تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۸۹۱۰۳
دکتر حسین علایی در گفتگو با همشهری

تحلیلی بر علل وقوع جنگ

اشاره : گروه سیاسی – 26 سال پیش در چنین روزهایی رژیم صدام حسین با چراغ سبز و کمک نظامی کشورهای بلوک غرب و شرق به ایران حمله کرد. گرچه بیش از 18 سال از پایان جنگ گذشته، اما باب تحلیل این رویداد همواره باید گشوده بماند. سردار دکتر حسین علایی از فرماندهان سپاه پاسداران در گفتگو با همشهری تحلیل خود را از آغاز جنگ و ادامه آن ارائه کرده است.

* به نظر شما چرا عراق که یک دولت طرفدار شوروی بود جنگ علیه ما را شروع کرد؟ مگر تحلیل عراق این نبود که یک رژیم ضد آمریکایی در ایران روی کار آمده است؟
** عراق قبل از انقلاب اسلامی با شوروی پیمان دوستی داشت و تسلیحات خود را از آنها می‌گرفت. ستون فقرات ارتش صدام را روس‌ها ساخته بودند. با این حال اگر به رفتار سیاسی عراق نگاه کنیم، می‌بینیم که در برابر انقلاب اسلامی، با آمریکایی‌ها هم موضع بود. از زمانی که نهضت در ایران شکل گرفت عراق در 13 مهر 57 امام را در نجف محاصره کرد. یعنی در اقدامی همسو با آمریکا مرکزیت انقلاب را از امت جدا کرد تا پیام امام به ایران نرسد. کاش الان که صدام در زندان است مورد سوال قرارگیرد که با کدام انگیزه با امام و انقلاب چنین برخوردی داشت ؟ آیا انگیزه شخصی عامل آن بود یا سفارشات خارجی؟ وقتی امام را از عراق اخراج کردند، امام خواستند به کویت بروند آنها هم مانع شدند. به این ترتیب عرب طرفدار آمریکا - کویت - و عرب طرفدار شوروی - عراق - هر دو همسو بودند. به این ترتیب مشاهده می‌کنیم صدام اولین اقدامش را علیه انقلاب اسلامی در سال 1357 و قبل از این که رژیم شاه سقوط کند انجام داد. بعد از آن هم می‌بینیم یکی از اقدامات عراق مراقبت شدید از شیعیان عراق است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به محض این که احساس می‌کند ممکن است شیعیان عراق احساس هویتی کنند، شروع به سرکوب بیشتر آنها می‌کند.
* تحلیل شما این است که رفتار رژیم صدام به خاطر ضد شیعه بودن شکل گرفت؟
** ما اگر رژیم بعثی را به طور عام و صدام را به طور خاص تحلیل کنیم، می‌بینیم ویژگی در آنها وجود دارد. یکی این که ضد شیعه‌اند. دوم این که ضد ایران‌اند و سوم این که ضد ایرانی‌اند.
یک ویژگی دیگر که در صدام به طور خاص وجود داشت، استفاده از خشونت بود. صدام شخصاً آدم خشنی بود به لحاظ رفتار سیاسی هم هیچگاه رژیم عراق نه تنها علیه آمریکایی‌ها عملیات اجرایی انجام ندادند بلکه در مقابل انقلاب اسلامی و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با خواست آمریکایی‌ها همسو شدند.
* شوروی‌ها با چه تحلیلی به صدام کمک می‌کردند؟
** شوروی‌ها دو تا مسئله داشتند. یکی این که با رژیم بعث عراق هم پیمان بودند و قانوناً باید تسلیحات آنها را تامین می‌کردند و عراق کشور عرب خاورمیانه‌ای عضو بلوک شرق بود. شوروی‌ها به سادگی حاضر نبودند نفوذ سازمان یافته خود را در عراق از دست بدهند. نکته بعدی این که انقلاب اسلامی دو شعار داشت یکی از نظر ایدئولوژیک که ضد مارکسیست بود. دوم این که ایران از لحاظ سیاسی شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی سر می‌داد. معنایش این بود که ما آمریکایی‌ها را بیرون کردیم اما حاضر نیستیم در بلوک شوروی قرار بگیریم. شوروی‌ها در آن زمان رفتارشان با کشورها بر این مبنا شکل می‌گرفت که کشور مورد نظر متحد ما هست یا نیست ؟ اگر جزو بلوک شرق بود یک رفتار داشتند و اگر جزو بلوک شرق نبود، رفتار دیگری.
* در بین مسئولان کشور ما آیا واقعاً کسی گمان می‌کرد که عراق به صورت گسترده به ایران حمله کند؟
** به نظر می‌رسد نه مردم و نه حاکمیت ایران، هیچکدام فکر نمی‌کردند که عراق حمله مستقیم نظامی کند. از قول هیچ مقام ایرانی تا حالا ذکر نشده که فکر می‌کردیم عراقی‌ها می‌خواهند بجنگند. چون دلیلی نداشت بخواهند به ایران حمله کنند. نکته بعدی این که از نظر سازمانی در رأس کشور جایی نبود که این گونه مسائل را مرتب رصد کند و هشدار دهد. ستاد ارتش ما درآن زمان، ستادی نبود که بتواند به این مسائل بپردازد. چون درگیر مسائل داخلی خودش بود. ضمن این که همین ارتش در کردستان مورد حمله واقع می‌شد. فقط دوستان، که در سپاه، نزدیک مرز بودند، می‌گفتند ارتش عراق دارد آرایش نظامی می‌گیرد و این را منتقل می‌کردند. از قول بنی‌صدر نقل شده که مگر می‌تواند عراق به ایران حمله کند؟ ولی حالا که نگاه می‌کنیم می‌بینیم حرکات جنگی عراق قبل از انقلاب اسلامی شروع شده بود.
*در ابتدای جنگ اختلافات سیاسی خیلی زیاد بود. این اختلافات تا چه اندازه بر جنگ تأثیر منفی گذاشت ؟ آیا سپاه هم تحت تأثیر همین واقعیت‌های جامعه دچار وازدگی شده بود؟
** سپاه نه، سپاه از روز اول محکم پای دفاع ایستاد و رشد هم کرد و لیکن اختلافات سیاسی بی تأثیر نبود. مثلاً بنی‌صدر وقتی رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا بود، می‌خواست فرمانده سپاه را خودش انتخاب کند ولی بچه‌ها محکم ایستادند که خط امام باید در سپاه حاکم باشد و ما از امام دستور می‌گیریم نه از بنی صدر.
*عراق در ماه‌های اول جنگ تمرکزش روی خوزستان بود و می‌خواست آنرا به عراق ملحق کند. به نظر شما اگر این اتفاق می‌افتاد چه می‌شد ؟ انقلاب تمام می‌شد؟
** اولا ً این که صدام بتواند استانی مثل خوزستان را از ایران جدا کند، گفتنش ساده است، خوزستان استان بزرگی است و مساحتش از خیلی از کشورهای دنیا بیشتر است. ایران چطور می‌تواند تحمل کند که این استان جدا بماند؟ مردم آنجا هم نمی‌توانستند سیطره عراق را تحمل کنند. ثانیاً این قدر انقلاب اسلامی بزرگ هست که چنین اتفاقی نتواند آن را تهدید کند.
*صدام در ابتدای جنگ با تجهیزات قوی و گسترده آمد و بخش‌های عمده‌ای از خاک ما را هم اشغال کرد. نیروهای خودی از چه زمانی توانستند وارد عملیات جدی بشوند؟
** ما بعد از هفته‌های اول جنگ به تدریج به خودمان آمدیم. 5 ماه اول جنگ، وضعیت آشفته‌ای حاکم بود. بعد از آن هم ارتش متوجه شد چگونه باید در جبهه مستقر شود. گروه‌هایی از سپاه هم که از جاهای مختلف آمده بودند، آرایش پیدا کردند و نیروهای مردمی هم که بدون سازمان آمده بودند، متشکل شدند و جلوی نفوذ ارتش بعثی را گرفتند. یعنی آنها نتوانستند سرعت پیشروی‌شان را ادامه بدهند و شرایط به گونه‌ای شد که ما توانستیم در مقابل ارتش بعثی جبهه تشکیل دهیم.
* امام در جنگ یک فرمانده نظامی نبودند. به نظر شما نقش ایشان بیشتر کجا احساس می‌شد؟
** امام در چند مقطع نقش بسیار پر رنگی داشتند. یکی اول جنگ است. دیگر در زمانی بود که امام فرمودند حصر آبادان باید شکسته شود. این حرف از موضع تهاجمی زده شد و در واقع روحیه تهاجمی را در نیروها تقویت کردند. نقش دیگر امام بعد از فتح خرمشهر بود. درآنجا بحث برسر این بود که جنگ ادامه پیدا کند یا خاتمه یابد؟ یعنی زمانی که ما عملیات‌هایی را انجام می‌دادیم اما به پیروزی‌های بزرگ نمی‌رسیدیم. که آن موقع به آن عدم فتح می‌گفتند. امام درآن شرایط روحیه ایجاد کردند و مثال‌هایی از صدر اسلام زدند. امام فرمودند که ناراحت نباشید، از این اتفاق‌ها می‌افتد... یکی هم آخر جنگ بود. یعنی پذیرش قطعنامه 598. امام در آن زمان عالی‌ترین تصمیم را از نظر نظامی گرفتند. درآن زمان صدام و ارتش بعث و آمریکا با این تصمیم موافق نبودند.
* بعضاً تحلیل می‌شود که عراق به نیابت از آمریکا به ایران حمله کرد. چرا آمریکایی‌ها برای این نیابت از کشور دیگری استفاده نکردند؟
** دو ویژگی در عراق بود که در کشورهای دیگر نبود . یکی وجود فردی مثل صدام که آدمی جنگ طلب بود. نه در ترکیه آن روز چنین شرایطی می‌بینید نه در پاکستان. نکته دوم این که ما تضادی طبیعی با عراقی‌ها داشتیم که می‌توانست بهانه باشد. صدام وقتی می‌خواست جنگ را شروع کند قرارداد 1975 را در تلویزیون پاره کرد. گفت این قرارداد در زمانی بسته شده که ما در ضعف بودیم. حالا ما در قدرتیم و این قرارداد را نمی‌پذیریم. نکته بعدی این که صدام انگیزه این را داشت که در آن زمان خودش را به عنوان رهبر جهان عرب مطرح کند و بگوید من خط مقدم جبهه اعراب علیه فارس‌ها هستم. حرف‌هایی می‌زد که کاملاً ایدئولوژیک بود. نکته بعدی این است که صدام همزمان دارای سه سمت بود؛ رئیس حزب بعث بود، رئیس‌جمهور بود و فرمانده کل قوا هم بود درحالی که نظام‌های سیاسی پاکستان و ترکیه دچار تنش‌های سیاسی بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات