب یک قرارداد دانش فنی مخصوصا در قراردادها و توافقات خدمات فنی، قرارگیرد.
7-پروژه کلید در دست (آماده بهره برداری): در موارد خاص، دو یا چند توافق تجاری و قاعدتا شیوههای حقوقی منبعث از آنها، ممکن است طوری ترکیب شوند، که طبق آنها طرح ریزی، ساخت و اجرای یک کارخانه، به یک عرضه کننده فناوری یا به تعداد بسیار محدودی از عرضه کنندگان فناوری، سپرده شود. بنابراین «پروژه آماده به کار» میتواند شامل ترتیبات جامعی از شیوههای حقوقی خاصی باشد که به وسیله آنها یک طرف متعهد می شود تا یک کارخانه صنعتی را که منطبق با استانداردهای اجرایی پذیرفته کار می کند به طور کامل به کار فرمایش(دریافت کننده فناوری) تحویل دهد. معمولا در یک پروژه آماده به کار یک طرف متعهد می شود نسبت به طراحی کارخانه صنعتی و ارائه اطلاعات فنی برای به کار انداختن آن به موکلش اقدام کند.
در حالت اخیر ممکن است علاوه براین برای کسب حقوق فناوری مزبور در کارهای مهندسی عمران و برای تدارک خدمات و کمکهای فنی مربوط به ساخت کارخانه، خرید و نصب تجهیزات، مواد خام یا اجزا و قطعات، آموزش مهارتی و نظارت بر راه اندازی کارخانه، ترتیبات تکمیلی در نظر گرفته شود. این طرح «کلید در دست» نامیده می شود به این خاطر که نتیجه نهایی پروژه این است که کلید در کارخانه صنعتی آماده به کار به کارفرما، تحویل داده میشود. این یک اقدام نمادین برای اعلام به اتمام رسیدن وظایف توافق شده میان طرفین است.
8-توافقات سرمایه گذاری مشترک: سرمایه گذاری مشترک دارای دو شکل اصلی است، شرکت سرمایهگذاری مشترک و سرمایه گذاری قراردادی.
شرکت سرمایهگذاری مشترک توافقی است که به وسیله آن یک شخص حقوق مستقل براساس توافق یک یا چند طرف، ایجاد می شود. طرفین متعهد می شوند پول یا دیگر منابع مالی متناسب با سهمشان را در دارائیها یا دیگر سرمایههای آن موسسه حقوقی، تامین کنند. این موجودیت حقوقی معمولا به صورت یک شرکت با مسئولیت محدود تاسیس میشود و مستقل از هریک از طرفینی است که در ایجاد آن مشارکت کردهاند. این شرکت مالک منابعی می شود که توسط هر طرف عرضه شده است. یعنی هریک از طرفها، «مایملکی» در شرکت دارند.
از طرف دیگر، سرمایهگذاری مشترک قراردادی، ممکن است در مواردی که تاسیس یک شخصیت حقوقی مستقل ضرورتی نداشته باشد یا وقتی که ایجاد چنین موجودیتی امکان پذیر نباشد، مورد استفاده قرار گیرد. این امر در مواردی صادق است که پروژه مورد نظر، شامل یک وظیفه یا فعالیت محدود گردد یا برای زمان محدودی باشد یا در شرایطی باشد که قوانین کشوری که این عملیات تجاری در آن انجام می شود، مالکیت اموال توسط بیگانگان را به رسمیت نشناسد. روابط میان طرفین در قرارداد یا توافقنامه ای که میان آنها منعقد می شود، تنظیم میگردد.
شیوههای حقوقی متفاوتی برای انتقال تجاری و دریافت فناوری میتواند در هریک از انواع ترتیبات سرمایهگذاری مشترک مورد استفاده قرار گیرد. واگذاری حقوق انحصاری یک نوآوری ثبت شده، یک مدل کاربردی، صنعتی یا علامت تجاری به وسیله یکی از شرکا میتواند میزان آورده آن شریک در سرمایه شرکت سرمایه گذاری مشترک مورد استفاده قرارگیرد. واگذاری حقوق انحصاری یک نوآوری ثبت شده، یک مدل کاربردی، صنعتی یا علامت تجاری به وسیله یکی از شرکا می تواند میزان آورده آن شریک در سرمایه شرکت سرمایه گذاری مشترک محسوب شود.
البته این امکان نیز برای یکی از شرکا وجود دارد که یک پروانه بهرهبرداری مربوط به یک اختراع ثبت شده یا دیگر موضوعات مالکیت صنعتی یا عرضه دانش فنی را به عنوان بخشی از آورده خود به شرکت سرمایه گذاری مشترک، منعقد میگردد، این قراردادها میان یکی از شرکا به عنوان انتقال دهنده فناوری مورد بحث و شرکت سرمایه گذاری مشترک منعقد می گردد، این قراردادها میان یکی از شرکا به عنوان انتقال دهنده فناوری مورد بحث و شرکت سرمایه گذاری مشترک، منعقد می گردد، این قراردادها میان یکی از شرکا به عنوان انتقال دهنده فناوری مورد بحث و شرکت سرمایه گذاری مشترک منعقد خواهد شد. از طریق چنین قراردادهایی فناوری موصوف می تواند به شرکت سرمایه گذاری مشترک منتقل گردد که بدین ترتیب شرکت وسایل لازم جهت انجام وظایفش را به دست میآورد.
ششم ـ مقایسه قراردادهای انتقال فناوری
کشورهای مختلف برای کسب فناوری از خارج، روشهای متنوعی را همچون، FDI،OEM و قراردا لیسانس انتخاب کردهاند. به عنوان مثال، ژاپن غالبا از قرارداد لیسانس و خدمات تکنولوژیک استفاده میکند، تایوان بیشتر از OEM و دیگر انواع پیمانکاری فرعی و سنگاپور و مالزی از FDI استفاده بردهاند.
تفاوتهای روشنی میان این روشها وجود دارد. هریک از آنها مزایا و معایبی دارند. سرمایه گذاری مستقیم خارجی FDI صرفا مستلزم مهارت و توانمندیهای مقدماتی و بنیادین است ولی در مقابل موجب جلب سرمایه، مهارتهای مدیریتی، اتصال به بازار و دریافت فناوری است. اما در عین حال تصمیم گیریهای مدیریتی در اختیار طرف خارجی میگیرد و طرف دیگر از این جهت فارغ البال خواهد بود. اگر هزینه کارگر افزایش یابد، سرمایه گذاران خارجی ممکن است به سمت کشورهایی که دستمزد کارگر پایینتر است بروند. سرمایهگذاران مستقیم خارجی معمولا در شرکتهای محلی وابسته به خود، برای دستیابی عمیق به فناوری سرمایهگذاری نمیکنند مگر اینکه شرکت وابسته، مرکز جهانی تولید برخی محصولات باشد.
قراردادهای سازنده تجهیزات اصلی OEM و دیگر انواع پیمانکاری فرعی در سطحی گسترده برای دستیابی به فناوری و بازار مورد استفاده قرار میگیرند. قرارداد OEM سطوح مختلفی از انتقال فناوری، از نقشهها و مشخصات محصولات تا عرضه ماشین آلات تولیدی، دانش فنی، مواد اصلی ورودی و آموزش کارکنان را در برمیگیرد. قرارداد OEM در بسیاری از موارد با واگذاری پروانه بهره برداری (لیسانس) همراه است. قراردادهای پیمانکاری فرعی در ژاپن گاهی اوقات با تامین مالی و همکاری فنی نیز همراه است. شرکتهایی که کار مونتاژ را انجام میدهند گاهی اوقات به منظور تدارک تجهیزات ساخت قطعات مورد نیاز، منابع مالی لازم را نیز تامین میکنند.
قرارداد OEM مستلزم آن است که شرکتهای موجود، دارای سرمایه و ظرفیتهای مدیریتی لازم از جمله توان مدیریت تولید، باشند. اگر بازار فروش محصول وجود داشته باشد، خطر شروع فعالیت کم است اما حاشیه سود نیز پایین خواهد بود. تصمیمات مدیریت پیمانکار فرعی، بر نحوه مدیریت دریافت کننده پیمان تا حد زیادی تاثیر میگذارد. یک تولید کننده در قالب قرارداد OEM، انگیزه لازم را برای حرکت به سوی قرارداد ساخت طراحی اصلی ODM و قرارداد ساخت علامت تجاری اصلی (MANUFACTURNG OWNBRAND) یعنی OBM دارد تا حاشیه سود خود را افزایش دهد و استقلال در مدیریت را نیز به دست آورد. احتمال رشد و توسعه بعدی بسیار محتمل است.
قرارداد لیسانس با خود فقط فناوری میآورد.
گاهی اوقات قرارداد لیسانس صرفا به معنی پرداخت حق امتیاز (ROYALITY) است. در این حالت، شرکتی که توان ساخت محصولی خاص را دارد و نیازی به دریافت اطلاعات اضافی هم ندارد، به موجب قرارداد لیسانس فقط حق امتیاز میدهد زیرا حق اختراع در اختیار شرکتی دیگر است. قرارداد لیسانس، مستلزم مدیریت سطح بالا و ظرفیت زیاد کسب فناوری در شرکت دریافت کننده لیسانس است. حتی در صورتی که همکاری فنی در قرارداد لیسانس پیش بینی شده باشد، بازهم دریافتکننده لیسانس بایستی به بازار دسترسی داشته باشد و یا این دسترسی را ایجاد کند و همه خطرات کسب و کار را نیز متقبل شود. از آنجایی که دریافت کننده لیسانس در مدیریت استقلال دارد، انگیزه بالایی برای تلاش در جهت توسعه فناوری و رشد دارد.
انتخاب راهبرد دریافت فناوری به قابلیتهای تکنولوژیک کشور دریافت کننده بستگی دارد. همانگونه که در بالا اشاره شد، سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) قابلیت تکنولوژیک کمتر و منابع مدیریتی ضعیفتری را میطلبد در حالی که قرارداد لیسانس مستلزم قابلیت و ظرفیت تکنولوژیک بالایی است.
همچنین زمانی که یک کشور، توسعه تکنولوژیک و صنعتی خود را آغاز می کند نیز در انتخاب راهبرد انتقال فناوریاش تاثیر میگذارد. در ابتدا نقش طرفهای خارجی کمتر بود. در زمانهای گذشته، حمایت از صنایع داخلی از منظر محیط اقتصادی سیاسی بین المللی سادهتر بود و دستیابی سریع به منابع و حمل و نقل محصولات به خاطر رشد ناکافی وسایل ارتباطاتی و حمل و نقل، مشکل بود. بنابراین، قرارداد لیسانس، مشروط به اینکه کشور دریافتکننده لیسانس قابلیت تکنولوژیک مشخصی برای کسب فناوری داشته باشد، راهبرد انتخابی مطلوبی محسوب میشد.
اما در حال حاضر وضعیت تغییر کرده است. بازار بین المللی واحدی بر پایه سازمان تجارت جهانی و در اثر توسعه ارتباطات و صنعت حمل و نقل، پدیدار شده است و حمایت از بازار داخلی برای پروراندن قابلیت تکنولوژیک ملی مشکلتر شده است. به علاوه، دسترسی به بازار بینالمللی، مستلزم دستیابی به اطلاعات مربوط به نیاز مشتری فناوری و عرضه کنندههاست.
علاوه بر اینها، دریافت لیسانس از خارج مشکل شده است. شرکتهای فعال در کشورهای توسعه یافته از یک سو تمایلی به انتقال صرف فناوری ندارند. آنها ترجیح می دهند محصولاتشان را خودشان صادر کنند یا در کشورهای دیگر برای کسب سود سرمایهگذاری کنند. به علت وجود محیطی عالی برای رقابت امکان مدیریت تجارت و راهبردی کسب و کار در سطح جهانی سادهتر شده است. از سوی دیگر، شرکتهای فعال در کشورهای در حال توسعه، ترجیح میدهند که به سرعت وارد بازار بینالمللی شوند. بنابراین، سرمایهگذاری خارجی (FDI)و (OEM) و دیگر انواع پیمانکاری فرعی در حال حاضر استراتژی مناسبتری به نظر میرسد.
جمعبندی
با وجود همه چالشهای پیش روی کشورهای در حال توسعه، دریافت و جذب فناوری، گزینه ناگزیر آنها برای دستیابی به توسعه و رشد اقتصادی، خلق ثروت و اشتغالزائی است. در این مسیر، ابزارها، روشها، کانالها و قراردادهای انتقال فناوری بسیار متنوع بوده و گستره وسیعی را پیش روی بنگاههای اقتصادی و صنایع میگذارند. درک صحیح هریک از این ابزارها و شناخت معایب و مزایای هرکدام میتواند قدرت تصمیمگیری مدیران را برای انتخاب گزینههای مناسب بالا ببرد.