در هفته گذشته شاهد اولین نشست مشترک دو حزب مؤتلفه اسلامی و مشارکت بودیم که به تشکیل یک کمیتهکاری برای ادامه مذاکرات انجامید. در این نشست آقایان محمد نبی حبیبی، اسدا... بادامچیان و حمیدرضا ترقی از حزب مؤتلفه و آقایان محمدرضا خاتمی، حجتی و حسین کاشفی از حزب مشارکت حضور داشتند.
در سال های حاکمیت اصلاح طلبان، دبیرکلهای احزاب مذکور، درباره مباحث ایدئولوژیک به تبادل نامه می پرداختند که سرانجام ششمین نامه دبیرکل حزب مؤتلفه از سوی همتای خود در حزب مشارکت بی پاسخ ماند. پس از وقفه نسبتا طولانی سه ساله از آن هنگام و پس از شکست هر دو حزب در انتخابات نهم، محمدرضا خاتمی طی تماسی از آقای حسینی درخواست ملاقات کرد که پس از بررسی در شورای مرکزی مؤتلفه، مورد موافقت قرار گرفت، و مقرر شد که درباره دو موضوع اساسی و مهم به بحث و بررسی بپردازند: 1. مسأله هستهای و موقعیت کنونی کشور در حوزه سیاست بینالملل 2. حزبگرایی و اوضاع کنونی فعالیت در حوزه سیاست داخلی.
این دیدار- که نخستین نشست آن بیشتر به صحبتهای دوستانه سپری شد- مورد استقبال شدید دو طرف و همفکران آنها قرار گرفت. آقای حمیدرضا ترقی، این ملاقات را در راستای تعامل با احزاب خودی و درون نظام اعم از اصولگرا و اصلاحطلب خواند و آن را برای تقویت وحدتملی کشور ضروری دانست.(1)
یک عضو جامعه روحانیت نیز با مؤثر دانستن این گونه دیدارها برای تقویت وحدتملی، گفت:«ما همه در جریان خودی قرار داریم و می توان اختلاف سلیقهها را به نحوی هدایت کرد که باعث کمال شود. این نشست ها باعث می شود یخ این احزاب آب و روابط عاطفی و دوستانهای ایجاد شود.»(2)!! آقای غفوری فرد، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، ضمن مثبت ارزیابی کردن نشست دو دبیرکل آن را مقدمهای برای حل اختلاف سلیقهها دانست و تصریح کرد:«بسیاری از سوء تفاهمات را میتوان با این دیدارها رفع کرد. بسیاری از مشکلاتی که ما در حال حاضر در تعامل احزاب به آن مبتلا هستیم از عدم شناخت دقیق و صحیح از یکدیگر ناشی می شود در حالی که اگر احزاب نسبت به یکدیگر شناخت پیدا کنند، 80 درصد از مشکلاتشان حل می شود.»(3) عضو دیگر حزب مؤتلفه نیز این دیدار را بسیار مبارک دانست.(4)
این نشست از سوی اصلاح طلبان نیز به مراتب شدیدتر از طرف مقابل مورد استقبال قرار گرفت؛ محمدرضا خاتمی ضمن تمجید از حزب مؤتلفه، آن را دارای جایگاه مهمی دانست و گفت: این گونه دیدارها موجب تقویت وحدت ملی می شود.(5)
همچنین عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با خطرناک خواندن راست افراطی -پیروز انتخابات نهم - راست سنتی - مؤتلفه و همفکرانش- را بسیار معقول تر و منطقی تر دانسته، ادعا کرد که عملکرد گروه اخیر نشانگر واقعگراتر بودن شان است.
غلام عباس توسلی، عضو حزب منحله نهضت آزادی، نیز ضمن تأیید این گونه تعاملها، می گوید:«این دیدارها برای کسانی که به نحوی در اقلیت افتاده اند، مهم است.»(6)
یکی از اعضای جبهه ملی، پذیرش این ملاقات از سوی مؤتلفه را علامت تجدید نظر راست سنتی در رویکردهای گذشته شان دانسته، می افزاید: این گونه دیدارها نشان می دهد آن ها به نوعی تساهل و تسامح نزدیک شده اند.
گرچه در بدو امر انجام دیدار فوق و تشکیل کمیتهکاری میان دو حزب مشارکت و مؤتلفه اسلامی سؤال برانگیز و مهم است، ولی از جهاتی نیز چندان دور از انتظار نیست؛ زیرا:
1.حزب مشارکت پس از شکست پیاپی در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم به یک «مرده سیاسی» تبدیل گشته و با بیمهری شدید مردم روبه رو شده است؛ به طوری که حتی تئوریسین حزب مشارکت- سعید حجاریان- هم مدتها است که مرگ آن را اعلام کرده است. نگارنده این موضوع را سالها پیش در مقاله ای با عنوان«پایان عمر حزب مشارکت»- که در نشریة پرتو سخن نیز به چاپ رسید- اثبات کردم. طبیعی است که چنین مردهای برای حیات دوباره، خود را به هر آب و آتشی زده است. سردمداران این حزب می کوشند با انجام این گونه نشست ها خود را در عرصه سیاسی کشور مطرح کنند. شاهد این مدعا، سفرهای آقای محمد خاتمی به استانها و سفر محمدرضا خاتمی به قم برای ...
...دیدار با آقایان منتظری، صانعی و اردبیلی است. این حزب با شگردهای سیاسی درصدد است تا خود را تا حدودی از انزوای خبری خارج سازد.
2. پس از مرگ سیاسی حزب مشارکت، محافل سیاسی غرب چندان توجهی به آن نداشته، برای حمایت های سیاسی- مالی خود به دنبال گروههای دیگر می گردند، تا بتوانند با جذب مبالغ اختصاصی، اهداف آنها را پیاده کنند. ملاقات با حزب مؤتلفه اسلامی و رفت و آمد به قم، می تواند پیام مثبتی به غربیها باشد که حزب مشارکت هنوز زنده است.
3. مذاکره و دیدار با مؤتلفه و تأیید آن از سوی بعضی از اعضای جامعه اسلامی مهندسین و جامعه روحانیت، تحلیل های کارگزاران در تقسیم جناح راست به سنتی و تندرو، میتواند موجب ایجاد شکاف در جبهة اصول گرایان شده، از این طریق برای خود گلیمی ببافند.
البته برای حزب مشارکت منافع زیادی داشته است که برخی از آن ها را برشمردیم: ولی باید دید که این ملاقات برای مؤتلفه چه دستاوردی در پی داشته است؟! ظاهرا هیچ!و شاید هم بیشتر از هیچ!
به درستی مشخص نشد دوستان حزب مؤتلفه و همفکرانشان که پس از این مذاکره. بسیار خوشحال به نظر می رسیدند، چه هدفی را دنبال می کردند! گاهی گفتهاند هدف نشست، با احزاب خودی! بوده و گاه نیز اظهار داشته هند برای تقویت ملی!بوده است.
خوب است دوستان ما توضیح دهند از چه هنگام، حزب مشارکت به حزب خودی تبدیل شده و با شما فقط اختلاف سلیقه داشته است؟! به راستی این گونه سخنان، درست در زمانی که خاتمی برای بازگشت چندباره به قدرت به ایرانگردی مشغول شده و حزب مشارکت برای تصاحب قدرت لحظه شماری می کند چه مفهومی دارد؟
آیا دوستان مؤتلفه مواضع سال گذشته این حزب (مشارکت) را فراموش کردهاند؟! آیا از یاد بردهاید که حزب مشارکت در سال 83 در بیانیة خود به دنبال حذف«اسلامی» از جمهوری اسلامی و جایگزینی«دموکراتیک» به جای آن بود؟! آیا به خاطر نمی آورید که دولت برخاسته از دل این حزب با ارسال لایحه انتخابات به مجلس ششم، درصدد حذف«اسلام» از شرایط نامزدهای انتخاباتی بود؟! آیا فراموش کرده اید که در زمان دولت حزب مشارکت، بسیاری از مقدسات ما توسط اعضای این حزب و همدستانشان لگدمال شد؟! و آیا از یاد بردهاید که دبیرکل حزب مشارکت در سال گذشته صریحا گفت: حتی اگر امام غایب معصوم(ع) در رأس حکومت قرار بگیرد باید بتوان به او انتقاد کرد و از عملکردش ایراد گرفت و در ملأ عام استیضاحش کرد؟!(7) آیا به خاطر نمی آورید که عباس عبدی از اعضای شورای مرکزی این حزب، سرّیترین اسرار نظامی و هستهای ما را به بیگانه فروخت؟! به راستی چگونه می توان مشکلات این دو حزب را در حدّ اختلاف سلیقه دانست و دیدار فوق را دیداری دوستانه و در راستای تبادل نظر با احزاب خودی! دانست؟
گرچه برخی مانند عضو حزب کارگزاران نشست مذکور را معلول شکست این دو حزب در انتخابات اخیر دانسته چنین تحلیل می کنند راست سنتی برای مقابله با جریان پیروز در انتخابات میخواهد ما جریان اصلاحطلبان ارتباط برقرار کند تا در آینده پیروز میدان باشند! ولی با توجه به سوابقی که از دوستان مؤتلفه داریم چنین احتمالی بعید به نظر می رسد. امیدواریم دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی که با حزب مشارکت به راحتی نشست و برخاست می کند، ما را نیز خودی بداند و دلیل آن را شفاف بیان کند.