تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۸۹۰۵۱

ایران 57- ایران 85


سعدالله زارعی
امروز اولین روز دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی و آغازی بر بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است. 12 بهمن روز ورود تاریخی حضرت امام خمینی- رحمه الله تعالی علیه- به ایران و نقطه آغاز فجر می باشد. درباره انقلاب اسلامی، ماهیت و عوامل پیروزی و ماندگاری آن، زیاد سخن گفته شده و صدالبته هنوز هزاران سخن ناگفته و مهم در این عرصه باقی مانده است. اما این قلم از میان مباحث مختلف تطبیق ایران 57 سالی که انقلاب در آن پیروز شد و ایران 85 سالی که در آن قرار داریم را برای بحث انتخاب کرده است تا از این مسیر تصویری از شرایط اولیه و دستاوردهای کنونی به دست آید.
وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، بعضی از نیروهای سیاسی- و از جمله آن ها عناصر دولت موقت و نهضت آزادی- از «نارس» بودن انقلاب و نظام برآمده از آن سخن گفتند و با زبان های مختلف وانمود کردند که این انقلاب محیط پیرامونی خود را نمی شناسد و محیط پیرامونی انقلاب نیز از درک پیام های انقلاب دور است برهمین اساس این نیروها به تکرار از وجود «بن بست» خبر می دادند و کام مردم را تلخ می کردند. حضرت امام خمینی- که رضوان واسعه خدا بر او باد- در پاسخ می فرمودند: «شما به بن بست رسیده اید مردم ما بن بست ندارند.»
بعضی دیگر از نیروهای سیاسی وقتی در تطبیق خود با انقلاب دچار مشکل می شدند از «انحلال» سخن می گفتند یک روز انحلال ارتش، یک روز انحلال سپاه، یک روز انحلال جهادسازندگی، یک روز انحلال قانون اساسی، یک روز انحلال ولایت فقیه، یک روز انحلال انتخابات و... و برای دست یافتن به انحلال که در نهایت به انحلال انقلاب و نظام می انجامید سخت به فعالیت مشغول بودند. حضرت امام خمینی- آن عارف تیزبین- در پاسخ این گروه ها می فرمودند: شما چکاره هستید که از انحلال حرف می زنید؟
گروه های دیگری بودند که وقتی با توطئه های بزرگ علیه انقلاب مواجه می شدند، از «الحاق» به یک قدرت بزرگ سخن می گفتند. این «قدرت بزرگ» از نظر ملی گراها، آمریکا بود و از نظر چپ ها شوروی بود و البته بعضی هم از چین حرف می زدند. اما حضرت امام خمینی همه این ها را داعیه ای آمریکایی می دانست بعدها کاملاً معلوم شد که آمریکایی ها که نمی توانستند مستقیماً وارد حریم ایران شوند مایل بودند از طریق شوروی یا چین وارد شوند. امام در پاسخ به این داعیه آمریکایی فرمودند: ایران یک موجود الهی است و اجازه نمی دهد که هیچ احدی- از قدرت های خارجی- در مقدرات او دخالت کند.
افراد و گروههای دیگری هم بودند که وقتی با سختی مواجه می شدند، طاقت از کف داده و عنوان می کردند که «ایران از انقلابی که کرده دستاوردی نداشته است» و به مؤمنان خارج از کشور پیغام می دادند که دنبال ما نیایند چیزی به دست نیاورده ایم! و بعد تصویری موحش تر از ساواک سفاک پهلوی را از نیروهای مظلوم انقلاب اسلامی به مخاطب ارائه می دادند. حضرت امام خمینی- که داغی جانکاه از زخم این طیف بر دل داشت- می فرمودند ما یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم و راه آینده را با قدرت و با کمک پابرهنگان زمین می پیمائیم.
اما آنان که به نوعی بر راه انقلاب خرده می گرفتند و از گردونه آن خارج می شدند در دو چیز اشتراک داشتند؛ باور نداشتن قدرت خدا و قدرت مردم و این آن چیزی بود که راه آنان را از راه امام و مردم جدا می کرد. اما امروز 28 سال از آن روزی که انقلاب به پیروزی رسید گذشته است و وقت آن رسیده است که این دوران را با آن دوران تطبیق دهیم و به ارزیابی بنشینیم.
انقلاب که پیروز شد البته ارزیابی- نسبتاً- روشنی از محیط پیرامونی و فعل و انفعالات عرصه قدرت بین المللی داشت. اگر به اظهارات حضرت امام خمینی مراجعه شود این موضوع کاملاً مشخص می باشد اما کسانی که بعداً مدعی ناآشنایی انقلاب- و رهبری آن- با محیط پیرامونی آن شدند منظورشان عدم تمایل انقلاب اسلامی به انطباق با نظام بین الملل بود. اما در اینکه محیط بین الملل، انقلاب اسلامی را نمی شناخت، تردیدی وجود ندارد. جهان در ابهام مطلق راجع به «جمهوری اسلامی» بود اما بخش وسیعی از آن- که در نظام دو قطبی تعیین کننده بودند- به هیچ وجه تردید نداشت که این مدل حکومتی- هر چه باشد- در تقابل با روند نظام سلطه جهانی است و لذا باید با قدرت علیه آن اقدام کرد. با همین درک، زنجیره ای از توطئه های رنگارنگ علیه انقلاب و نظام برآمده از آن شکل گرفت. اما نتیجه این رویارویی آن نبود که تصور می شد. انقلاب اسلامی در طول 28 سال گذشته حلقه، حلقه این زنجیره ها را درهم شکسته و قدرت های تهدید کننده را با چالش های اساسی نیز مواجه کرده است.
امروز ایران در نقطه ای ایستاده است که هیچکس نقش منطقه ای آن را انکار نمی کند در حالی که در سالهای اولیه انقلاب کشورهای منطقه در نقش تهدید کننده ایران ظاهر می شدند. امروز هیچ قدرتی نمی تواند روندی را در یکی از کشورهای همسایه ایجاد نماید که با منافع جمهوری اسلامی در تضاد باشد و البته نفوذ ایران فراتر از مرزهای جغرافیایی است. فلسطین یک نمونه واضح است. فلسطینی ها در طول دهه های گذشته همواره تحت تأثیر سیاست های سازشکارانه مصر، عربستان، اردن و حتی کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس بوده است، امروز روند فلسطین به گونه ای است که بدون تردید به هر طرح سازشکارانه- که در واقع قربانی کردن منافع ملت فلسطین و سایر ملت های اسلامی می باشد - پاسخ منفی می دهد و منطق ایران تا اعماق این سرزمین نفوذ کرده است. از این رو اگر آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی، رژیم های عربی منطقه و غیرمنطقه، روسیه، چین و... همه یکصدا شوند و پشت به پشت هم بدهند نمی توانند- منهای ایران- روندی را در فلسطین ایجاد نمایند چرا که این طرح ها- تاکنون- با نادیده گرفتن حقوق فلسطینی ها همراه بوده است، این در حالی است که ایران با تکیه بر اسلام و حقوق مردم نقش بی بدیلی در تحولات فلسطین دارد و این نکته در مورد عراق، لبنان، افغانستان- بیش از فلسطین- صدق می کند و شامل دهها سرزمین دیگر نیز می شود. این نفوذ هر طرح ضداسلامی و ضدایرانی را کاملاً خنثی می کند.
اما از نظر پیشرفت و آبادانی. ایران پیش از بهمن 57 با وجود صدور روزانه 6میلیون بشکه نفت و علیرغم آن که حداقل 70درصد از جمعیت حدود 35میلیون نفری زیر پوشش خدمات دولت نبودند، آنچنان نکبت زده و عقب افتاده بود که خبرنگار رویتر در سال 55 با تعجب فراوان نوشته بود: «زندگی اکثریت مردم ایران هیچ تناسبی با دنیای امروز ندارد» و اوریانا فالاچی در سال 56 نوشته بود: «وقتی وارد پایتخت ایران می شوی بیش از هر چیز حلبی نشین های فراوان اطراف تهران نظر شما را جلب می کند. هیچ نشانه ای از احساس درد این ها در هیئت حاکمه ایران مشاهده نمی شود». تردیدی وجود ندارد که ایران هنوز هم مشکلات فراوانی دارد ولی فاصله ایران 85 با 70میلیون جمعیت و پوشش 95درصدی خدمات دولتی کاملاً مشخص و غیرقابل انکار است این در حالی است که امسال که بالاترین دوره صادرات نفتی در مقطع پس از انقلاب است، ایران فقط 5/2میلیون بشکه نفت در روز را صادر می کند.
به لحاظ توانایی سیاسی، نظام جمهوری اسلامی این توانایی را دارد که مسائل مختلف خود را در داخل مدیریت کند و در همان حال تحولات عمده را در چندین کشور به طور همزمان مدیریت نماید شرکت در مدیریت بحران عراق- به گونه ای که مردم آن به حقوق خود برسند- شرکت در مدیریت بحران لبنان- به گونه ای رژیم صهیونیستی را با سنگین ترین شکست تاریخی مواجه نماید، شرکت در مدیریت بحران فلسطین- به گونه ای که دنیا را وادار به گفت وگو با دولت حماس نماید- نمونه هایی از این موضوع هستند که باید نقش مهم ایران در به شکست کشاندن پروژه خاورمیانه آمریکایی را نیز به این فهرست اضافه کرد.
ایران به لحاظ ثبات داخلی به نقطه ای رسیده است که بدون ترس و واهمه، هر تهدیدی را پاسخ می دهد و با اقتدار کامل از منافع خود حمایت می کند و این در حدی است که دولت آمریکا را به پریشان گویی دچار کرده است. اگر سخنان مقامات ارشد آمریکا را در یک هفته مرور کنید درمی یابید که آنان در مواجهه با ایران دچار سردرگمی محض می باشند. برگزاری پی درپی انتخابات و موضوعات دیگری که آثار عملی انتخابات را دارد به خوبی نشان می دهد که اقتدار داخلی ایران به هیچ وجه با بدیل های دیگر نظیر اتکاء به قدرت های خارجی یا برخوردار بودن از یک نظام دیکتاتوری قابل مقایسه نیست.
از نظر پیشرفت های علمی نیز ایران 85 در نقطه ای ایستاده است که می تواند در مورد بسیاری از علوم حرف اساسی را بزند و این در حالی است که ایران قبل از بهمن 57 در هیچ کدام از علوم حرفی برای گفتن نداشت. امروز تعداد دانشجویان و اساتید دانشگاه های ما به مرز 3 میلیون نفر رسیده است و تعداد دانش آموزان ایران حدود 17 میلیون نفرند و 3 میلیون نفر از کادر اداری کشور را آموزگاران و مدیران مدارس تشکیل می دهند و شما می توانید در هر گوشه این کشور یک واحد علمی- پژوهشی را مشاهده کنید که جوان های کشور در آنها به تحقیق، تحصیل و یا تدریس مشغول هستند.
و این ها اشاره ای بسیار گذرا بر ایران 85 است و آنچه امروز مشاهده می کنیم قطعه کوچکی است از آنچه در ده سال آینده در دسترس قرار می گیرد. این تفسیر بی ابهام آن سخن امام راحل عظیم الشأن است که فرمودند: «انقلاب ایران انفجار نور بود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات