ابوالقاسم قاسمزاده
یکبار دیگر نمایش تبلیغاتی در کاخ سفید با حضور چند نماینده و سناتور آمریکایی و جر بوش رئیس جمهور آمریکا برای امضاء و تایید تجدید لایحه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران انجام پذیرفت. این صحنه تکراری همچون خود تحریم چندان برای مردم آمریکا جذابیت ندارد و در آستانه انتخابات سراسری کنگره در اینکشور و موقعیت بسیار شکننده و بدی که مدیریت جرج بوش برای حزبش، حزب جمهوریخواه بوجود آورده است، نمایش امضاء تحریم علیه ایران، بیش از آنچه که مورد پذیرش یا تشویق مردم آمریکا قرار گیرد، برای اغلب آمریکایی ها سؤال برانگیز است . علیالخصوص این روزها در سراسر آمریکا و در افکار عمومی دلیل اصلی نفرت مردم جهان از دولت این کشور را، سیاستهای جنگطلبانه جرج بوش و همراهان او میدانند.
موضوع سیاست تحریم، مدتها است که از سوی اغلب سیاستمداران و اقتصاددانان در سراسر جهان مورد نقد قرار گرفته و آن را سیاستی شکست خورده ارزیابی کردهاند. در جهان امروز، لایحه تحریم که بصورت عمده متوجه شرکتها و کمپانیهای بزرگ اقتصادی و صنعتی است، چندان قابل اجرا نیست و حداکثر بصورت حرکت های ایزایی که مخل برخی از ارتباطات وامضاء قراردادها می شود، ارزیابی میگردد. فشار و بار اصلی لایحه تحریم آمریکا متوجه شرکتهای اروپایی، ژاپنی و یا چینی و روسی است. این شرکتها بارها اعتراض خود را به اتخاذ چنین سیساتی از سوی دولت آمریکا اعلام کردهاند، زیرا آمریکا بجای روابط سالم اقتصادی ، میدان را برای بازار سیاه و یا ارتباطات غیر قابل پیش بینی اقتصادی که منجر به گسترش بازارهای قاچاق میگردد باز و گسترش میدهد. اگر چه دولت آمریکا سالهای سال است که بزرگترین تشویق کننده بازارهای قاچاق در اروپا، آسیا و آفریقا می باشد و همواره از اینطریق بسیاری از برنامه ریزهای اقتصادی اروپایی ها را آشفته کرده است.
رئیس مجلس شورای اسلامی آقای دکتر حداد عادل، به مناسبت تصویب لایحه تمدید تحریم آمریکا علیه ایران در جلسه علنی مجلس گفت : این تحریم ها در وضع ملت ایران اثری ندارد، چرا که ما از دیر باز با این تحریم ها آشناییم و به آن عادت داریم. رئیس مجلس در ارزیابی رفتارهای دولت بوش گفت : آمریکا در مسیر گذشته گام بر می دارد و تصمیم جدی برای تجدید نظر در سیاستهایش ندارد. آمریکا، از وضعی که امروز در جهان پیداکرده، درس نگرفته است و نفرت از سیاست های آن کشور به اندازه ای آشکار شده که به تایید رسانه های داخلی آمریکا هم رسیده است و این زنگ خطری است که باید مقامات خفته آمریکا را بیدار کند تا بیش از این بر طبل دشمنی با ملت ها نکوبند...
اغلب رسانههای اروپایی و برخی از نویسندگان مطبوعاتی در آمریکا نوشتهاند، جرج بوش فرصت خوبی داشت تا با عدم تمدید مجدد لایحه تحریم نشانههای حل اختلافنظرها با قدرتمندترین دولت منطقه خاورمیانه، ایران را بدست آورد. او با امضاء لایحه تحریم نشان داد که حداقل در یکسال و چندماه باقی مانده از دوران ریاست جمهوری خود، قصد ترمیم و یا تجدیدنظر در سیاستهای تهدید و تحریم در حوزه خاورمیانه را ندارد و همچنان دو سال آینده بعنوان پایان سالهای خطرناک از سیاستهای جنگطلبانه نومحافظهکاران در واشنگتن خواهد بود.
خبر امضاء مجدد لایحه تحریم علیه ایران از سوی جرج بوش حداکثر تا چند روز در صحنه خبری مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت و همه میدانند که این لایحه، تنها در حد رفتارهای ایزایی موثر و مشکلآفرین است و چندان در صحنه ارتباطات اقتصادی و فنی نمیتواند بازدارنده باشد. اما امضاء این لایحه نشان میدهد که مسیر سیاستهای گذشته از سوی "جرج بوش" همچنان درباره ایران و خاورمیانه دنبال میشود و در استراتژی رفتار قلدری آمریکا تغییرات اساسی صورت نگرفته است، اگر چه در تاکتیک از خود نشانههای درک واقعیتها و یا تعدیل در رفتار را تبلیغ و خبر میدهد.