قاسم روانبخش
بیگمان تبلیغات و رسانهها در ساختن افکار عمومی نقش بسزایی دارند حتی میتوانند گرایشات و ذائقههای مردم را تغییر دهند. تبلیغات گسترده شرکتهای بزرگ اقتصادی در تلویزیون و تابلوهای شهری وبین شهری که گاه با مبالغ چند ده میلیون صورت میگیرد، تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم بر اندیشه و خواست مردم میگذارد به طوری که گاه افراد به صورت ناخودآگاه کالای تبلیغ شدة آنها را خریداری میکنند برای نمونه یکی از فیلم سازان اظهار میداشت: در جریان ساخت یک فیلم سینمایی به مدت یک دهم ثانیه تصویر کوکاکولا را در فیلم قرار داده بودند سپس عکسالعمل مردم را هنگام خروج از سینما به آزمون گذاشته، مشاهده کردند 90 درصد کسانی که نوشابه خریدند کوکاکولا را انتخاب کردند.
نقش تبلیغات در وارونه جلوه دادن حقایق به حدی است که برخی آن را یکی از انواع مغالطات برشمردهاند. امروزه و در دوران جدید یعنی دوران انفجار اطلاعات به اندازهای رسانهها گسترش یافته که گوش و چشم مردم را پر و قدرت تصمیمگیری را از آنها سلب کردهاند، دهها هزار شبکه تلویزیونی و رادیویی و سایتهای اینترنتی بر فکر تأثیر گذارند و برای آنها تصمیمسازی میکنند. درست به همین دلیل است که آمریکا بودجه مصوب 70 میلیون دلاری خود را علیه انقلاب اسلامی در راستای تأسیس و تقویت این گونه رسانهها هزینه میکند.
در کشورهای مدعی دموکراسی نیز گر چه به حسب ظاهر مردم به پای صندوقها میروند و آزادانه رأی خود را به صندوق میریزند ولی با دقت نظر بیشتر معلوم میشود که آنها آزادانه تصمیم نگرفتهاند بلکه احزاب قدرتمند و کارتلهای اقتصادی با تبلیغات گستردة خیابانی با بنرهای بزرگ و رنگی، پوسترهای متنوع و گاه اعطای پولهای کلان به رؤسای قبائل و احزاب کوچکتر فضا را به نفع فرد مورد نظرشان رقم میزنند به طوری که در و دیوار، زمین و زمان همه نام و چهره آن کاندیدای خاص را نشان میدهد و مردم ناخودآگاه همانگونه که در اثر تبلیغات گسترده تلویزیونی و خیابانی کالای خاصی را انتخاب میکنند و فرد خاصی را برمیگزینند بدون این که بدانند چرا؟ متأسفانه این گونه تبلیغات که بیشتر به رقابتهای غربی شبیه است پس از انقلاب اسلامی نیز در ایران رواج یافت.
در میان انتخاباتهایی که در جهان و از جمله در کشور ما برگزار شد، انتخابات نهم ریاست جمهوری یک استثناء و یک پدیده ناهمگون ارزیابی میشود در 27 خرداد84 از میان نامزدهای متنوع، معروف و سرشناس و با سابقه و با تبلیغات دهها میلیاردی خیابانی و با حمایتهای قاطع احزاب سیاسی ثروتمند کارگزاران، مشارکت، مجاهدین انقلاب، مؤتلفه و ... نامزدی پا به عرصه رقابت تنگاتنگ مرحله دوم گذاشت که پشتوانه احزاب را نداشت و اکثریت قریب به اتفاق رسانهها- جز رسانه ملی که به صورت عادلانه میان نامزدها تقسیم شده بود- یا او را فردی فاقد صلاحیت برای احراز پست ریاست جمهوری تبلیغ میکردند! احزاب و گروهها همه از کودتای مردم علیه رسانهها سخن میگفتند و به عبارتی شوکه شدند؛ سازمان مجاهدین انقلاب طی تحلیلی نوشت: «ما تا 24 ساعت نمیدانستیم چه اتفاقی میافتد. تا روز آخر همه نظرسنجیها نشان میداد یک فرد دیگر در میان اصولگرایان بالاتر از بقیه رأی داشت چه اتفاقی افتاد؟ مردم خواب نما شدند یا به آنها وحی شد که به ناگاه مردمی که پشتسر قالیباف و لاریجانی بودند واقعاً رأی خود را برای احمدی نژاد به صندوق انداختند.»(1)
این تحلیل با کمال ناباوری میافزاید: «نتیجه این انتخابات برخلاف تمام نظرسنجیهای ایرنا، ایسنا، وزارت اطلاعات، صداوسیما و وزارت کشور، چیزی شد که محصول تصمیمگیری 48 ساعت قبل از شروع انتخابات بود و نامزدی که در ته جداول همه نظرسنجیها بود به بالای جدول صعود کرد. این شرایط برای ما قابل پیشبینی نبود.»(2) آقای بهزادنبوی ناخواسته حقایقی بر زبانش جاری شد و علت اقبال مردم به دکتر احمدی نژاد را این گونه بیان کرد: «در میان مردم ناامید از اصلاحات این تصور ایجاد شد که کسی از جنس خودشان آمده است و این فرد تبدیل به نماد مظلومیت شد که همه علیه او برخاستهاند....»(3)
در کنار این ماجرا تخریب چهره دکتر احمدی نژاد نیز بر مطلوبیت ایشان افزود و نتیجه را به سرعت تغییر داد؛ از طرفی مصطفی تاجزاده هشدار میداد «حواسمان جمع باشد که اگر رأی ندهیم فاشیسم حاکم میشود و جای خندهها را چکمه میگیرد.»(4) و از سوی دیگر با بزرگ کردن بیش از حد رقیب چنان وانمود میکردند که آقای احمدینژاد توان اداره کشور بویژه در بخش سیاست خارجی را ندارد. به هر حال تبلیغات مردمی به دور از تابلوهای پرزرق و برق خیابانی و بنرهای گرانقیمت، فضا را به نفع احمدینژاد تغییر داد. پیرزنی فقیر با یک عدد صد تومانی به ستاد مراجعه میکرد و میگفت این را بگیرید و عکس احمدینژاد بخرید و پخش کنید. ستاد بانوان با فروش طلاهای خودشان اداره میشد و کودکان و نوجوانان دبستانی با نقاشیهای خود از احمدینژاد قهرمان میساختند، ستاد خانمها در شهرهای مختلف به در منازل مراجعه کرده فقط پیام انتخاباتی دکتر که احیای ارزشهای دینی و عدالت خواهی به دیگر خانمها منتقل میکردند و این طور شد که رسانة مردم بر همة رسانهها غلبه کرد و احمدینژاد با هزینه بسیار ناچیز و با حمایتهای مردمی به خادمی مردم برگزیده شد.