گردآوری و ترجمه: نیلوفر قدیری
همه چیز از یک پست مرزی در منطقه بیآب و علف میان عراق و اردن شروع شد. عملیات به آرامی آغاز شد بدون آنکه هیچکس از آن اطلاعی داشته باشد یا توجهی را جلب کند. یک نگهبان مرزی توسط پلیس اردن دستگیر شد، اما این خبر آنقدر کماهمیت بود که حتی ارزش چاپ در مطبوعات محلی را هم نداشت، اما «محمد کاربولی» فقط یک نگهبان مرزی نبود. او را در 22 ماه مه دستگیر کرده و همه آثار باقی مانده از وی را نابود کرده بودند و در یکی از دهها زندان مخفی سرویس اطلاعاتی اردن مدفون شده بود تا در خفا مورد بازجویی قرار گیرد. اما پیامدهای دستگیری کاربولی به اندازه اصل خبر دستگیری قابل پنهان نبود. چندین گروه از نیروهای ویژه آمریکا، سیا، سرویسهای مخفی اردن و سرویس اطلاعات عراق سالهاست که به دنبال ابومصعب زرقاوی بودند. حالا کاربولی میتوانست اولین نقطه پیشرفت در این تلاش چندساله باشد.
پیش از این هم پیشرفتهایی صورت گرفته بود که آمریکا آن را نقطه عطفی در عراق میخواند. اما این ماجرا اندکی متفاوت بود. کاربولی در عملیات مهم سرویسهای اطلاعاتی اردن در جریان تحقیق درباره انفجار اخیر چند هتل در امان دستگیر شده بود. به نظر میرسید که او به یک بمبگذار در ورود به اردن از خاک عراق کمک کرده و در نقل و انتقال سلاح، پول و تجهیزات موردنیاز عوامل ناآرامیها در عراق نقش مهمی داشته است. کاربولی چند روز بعد از دستگیری لب به سخن گشود. اطلاعات او به آمریکاییها داده شد و چند تیم اطلاعاتی اردنی هم که اخیراً و به طور مخفیانه در عراق مستقر شدهاند باخبر شدند. اردنیها اخیراً بعد از تلاش بسیار موفق شدهاند عواملی را در قبیلهالدلیمی در فلوجه و رمادی و اطراف این دو شهر جذب کنند. این قبیله از شبهنظامیان تندرویی چون زرقاوی و حتی وقتی فرصت مییافتند بعضی عوامل این گروههای مسلمان را به قتل میرساندند. همین ارتباطات کمک کرد تا صحت اطلاعات به دست آمده از کاربولی به تایید برسد. در همان روزها بود که موفقالربیعی از سیاستمداران بلندپایه عراق اعلام کرد، شبکه زرقاوی مورد نفوذ واقع شده است. در واقع کسی نتوانسته بود به شبکه زرقاوی نفوذ کند اما تاثیر این عملیات و کار اطلاعاتی بانفوذ در شبکه القاعده یکی بود.
نیروهای اطلاعاتی اردن و همکاران آمریکایی آنها فهرستی 17 نفره از افرادی که باید در این عملیات در بغداد و غرب عراق زیرنظر گرفته میشدند تهیه کردند. در میان نیروهای اردنی، افسران اطلاعاتی و نیروهای مخفی واحد مخصوص ملک عبدالله پادشاه این کشور هم حضور داشتند که برای انجام بینقص این عملیات و گرفتن انتقام بمبگذاریهای سال گذشته القاعده در اردن به عراق فرستاده شده بودند. این نیروها عراق را به خوبی میشناختند چون حتی در آخرین روزهای حکومت صدام هم در این کشور رفت و آمد داشتند. به همین دلیل در مواقعی که نیروهای سیا و سرویس اطلاعاتی انگلیس به بنبست میرسیدند، این نیروها با نزدیک شدن به قبایل عراقی کمک زیادی به دست آوردند. اطلاعاتی که توسط اردنیها جمعآوری شده بود با کمک تکنولوژی اطلاعاتی مخصوص آمریکاییها کامل شد. چندین میکروفون در خانههای مشخص شده کار گذاشته شد. یکی از این میکروفونها صدای عبدالرحمان را ضبط کرد که یک روحانی مذهبی به شدت محافظهکار است. شیخ عبدالرحمان مشاور مذهبی و امین زرقاوی بود. بعد از به دست آمدن صدای عبدالرحمان، عملیات یک گام به جلو رفت. آمریکاییها دو هواپیمای بدون سرنشین به اردن آوردند و هواپیماها شروع به تعقیب عبدالرحمان کردند تا به روستایی در 10 کیلومتری شمال شهر بعقوبه رسید. او میخواست به میهمانی شامی برود که در خانهای روستایی برگزار شده بود. میهمان ویژه این شام زرقاوی بود ـ همراه او سه زن و دو مرد دیگر هم آمده بودند. قرار بود چند نفر از قابل اعتمادترین نزدیکان در آن خانه جمع شوند و زرقاوی حتی یک لحظه به خیانت آنها و لو رفتن آن مکان فکر نمیکرد، اما نمیدانست عبدالرحمان تحت تعقیب است. در اطراف آن محل پنج یا شش تن از تیم ویژه پیگیری و تجسس نیروی دلتای آمریکا در میان نخلها پنهان شده بودند و آن خانه را زیرنظر داشتند. بعد از سالها تعقیب و گریز، حالا هدف در چند متری آنها بود.
بیش از این هر بار که به هدف نزدیک میشدند در چشم برهم زدنی آن را از دست میدادند. در همان اندک زمان باقی مانده تیم حاضر در محل به این تصمیم رسید که نباید فرصت را از دست داد و نیرویی برای تدارک عملیات زمینی آماده کرد تا زرقاوی زنده دستگیر شود. کماندوهای حاضر در محل، نیروی انسانی و تجهیزات کافی برای حمله به آن خانه را نداشتند. با نزدیک شدن سحر و روشنایی هوا زرقاوی محل را ترک میکرد و دیگر همه چیز به پایان میرسید. گروه دلتا به مرکز خبر دادند تا به سرعت حمله هوایی صورت گیرد. دو هواپیمای اف ـ 16 که در چند کیلومتری آن محل مشغول انجام مأموریت دیگری بودند، برای انجام این بمباران فراخوانده شدند. بقیه عملیات همانی است که حالا دیگر همه میدانند. یکی از شاهدان حاضر در محل میگوید پیش از بمباران صدای تبادل آتش را از خانه شنیده است.
بعدها پنتاگون جزئیات دقیق بعد از حمله را اعلام کرد. بر اساس آنچه پنتاگون منتشر کرده است، زرقاوی بعد از این بمبارن 52 دقیقه در حالت هوشیاری و بیهوش زنده بود، اما در اثر شدت جراحات جان داده است. بعضی گزارشهای خبری در روزهای نخست حاکی از آن بود که نظامیان آمریکایی زرقاوی را مورد ضرب و شتم قرار داده و کشتهاند. پنتاگون با رد این گزارشها و ارائه مدارک مربوط به کالبد شکافی زرقاوی اعلام کرد که حتی اثری از شلیک گلوله هم در بدن او دیده نشده است.
به هر حال با این بمباران دیگر فرصتی برای فرار و پنهان شدن برای هیچ یک از ساکنان خانه وجود نداشت. همزمان با این بمباران، 17 مکان دیگر در بعقوبه و بغداد مورد هجوم نیروهای ویژه آمریکایی قرار گرفت. همه این مکانها را اردنیها شناسایی کرده بودند. در این حملات دهها نفر دستگیر شدند و چندین دستگاه کامیپوتر توقیف شد.
48 ساعت بعد از مرگ زرقاوی، 39 مکان دیگر که محل اختفا یا عملیات نیروهای القاعده در عراق بود، شناسایی شد و مورد حمله قرار گرفت.
در تمام سالهایی که نیروهای آمریکایی به دنبال زرقاوی بودند، او با شگردهای خاص خود این نیروها را ناتوان کرده بود. یک روز با برقه زنانه میگریخت و روز دیگر در لباس پلیس عراق. او همواره به همراه گروهی از زنان و کودکان از یک نقطه در عراق به نقطهای دیگر میرفت تا در ایستهای بازرسی با دشواری چندانی روبهرو نشود. در دو سال گذشته بیش از شش بار کماندوهای آمریکایی در یک قدمی دستگیری زرقاوی بودند اما هر بار با همین شگردها این کار ناتمام میماند.
مقامات نظامی اطلاعاتی آمریکا، عراق و اردن همگی اتفاق نظر دارند که در هفتههای اخیر اطراف زرقاوی تقریباً خالی شده بود. حتی بعضی اطلاعاتی که به یافتن زرقاوی منجر شد با همکاری عوامل القاعده به دست آمده بود.
زرقاوی میدانست که بالاخره روزی به دام میافتد. در ژانویه سال 2004 نیروهای اطلاعاتی آمریکا نامهای 17 صفحهای زرقاوی خطاب به بنلادن را به دست آوردند که در آن او از موقعیت خود ابراز نگرانی کرده بود.
زرقاوی در آن نامه نوشته بود: «عراق نه کوهی دارد که بتوان در آن پناه گرفت و نه جنگلی که در آن پنهان شد. پشت ما خالی است و هر لحظه ممکن است مورد خیانت واقع شویم.»
در آن زمان تعقیب و دستگیری زرقاوی و دستیاران ارشد او وظیفه نیروی ویژه مخفی موسوم به نیروی 145 بود. این نیرو از عوامل اطلاعاتی ارتش، کماندوهای ضدتروریستی نیروی دلتا و گروه 6 نیروی دریایی تشکیل شده بود. این نیرو به دستگیری صدام در دسامبر 2003 کمک کرد، اما تعقیب و جستوجوی زرقاوی کار دشوار و طاقتفرساتری بود. در اواخر سال 2004 نیروهای امینی عراق زرقاوی را در نزدیکی فلوجه دستگیر کردند اما او توانست با مذاکره و دادن امتیاز بگریزد. چند ماه بعد کماندوهای نیروی ویژه راه خودروی او را در غرب بغداد و نزدیک فرات سد کردند اما او باز هم توانست فرار کند. بعد از هر کدام از این اتفاقات، زرقاوی زیرزمینیتر میشد و امنیت شخصیاش را تقویت میکرد.
اما شرایط از ابتدای سال جاری میلادی رو به تغییر رفت. اطلاعاتی از بعضی عوامل ناآرامیها در عراق و همچنین وفاداران حزب بعث و نزدیکان سابق و صدام بروز کرد که حاکی از نارضایتی آنها از حملات زرقاوی علیه شیعیان عراق بود. دولت اردن هم بعد از انفجارهای نوامبر در امان که القاعده مسئولیت آن را به عهده گرفته بود به طور بیسابقهای همکاری با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا را افزایش داد.
به دلیل ماهیت شبکه القاعده عراق ارزیابی تأثیر مرگ زرقاوی بر روند تحولات آینده در این کشور دشوار است. اما کسی تردیدی ندارد که مرگ زرقاوی حداقل در هفتهها و ماههای آینده به کاهش خشونتها و انفجارها و خونریزیهای عراق منجر نخواهد شد. تأثیر مرگ او بر تحولات آینده عراق به دو نکته بستگی دارد، اول میزان کنترل او بر شبکه القاعده عراق و دیگری اهمیت این سازمان در درگیریها و حملات عراق. با توجه به هر دوی این نکات میتوان چنین نتیجهگیری کرد که القاعده عراق بعد از مرگ رهبر خود به کار فعالیتش ادامه میدهد.
ساختار سازمان زرقاوی روشن و شفاف نیست و کسی نمیتواند به تفصیل بگوید او چقدر بر شبه جنگجویان خارجی در عراق کنترل دارد.
از سال 2003 تاکنون دست کم 20 تن از فرماندهان زرقاوی در عراق دستگیر یا کشته شدهاند، اما این سازمان همچنان به کار خود ادامه داده است.
ماهیت رفتارها و عملیاتهای خشونتآمیز زرقاوی اعتبار او را به شدت خدشهدار کرده و حتی بنلادن و ایمنالظواهری هم به راحتی نمیتوانستند با زرقاوی اعلام نزدیکی کنند. سنیها و حتی گروههای نظامی آنها که در سالهای اخیر علیه آمریکا مبارزه میکنند به شیوه کار زرقاوی انتقاد داشتند.
این سخنان و عملیاتهای بدون هماهنگی زرقاوی جامعه مسلمانان را در عراق دچار تفرقه کرده و به تنش میان سنی و شیعه دامن میزد. در جولای 2005 ظواهری در نامهای به زرقاوی حملات او به شیعیان را زیر سؤال برده بود. در آن نامه هشدار داده بود که، در میان مجاهدین درباره درستی اینگونه حملات پرسشهای جدی به وجود آمده است.
اگرچه القاعده به سرعت جانشین زرقاوی را معرفی کرده اما یافتن فردی با زکاوت و توانایی و البته سنگدلی زرقاوی کار آسانی نیست. از سوی دیگر مرگ زرقاوی شروعی تازه برای سنیهای عراق خواهد بود. حالا دیگر سنیها کنترل اوضاع و رهبری عملیات و حملات ضدآمریکایی را در اختیار دارند و میتوانند در چنین مقامی پشت میز مذاکره با آمریکاییها بنشینند و امتیاز بگیرند.
مرگ زرقاوی به تنهایی اتفاق مهمی نیست. او یک استراتژیست برجسته نبود و به سرعت جانشین پیدا کرد. القاعده هم تنها سازمانی نیست که عملیات و ناآرامیهای خونین یک شبه متوقف نمیشود. اما به دام افتادن و لو رفتن مکان زرقاوی نشانه مهمی است از تغییرات در عراق.
اکنون در کابینه جدید عراق به رهبری نوری مالکی یک وزیر سنی حضور دارد که اتفاقاً وزارتخانهای مهم چون وزارت دفاع را رهبری میکند. نخست وزیر عراق همچنین در اقدامی برای برقراری آشتی ملی در این کشور شروع به آزاد کردن دو هزار زندانی عراق کرده است.
همین تغییرات باعث قوت گرفتن زمزمه استراتژی جدید دولت بوش برای عراق در واشنگتن شده است. دو روز بعد از مرگ زرقاوی، بوش میزبان مقامات ارشد دولت در کمپ دیوید بود تا استراتژی جدید واشنگتن در عراق را تدوین کنند.
یکی از ارکان اصلی استراتژی جدید آمریکا در عراق که با مرگ زرقاوی نمود پیدا کرد این است که تلاشها و برنامه واشنگتن برای وارد کردن سنیها به روند سیاسی عراق نتیجه داده است. بعقوبه جایی که زرقاوی در آن پناه گرفته بود و همانجا هم کشته شد پناهگاه بعثیهاست.